نوع مقاله: مقاله پژوهشی( کیفی )
مدیریت کسب و کار

شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های پذیرش سیستم‌های اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفه‌ای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.403930.1124

سید حامد حمدی،، احمد سرداری، عبدالله نعامی، علی نوروزی مبارکه

چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های پذیرش سیستم‌های اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفه‌ای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0 می‌باشد. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری ‌این تحقیق، 15 نفر از اساتید دانشگاه در رشته‌های مدیریت، کسب‌وکار و IT و مدیران شرکت‌های کسب‌وکارهای دیجیتال و به روش نمونه‌گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. معیارهای انتخاب افراد داشتن مدرک تحصیلی دکترا یا سابقه بالای 10 سال تجربه در کسب‌وکارهای دیجیتال، داشتن زمان، علاقه و توانایی انجام مصاحبه و پرسشنامه می‌باشد و مصاحبه نیمه ساختارمند با آن‌ها انجام شد. همچنین در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای MAXQDA 2020، انجام گرفت. عوامل شناسایی شده در قالب 40 شاخص و 8 مؤلفه و 3 بعد استخراج شد. مؤلفه‌ها و شاخص‌های ابعاد و مؤلفه‌های پذیرش سیستم‌های اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، شامل سه بعد سازمانی، مشتری، فناورانه که بعد سازمانی دارای سه مؤلفه (نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی)، بعد مشتری شامل سه مؤلفه (ارزش‌آفرینی، انتظار عملکرد، رضایت مشتری) و فناورانه دارای دو مؤلفه (شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا) شناسایی گردیده است.

کار آفرینی

طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی (مورد مطالعه: وزارت آموزش و پرورش)

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406920.1136

فاطمه بیناباجی، حمید رضایی فر، محمد محمدی، منیره صالح نیا

چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی در وزارت آموزش و پرورش می باشد. روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و مشارکت کنندگان مدیران تصمیم گیرنده و سیاستگذار در حوزه ی اشتغال مجدد بازنشستگان و برخی از معلمانی هستند که در دوران بازنشستگی جهت اشتغال مجدد اقدام نموده اند. روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی به تعداد 12 نفر است که شامل بازنشستگان شاغل و صاحبنظران حوزه ی آموزش و پرورش می باشند که تحقیق با افراد مدنظر به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده‏ها، از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ی 22 می باشد. یافته های تحقیق دربرگیرنده 8 بعد شامل عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، محیطی، اقتصادی، سیاسی، عملکرد فردی، عملکرد نظام آموزش و 23 مولفه در قالب شرایط علی، محوری، استراتژی ها، پیامدها، مداخله گرها و زمینه ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که شرایطی همانند عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی باعث می شود که اشتغال مجدد کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شکل گیرد. عوامل مذکور باعث می شود که راهبردهایی چون استراتژی معیشت محور و استراتژی کارآفرینی به عنوان راهبردهای اشتغال مجدد تعریف گردد. این استراتژی ها قطعا پیامدهایی دارد که از جمله می توان بهبود عملکرد فردی و بهبود عملکرد نظام آموزش و پرورش را نام برد. زمینه این       استراتژی ها یعنی عوامل سیاسی و اقتصادی بایستی فراهم گردد. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون عوامل محیطی چشم پوشی کرد.

کار آفرینی

ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453278.1360

فاطمه دوزنده ضیابری، حامد فلاح تفتی، میرمحمد اسعدی، مهدی باصولی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان می‌باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از مدیران، صاحب نظران و اساتید دانشگاهی حوزه گردشگری می‌باشند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پرسشنامه کیفی و مصاحبه باز با اعضای نمونه، بعد از یادداشت برداری و انتقال به سیستم، با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شد و خروجی و مدل نهایی گزارش گردید. نتایج نشان داد که کارآفرینی گردشگری سنتی از رویکرد سرمایه‌داری پیروی می‌کند، به شدت سود محور است و جنبه‌های اجتماعی انجام کسب‌وکار را نادیده می‌گیرد که ممکن است به نوبه خود آسیب‌های بیشتری را برای جوامع در حال حاضر محروم ایجاد کند. کارآفرینی اجتماعی در گردشگری، که در اینجا به عنوان کارآفرینی اجتماعی گردشگری نامیده می‌شود، به عنوان یک رویکرد بازارمحور برای پرداختن به مشکلات اجتماعی مختلف از طریق کارآفرینی گردشگری قرار دارد.

کار آفرینی

تبیین ویژگی‌های بومی و فرهنگی استان مازندران بر شکل‌گیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528525.1567

سید مهدی خاک زادیان

چکیده این پژوهش با هدف تبیین ویژگی‌های بومی و فرهنگی مؤثر بر شکل‌گیری و توسعه کارآفرینی هیبریدی در استان مازندران و با تمرکز بر پیوند دو حوزه گردشگری و کشاورزی انجام شده است. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از روش کلایزی انتخاب گردید تا از طریق فهم عمیق تجارب زیسته کارآفرینان هیبریدی منطقه، ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی و بومی تأثیرگذار بر مسیر کارآفرینی شناسایی شود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و با نمونه‌گیری هدفمند و قضاوتی از میان ۲۵ نفر از کارآفرینان بومی گردشگری-کشاورزی گردآوری و تا اشباع داده‌ها ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در هفت مرحله با تأکید بر استخراج مفاهیم بنیادین و خوشه‌های معنایی انجام شد. یافته‌های پژوهش در سه مقوله اصلی (متغیرهای محیطی و محلی، متغیرهای مربوط به کارآفرینی هیبریدی، عوامل تسهیل‌گر) تبیین گردید. نتایج نشان می‌دهد که تلفیق ویژگی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه و نیز نقش شبکه‌های محلی و ساختار حمایتی، بستر مناسبی برای شکل‌گیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی در مازندران فراهم می‌آورد. بدین‌ترتیب، تقویت زیرساخت‌های حمایتی، توجه به آموزش و انتقال تجربه، و بهره‌گیری از سرمایه فرهنگی بومی به‌عنوان راهکارهای کاربردی پیشنهاد می‌گردد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

تحلیل گفتمان توسعه‌ی گردشگری با رویکرد عدالت‌محور و اعتدال

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 22-41

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408335.1147

مصطفی قدرتی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعه‌ی گردشگری با رویکرد عدالت‌محور و اعتدال می‌باشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونه‌ی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دوره‌‌ی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالت‌محور و گفتمان اعتدال در دوره‌های 8 ساله بود. جهت گردآوری داده‌ها نیز از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخش‌ها، ساختارهای سلسه‌مراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویه‌های کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترل‌های شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالت‌محور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگی‌هایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیک‌تر است و ویژگی‌هایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل تاثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری بر اساس روش نظریه داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 23-38

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417419.1194

زهرا رمضانپور اسماوندانی، مهدی روح الامینی، شهربانو قلی پور

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری براساس روش نظریه داده بنیاد می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی مبتنی بر رویکرد استقرایی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان صنعت بانکداری می‌باشند و نمونه­گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه‌ها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 5 مؤلفه امنیت شغلی، آموزش، انگیزش و رضایت کارکنان، ارتباطات مثبت، توسعه و پاداش به عنوان ویژگی‎های بازاریابی داخلی در صنعت بانکداری شناسایی شد و 14 مؤلفه که در قالب شرایط علی (برقراری تعامل سازنده بین کارکنان ومدیران، پاداش سخاوتمندانه، توانمندسازی کارکنان، حمایت مدیریت)، شرایط بسترساز (رهبری و مدیریت سازمان، اقدامات مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمان)، مداخله‎ای (جو سیاسی، هزینه‌های سازمانی)، راهبردها (ترویج فرهنگ مشتری مداری، تناسب فرد- شغل) و پیامد (توسعه انسانی، خلق ارزش، افزایش تعهد) شناسایی و استخراج شد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی عوامل موثر بر تجاری‌سازی محصولات شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 24-42

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.462573.1397

یوسف صوفی، وحیدرضا میرابی، رحیم سرور

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاری‌سازی محصولات شرکت‌های دانش‌بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانش‌بنیان در استان آذربایجان غربی می‌باشد و نمونه‌ها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی‌شده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینه‌ای (قوانین و مقررات، قابلیت‌های فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعۀ اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعۀ کارآفرینی)، شرایط مداخله‌گر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیین‌کنندۀ مؤلفه‌های تجاری‌سازی محصولات شرکت‌های دانش بنیان می‌باشد، شناسایی شدند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369

محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونه‌گیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روش‌های بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزش‌های برتر را برای مشتریان ارائه می‌دهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری می‌شود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم می‌کند. به کمک این رویکرد، بانک‌ها می‌توانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.

مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی پیاده سازی بیمه سایبری با استفاده ازنظریه داده بنیاد

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 39-70

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.406060.1135

بهزاد اسماعیلی فر، منوچهر انصاری

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پیاده­ سازی بیمه سایبری در بین شرکت­های بیمه در کشور ایران است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، داده بنیاد است و از نوع روش­های کیفی است. جامعه آماری پژوهش متخصصان و خبرگان در زمینه بیمه سایبری است که با استفاده از روش نمونه ­گیری گلوله ­برفی مشخص شده ­اند. با استفاده از تکنیک مصاحبه، داده­ ها جمع­آوری شده و سپس با استفاده از نرم­­افزار MAXQDA نسخه 2020 داده­ ها و مقوله ­ها کدگذاری و طبقه ­بندی شده ­اند. پایایی پژوهش با استفاده از ضریب کاپا اندازه ­گیری شده است. در مرحله آخر مدل پژوهشی بر اساس مدل اشتراوس وکوربین استخراج شده است. بر اساس نتایج پژوهش عوامل علی به شاخص­ های دانشی، فنی و شبکه تقسیم شدند. چشم انداز بیمه ­ای با عنوان عامل مداخله ­گر، تجزیه و تحلیل محیط بیرونی و درونی و همچنین بازاریابی و توجه به بازوه ای اجرایی به عنوان عوامل بسترساز، رویکرد اکوسیستمی و تدوین استراتژی بیمه ­ای به عنوان راهکار و نهایتاً افزایش سطح دانش شرکت­ های بیمه، ایمنی و امنیت داده ­ها، بهبود خدمات و درآمد شرکت و عدم اطمینان از کارکرد بیمه به عنوان پیامدهای مثبت و منفی بیمه سایبری شناخته شده ­اند.

مدیریت کسب و کار

ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 43-70

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446306.1330

میر محمود نقیبی‬‬، چنگیز والمحمدی‬‬، کیامرث فتحی هفشجانی، محمود مدیری

چکیده هدف این پژوهش ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حرفه‌ای در استارتاپهای صنعتی، شامل مدیران ارشد و مجموعه‌های آن می‌باشد و نمونه­گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای گردآوری داده‌ها از تکنیک دلفی فازی برای شناسایی مؤلفه‌ها استفاده شد و برای ارائه مدل از روش نگاشت شناختی فازی استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که اصلی‌ترین عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی شامل یازده متغیر عبارتند از: شایستگی­های توسعه، شایستگی‌های نیروی انسانی، نیازمندی‌های سازمان به توسعه، جذب و حفظ نخبگان، برند استارتاپ، ایجاد فرصت مناسب، توسعه مهارت‌های نخبگان، شرایط اقتصادی، رضایتمندی مشتریان، پیشرفت استارتاپ، فرهنگ توسعه، سپس با استفاده از متدولوژی نقشه‌های شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل مطابق تبیین گردید.

کار آفرینی

مدل مفهومی نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی در شرکت های خانوادگی: مورد مطالعه شرکت های خانوادگی صنعت نشر

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 64-94

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.460682.1389

مریم وجدی، جهانگیر یدالهی فارسی، کمال سخدری، مهران رضوانی

چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، هم‌آفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.

کار آفرینی

شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 65-97

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451730.1353

فاطمه کریمی جعفری، مریم دانشور، زهرا عباس زاده سورمی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفه‌ها، جزء پژوهش‌های کیفی و براساس جمع‌آوری داده‌ها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفه‌های پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحله‌ای ساندلوسکی و باروسو جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. به‌منظور شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهش‌های انجام شده مربوط به این عوامل در 4 پایگاه‌ علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سال‌های 2010 تا 2023 با هدف تعیین اسناد معتبر و مرتبط با سوال پژوهش و با کلیدواژگان منتخب، پرداختند. در بررسی‌های اولیه، تعداد 162 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربال‌گری و اعتبارسنجی و بهره‌گیری از ابزار CASP در نهایت 20 مقاله مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص‌ها از ضریب کاپا در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0/80 است که نشان‌دهنده پایایی مناسب شاخص‌های این پژوهش می‌باشد. در مجموع 4 عامل اصلی پیدایش اقتصاد گیگ شامل؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری و 21 عامل فرعی شناسایی شده است.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی عناصر و مولفه های اولیه موثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 70-94

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.456992.1379

مهدی اسدی، محمد محمودی میمند، مهدی زکی پور

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عناصر و مؤلفه‌های اولیه مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و روش اجرا به صورت تکنیک دلفی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 35 نفر از مدرسین، اساتید و اعضاء هیات علمی دانشگده مدیریت و همچنین کارشناسان ارشد و مدیران بانک‌های خصوصی می‌باشد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اعضاء پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و به منظور رسیدن به اجماع در مورد مؤلفه‌های بدست آمده از تحقیقات پیشین و مقالات منتشر شده در سایت‌های علمی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به عوامل علی؛ شامل عوامل انسانی؛ عوامل تکنولوژی؛ عوامل پشتیبانی؛ و عوامل زمینه‌ای شامل عوامل فرهنگی و عواملِ صنعت؛ عوامل سازمانی شامل عوامل طراحی سازمان و عوامل مشتری؛ به عنوان متغیرهای مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونکی شناسایی و دسته بندی گردید. همچنین رضایت و وفاداری بعنوان پیامدهای بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی شناخته شد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

مطالعه پدیدارشناسی پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 71-94

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.405632.1133

غلامرضا مقدسی، حمیدرضا رضائی کلیدبری، محمد دوستار

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار در پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور است. این پژوهش از نظر هدف در دسته تحقیقات بنیادی قرار دارد. پژوهش حاضر با روش روش کیفی و بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام شده شده است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع نمونه گیری هدفمند و با انجام 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل گردید. جهت جمع آوری داده‎ها از مصاحبه‎های نیمه ساختار یافته استفاده شده است. روش تحلیل داده های بر اساس کدگذاری و مقوله بندی است. تجزیه و تحلیل داده‎ ها  با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که تمامی معیارها مورد تایید قرار گرفته، و مشخص شد  که ضریب هماهنگی کندال در هر دور نسبت به دور قبلی بهبود داشته است. با توجه به تحلیل یافته‎ها تمامی متغیرهای شناسایی شده از اهمیت مناسبی برخوردار بوده و از این رو مدل پدیدارشناسی ارائه گردید. در نتایج نهایی تحقیق مضامین اصلی با عناوین ، مدیریت منابع انسانی، نظام فرآیندی، پنهان سازی دانش، پیامدها، شناسایی گردید که هرمضمون اصلی از چندین زیر مضمون بشرح متن مقاله تشکیل شده است.

مدیریت بازرگانی

ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 73-104

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444655.1318

پرستو بافقی، محمود احمدی شریف، سینا نعمتی زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت‌های نوپا می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‌باشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان که متشکل از اساتید هیأت‌‌علمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران در صنعت بازاریابی و فروش می‌باشد که به‌روش نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار MAXQDA و برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین متغیرها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که از روش تحلیل مضمون، 5 مضمون فراگیر و 13 مضمون سازمان یافته و 87 کد پایه شناسایی و استخراج شد و سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخص‌های شناسایی‌شده سطح‌بندی شدند که نتایج نشان داد، سطح چهارم شامل استراتژی بازاریابی (C04) تاثیرگذاترین می‌باشد که به عنوان سنگ زیربنایی مدل عمل می‌کند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح سوم (محتوا و ابزار بازاریابی (C03)، ارزیابی عملکرد بازاریابی (C02) تأثیر می‌گذارند. سطح اول شامل توسعه کار تیمی (C04) به عنوان تاثیرپذیرترین سطح می‌باشد. ابعاد سطح دوم (شبکه سازی و روابط عمومی بازاریابی (C01) به عنوان رابط عمل می‌کنند.

مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بین المللی کسب و کارهای صنعت دارویی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 109-130

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389047.1056

مجید سیاری، محمدرضا چراغعلی، پرویز سعیدی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه الگوی نوسازی استراتژیک بین‌المللی کسب‌وکارهای صنعت دارویی می‌باشد. تحقیق حاضر، روش بر حسب هدف داده بنیاد و بر حسب گردآوری داده‌ها داده بنیاد است که در سال 1400 از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. به منظور گردآوری اطلاعات، جامعه آماری شامل 18 نفر از خبرگان شامل مدیران و کارشناسان حوزه صادرات کسب و کارهای برتر صادر کننده صنعت دارویی فعال در سطح استان تهران صورت پذیرفت. روش نمونه‎گیری هدفمند به صورت گلوله برفی می‌باشد که کفایت نظری طبق قاعده اشباع نظری مشخص شد. داده‌ها بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی توسط نرم‌افزار MAXQDA مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد در طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بین‌المللی کسب‌وکارهای صنعت دارویی در مجموع 10 مؤلفه که در قالب عوامل راهبردی (مولفه‎های سازمانی، زنجیره تأمین ناب و چابک، استراتژی بین‌الملل)، شرایط علی (مؤلفه بازاریابی)، ‎شرایط ساختاری (کارآفرینی)، پیامدها (عملکرد مالی، عملکرد سازمانی) و شرایط زمینه‎ای (مولفه‎های محیطی، مولفه‎های مدیریتی، مولفه‎های اجتماعی) شناسایی و استخراج شد.

کار آفرینی

فراترکیب پیشران‌های مدل کسب‌وکار چرخشی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 120-143

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408968.1152

عطیه خدایی، مهدی حسین پور، محمد جواد جمشیدی، یوسف محمدی فر

چکیده پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف ارائه ­ی تصویری جامع از مولفه ­ها و مفاهیم پیشران های مدل کسب ­و کار چرخشی انجام گرفت. روش ­شناسی پژوهش، کیفی با رویکرد فراترکیب است. بر این اساس، پس از جستجو در پایگاه ­های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی، در محدوده­ ی زمانی 1395 تا 1402 برای پژوهش ­های داخلی و 2010 تا 2023 برای پژوهش ­های خارجی، تعداد 97 مطالعه مرتبط ارزیابی و در نهایت، پس از بررسی 42 مقاله انتخاب گردید. با استفاده از الگوی هفت مرحله ­ای سندلوسکی و باروسو، یافته­ های 42 پژوهش پیشین مرتبط با اهداف پژوهش، بررسی، تجمیع، ترکیب و تفسیر شد. با استفاده از روش کدگذاری تعداد 27 کد، 8 مفهوم و 3 مؤلفه شناسایی و اعتبار هریک، از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید و الگوی پیشران­ های مدل کسب ­وکار چرخشی ارائه و ترسیم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که طیف وسیعی از پیشران­ ها را می ­توان برای گذار مدل­های کسب ­وکار خطی و سنتی به سمت مدل های کسب‌وکار چرخشی به کار برد و با در نظر گرفتن و فهم دقیق این پیشران­ها می ­توان موجب تقویت آن­ها و نهایتاً تسهیل پیاده­ سازی مدل­ های کسب­ وکار چرخشی موفق شد. در پایان، هم راستا با نتایج پژوهش، پیشنهاداتی کاربردی که می ­تواند راهنمایی بینشی ارزشمند به افراد و مدیران کسب ­وکار و سیاست­گذارانی که درصدد بهبود کارآفرینی چرخشی و افزایش رفتار کارآفرینانه جامعه هستند و در سطوح عملیاتی توسط بازیگرانی که کارآفرینی چرخشی همراهی می­ کنند، ارائه گردید.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

تبیین متغیرهای مؤثر در اندازه گیری سرمایه فکری و ارائه الگوی بهینه

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 141-161

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441121.1310

هاتف ملازاده جبدرقی، مهدی زینالی، علی اکبر نونهال نهر، احمد محمدی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تبیین متغیرهای مؤثر در اندازه گیری سرمایه فکری و ارائه الگوی بهینه می باشد. این پژوهش از نظر هدف توسعه‌ای و از نظر نوع روش، تحلیلی-همبستگی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مطالعات و تحقیقات انجام شده در گذشته در زمینه سرمایه فکری می‌باشند. در این پژوهش در دو قسمت فراتحلیل توصیفی و استنباطی به تحلیل سرمایه فکری تحقیقات منتشر شده در بازه زمانی 1366 تا 1399 استخراجی از پایگاه ایران‌داک به تعداد 51 مطالعه (102 متغیر- با حساب متغیرهای تکراری در نهایت 53 متغیر) پرداخته شد. بر اساس فراتحلیل توصیفی طبقه‌بندی تحقیقات سرمایه فکری در سه طبقه تمرکز سازمانی، تمرکز ادبیات حسابداری سرمایه‎ی فکری و روش‌های تحقیق مورد استفاده در تحقیقات دسته بندی شد. همچنین بر اساس معیار تمرکز ادبیات حسابداری، تحقیقات سرمایه فکری به پنچ طبقه حسابرسی، پاسخگویی و حاکمیت، کنترل/ راهبرد مدیریت، اندازه‎گیری عملکرد و سایر (شامل عموم) تقسیم شد. انجام فراتحلیل استنباطی با استفاده از نرم‌افزاری stata صورت گرفت. بر اساس نتایج فراتحلیل استنباطی به بررسی رابطه بین مولفه‌های سرمایه فکری و مولفه‌های عملکرد مالی پرداخته شد. نتایج نشان داد بر اساس الگوی اثرات تصادفی متوسط اندازه اثرهای استخراج شده از تحقیقات برابر 0.269 است.

کار آفرینی

شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 138-161

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.480082.1434

هاجر فرهمند، محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، ایمان رئیسی وانانی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌و نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و داده‌های تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحب‌نظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حمل‌ونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به صورت هدفمند می‌باشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری داده‌ها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرم‌افزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل داده‌ها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده‌، سیستم‌های اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بی‌وقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسب‌وکار، امنیت داده‌ها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوری‌های نوین، به‌عنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی برندسازی دیجیتال در محصولات کشاورزی سالم

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 139-168

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408992.1153

ابوالقاسم محمدنژاد عالی زمینی، آرزو احمدی دانیالی، محمود احمدی شریف

چکیده هدف پژوهش حاضر ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است. روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار مکس‌کیودا انجام گردید که ابزار گردآوری کدها مصاحبه نیمه ساختار‌یافته و به صورت روش ‌نمونه‌گیری هدفمند بوده و با 13 نفر از خبرگان این حوزه اشباع نظری حاصل گردید. همچنین با 82 کدگذاری باز‌، 22 مقوله محوری و انتخابی ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم در ایران طراحی گردید. برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم حول محور خلق معنی برند و قدرت برند قرار دارد که تحت تاثیر شرایط علّی آغاز می‌گردد و با راهبرد مختلف خلق برند دیجیتال و قدرت برند‌ معنی می‌یاید و با‌ تدوین ‌و اجرای آمیخته بازاریابی همسو با برند و بازاریابی ارتباطات یکپارچه به تقویت فرهنگ برند در جامعه هدف پرداخته و ‌هویت و شخصیت برند دیجیتال محصولات کشاورزی سالم را در ذهن مشتری تصویرسازی می‌نماید. راهبرد تحت تاثیر عوامل مداخله‌گر در‌صدد‌ تحقق خواسته بحق، امنیت و سلامت غذایی‌ می‌باشد و با عمل به وعده ‌برند‌ و تحویل محصول سالم ‌با قیمت مناسب، کسب شهرت می‌نماید و ‌تکرار خرید محصولات کشاورزی توسط مشتریان وفادار، تولید بیشتر را اقتضا نموده و باعث اشتغال و رونق اقتصادی روستایی می‌شود.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی الزامات مهارتی و ویژگی های دانشگاهی متناسب با فضای کسب و کار در انقلاب صنعتی چهارم

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 155-175

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442594.1314

پرستو سلطانی، حامد تارین

چکیده هدف از انجام این پژوهش، شناسایی الزامات مهارتی و شایستگی و همچنین ویژگی دانشگاه‌ها برای پاسخگویی به تحولات کسب‌وکار آینده در فضای انقلاب صنعتی چهارم است. روش کار پژوهش حاضر شامل بررسی و تحلیل ادبیات و منابع علمی در زمینه موضوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق شامل اسناد علمی (مقاله‌ها) منتشره از سال 2010 تاکنون می‌باشد. روش نمونه‌گیری از نوع هدفمند بوده که بر این اساس تعداد 87 مقاله جهت بررسی و تحلیل نهایی انتخاب گردید. اعتبار مقوله‌های گردآوری شده با استفاده از فرمول مایلز و هوبرمن، 82 درصد به دست آمد. تجزیه و تحلیل مضامین با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار 22Maxqda انجام گرفت. یافته‌های پژوهش حاضر در دو بخش: الف) شایستگی‌های دیجیتال، اجتماعی، شناختی، فنی و شخصی به عنوان الزامات مهارتی و شایستگی انقلاب صنعتی چهارم و ب) ویژگی‌های دانشگاه آینده در قالب حرفه‌گرا، شبکه‌گرا، دیجیتال‌گرا، صلاحیت‌گرا، پروژه‌گرا، تحول‌گرا، مرزگستر، آموزش و یادگیری شخصی‌گرا، و مهارت‌گرا ارائه گردید. نتایج پژوهش نشان داد دانشگاه با رعایت الزامات مهارتی و شایستگی‌های نوین انقلاب صنعتی چهارم و کسب ویژگی‌های یاد شده می‌تواند دانشجویان را برای فضای کسب‌وکار آینده و اشتغال‌آفرینی و اشتغال‌پذیری آماده نمایند.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل عوامل مؤثر بر تصمیم به خرید مصرف کنندگان در نقطه خرید با استفاده از نظریه داده بنیاد

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 155-176

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389055.1059

حسین آقاجان نژاد، مهدی روح الامینی، شهربانو قلی پور

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر تصمیم به خرید مصرف کنندگان در نقطه خرید با استفاده از نظریه داده بنیاد می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید دکترای مدیریت بازاریابی در دانشگاه‌های استان مازندران می‌باشند و نمونه­گیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از نرم‌افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه‌ها استفاده گردید. یافته‌ها حاکی از آنست که، عوامل علی ‌تاثیرگذار بر تصمیم به خرید مشتریان در نقطه خرید شامل ویژگی‌های شخصیتی مشتریان، ویژگی‌های فردی مشتریان و ویژگی‌های روانشناختی مشتریان می‌باشند. عوامل زمینه‌ای شامل ویژگی‌های محصول و ویژگی‌های فروشگاه می‌باشند. همچنین، عوامل مداخله گر شامل ارزش‌های فرهنگی و شرایط اقتصادی می‌باشند. براساس یافته‌ها، راهبردهای اصلی شامل برنامه‌های تبلیغات، برنامه‌های پیشبرد فروش، امکان تست محصول، تبلیغات‌های درون فروشگاهی، استراتژی رهبری قیمت، خرید اعتباری و تبلیغ در نقطه خرید آنی می‌باشند و پیامدها که نتیجه نهایی عوامل علی، راهبردها، عوامل زمینه‌ای و شرایط مداخله‌گر است، شامل تعهد به فروشگاه، تیلیغات شفاهی، تکرار خرید، وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی، سودآوری و افزایش سهم بازار می‌باشد.

مدیریت بازرگانی

بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل سیاست‌گذاری جهت ایجاد ارزش‌افزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 162-183

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.418300.1208

حسن عموزاده، عبدالله نعامی، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر ابعاد شناسایی شده مدل سیاست‌گذاری جهت ایجاد ارزش‌افزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران و کارشناسان نمایندگی‌های فروش و خدمات پس از فروش می باشند که نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه نمایندگی‌ فروش و خدمات پس از فروش صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. برای بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل از تکنیک دیمتل استفاده شد. نتایج نشان داد بعد سازمانی دارای بیشترین اهمیت است. بعد خدمات فنی در جایگاه دوم اهمیت قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم اهمیت قرار دارد. همچنین بعد خدمات فنی در دارای بیشترین تأثیرگذاری است. بعد سازمانی در جایگاه دوم تأثیرگذاری قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم تأثیرگذاری قرار دارد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی و تبیین الکوی سیاست‌گذاری توسعه خودروهای برقی در ایران

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 172-191

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.415951.1188

سید عباس کاراوند، یزدان شیرمحمدی، محمدتقی امینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی و تبیین الگوی سیاست‌گذاری توسعه خودروهای برقی در ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، بنیادی - اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و سیاست گذاران حوزه خودرو ایران می‌باشد و نمونه­ گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه ­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری‎ها استفاده گردید. نتایج نشان می‎دهد که 435 کد اولیه/باز، 40 مفهوم و 12 مقوله (اقتصاد و معیشت، برقی‌ساز حمل و نقل، تفکّر فراملی، فناوری به روز، ابتکار و نوآوری، شناسائی بازار، حفظ محیط زیست، اقدامات زیرساختی، رقابتی کردن اقتصاد و صنعت، ریسک و چالش‌پذیری، حکمرانی توسعه‌محور، استراتژی‌ و آینده‌نگری) می‌باشد.

مدیریت کسب و کار

ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 176-200

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.437209.1303

بهرام دوستی شاهملکی، محسن اعظمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی بوده و بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری، خبرگان بانکی و اساتید دانشگاه حوزه بازاریابی در استان کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، تعداد 17 نفر تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و در مصاحبه فردی عمیق نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که مقوله های به دست آمده تحت عنوان 27 مقوله در 6 طبقه اصلی دسته بندی شدند که عوامل شناسایی شده شامل: شرایط علی ( تغییرات در نظام مالی و اقتصادی، تبلیغات و بازاریابی دیجیتال، ارتباط با مشتری، ابتکار فناوری، تجربه کاربری، امنیت اطلاعات)، عوامل زمینه ای ( رقبا و شرایط بازار، منابع انسانی، تکنولوژی محلی، فرهنگ و قوانین و مقررات)، عوامل مداخله گر( محدودیت دسترسی به اینترنت، به روز رسانی فناوری، تحریم‌ها، خدمات و پشتیبانی، عوامل فنی) بودند. عامل راهبردی( همکاری با استارتاپ‌ها و فناوران، تعامل با مشتریان در فضای مجازی، ارتقاء امنیت، توسعه تجربه کاربری، استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها) و پیامدها( پیشرفت فناوری، افزایش فروش و درآمد، افزایش استفاده از خدمات الکترونیک، افزایش رضایت مشتریان و اعتماد مشتری) بودند. نتایج نشان داد بانک ها می توانند با تشویق مشتریان به اشتراک‌گذاری محتواهای بانک در شبکه‌های اجتماعی برای پیشبرد اهداف مالی و بازاریابی خود استفاده نمایند.