شناسایی ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفهای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.403930.1124
سید حامد حمدی،، احمد سرداری، عبدالله نعامی، علی نوروزی مبارکه
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفهای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0 میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این تحقیق، 15 نفر از اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت، کسبوکار و IT و مدیران شرکتهای کسبوکارهای دیجیتال و به روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. معیارهای انتخاب افراد داشتن مدرک تحصیلی دکترا یا سابقه بالای 10 سال تجربه در کسبوکارهای دیجیتال، داشتن زمان، علاقه و توانایی انجام مصاحبه و پرسشنامه میباشد و مصاحبه نیمه ساختارمند با آنها انجام شد. همچنین در تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای MAXQDA 2020، انجام گرفت. عوامل شناسایی شده در قالب 40 شاخص و 8 مؤلفه و 3 بعد استخراج شد. مؤلفهها و شاخصهای ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، شامل سه بعد سازمانی، مشتری، فناورانه که بعد سازمانی دارای سه مؤلفه (نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی)، بعد مشتری شامل سه مؤلفه (ارزشآفرینی، انتظار عملکرد، رضایت مشتری) و فناورانه دارای دو مؤلفه (شبکههای اجتماعی، تولید محتوا) شناسایی گردیده است.
طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی (مورد مطالعه: وزارت آموزش و پرورش)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406920.1136
فاطمه بیناباجی، حمید رضایی فر، محمد محمدی، منیره صالح نیا
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی در وزارت آموزش و پرورش می باشد. روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و مشارکت کنندگان مدیران تصمیم گیرنده و سیاستگذار در حوزه ی اشتغال مجدد بازنشستگان و برخی از معلمانی هستند که در دوران بازنشستگی جهت اشتغال مجدد اقدام نموده اند. روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی به تعداد 12 نفر است که شامل بازنشستگان شاغل و صاحبنظران حوزه ی آموزش و پرورش می باشند که تحقیق با افراد مدنظر به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل دادهها، از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ی 22 می باشد. یافته های تحقیق دربرگیرنده 8 بعد شامل عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، محیطی، اقتصادی، سیاسی، عملکرد فردی، عملکرد نظام آموزش و 23 مولفه در قالب شرایط علی، محوری، استراتژی ها، پیامدها، مداخله گرها و زمینه ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که شرایطی همانند عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی باعث می شود که اشتغال مجدد کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شکل گیرد. عوامل مذکور باعث می شود که راهبردهایی چون استراتژی معیشت محور و استراتژی کارآفرینی به عنوان راهبردهای اشتغال مجدد تعریف گردد. این استراتژی ها قطعا پیامدهایی دارد که از جمله می توان بهبود عملکرد فردی و بهبود عملکرد نظام آموزش و پرورش را نام برد. زمینه این استراتژی ها یعنی عوامل سیاسی و اقتصادی بایستی فراهم گردد. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون عوامل محیطی چشم پوشی کرد.
ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453278.1360
فاطمه دوزنده ضیابری، حامد فلاح تفتی، میرمحمد اسعدی، مهدی باصولی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از مدیران، صاحب نظران و اساتید دانشگاهی حوزه گردشگری میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پرسشنامه کیفی و مصاحبه باز با اعضای نمونه، بعد از یادداشت برداری و انتقال به سیستم، با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شد و خروجی و مدل نهایی گزارش گردید. نتایج نشان داد که کارآفرینی گردشگری سنتی از رویکرد سرمایهداری پیروی میکند، به شدت سود محور است و جنبههای اجتماعی انجام کسبوکار را نادیده میگیرد که ممکن است به نوبه خود آسیبهای بیشتری را برای جوامع در حال حاضر محروم ایجاد کند. کارآفرینی اجتماعی در گردشگری، که در اینجا به عنوان کارآفرینی اجتماعی گردشگری نامیده میشود، به عنوان یک رویکرد بازارمحور برای پرداختن به مشکلات اجتماعی مختلف از طریق کارآفرینی گردشگری قرار دارد.
تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی استان مازندران بر شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528525.1567
سید مهدی خاک زادیان
چکیده این پژوهش با هدف تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی مؤثر بر شکلگیری و توسعه کارآفرینی هیبریدی در استان مازندران و با تمرکز بر پیوند دو حوزه گردشگری و کشاورزی انجام شده است. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از روش کلایزی انتخاب گردید تا از طریق فهم عمیق تجارب زیسته کارآفرینان هیبریدی منطقه، ابعاد و مؤلفههای فرهنگی و بومی تأثیرگذار بر مسیر کارآفرینی شناسایی شود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و با نمونهگیری هدفمند و قضاوتی از میان ۲۵ نفر از کارآفرینان بومی گردشگری-کشاورزی گردآوری و تا اشباع دادهها ادامه یافت. تحلیل دادهها در هفت مرحله با تأکید بر استخراج مفاهیم بنیادین و خوشههای معنایی انجام شد. یافتههای پژوهش در سه مقوله اصلی (متغیرهای محیطی و محلی، متغیرهای مربوط به کارآفرینی هیبریدی، عوامل تسهیلگر) تبیین گردید. نتایج نشان میدهد که تلفیق ویژگیهای فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه و نیز نقش شبکههای محلی و ساختار حمایتی، بستر مناسبی برای شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی در مازندران فراهم میآورد. بدینترتیب، تقویت زیرساختهای حمایتی، توجه به آموزش و انتقال تجربه، و بهرهگیری از سرمایه فرهنگی بومی بهعنوان راهکارهای کاربردی پیشنهاد میگردد.
طراحی مدل راهبردی کسب و کار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزش آفرینی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503472.1496
مارشا زربازو، لیلا آندرواژ، بیتا تبریزیان
چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل راهبردی کسبوکار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزشآفرینی میباشد. این پژوهش ازنظر هدف بنیادی، ازنظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و به لحاظ روش، مبتنی بر رویکرد کیفی نظریهپردازی دادهبنیاد است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه و نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران کسبوکارهای الکترونیک بود. روش نمونهگیری انتخاب شده در این پژوهش نظری بود که از مصاحبههای عمیق با خبرگان تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. در فرایند تحلیل، کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و محتوای گزارشهای مرتبط و مصاحبهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شد و 81 کد باز (مفهوم) و 16 مقوله فرعی بهدست آمد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که شرایط علی، 3 مقوله فرعی؛ برنامهریزی و ارزیابی، نیازسنجی بازار و تجربه خرید آنلاین مشتریان، شرایط زمینهای، 3 مقوله فرعی؛ الزامات فنی، بلوغ الکترونیکی و زیرساختهای تجارت الکترونیک، شرایط مداخلهگر، 3 مقوله فرعی ویژگیهای خاص هر کسبوکار، سیاستگذاریهای دولت و تسهیلکنندهها، شرایط محوری، 3 مقوله فرعی؛ ویژگیهای توزیع کالاها و خدمات، ویژگیهای مبادله کالاها و خدمات و ویژگیهای ارتباط بین خریدار و فروشنده، راهبردها، 2 مقوله فرعی؛ راهبردهای اقتصادی کسبوکار و راهبرد بازاریابی و فروش و مقوله اصلی پیامدها،2 مقوله فرعی؛ پیامدهای اثربخشی برای کسبوکار و پیامدهای اثربخشی برای مشتریان را در برگرفت.
شناسایی ابعاد بدرفتاری مشتریان و هزینههای آن در صنعت بانکداری
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 21-49
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.555441.1657
کاوه رئوفی ماسوله، کامبیز حیدرزاده هنزایی، محمدعلی عبدالوند، سید حسام سیدین
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد بدرفتاری مشتریان و هزینههای آن در صنعت بانکداری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و با رویکرد پدیدارشناسی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از کارکنان صف بانکها در تهران میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافتههای پژوهش شامل چهار مضمون فراگیر و یازده مضمون سازماندهنده است. مضمون بدرفتاری مشتری از دو مضمون فرعی بدرفتاری غیرارتباطی و بدرفتاری ارتباطی تشکیل شده و هزینههای بدرفتاری شامل سه مضمون فراگیر: واکنش سرپرست، واکنش کوتاهمدت و واکنش بلندمدت کارکنان است. واکنش کوتاهمدت متشکل از دو مضمون فرعی واکنشفیزیولوژیکی و رفتاری و واکنشهیجانی؛ واکنش سرپرست متشکل از دو مضمون واکنش تنبهی و واکنش حمایتی نسبت به کارکنان و واکنشهای بلندمدت متشکل از پنج مضمون فرعی: تحلیل موفقیت فردی، تحلیل شخصیت، تحلیل هیجانی، قصد ترکشغل و استرسشغلی است. اعتبارسنجی کدگذاری و یافتههای پژوهش با بازخورد مثبت مشارکتکنندگان حمایت شده است. بنابراین بدرفتاری مشتری بر بانکها هزینه تحمیل میکند و کارکنان خدمات را درگیر آسیبهای مختلف و رفتارهای غیرمولد میکند.
تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 22-41
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408335.1147
مصطفی قدرتی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال میباشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونهی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دورهی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالتمحور و گفتمان اعتدال در دورههای 8 ساله بود. جهت گردآوری دادهها نیز از روش کتابخانهای استفاده شده است. یافتهها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخشها، ساختارهای سلسهمراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویههای کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترلهای شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقرراتزدایی، خصوصیسازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالتمحور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگیهایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیکتر است و ویژگیهایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.
ارائه مدل تاثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری بر اساس روش نظریه داده بنیاد
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 23-38
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417419.1194
زهرا رمضانپور اسماوندانی، مهدی روح الامینی، شهربانو قلی پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری براساس روش نظریه داده بنیاد میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی مبتنی بر رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان صنعت بانکداری میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 5 مؤلفه امنیت شغلی، آموزش، انگیزش و رضایت کارکنان، ارتباطات مثبت، توسعه و پاداش به عنوان ویژگیهای بازاریابی داخلی در صنعت بانکداری شناسایی شد و 14 مؤلفه که در قالب شرایط علی (برقراری تعامل سازنده بین کارکنان ومدیران، پاداش سخاوتمندانه، توانمندسازی کارکنان، حمایت مدیریت)، شرایط بسترساز (رهبری و مدیریت سازمان، اقدامات مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمان)، مداخلهای (جو سیاسی، هزینههای سازمانی)، راهبردها (ترویج فرهنگ مشتری مداری، تناسب فرد- شغل) و پیامد (توسعه انسانی، خلق ارزش، افزایش تعهد) شناسایی و استخراج شد.
شناسایی عوامل موثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.462573.1397
یوسف صوفی، وحیدرضا میرابی، رحیم سرور
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانشبنیان در استان آذربایجان غربی میباشد و نمونهها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادههای از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحیشده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینهای (قوانین و مقررات، قابلیتهای فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعۀ اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعۀ کارآفرینی)، شرایط مداخلهگر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیینکنندۀ مؤلفههای تجاریسازی محصولات شرکتهای دانش بنیان میباشد، شناسایی شدند.
شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369
محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونهگیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روشهای بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزشهای برتر را برای مشتریان ارائه میدهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری میشود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم میکند. به کمک این رویکرد، بانکها میتوانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
طراحی الگوی پیاده سازی بیمه سایبری با استفاده ازنظریه داده بنیاد
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 39-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.406060.1135
بهزاد اسماعیلی فر، منوچهر انصاری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پیاده سازی بیمه سایبری در بین شرکتهای بیمه در کشور ایران است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، داده بنیاد است و از نوع روشهای کیفی است. جامعه آماری پژوهش متخصصان و خبرگان در زمینه بیمه سایبری است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی مشخص شده اند. با استفاده از تکنیک مصاحبه، داده ها جمعآوری شده و سپس با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 2020 داده ها و مقوله ها کدگذاری و طبقه بندی شده اند. پایایی پژوهش با استفاده از ضریب کاپا اندازه گیری شده است. در مرحله آخر مدل پژوهشی بر اساس مدل اشتراوس وکوربین استخراج شده است. بر اساس نتایج پژوهش عوامل علی به شاخص های دانشی، فنی و شبکه تقسیم شدند. چشم انداز بیمه ای با عنوان عامل مداخله گر، تجزیه و تحلیل محیط بیرونی و درونی و همچنین بازاریابی و توجه به بازوه ای اجرایی به عنوان عوامل بسترساز، رویکرد اکوسیستمی و تدوین استراتژی بیمه ای به عنوان راهکار و نهایتاً افزایش سطح دانش شرکت های بیمه، ایمنی و امنیت داده ها، بهبود خدمات و درآمد شرکت و عدم اطمینان از کارکرد بیمه به عنوان پیامدهای مثبت و منفی بیمه سایبری شناخته شده اند.
ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 43-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446306.1330
میر محمود نقیبی، چنگیز والمحمدی، کیامرث فتحی هفشجانی، محمود مدیری
چکیده هدف این پژوهش ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حرفهای در استارتاپهای صنعتی، شامل مدیران ارشد و مجموعههای آن میباشد و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری دادهها از تکنیک دلفی فازی برای شناسایی مؤلفهها استفاده شد و برای ارائه مدل از روش نگاشت شناختی فازی استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که اصلیترین عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی شامل یازده متغیر عبارتند از: شایستگیهای توسعه، شایستگیهای نیروی انسانی، نیازمندیهای سازمان به توسعه، جذب و حفظ نخبگان، برند استارتاپ، ایجاد فرصت مناسب، توسعه مهارتهای نخبگان، شرایط اقتصادی، رضایتمندی مشتریان، پیشرفت استارتاپ، فرهنگ توسعه، سپس با استفاده از متدولوژی نقشههای شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل مطابق تبیین گردید.
ارائه الگوی اکتشافی تجربه مشتری از خدمات فناوری مالی در صنعت لیزینگ
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 50-68
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578782.1719
حمید شهریاری، اسماعیل حسن پور قروقچی، غلامرضا فرساد امان الهی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی تجربه مشتری و عوامل مؤثر بر شکلگیری وفاداری در خدمات فناوری مالی صنعت لیزینگ انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است بر مبنای نظریه دادهبنیاد با رویکرد نظاممند «استراوس و کوربین» اجرا گردید. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان و مشتریان فعال پلتفرمهای لیزینگ دیجیتال جمعآوری و با استفاده از فرآیند سه مرحلهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم افزارMAXQDA18 تحلیل شدند. یافتههای پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که نشان میدهد تجربه مشتری تحت تأثیر «عوامل علّی» نظیر ناکارآمدی فرآیندهای سنتی، نیاز به سرعت و سهولت و پیشرفتهای فناوری مالی شکل میگیرد. در این مدل، «عوامل مداخلهگر» شامل سطح اعتماد دیجیتال، امنیت اطلاعات و کیفیت پشتیبانی فنی، و «عوامل زمینهای» همچون سواد دیجیتال و زیرساختهای قانونی، فرآیند تجربه را تعدیل میکنند. راهبردهای شناسایی شده شامل طراحی کاربرمحور، شفافسازی فرآیندها و شخصیسازی خدمات مالی است که به عنوان محرکهای اصلی برای رسیدن به پدیده محوری (ادراک سهولت و امنیت) عمل میکنند. پیامدهای این الگو در دو بعد روانی و رفتاری تبلور یافته که شامل افزایش وفاداری، تبلیغات شفاهی مثبت، بهبود رفاه مالی و کسب مزیت رقابتی برای سازمانهای لیزینگ است. نتایج این پژوهش ضمن پر کردن شکاف نظری در حوزه فینتک، راهکارهای اجرایی ارزشمندی را برای مدیران جهت طراحی تجربهای خوشایند و پایدار برای مشتریان در اکوسیستم دیجیتال ارائه میدهد.
مدل مفهومی نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی در شرکت های خانوادگی: مورد مطالعه شرکت های خانوادگی صنعت نشر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 64-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.460682.1389
مریم وجدی، جهانگیر یدالهی فارسی، کمال سخدری، مهران رضوانی
چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، همآفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.
شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 65-97
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451730.1353
فاطمه کریمی جعفری، مریم دانشور، زهرا عباس زاده سورمی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعهای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفهها، جزء پژوهشهای کیفی و براساس جمعآوری دادهها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفههای پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحلهای ساندلوسکی و باروسو جمعآوری و تحلیل شدهاند. بهمنظور شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهشهای انجام شده مربوط به این عوامل در 4 پایگاه علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سالهای 2010 تا 2023 با هدف تعیین اسناد معتبر و مرتبط با سوال پژوهش و با کلیدواژگان منتخب، پرداختند. در بررسیهای اولیه، تعداد 162 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربالگری و اعتبارسنجی و بهرهگیری از ابزار CASP در نهایت 20 مقاله مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخصها از ضریب کاپا در نرمافزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0/80 است که نشاندهنده پایایی مناسب شاخصهای این پژوهش میباشد. در مجموع 4 عامل اصلی پیدایش اقتصاد گیگ شامل؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری و 21 عامل فرعی شناسایی شده است.
طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال در عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 69-92
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580937.1743
احمد سلام علی نخیلاوی، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال در عراق میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی؛ استراتژی مورد نظر اکتشافی و روش مورد نظر تحلیل مضمون میباشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از اعضای هیاتعلمی و خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال و تعاملی در عراق میباشد که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 14 مضمون پایه و 58 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب 6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: عوامل استراتژیک، عوامل مصرف کننده، عوامل برند، نگرش ارزش آفرینی مصرف کننده، استراتژی شخصی سازی محتوا، پاسخگویی و بازخورد بهدست آمد. نتایج نشان داد که بازاریابی محتوای تعاملی به عنوان یک راهبرد نوظهور و مؤثر کاربردی مهم و تأثیرگذاری در شکلدهی و قوت بخشی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال دارد.
شناسایی عناصر و مولفه های اولیه موثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 70-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.456992.1379
مهدی اسدی، محمد محمودی میمند، مهدی زکی پور
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عناصر و مؤلفههای اولیه مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و روش اجرا به صورت تکنیک دلفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 35 نفر از مدرسین، اساتید و اعضاء هیات علمی دانشگده مدیریت و همچنین کارشناسان ارشد و مدیران بانکهای خصوصی میباشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اعضاء پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و به منظور رسیدن به اجماع در مورد مؤلفههای بدست آمده از تحقیقات پیشین و مقالات منتشر شده در سایتهای علمی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به عوامل علی؛ شامل عوامل انسانی؛ عوامل تکنولوژی؛ عوامل پشتیبانی؛ و عوامل زمینهای شامل عوامل فرهنگی و عواملِ صنعت؛ عوامل سازمانی شامل عوامل طراحی سازمان و عوامل مشتری؛ به عنوان متغیرهای مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونکی شناسایی و دسته بندی گردید. همچنین رضایت و وفاداری بعنوان پیامدهای بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی شناخته شد.
مطالعه پدیدارشناسی پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 71-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.405632.1133
غلامرضا مقدسی، حمیدرضا رضائی کلیدبری، محمد دوستار
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار در پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور است. این پژوهش از نظر هدف در دسته تحقیقات بنیادی قرار دارد. پژوهش حاضر با روش روش کیفی و بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام شده شده است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع نمونه گیری هدفمند و با انجام 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل گردید. جهت جمع آوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شده است. روش تحلیل داده های بر اساس کدگذاری و مقوله بندی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که تمامی معیارها مورد تایید قرار گرفته، و مشخص شد که ضریب هماهنگی کندال در هر دور نسبت به دور قبلی بهبود داشته است. با توجه به تحلیل یافتهها تمامی متغیرهای شناسایی شده از اهمیت مناسبی برخوردار بوده و از این رو مدل پدیدارشناسی ارائه گردید. در نتایج نهایی تحقیق مضامین اصلی با عناوین ، مدیریت منابع انسانی، نظام فرآیندی، پنهان سازی دانش، پیامدها، شناسایی گردید که هرمضمون اصلی از چندین زیر مضمون بشرح متن مقاله تشکیل شده است.
ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 73-104
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444655.1318
پرستو بافقی، محمود احمدی شریف، سینا نعمتی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکتهای نوپا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان که متشکل از اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران در صنعت بازاریابی و فروش میباشد که بهروش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA و برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین متغیرها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که از روش تحلیل مضمون، 5 مضمون فراگیر و 13 مضمون سازمان یافته و 87 کد پایه شناسایی و استخراج شد و سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شدند که نتایج نشان داد، سطح چهارم شامل استراتژی بازاریابی (C04) تاثیرگذاترین میباشد که به عنوان سنگ زیربنایی مدل عمل میکند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح سوم (محتوا و ابزار بازاریابی (C03)، ارزیابی عملکرد بازاریابی (C02) تأثیر میگذارند. سطح اول شامل توسعه کار تیمی (C04) به عنوان تاثیرپذیرترین سطح میباشد. ابعاد سطح دوم (شبکه سازی و روابط عمومی بازاریابی (C01) به عنوان رابط عمل میکنند.
طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بین المللی کسب و کارهای صنعت دارویی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389047.1056
مجید سیاری، محمدرضا چراغعلی، پرویز سعیدی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه الگوی نوسازی استراتژیک بینالمللی کسبوکارهای صنعت دارویی میباشد. تحقیق حاضر، روش بر حسب هدف داده بنیاد و بر حسب گردآوری دادهها داده بنیاد است که در سال 1400 از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. به منظور گردآوری اطلاعات، جامعه آماری شامل 18 نفر از خبرگان شامل مدیران و کارشناسان حوزه صادرات کسب و کارهای برتر صادر کننده صنعت دارویی فعال در سطح استان تهران صورت پذیرفت. روش نمونهگیری هدفمند به صورت گلوله برفی میباشد که کفایت نظری طبق قاعده اشباع نظری مشخص شد. دادهها بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی توسط نرمافزار MAXQDA مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد در طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بینالمللی کسبوکارهای صنعت دارویی در مجموع 10 مؤلفه که در قالب عوامل راهبردی (مولفههای سازمانی، زنجیره تأمین ناب و چابک، استراتژی بینالملل)، شرایط علی (مؤلفه بازاریابی)، شرایط ساختاری (کارآفرینی)، پیامدها (عملکرد مالی، عملکرد سازمانی) و شرایط زمینهای (مولفههای محیطی، مولفههای مدیریتی، مولفههای اجتماعی) شناسایی و استخراج شد.
طراحی مدل مصرف پایدار در بازار محصولات سلامت محور
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 109-131
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493710.1469
سهیلا مدیر روستا، الهام فریدچهر، منصور ترکیان تبار
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مصرف پایدار در بازار محصولات سلامت محور است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۳ نفر از صاحبنظران و متخصصان در حوزه مصرف پایدارمی باشد و نمونهها از روش نمونه گیری به صورت هدفمند انتخاب شدند و جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرده است. تجزیه وتحلیل دادهها در بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و نرم افزارMAXQDA ورژن 2020 میباشد. نتایج پژوهش نشان داد الگوی طراحی شده که شامل شرایط علی (نگرش به مصرف پایدار، هنجارهای ذهنی، تعهد اخلاقی به مصرف پایدار، ادراک مصرفکننده، ارزشها، مسئولیت اجتماعی، نیت مصرف پایدار و آگاهی محیطی) شرایط زمینهای (عوامل مرتبط با آمیخته بازاریابی، قوانین زیست محیطی، عوامل سیاسی) شرایط مداخلهگر (مصرف مسئولانه، رفتارکاهشی مصرف پایدار) مقوله محوری، راهبردها (بازاریابی تلنگر، مشوقهای پایداری، استفاده از افراد مشهور و...) پیامدها (رضایت از زندگی، حفظ منابع طبیعی، رفتار خرید محصولات سلامت محور) تبیین کننده مؤلفههای مصرف پایدار در محصولات سلامت محور میباشد، شناسایی شدند.
فراترکیب پیشرانهای مدل کسبوکار چرخشی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 120-143
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408968.1152
عطیه خدایی، مهدی حسین پور، محمد جواد جمشیدی، یوسف محمدی فر
چکیده پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف ارائه ی تصویری جامع از مولفه ها و مفاهیم پیشران های مدل کسب و کار چرخشی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش، کیفی با رویکرد فراترکیب است. بر این اساس، پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی، در محدوده ی زمانی 1395 تا 1402 برای پژوهش های داخلی و 2010 تا 2023 برای پژوهش های خارجی، تعداد 97 مطالعه مرتبط ارزیابی و در نهایت، پس از بررسی 42 مقاله انتخاب گردید. با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، یافته های 42 پژوهش پیشین مرتبط با اهداف پژوهش، بررسی، تجمیع، ترکیب و تفسیر شد. با استفاده از روش کدگذاری تعداد 27 کد، 8 مفهوم و 3 مؤلفه شناسایی و اعتبار هریک، از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید و الگوی پیشران های مدل کسب وکار چرخشی ارائه و ترسیم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که طیف وسیعی از پیشران ها را می توان برای گذار مدلهای کسب وکار خطی و سنتی به سمت مدل های کسبوکار چرخشی به کار برد و با در نظر گرفتن و فهم دقیق این پیشرانها می توان موجب تقویت آنها و نهایتاً تسهیل پیاده سازی مدل های کسب وکار چرخشی موفق شد. در پایان، هم راستا با نتایج پژوهش، پیشنهاداتی کاربردی که می تواند راهنمایی بینشی ارزشمند به افراد و مدیران کسب وکار و سیاستگذارانی که درصدد بهبود کارآفرینی چرخشی و افزایش رفتار کارآفرینانه جامعه هستند و در سطوح عملیاتی توسط بازیگرانی که کارآفرینی چرخشی همراهی می کنند، ارائه گردید.
تبیین متغیرهای مؤثر در اندازه گیری سرمایه فکری و ارائه الگوی بهینه
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 141-161
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441121.1310
هاتف ملازاده جبدرقی، مهدی زینالی، علی اکبر نونهال نهر، احمد محمدی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تبیین متغیرهای مؤثر در اندازه گیری سرمایه فکری و ارائه الگوی بهینه می باشد. این پژوهش از نظر هدف توسعهای و از نظر نوع روش، تحلیلی-همبستگی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مطالعات و تحقیقات انجام شده در گذشته در زمینه سرمایه فکری میباشند. در این پژوهش در دو قسمت فراتحلیل توصیفی و استنباطی به تحلیل سرمایه فکری تحقیقات منتشر شده در بازه زمانی 1366 تا 1399 استخراجی از پایگاه ایرانداک به تعداد 51 مطالعه (102 متغیر- با حساب متغیرهای تکراری در نهایت 53 متغیر) پرداخته شد. بر اساس فراتحلیل توصیفی طبقهبندی تحقیقات سرمایه فکری در سه طبقه تمرکز سازمانی، تمرکز ادبیات حسابداری سرمایهی فکری و روشهای تحقیق مورد استفاده در تحقیقات دسته بندی شد. همچنین بر اساس معیار تمرکز ادبیات حسابداری، تحقیقات سرمایه فکری به پنچ طبقه حسابرسی، پاسخگویی و حاکمیت، کنترل/ راهبرد مدیریت، اندازهگیری عملکرد و سایر (شامل عموم) تقسیم شد. انجام فراتحلیل استنباطی با استفاده از نرمافزاری stata صورت گرفت. بر اساس نتایج فراتحلیل استنباطی به بررسی رابطه بین مولفههای سرمایه فکری و مولفههای عملکرد مالی پرداخته شد. نتایج نشان داد بر اساس الگوی اثرات تصادفی متوسط اندازه اثرهای استخراج شده از تحقیقات برابر 0.269 است.
طراحی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک رافدین عراق
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578953.1729
ابوالحسن مظفر محمد الکاظم، ناصر سیف اللهی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری با تأکید بر الگوهای رفتار مصرفکننده در بانک رافدین عراق می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی می باشد و از لحاظ اجرا به صورت کیفی با رویکرد تفسیری–استقرایی و با بهرهگیری از نظریه دادهبنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از مدیران و کارشناسان بانک رافدین عراق و اساتید بازاریابی می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و نرم افزار MAXQDA 2024 استفاده گردید. نتایج نشان داد که ۱۴۷ کد اولیه و تجمیع آنها در قالب ۲۰ مقوله اصلی استخراج گردید. یافتههای در قالب یک مدل پارادایمی بازاریابی اجتماعی خدمات بانکداری ساماندهی شد که شامل عوامل علّی (نظیر بیثباتی اقتصادی و سیاسی، ساختار سنتی بانک، سطح پایین سواد مالی و اعتماد اجتماعی)، شرایط زمینهای (بستر فرهنگی–اجتماعی، سرمایه اجتماعی، نگرش عمومی به بانکهای دولتی)، عوامل مداخلهگر (محدودیتهای نهادی و قانونی، شکاف ادراکی بانک و مشتری، نگرش و آمادگی کارکنان و ضعف زیرساختهای دیجیتال)، راهبردها (آموزش مالی عمومی، ارتباطات شفاف و دوطرفه، مشارکت اجتماعی واقعی، همراستاسازی درونسازمانی و بهرهگیری از رسانههای دیجیتال) و پیامدها (افزایش اعتماد و وفاداری مشتریان، بهبود تجربه و رفتار مصرفکننده، ارتقای تصویر و مشروعیت اجتماعی بانک و افزایش مشارکت اقتصادی جامعه) است.
شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 138-161
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.480082.1434
هاجر فرهمند، محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، ایمان رئیسی وانانی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملو نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و دادههای تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حملونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونهگیری در این پژوهش به صورت هدفمند میباشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری دادهها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرمافزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل دادهها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده، سیستمهای اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بیوقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسبوکار، امنیت دادهها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوریهای نوین، بهعنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.
