ترکیب الگوریتم ژنتیک در بهینه سازی سبد سهام در تصمیم گیری مالی سرمایهگذاران
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 73-88
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412174.1166
سید مرتضی هاشمی، محمدعلی افشارکاظمی، عباس طلوعی اشلقی، مهرزاد مینویی
چکیده هدف این پژوهش ترکیب الگوریتم ژنتیک در بهینه سازی سبد سهام در تصمیم گیری مالی سرمایهگذاران میباشد؛ در یک پروژه شبیه سازی، استفاده نهایی از دادههای ورودی برای ساختن مدل شبیه سازی میباشد. این فرآیند شامل جمع آوری دادههای ورودی، آنالیز کردن دادههای ورودی و استفاده از این دادههای ورودی آنالیز شده در مدل شبیه سازی است. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نماد (شرکت) از بین صنایع (وبصادر، وتجارت، اخابر، فخوز، فارس، بالبر، تپمپی، خساپا، خودرو، سشرق، سصوفی، شبهرن، شپنا، غپینو، فولاد، قثابت، کسرا، وبانک، ونفت، ونیکی) و اطلاعات مربوط به قیمت روزانه سهام و میزان شاخص روزانه از تاریخ 1 دی ماه 1387 الی 26 دی ماه 1400 به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوریاطلاعات و دادهها با استفاده از سایت فیپیران میباشد و میزان بتا (ریسک) سهام بصورت ماهیانه با استفاده از نرم افزار اکسل محاسبه و میزان فراوانی بازده و بتا (ریسک) محاسبه شده را با استفاده از نرم افزار Spss بدست آورده و با استفاده از نرم افزار Easy fit به تابعهای توزیع پرداخته شد؛ نتایج نشان داد که در صورتیکه عاملها مبتدی هستند برای کسب سود بیشتر از رفتار نرمال و ریسک 40% را قبول کنند میزان سود بدست آمده پس از بهینه نمودن مدل با الگوریتم ژنتیک بیشتر از مدل اولیه میباشد. درصورتیکه عاملها حرفه ایی هستند برای کسب سود بیشتر از رفتار ریسک گریز و ریسک 80% را قبول کنند میزان سود بدست آمده پس از بهینه نمودن مدل با الگوریتم ژنتیک بیشتر از مدل اولیه میباشد.
تأثیر بازاریابی اخلاقی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با تاکید بر نقش میانجی هویت برند و ارزش ویژه مارک تجاری (مورد مطالعه: فروشگاه اینترنتی دیجی کالا)
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 81-100
https://doi.org/10.22034/jbme.2021.313204.1005
محیا رضاییان، محمد هادی عسگری
چکیده هدف تحقیق حاضر، تحلیل تأثیر بازاریابی اخلاقی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با تاکید بر نقش میانجی هویت برند و ارزش ویژه مارک تجاری است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-پیمایشی و از حیث هدف کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق را مشتریان فروشگاه اینترنتی دیجی کالا تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 375 نفر تعیین و نمونهها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای بازاریابی اخلاقی صفری و همکاران (1396)، ارزش ویژه برند آکر (1996)، هویت برند مائل و آشفورت (1992) و قصد خرید مجدد هونگ وهمکاران (2011) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد بازاریابی اخلاقی بر هویت برند، قصد خرید مجدد مشتریان و ارزش ویژه مارک تجاری تأثیر مثبت و معناداری دارد. هویت برند بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. ارزش ویژه مارک تجاری بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. نهایتاً بازاریابی اخلاقی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با تاکید بر نقش میانجی هویت برند و ارزش ویژه مارک تجاری تأثیر معناداری دارد.
الگویابی ساختاری تاثیر رهبری تحول گرای سبز بر عملکرد زیست محیطی با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و آگاهی زیست محیطی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 82-108
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.376957.1044
اسداله علیرضایی، اسما عباسقلی زاده، عباس شول، مهدی کرهانی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر رهبری تحولگرای سبز بر عملکرد زیست محیطی با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و آگاهی زیست محیطی در کسب و کار های کوچک و متوسط منطقه ویژه اقتصادی سیرجان بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان در کسب و کارهای کوچک و متوسط منطقه ویژه اقتصادی سیرجان که تعداد آنها در سال 1401 به 721 نفر بالغ گردیده است. از این تعداد 251 نفر به شیوه طبقهای تصادفی انتخاب شدند. آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحولگرای سبز چن و چانگ (2013) ، عملکرد زیست محیطی پرسشنامه ملنیک و همکاران (2003) و دیلی و همکاران (2007) ، مدیریت منابع انسانی سبز پرسشنامه رنویک و همکاران (2013)، آگاهی زیست محیطی هان و یون (2015) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامهها براساس نظر خبرگان، و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی آنها نیز با محاسبة، پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. دادههای جمعآوریشده با روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار PLS تجزیه و تحلیل شد. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی رهبری تحولگرای سبز بر عملکرد زیست محیطی با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و آکاهی زیست محیطی تأثیر معناداری دارد.
ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 89-108
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.507726.1505
حافظ محرابی حصار، حمید فروغی پور، محمد نیکروان
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی؛ و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از طرح تحقیق پیمایشی مقطعی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه خبرگان و کارشناسان ورزشی دانشگاههای آزاد، پیام نور و دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه اراک و دانشجویانی که از این فناوری در ورزش استفاده کرده اند تشکیل داد. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، نمونه 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از نظر خبرگان وتحلیل محتوا بوده است. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از این فناوری در ارتقای عملکرد ورزشی، جلوگیری از آسیب دیدگی، محافظت از ورزشکاران و همچنین بالا بردن دقت و تمرکز در داوری و رعایت عدالت در مسابقات ورزشی تاثیر معناداری دارد و پیامدهای عملکرد مدیریت هوشمند، عوامل آموزشی مدیریت هوشمند، عوامل سازمانی مدیریت هوشمند، عوامل فردی مدیریت هوشمند، عوامل فناوری مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی استان مرکزی تاثیر دارد.
ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهرهوری منابع انسانی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 95-112
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.484989.1448
حسن برمکی، فرشاد فائزی رازی، احتشام رشیدی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهرهوری منابع انسانی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر فرایند تجزیه و تحلیل دادهها از نوع اکتشافی میباشد. جامعه آماری شامل مدیران و معاونین، سرپرستان و روسای شرکت مپنا هستند که با روش غیر تصادفی ساده و فرمول کوکران حجم نمونه 267 نفر تعیین شد و ابزار گرداوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی از طریق نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ 0.78 بدست آمد و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از معادلات ساختاری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل فردی به عوامل سازمانی با ضریب (0.405) و مقدار t(4.051)، عوامل سازمانی به عوامل مدیریتی با ضریب (0.233) و مقدار t(3.789)، ایجاد تعهد به عوامل مدیریتی با ضریب (0.085) و مقدار t(2.298)، انگیزش و رضایت به عوامل مدیریتی با ضریب (0.234) و مقدار t(4.877) و عوامل مدیریتی به بهره وری منابع انسانی با ضریب (0.449) و مقدار t(4.305) تأثیر دارد و مقدار محاسبه شده GOF برابر با 65/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسمهای روانشناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان (مورد مطالعه: شرکت الکترو کویر یزد)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 97-119
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407756.1148
مرضیه دهقانی زاده، فاطمه کشاورزی هدش
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسمهای روانشناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان در شرکت الکترو کویر شهر یزد بود. روش پژوهش حاضر، بر اساس هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها، توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه کارکنان شرکت الکترو کویر شهر یزد (380 نفر) میباشد که حجم نمونه 191 نفر از طریق نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامههای استاندارد بود که روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات تعدادی از خبرگان این حوزه مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار اندازهگیری از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد و روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری بود. یافتههای پژوهش نشان داد که مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت با رفتار خلاقانه کارکنان، تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان رابطه معناداری دارد. همچنین متغیرهای تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان با رفتار خلاقانه کارکنان رابطه معناداری دارند و همچنین نقش میانجی تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و رفتار خلاقانه کارکنان تأیید شد. بنابراین طبق نتایج پژوهش مشخص شد که با استفاده از تئوری هویت اجتماعی، درک کارکنان از مسئولیت اجتماعی شرکت الکترو کویر یزد، باعث افزایش تعهد عاطفی و اقدامات توام با شفقت کارکنان شرکت شده و این امر، باعث افزایش اثرات انگیزه درونی کارکنان شده و بدین ترتیب، رفتار خلاقانه کارکنان این شرکت افزایش مییابد.
مدل ساختاری از نقش عشق به برند در تاثیرگذاری محرک های بازاریابی بر رضایت مشتریان
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 101-118
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.313113.1000
پیمان دیلمی معزی
چکیده هدف تحقیق حاضر، ارائه مدل ساختاری از نقش عشق به برند در تاثیرگذاری محرک های بازاریابی بر رضایت مشتریان می باشد. این تحقیق از لحاظ روش گردآوری،پیمایشی و از حیث هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری تحقیق را مشتریان شرکت کاله در استان های مازندران و گیلان تشکیل دادند.حجم نمونه تحقیق بر اساس فرمول کوکران 384 نفرتعیین گردیدواز روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد محرک های بازاریابی حسن زاده و رضوانی(1395)، رضایت مشتری گرملز و گویینر(2000)و عشق به برند چو و فیور(2015)استفاده گردید.به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار Spss استفاده شد.یافته های تحقیق حاکی از آن بود که مولفه های محرک های بازاریابی به ترتیب محرک محصول،محرک قیمت گذاری،محرک توزیع و محرک پیشبرد دارای بیشترین میزان اثرگذاری بر رضایت مشتریان بوده اند.نتایج تحقیق نشان داد محرک های بازاریابی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر رضایت مشتریان تاثیر دارند.عشق به برند در تاثیر عناصر محرک های بازاریابی بر رضایت مشتریان نقش میانجی دارد.
طراحی مدل رتبهبندی تأمینکنندگان و تخصیص میزان بهینه خرید
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 109-136
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.385579.1053
سید رسول حسینی، تورج صادقی، غلام مولا ابوبکری، هادی تقوی
چکیده در رقابتهای جهانی عصر حاضر، انتخاب تأمینکنندگان، افزایش روابط با تأمینکنندگان و توسعه روابط مشارکتی و پایدار بر آنها برای کاهش هزینهها و افزایش انعطافپذیری در برابر تغییرات بازار ضروری و امری دشوار میباشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی جهت رتبهبندی تأمینکنندگان و تخصیص میزان بهینه خرید چغندر قند از تأمین کنندگان انجام شده است. جامعه آماری پژوهش خبرگان و متخصصان در زمینه انتخاب تامینکنندگان در شرکت قند تربت حیدریه که تعداد این خبرگان بر اساس تخصص، اختیارات و مهارت حدود 10 نفر میباشند. روش تحقیق این پژوهش بر اساس ماهیت کمی و بر اساس هدف کاربردی است. در این تحقیق جهت شناسایی معیارهای اساسی در گزینش تأمینکنندگان از مبانی و ادبیات نظری و نظر خبرگان استفاده شده است و از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی برای رتبهبندی تأمینکنندگان بهره گرفته شده است. علاوه بر این برای تخصیص مقدار سفارش بهینه به هر یک از تأمینکنندگان از تلفیق مدل برنامهریزی آرمانی با فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شرکت قند تربت حیدریه برای تخصیص مقدار سفارش بهینه به هر یک از تأمین کنندگان، چگونه می تواند با اولویت بندی آنان و نیز با بررسی پارامترهای مختلف، مطابق ظرفیت تأمینکنندگان اقدام نماید و اینکه شرکت مورد مطالعه چگونه مواد اولیه مورد نظر خود را از تأمینکنندگان خریداری نمایند تا به مزیت نسبی و استراتژیک مورد نظر برسد.
تاثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برندخودرو سازان داخلی،مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برند
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 109-127
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568692.1696
پیمان فتحی اقدم، فرانک خدایاری، حمید سعیدی، لیلا آندرواژ
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برند خودروسازان داخلی، مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برند انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران فروش و بازاریابی خودرو سازان داخلی مانند ایران خودرو و سایپا. زامیاد در شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. جهت گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجهای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کیفیت برند، تجربه برند، رضایت مشتریان و تب بر این سردرگمی و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن میتواند به بهبود تجربه خرید مشتریان خودروسازان داخلی و افزایش رضایت آنها کمک کند.
نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.461925.1394
رامین حسینی، مصطفی هاشمی تیله نوئی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمعآوری دادهها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکتهای توزیعکننده نهادههای دامی در کشور (۳۰۰ نفر) میباشد، روش نمونهگیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصلشده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژیهای مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیلشده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد که استراتژیهای مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر میگذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژیهای مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
کاربرد بلاکچین با رویکرد مقایسهای و تأثیر آن بر ریسک، انعطاف پذیری و ارزیابی کنترل داخلی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 118-138
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.414358.1170
محمدصادق امینی پور، حمیدرضا غلامنیا روشن، آزاده کیاپور، ایمان داداشی
چکیده هدف پژوهش حاضر کاربرد بلاکچین با رویکرد مقایسه ای اثر آن بر ریسک، انعطاف پذیری و ارزیابی کنترل داخلی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، از نوع پژوهشات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها به صورت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل مدیران، کارشناسان ارشد، کارکنان انجمن حسابرسی ایران و موسسات حسابرسی است که 306 نفر بر مبنای فرمول کوکران به دست آمد؛ روایی پرسشنامه با استفاده از روش روایی محتوا مورد تأیید قرار گرفت. برای ارزیابی پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضریب آلفای کرونباخ بیش از 7/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی پرسشنامه است و از نرم افزار SPSS و Smart-PLS جهت روابط بین متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد فقدان چارچوب محافظتی مشخص در بلاکچین بر مدیریت کنترل حسابرسی داخلی تأثیر منفی و معناداری دارد؛ مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر بهبود مدیریت ریسک و عملکرد مالی شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر افزایش انعطافپذیری مالی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ و مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر بهبود ارزیابی کنترل داخلی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 123-141
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.414360.1171
علیرضا جاهد، احسان عابدی، حمیدرضا سعیدنیا
چکیده هدف این تحقیق تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران باتجربه در بخش بازاریابی و فروش بیمه و کارشناسان ارشد شرکتهای بیمه و اساتید دانشگاهی میباشد که نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 181 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری در این پژوهش بهصورت خوشهای تصادفی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در صنعت بیمه از عوامل مختلف بطور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر میپذیرد و درک مدیران از پیچیدگی ارتباط این دو واحد از اهمیت بسزایی در رشد شرکتهای بیمه و ایجاد مزیت رقابتی برای آنها برخوردار است. مدیران به منظور اطمینان از تحقق اهداف بایستی شرایط علی از قبیل پیاده سازی داشبورد مدیریت ریسک، یکپارچگی و هماهنگی ساخت یافته در کسب و کار، ایجاد سینرژی (هم افزایی) در تصمیم گیریهای سازمانی، شناخت پیش نیازها برای هماهنگی بین دو بخش بازاریابی و فروش در قالب شرایط زمینهای و یا چالشهای هماهنگی از قبیل"تعصبات بخشی، سرمایه انسانی غیرمتخصص، تعارض منافع، نگاه سلیقهای مدیران، نگرش مدیرعامل، ملاحظات اخلاقی، پشتیبانی نامطلوب از مشتریان هنگام دریافت خسارت و ایفای تعهدات سازمان و همچنین به شرایط مداخلهگر از قبیل"اسناد بالادستی، شرایط بازار (ذینفعان بازار)، شرایط قانونی و شرایط رقابتی توجه نمایند.
نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 137-156
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.494571.1468
عباس بابایی نژاد، سهیلا شمس الدینی
چکیده پژوهش حاضر با هدف نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش کمی میباشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان اداره مالیات استان هرمزگان به تعداد 358 نفر میباشد که از این تعداد 186 نفر به شیوهی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه میباشد که از 79 سوالی تشکیل شده است. روایی پرسشنامه (هوشمندی رفتار کارکنان) برابر با (923/0) و پایایی آن برابر با (746/0) محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافتهها از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتار شهروندی سازمانی»، «رفتارهای کاری مخرب»، «رفتارهای برنامهریزیشده»، «رفتارهای کنش گرای استراتژیک»، «رفتارهای سیاسی»، «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای اخلاقی» و «رفتارهای اجتماعی مطلوب» مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تشکیل میدهند. نتایج ارائهشده نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای سیاسی» و «رفتارهای برنامهریزیشده» به ترتیب با مقادیر 88، 86 و 85 درصد بیشترین بخش مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تبیین میکنند.
برندسازی بانکهای خصوصی با تمرکز بر رفتار مصرف کننده و تعهد عاطفی
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 119-137
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.313200.1003
محمد طالقانی، علی عینی دلیجانی
چکیده مطالعه حاضر اثرات برندسازی تجاری مبتنی بر مصرف کننده از برند بانکهای خصوصی را بر تعهد عاطفی مشتریان بررسی می نماید. نتایج از طریق بررسی نظرات مشتریان شش بانک خصوصی پاسارگاد،پارسیان، اقتصاد نوین،کارآفرین،سامان و سرمایه بدست آمد. روش تحقیق توصیفی - پیمایشی بود .حجم نمونه تحقیق تعداد 384 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران مبتنی بر جامعه آماری نامعلوم بدست آمد.روش نمونه گیری در دسترس بود.تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس پرسشنامه های استاندارد انجام شد. روایی پرسشنامه ها براساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و روایی مورد تأیید قرار گرفت.پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای برندسازی849/0،رفتار مصرف کننده 851/0 و تعهد عاطفی 733/0 برآورد شد.تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد برندسازی بانک بر رفتار مصرف کننده با ضریب تاثیر 67/0 ،رفتار مصرف کننده بر تعهد عاطفی مشتری با ضریب تاثیر 76/0،برندسازی بانک بر تعهد عاطفی مشتری با ضریب تاثیر 48/0 تاثیر داشته اند.از طرفی برندسازی بانک بطور غیر مستقیم با ضریب تاثیر 50/0 بر تعهد عاطفی مشتری تاثیر داشته است.به عبارتی رفتار مصرف کننده در تاثیرگذاری برندسازی بانک بر تعهد عاطفی مشتری نقش میانجی داشته است.در نهایت می توان گفت که ابعاد برندسازیبه ترتیب قدرت تاثیر بر رفتار مصرف کننده عبارتنداز:ارزش ادراک شده،وفاداری به برند،تصویر برند، عملکرد برند،اعتماد به برند،سازگاری با برند.
مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 128-145
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577859.1716
علی سعدی صالح، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار
چکیده هدف این پژوهش مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری را مشتریان و فعالان زنجیره تأمین محصولات ارگانیک در عراق تشکیل میدهند. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و با توجه به جدول مورگان و رعایت معیار کفایت نمونه، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت ۳۹۰ پرسشنامه قابل تحلیل دریافت شد. جهت گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجهای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد که درگیری مشتری بر مدیریت بحران، بهینه سازی زنجیره تأمین، بازاریابی پایدار تأثیر دارد، مدیریت بحران بر بهینه سازی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
طراحی مدل آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران بانک صادرات استان تهران
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 131-154
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417577.1197
منیژه برازیده، مریم تقوایی یزدی، کیومرث نیازآذری
چکیده هدف این پژوهش رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران (مطالعه موردی: بانک صادرات استان تهران) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، با ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاه، مشاورین سازمانی، و مدیران ارشد بانک صادرات در استان تهران و روش نمونه گیری غیرتصادفی گلوله برفی میباشد و جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه کارکنان بانک صادرات در استان تهران به تعداد 7170 نفر میباشد که براساس جدول کرجسی و مورگان، تعداد 365 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده میباشد. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه و ادبیات پژوهش و در بخش کمی از دو پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد در مجموع 101 شاخص و 6 بعد برای آینده نگری حاکمیت الکترونیک و 6 بعد شفافیت سازمانی مدیران شناسایی گردید. تمامی مؤلفههای آینده نگاری حاکمیت الکترونیک بر شفافیت سازمانی مدیران ارتباط معنادار و مثبت داشت و مدل پیشنهادی شکل گرفت. نتایج آزمون روابط بین متغیرهای مدل رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران را نشان میدهد که متغیرهای مستقل توانسته است سطح قوی از تغییرات متغیرهای وابسته را پیشبینی کند و در نهایت تمامی روابط بین متغیرهای مدل رابطه آینده نگاری حاکمیت الکترونیک با شفافیت سازمانی مدیران تأیید شده است.
ارائه مدل مدیریت عملکرد مبتنی بر مدل های BSC و EFQM در شرکت های معدنی و صنعتی کل گهر
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 144-164
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.489964.1457
سید علی علوی نسب، مسعود پورکیانی، شهین شرفی، زهرا شکوه
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مدیریت عملکرد مبتنی بر مدلهای BSC و EFQM در شرکتهای معدنی و صنعتی کل گهر میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی –توسعهای و روش تحقیق توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 940 نفر از کارکنان شرکت معدنی و صنعتی گل گهر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 270 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از سه پرسشنامه BSC، EFQM و مدیریت عملکرد استفاده شد که روایی و پایایی آنها مناسب و قابل قبول بوده است. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS صورت گرفت. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان میدهد که الگوی مفهومی مدیریت عملکرد با استفاده از مدلهای BSC و EFQM در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر از برازش قابل قبولی برخوردار است و مدلهای کارت امتیازی متوازن و تعالی سازمانی در صورت یکپارچگی، با پوشش نقاط ضعف یکدیگر، میتوانند چارچوب مناسبی برای مدیریت عملکرد در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر فراهم آورند.
طراحی الگوی کارآفرینی در شبکه بانکی با رویکرد فناوری دیجیتال
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 162-182
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.449196.1344
افشین نوبخت، مجید نصیری، پرویز سعیدی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی کارآفرینی در شبکه بانکی با رویکرد فناوری دیجیتال میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر از کارشناسان در زمینه فناوری اطلاعات و کارآفرینی در صنعت بانکی و روش نمونه گیری تصادفی ساده میباشد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار AMOS و مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. نتایج نشان داد که زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها با ابعاد زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها با ابعاد، توسعه فناوریهای مالی، ایجاد مدلهای کسبوکار الکترونیک، توسعه تسهیلات کارآفرینی الکترونیک، مدیریت زیرساختهای تجارت الکترونیک، توسعه ارز دیجیتال و بلاکچین، جذب ایدههای کارآفرینی دیجیتال و توسعه بانکداری الکترونیک منجر نقش کلیدی در ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارند. همچنین توسعه کارآفرینی بانکی با ابعاد توسعه کارآفرینی سازمانی، توسعه کارآفرینی تجاری، توسعه کارآفرینی الکترونیکی و توسعه مدلهای کارآفرینی دیجیتال منجر به تسریع ایجاد ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی میگردد. نتایج نشان داد. زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها تأثیر مثبت و معناداری بر ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارد. توسعه کارآفرینی بانکی تأثیر مثبت و معناداری بر ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارد.
نقش مهارت و تخصص و منابع سازمانی به همراه مولفههای مربوطه در محیط رقابتی سازمان (مطالعه موردی: شهرداری استان تهران)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 168-185
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406939.1137
مهدی عقیقی، رشید ذوالفقاری زعفرانی، بهزاد مشعلی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه مدل عملکرد تیمی سازمانی با رویکرد انگیزههای غیر اقتصادی رفتار شهروندی سازمانی در شهرداریهای استان تهران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان شهرداری استان تهران به تعداد 100 هزارنفر میباشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که مهارت و تخصص و منابع سازمان به همراه مؤلفههای مربوطه بر محیط رقابتی سازمان، تاثیرگذار میباشند. یافتهها همچنین نشان داد نقش مهارت و تخصص با ضریب 462/0 در محیط رقابتی سازمان پررنگتر از نقش منابع سازمانی با ضریب 390/0 میباشد و مدل از برازش خوبی برخوردار میباشد.
بررسی ارتباط مولفه های تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری در صنعت خرده فروشی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 169-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423426.1231
علیرضا نعلچی کاشی
چکیده هدف از این تحقیق در مرحله اول بررسی نقش میانجی تعهد مشتری بر ارتباط بین تجربه و رفتارهای درگیری مشتری و در مرحله دوم بررسی ارتباط مولفههای تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری و تعهد بر رفتارهای درگیری مشتری بود. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه مشتریان فروشگاههای افق کوروش در شهر اصفهان بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر تعیین شد و برای اطمینان بیشتر تعداد 429 پرسشنامه جمعآوری و تحلیل گردید. برای نمونهگیری از روش تصادفی ساده و جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین، پایایی پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت و تایید شد. به منظور آزمون فرضیهها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS نسخه 3 و SPSS نسخه 19 استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بین تجربه مشتری و رفتارهای درگیری مشتری با نقش میانجی تعهد مشتری ارتباط معناداری وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری(شناختی، هیجانی، فیزیکی/حسی و اجتماعی) با تعهد مشتری ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بعلاوه، بین تعهد مشتری با رفتارهای درگیری مشتری ارتباط مثبت وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری (شناختی، هیجانی، فیزیک/حسی و اجتماعی) با رفتارهای درگیری مشتری (پذیرش، همکاری، بازخورد، کمک به دیگران و تبلیغات دهانبهدهان مثبت) ارتباط معناداری وجود دارد. بنابراین، با تمرکز بر ارایه تجارب مثبت مشتری که تعهد را تقویت میکند، سازمانها میتوانند رفتارهای درگیری را پیش ببرند و یک پایگاه مشتری وفادار را پرورش دهند.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 182-199
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.475815.1425
نعمت رستمی مازویی، زهرا مشایخ
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه میباشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرمافزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیهها استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنیداری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمیسازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (67/ 8 t=). رسمیسازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (25/ 7 t=). بهطورکلی میتوان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورتبندی مناسب مولفههای ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوریهای حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه مییابد.
مدلی برای سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنایع غذایی حلال
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 177-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.421955.1228
عسکر عسگرپور، محمد حسن چراغعلی، ندا فرحبخش
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدلی برای سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنایع غذایی حلال میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته (کیفی – کمی) اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان علمی و خبرگان اجرایی صنایع غذایی حلال بودند که با روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل 250 نفر از کارشناسان صنایع غذایی استان تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 152 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبهها از طریق بازآزمون تأیید شد. و روایی محتوایی پرسشنامه بخش کمی نیز توسط خبرگان تأیید شد. جهت تحلیل دادههای بخش کیفی از روش تحلیلتم (مضمون) و بخش کمی نیز از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنعت غذایی شامل چهار بعد اصلی شامل: عوامل مربوط به شرکت/ سازمان، عوامل مربوط به محیط برونسازمانی، عوامل مربوط به ماهیت فناوری و عوامل مربوط به بازار فناوری و 15 مؤلفه با 72 شاخص میباشد. نتایج پژوهش در بخش کمی نیز موید معنیداری ارتباط بین ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدل نهایی تحقیق میباشد.
طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاه های خرده فروشی آنلاین
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 207-228
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534481.1583
ساناز مرادی، هما درودی، ابوالفضل مقدم، فرشته لطفی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاههای خرده فروشی آنلاین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش رتبه بندی شامل 10 نفر از مدیران ارشد خبره و دانشگاهیان با سابقه و آشنا با مفهوم بازاریابی و نمونه گیری هدفمند قضاوتی و در بخش معادلات ساختاری شامل 373 نفر از مشتریان خرده فروشیهای آنلاین و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل داده از رتبه بندی و نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که 21 شاخص شناسایی شد که شامل عوامل مدیریتی فروشگاه، (5 شاخص)، تقویت فضای تعاملی (5 شاخص) و عوامل محتوایی رسانه (6 شاخص)، هوشمندی رقابتی (5 شاخص) بودند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری، ضمن تأیید برازش مدل نشان میدهد که عوامل مدیریتی فروشگاه با ضریب تأثیر استاندارد 0.79، تقویت فضای تعاملی در رسانه اجتماعی 94/0، با ضریب تأثیر استاندارد 94/0، عوامل محتوایی رسانه با ضریب تأثیر استاندارد 98/0 و هوشمندی رقابتی با ضریب تأثیر استاندارد 77/0، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده تأثیر میگذارد این یافتهها نهتنها به تقویت ارتباطات استراتژیک و بهینهسازی فرآیندهای بازاریابی دیجیتال کمک میکند، بلکه نشان میدهند که چگونه فروشگاههای آنلاین میتوانند از رسانههای اجتماعی و محتوای دیجیتال برای بهبود تجربه خرید و افزایش تعامل با مشتریان استفاده کنند.
بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر موفقیت تجارت الکترونیک با استفاده از تکنیک بهترین و بدترین (BWM)
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 215-230
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.431236.1276
شایان محمدپور میر، شیبا معصومی، سید مجتبی کاوسی داودی
چکیده هدف این تحقیق بررسی و اولویت عوامل مؤثر بر موفقیت تجارت الکترونیک در شرکتهای کوچک و متوسط استان مازندران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 15 نفر از خبرگان که تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر و دارای حداقل 10 سال سابقه کاری در زمینه مربوطه و مدیران و کارشناسان شرکتهای کوچک و متوسط مازندران میباشد. برای بررسی و اولویت بندی از روش دلفی فازی استفاده شد. جهت اولویت بندی عوامل و مؤلفههای آن از روش بهترین – بدترین (BWM) و برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار لینگو (lingo) استفاده شد. عوامل مؤثر شامل مؤلفههای 1- زیرساخت (دسترسی به شبکه اینترنت، ذخیره سازی اطلاعات به صورت الکترونیکی، سیستمهای امنیتی و پرداختهای الکترونیکی)، 2- سیستم پرداخت (مجوز پرداخت، شیوههای مختلف پرداخت مشتری، عملیات تسویه حساب)، 3- دانش و آگاهی (سیستم اطلاع رسانی به مشتریان، در نظر گرفتن حریم خصوصی مشتریان، پاسخگویی شرکت به سؤالات متداول مشتریان)، 4- رضایت مشتری (تنوع محصولات و تبلیغات. حراجهای فصلی شرکت، ارسال به موقع کالا، اعتماد سازی) میباشد. نتایج نشان میدهد اولویت بندی عوامل مؤثر برموفقیت تجارت الکترونیک به ترتیب، سیستم پرداخت، زیر ساخت، رضایت مشتری و دانش و آگاهی رتبه اول تا چهارم اهمیت را کسب نمودند.
الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 237-255
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.489979.1459
مسعود ماله میر، احمد عسکری، داریوش جمشیدی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی سازندگان بخش مسکن و املاک در سطح استان تهران می باشند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند که با توجه به جامعه نامحدود به صورت نمونهگیری تصادفی غیر احتمالی با فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل علی بر مقوله تاثیر دار ، مقوله بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر مقوله تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر مقوله تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر راهبرد تاثیر داردو راهبرد بر پیامد تاثیر دارد.
