الگویابی معادلات ساختاری نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز در رابطه بین تعهد سبز مدیریت ارشد و عملکرد زیست محیطی
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 114-136
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.322919.1013
فرزاد ایزدی کاه کشی، محمد امامی کورنده، امیرحسین مقدس
چکیده تعهد سبز و عملکرد زیست محیطی نتیجه احساس نگرانیهای افراد در سازمان نسبت به مسائل زیستمحیطی است. البته در ادبیات دانشگاهی اجماعی در خصوص تعریف تعهد در مورد مسائل زیست محیطی وجود ندارد و حتی بالاتر از این، شاید هیچ درک درستی از تعهد برخاسته از افراد و سازمان وجود ندارد. هدف اصلی پژوهش حاضر الگویابی معادلات ساختاری تاثیر تعهد سبز مدیریت ارشد بر عملکرد زیست محیطی با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز (مطالعه موردی شرکتهای تولیدی شهرکرد) میباشد. پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی است و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش برای سنجش متغیر تعهد سبز مدیریت ارشد از پرسشنامه دیلی و همکاران(2007)، برای سنجش متغیر منابع انسانی سبز از پرسشنامه جابور(2011) ، برای سنجش عملکرد زیست محیطی ازپرسشنامه کیم وهمکاران(2016)استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش 168 نفر از مدیران شرکتهای تولیدی شهر شهرکرد میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 117 نفر به عنوان نمونه انتخاب و با روش نمونه گیری تصادفی ساده پرسشنامه بین آنها توزیع گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار اس پی اس اس و پی ال اس استفاده گردیده است.نتایج نشان میدهد که تعهد سبز مدیریت ارشد بر عملکرد زیست محیطی شرکت تأثیر مثبت معنادار دارد. همچنین تعهد سبز مدیریت ارشد بر مدیریت منابع انسانی سبز شرکت تأثیر مثبت معنادار دارد. اما مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد زیست محیطی تأثیر مثبت ندارد.
نقش بازاریابی رسانه های اجتماعی در واکنش مشتریان با تأکید بر نقش واسطه ای ارزش ویژه نام تجاری(مورد مطالعه:صنعت پوشاک هاکوپیان)
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 137-157
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.313785.1007
محمد طالقانی، حسین سعیدی، علی عینی
چکیده هدف از اجرای این تحقیق بررسی نقش واسطه ای ارزش ویژه نام تجاری در تاثیرگذاری بازاریابی رسانه های اجتماعی بر واکنش مشتری می باشد. این پژوهش در زمره پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی بوده است.جامعه آماری تحقیق، کلیه مشتریان نمایندگیهای برند هاکوپیان عضو صفحه اینستاگرام آن برند بوده اند.حجم نمونه 384 نفر برآورد شد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. روایی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ بزرگتر از 7/0 برای سازه های مختلف، پایایی آن ها را مورد تایید قرار داد.در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار smart pls به منظور آزمون فرضیات استفاده شد. سطح معنی داری برای تمامی تجزیه و تحلیل ها(05/0>p) در نظر گرفته شد.نتایج حاکی از آن بود بازاریابی رسانه اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه نام تجاری و واکنش مشتری دارد. ارزش ویژه نام تجاری بر واکنش مشتری تاثیر مثبت ومعناداری دارد.همچنین یافته ها نشان داد که ارزش ویژه نام تجاری در تاثیرگذاری بازاریابی رسانه اجتماعی بر واکنش مشتری نقش میانجی گری مثبت دارد.
تاثیر حمایت اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان بر توسعه اجتماعی خانواده با نقش میانجی رضایت از زندگی
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 146-164
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.389057.1060
سید موسی رئیسی
چکیده هدف از این مطالعه"تاثیر حمایت اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی زنان بر توسعه اجتماعی خانواده با نقش میانجی رضایت از زندگی" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از زنان شاغل در تعاونیهای اقتصادی کشاورزی و باغداری در شهر رودبار و نمونهای به حجم 130 نفر به روش تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمعآوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد توانمندسازی اقتصادی زنان بر توسعه اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری دارد. اما نتایج نشان داد سطح معناداری متغیر حمایت اجتماعی در سطح 95 درصد اطمینان از 0.05 بیشتر است اما با توجه به نزدیک بودن این مقدار به 0.05 میتوان گفت حمایت اجتماعی از زنان در سطح 90 درصد اطمینان بر توسعه اجتماعی تاثیرگذار است. در ادامه نتایج پژوهش نشان داد رضایت از زندگی در رابطه حمایت اجتماعی از زنان و توسعه اجتماعی، همچنین توانمندسازی اقتصادی زنان و توسعه اجتماعی نقش میانجی دارد.
ارائه یک مدل کسبوکار مناسب جهت توسعه کسبوکارهای مبتنی بر استارتاپهای حوزه تجارت الکترونیک و بهبود سرمایهگذاری در آنها
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 292-264
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407317.1141
حامد آغشلوئی، محمدجواد مصدق، رضا احتشام راثی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل کسبوکار جدید به منظور کمک به کارآفرینان در توسعه کسب وکارهای نوین و استارتاپهای تجارت الکترونیک می باشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر جهتگیری توسعهای و به لحاظ ماهیت کمّی است. جامعه آماری خبرگان تحقیق 25 نفر صاحب نظر در حوزه کارآفرینی و تجارت الکترونیک میباشد. توسعه مدل براساس مدل پایه کسبوکار استروالدر و پیگنور (2010) و محدودیتهای شناسایی شده در آن انجام شده است. در توسعه مدل ابعاد و مؤلفههای مربوط به هر بعد از طریق مرور مطالعات مبانی نظری گردآوری گردید. سپس بر اساس نظرات خبرگان به منظور محاسبه نسبت روایی محتوا، از میان ابعاد و مؤلفههای معرفی شده ابتدایی در نهایت 12 بعد و 83 مؤلفه تأیید و نهایی شد. ابعاد نهایی مدل کسبوکار پژوهش حاضر شامل اهداف کسبوکار، استراتژی، رقبای کلیدی، شرکای کلیدی، کانالها، مشتریان، ارتباط با مشتریان، ارزش پیشنهادی، شایستگیهای کلیدی، پلتفرم کلیدی، قیمتگذاری و جریان درآمدی، ساختار هزینهای و ریسک می باشند. طبق نتایج محاسبات کمّی مهمترین ابعاد از دیدگاه خبرگان اهداف کسبوکار با امتیاز 87/0، استراتژی بازاریابی محتوایی با امتیاز 7/0 و تأمین کنندگان مشتریان هدف با امتیاز 61/0 هستند. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل کسبوکار ارائه شده در پژوهش حاضر علاوه بر بهبود مدل کسبوکار استروالدر و پیگنور موجب درک بهترکارآفرینان از عناصر مدل کسبوکار میشود و با ایجاد همگرایی و درک مشترک از مفاهیم کسبوکار میان کارآفرینان و سرمایه گذاران به بهبود مذاکرات سرمایهگذاری میکند. با استفاده از این مدل کسبوکار کارآفرینان علاوه بر جزئیات فنی بر ارزش پیشنهادی نیز تمرکز میکنند.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای مؤثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 293-311
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417612.1198
سوده علی زاده، سید کامران نوربخش، بهروز قاسمی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفههای موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش مدیران و کارشناسان شرکتهای خودروسازی داخلی بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 20 نفر از آنها با روشهای نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمهساختاریافته بود که روایی آن با روش مثلثسازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 83/0 محاسبه شد. دادهها با روش تحلیل مضمون در نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که ابعاد و مولفههای موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی دارای 33 مضمون فرعی در 7 مضمون اصلی شامل استراتژی کسبوکار، سیاستهای حمایتی، جذب سرمایهگذاری، سرمایه دانشی، توسعه فرهنگی، شبکه اجرای تحقیق و توسعه و مدیریت تحقیق و توسعه بود. در نهایت، الگوی مضامین اصلی موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی ترسیم شد. نتایج این مطالعه برای مدیران و مسئولان شرکتهای خودروسازی داخلی تلویحات کاربردی بسیاری دارد و آنان بر اساس نتایج مضامین اصلی و فرعی شناساییشده در پژوهش حاضر میتوانند گام موثری در جهت تحقیق و توسعه بردارند.
ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 323-342
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.504015.1498
سعید احمدیان، سیدکامران نوربخش، قاسمعلی بازآیی، سیدعباس حیدری
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول (مورد مطالعه مصرف کنندگان لوازم خانگی در مشهد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده های پژوهش توصیفی از نوع آزمایشی، هم بستگی و پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل مصرف کنندگان لوازم خانگی به تعداد 384 نفر می باشد، که با روش نمونه گیری بصورت غیر احتمالی و در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. با اطمینان 95 درصد برازندگی مدل ادراک از ایمنی استفاده کنندگان لوازم خانگیدر مشهد پذیرفته شد. نتایج نشان داد که جهت دهی مشتری و آموزش، عوامل مرتبط با فروشندگان، دستور العمل و لیبل، عوامل فرهنگی و اجتماعی، تبلیغات و بازاریابی، ویژگی جمعیت شناختی، دانش و آگاهی مشتری، عوامل مرتبط با محصول بر ادراک مصرف کنندگان از ایمنی محصول تاثیر دارد.
بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 361-379
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528285.1565
ابوالقاسم عربیون، دانیال امیری جامی، افشین مقدسی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارآفرینان شرکت های دانشبنیان اصفهان به تعداد 150 نفر، که 93 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان نمونه با روش تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. براین اساس، تلفیق تفکر طراحی و طراحی فناورانه به طور معناداری بر حمایت از اکوسیستمهای کارآفرینی تاثیر دارند. این یافتهها بر اهمیت این دو رویکرد در ایجاد و توسعه اکوسیستمهای کارآفرینی تاکید میکنند.
تحلیل الگوهای رفتاری مصرف کنندگان نسل z در گردشگری کشور عراق
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580074.1738
مصطفى محمدکاظم المساعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار
چکیده هدف این پژوهش، تحلیل الگوهای رفتاری مصرفکنندگان نسل Z در گردشگری کشور عراق با تمرکز بر استان بابل بود. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحقیق آمیخته (کیفی و کمّی) انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با 13 نفر از نخبگان و متخصصان حوزه گردشگری و تحلیل محتوای کیفی، دادهها جمعآوری و کدگذاری شد. در بخش کمّی، مدل مفهومی استخراجشده با توزیع پرسشنامه میان 385 نفر از کارشناسان و فعالان گردشگری و با استفاده از نرمافزار اسمارتپیالاس و روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. یافتهها منجر به شناسایی و اعتبارسنجی یک چارچوب چهاربعدی شد که شامل مؤلفههای جستجوی تجربیات اصیل و قابل اشتراکگذاری، اتکا و اعتماد به فضای دیجیتال برای برنامهریزی و اجرای سفر، انعطافپذیری و تمایل به سفرهای خودگردان و خودانگیختگی و حساسیت به ارزش مالی و در عین حال تجربهمحوری است. نتایج نشان داد که نسل Z بهعنوان گردشگرانی فعال، دیجیتالیمحور و خواستار شخصیسازی، الگوهای سنتی تقاضا را دگرگون کردهاند. آنها به دنبال تجربیات اصیل و تعامل با فرهنگ محلی هستند، اما این تجربیات باید قابلیت ثبت و اشتراکگذاری در فضای مجازی را داشته باشند. همچنین، این نسل ضمن حساسیت به هزینهها، برای تجربیات منحصربهفرد و باکیفیت حاضر به پرداخت هزینه بیشتر است. این پژوهش چارچوبی بومی برای درک رفتار نسل Z در گردشگری عراق ارائه میدهد و بر ضرورت تحول در سیاستگذاریها و توسعه زیرساختهای دیجیتال و خدمات گردشگری متناسب با نیازهای این نسل تأکید دارد.
