ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 381-403
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578813.1720
گل زمان اوجاغی، محمد علی عبدالوند، کامبیز حیدرزاده هنزائی، فریز طاهری کیا
چکیده هدف این پژوهش، ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد اکتشافی است که بر مبنای استراتژی نظریه دادهبنیاد و با تمرکز بر رویکرد نظاممند «استراوس و کوربین» اجرا گردید. دادههای مورد نیاز از طریق انجام مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان حوزه سلامت، استراتژیستهای گردشگری و مدیران ارشد ذیربط جمعآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با بهرهگیری از نرمافزار تحلیل کیفی MAXQDA18 انجام شد تا دقت و شفافیت در استخراج مقولهها تضمین گردد. یافتههای پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که نشان داد الگوی بومی گردشگری سلامت بر مجموعهای از عوامل علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها استوار است. در بخش عوامل علّی، مؤلفههایی مانند کیفیت خدمات پزشکی، زیرساختهای گردشگری، عوامل طبیعی، حملونقل، عوامل سازمانی، جهانیسازی خدمات سلامت و امنیت مقاصد شناسایی شد. عوامل زمینهای نیز شامل تغییرات هزینههای سلامت، گذار به ابرنظامهای سلامت، جذب گردشگران سلامت و تجربه بیمار بود. راهبردهای اصلی شامل هماهنگی نهادی، بازاریابی بینالمللی، برندسازی ملی و ترفیع گردشگری ایران بود. در نهایت، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و بینالمللی برای این الگو استخراج شد.
طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 392-414
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.443937.1321
علی فراهانی، یونس وکیل الرعایا، فریده حق شناس کاشانی، علی فائض
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه کارآفرینیمی باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار 18 MAXQDA برای کدگذاریها استفاده گردید. در مرحلۀ کدگذاری باز، 305 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری بر اساس یافتههای پژوهش، مفهوم فرصتهای کارآفرینانه بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب هفت دسته رویدادهای خلاف انتظار، تغییرات مبتنی بر صنعت و ساختار بازار، کمبود مبتنی بر روشها، وضعیت متناقض، تغییر مبتنی بر ارزشها و شناخت، دانش جدید و ویژگیهای جمعیتی جای گرفتند و چهار مقوله اصلی شامل راهبردهای سازمانی، راهبردهای مربوط به بازار، راهبردهای تجاری و مدیریت مؤثر عملکرد انتخاب شدند. عوامل مداخلهگر در دو دسته تقویتکننده و تضعیفکننده شناسایی شدند. سرمایه، عوامل شرکتی، یادگیری اجتماعی، جمعآوری و مطالعه اطلاعات، ویژگیهای فردی و عوامل اجتماعی بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز فرصتهای کارآفرینانه تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در دو دسته مالی و مشهود و غیرمالی و نامشهود تعیین شدند.
طراحی الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 426-443
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.417494.1205
فاطمه ریگی، وحید پورشهابی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب انجام شده است. روش تحقیق کیفی میباشد که جامعه آماری پژوهش را کلیه اسناد علمی، گزارشهای پژوهشی، پایگاههای داده، نشریههای داخلی و خارجی در خصوص بلوغ حکمرانی هوشمند که طی سالهای 2000 تا 2023 (1380 تا 1402) منتشر شده بودند، تشکیل دادند. کلید واژههای تحقیق در پایگاههای اسکوپوس؛ ساینس دایرکت؛ سید؛ امرالد؛ گوگل اسکالر جستجو شد. با استفاده از روش فراترکیب، 99 مقاله کیفی در حوزه شهر الکترونیک، شهر دیجیتال، شهر خلاق، شهر هوشمند و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که 101 کد در 3 بعد سیاست هوشمند، دولت هوشمند و شهر هوشمند شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمی آنتروپی شانون و شاخص کاپا تعیین شد و براساس یافتهها مشخص شد کدهای قدرت دموکراسی؛ کسب و کارهای هوشمند؛ انسجام اجتماعی؛ سیاستها و قوانین و مقررات؛ رقابت اقتصادی هوشمند؛ نظام پیشنهادات کارکنان و شهروندان به صورت الکترونیکی؛ استفاده شهروندان از خدمات مجازی؛ انگیزه مدیران و کارکنان؛ دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ روحیه پاسخگویی؛ اهمیت عمومیحفاظت از محیط زیست و تغییرات آب و هوا؛ مشارکت سیاسی دولت باز و حاکمیت تعاونی دارای بیشترین ضریب اهمیتاند. در نهایت پس از طی گامهای پژوهش، الگوی مناسب بلوغ حکمرانی هوشمند در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی بلوغ حکمرانی هوشمند ارائه شد.
طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 429-452
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544230.1618
سمانه گودرزوند چگینی، ابراهیم چیرانی، مهدی خشنود، مجتبی افشاریان
چکیده با گسترش رمزارزها در دهه گذشته و توسعه صرافی های رمزارز ایرانی برای ارائه خدمات به سرمایه گذاران ایرانی، با توجه به نوپا بودن و نیاز آنها برای توسعه الگوهای بومی کسب وکار بخصوص در بحث مالی تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد انجام شده است.این پژوهش بر اساس نوع داده ها از نوع پژوهش های کیفی، با توجه به هدف از نوع پژوهش های بنیادی و اکتشافی به شمار می رود که در پی طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران است. مشارکت کنندگان شامل اساتید مهندسی مالی و سرمایه گذاران بازار رمز ارز بوده اند در انتخاب نمونه ها تلاش گردید که آگاه ترین و در بسیاری از موارد فعال ترین افراد حوزه رمزارز انتخاب شوند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و روش گردآوری داده ها از نوع میدانی است. در این پژوهش از نمونه گیری نظری استفاده گردید و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری 15 نفر بوده است. از طریق روش نظری پردازی داده بنیاد به تحلیل داده های کیفی اقدام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، متغیرهای شناسایی شده در دو بخش علل و پیامد قرار گرفته اند. علل شناسایی شده در پژوهش شامل ویژگی های معاملاتی رمزارز، ویژگی های فردی-رفتاری، ویژگی های فناوری وپشتیبانی قوانین است و عوامل پیامدی نیز شامل ریسک های ویژه، درآمدزایی(سود) و جایگاه نظارتی و عملیاتی دولت است.
مدلسازی تجربه مشتریان شرکت مخابرات ایران از فروش تجاری در راستای ماندگاری آنان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 438-457
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425426.1242
محمد کاروند، مهدی محمود زاده واشان، حسین حکیم پور، منیره صالح نیا
چکیده هدف این پژوهش مدلسازی تجربه مشتریان شرکت مخابرات ایران از فروش تجاری در راستای ماندگاری آنان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و ازنظر رویکرد کیفی و از نظر چگونگی تحلیل دادهها توصیفی – اکتشافی با روش پدیدارشناسی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از مشتریان ویژه سرویسهای تجاری مخابرات میباشند که تجربه استفاده بیشتری از این سرویسها داشته باشند، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد تحلیلتم به صورت دستی و کدگذاری استفاده گردید. نتایج نشان داد مقولهها و مؤلفههای تشکیل دهنده تجربه مشتریان در راستای ماندگاری آنان شامل 9 مقوله و 26 مؤلقه شامل: پیش نیازهای اجرایی مدیریت تجربه مشتری (پیش نیازهای استراتژیک، پیش نیازهای انسانی و پیش نیازهای فنی)، اندازهگیری و تجزیه و تحلیل تجربه مشتری (جمع آوری و ثبت تجارب مشتری، تحلیل تجارب مشتری، تفسیر تجارب مشتری و نظارت بر عملکرد تجربه مشتری)، تجربه ارائه خدمات (کیفیت شبکه، کیفیت ارائه خدمات و اثر احساسی)، هم آفرینی ارزش (مشارکت مشتری در خلق ارزش، شخصی سازی خدمات و مدیریت ارتباط با مشتری)، سودآوری (سهم از مشتری، وفاداری مشتری و رضایت مشتری)، آمیخته بازاریابی (قیمت، مکان، محصول و ترفیع)، تصویر نام تجاری (شهرت برند و مسئولیت پذیری اجتماعی)، فعالیتهای پشتیبانی (مدیریت شکایات و خدمات پس از فروش) و موانع تعویض برند (ماهیت شرکت و هزینه تعویض) میباشد.
شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارزیابی خط مشی های تامین مالی بنگاه های صنعتی شمال استان کرمان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 446-463
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512232.1523
امین غفاری نژاد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارزیابی خط مشی های تامین مالی بوده است. این پژوهش دارای رویکردی کیفی است که از نظر هدف، کاربردی- توسعهای و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تایید رسید. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت مالی و متخصص در زمینه ارزیابی خط مشی های تامین مالی بنگاه های صنعتی شمال استان کرمان میباشد؛ نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد که تعداد آنها 17 نفر برآورد شده است؛ همچنین با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی و کدگذاری مصاحبهها پرداخته شد. اطلاعات به دست امده با نرم افزار 2020 MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد ابعاد مدل شامل قوانین و سیاست ها، امکان سنجی و برآورد، حمایت و تعامل، تثبیت و توسعه، ارتقا و بهینهسازی، بازخورد و تحلیل عملکرد، ریسکپذیری و ارزیابی، نظارت و کنترل، مدیریت و اجرا، تخصیص و تامین مالی می باشند.
شناسایی ابعاد و پیشرانهای ارزشآفرین در مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.588935.1777
زهره استکی اورکانی، تحفه قبادی لموکی، کامبیز حمیدی، بهروز بیات
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و پیشرانهای ارزشآفرین در مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی و با راهبرد اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان آشنا با حوزههای اقتصاد دورانی، مدلهای تجاری پایدار و صنعت نفت ایران می باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 105 مضمون پایه، 21 مضمون سازماندهنده و 7 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شامل ارزشآفرینی اقتصادی، ارزشآفرینی زیستمحیطی، ارزشآفرینی اجتماعی و سازمانی، مدل تجاری پایدار، پیشرانهای اقتصاد دورانی، چالشهای پیادهسازی و الزامات گذار به ارزشآفرینی پایدار هستند. یافتهها نشان میدهد که افزایش بهرهوری منابع، کاهش هزینههای چرخه عمر، بازیافت و استفاده مجدد از مواد، توسعه خدمات چرخهای، نوآوری در مدلهای کسبوکار، توسعه همکاریهای بینسازمانی و بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال از مهمترین عوامل ایجاد ارزش پایدار در صنعت نفت محسوب میشوند. در مقابل، محدودیتهای زیرساختی، چالشهای فرهنگی، هزینههای اولیه بالا و نبود سیاستهای حمایتی از جمله موانع اصلی اجرای اقتصاد دورانی در این صنعت هستند. بر اساس نتایج پژوهش، حرکت به سوی مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی میتواند از طریق افزایش بهرهوری منابع، کاهش اثرات زیستمحیطی و تقویت مسئولیت اجتماعی سازمانها، زمینه ارتقای پایداری و رقابتپذیری صنعت نفت ایران را فراهم سازد.
طراحی مدل هدایتپذیری کارکنان فروش در مجتمعهای تجاری بزرگ: یک مطالعه کیفی در فامیلیمال بغداد
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 417-437
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.581337.1745
نورا کاظم عمران نور، محسن علیزاده ثانی، میثم شیرخدایی، ابوالحسن حسینی، محمد صفری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد و مؤلفههای هدایتپذیری کارکنان فروش در مجتمع تجاری فامیلیمال و ارائه مدلی پارادایمی در این زمینه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است که با رویکرد نظریه دادهبنیاد اجرا گردید. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 20 نفر از خبرگان شامل فروشندگان فعال در بخشهای مختلف مجتمع تجاری فامیلی مال در شهر اربیل جمعآوری و با استفاده از فرآیند سه مرحلهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرمافزار MAXQDA10 تحلیل شدند. یافتههای پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که پدیده محوری این پژوهش هدایتپذیری کارکنان با تأکید بر انگیزه و اشتیاق درونی است که تحت تأثیر عوامل علّی شامل ویژگیهای شخصیتی، شایستگیهای تخصصی، وجدان کاری و سرمایه تجربی شکل میگیرد. همچنین، عوامل زمینهای مانند حمایت سازمانی، امکانات آموزشی و فضای فیزیکی و روانی یادگیرنده، و عوامل مداخلهگر شامل چالشهای خاص محیط فروش و فرآیندهای درونی سازمان بر این روند تأثیرگذارند. در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون آموزشهای ساختاریافته، زمانبندی دقیق و یادگیری در حین اجرا اتخاذ میگردد که پیامدهایی نظیر توسعه حرفهای و سازمانی، ارتقای کارایی فردی و دستیابی به آرامش شخصی در محیط کار را به دنبال دارد. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای مدیران مراکز تجاری جهت ارتقای بهرهوری نیروی انسانی از طریق تقویت روحیه مربیپذیری و بهینهسازی فرآیندهای هدایتی باشد.
شناسایی عوامل موثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 442-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.436970.1300
سید مهدی ساعتچی، فرزاد آسایش، صدیقه طوطیان اصفهانی، سید محمود هاشمی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر خَلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی و مبتنی بر رویکرد مطالعه موردی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان صنعت بانکداری ایران است که از مدیران ارشد بانک ملت در شهر تهران بودهاند. تعداد 23 نفر از این خبرگان که در حوزه برند از دانش و تخصص کافی برخوردار بودند به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی انتخاب و گردآوری داده ها، با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و متن مصـاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2018 تحلیل و کدگذاری شدند. تحلیل داده ها منتج به شناسایی و استخراج یافته های پژوهش شامل 130 کد اولیه، 33 مفهوم و 10 مقوله گردید. بر اساس نتایج این پژوهش، مقوله های اهداف و استراتژی ها، ساختار و فرایندها، مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، برندسازی داخلی، ارتباطات، خدمات بانکی، قدرت مالی، هویت بصری و هویت کلامی به عنوان عوامل مهم مؤثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران شناسایی شدند.
ارائه مدل شایستگیهای مدیریتی زنان در صنعت (مورد مطالعه: شرکت مواد غذایی صباح)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 458-482
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428221.1258
معصومه صمدی، محمد محمدی، حمید رضایی فر، حسین حکیم پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل شایستگیهای مدیریتی زنان در صنعت (مورد مطالعه: شرکت مواد غذایی صباح) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 10 نفر از مدیران زن در صنایع غذایی در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تکنیک هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تئوری داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA18 استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی شش دسته از عوامل اصلی شامل عوامل زمینهای، شرایط علی، پدیده محوری، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها بعنوان مولفههای اصلی توسعه شایستگی زنان شناسایی شد. در این پژوهش، استقرار فرهنگ مدیریتی زنان بعنوان مهمترین شرط زمینهای برای توسعه شایستگی زنان گزارش شده است. بر اساس نتایج بدست آمده مشخص شد که پدیده «سقف شیشهای» مهمترین عامل مداخلهگر در توسعه شایستگیهای مدیران زن، توانمندسازی زنان بعنوان مهمترین راهبرد توسعه شایستگی مدیریتی زنان و برابری جنسیتی و پیشرفت شغلی زنان مهمترین پیامدهای توسعه شایستگی مدیران زن گزارش شده است که این امر از لحاظ مدیریت سازمان اهمیت بسیار بالایی دارد.
مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 471-494
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448050.1341
عطاءاله هرندی، یاسر باقری
چکیده هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارشگری ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیتهای پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
تبیین مضامین کلیدی رفتار خرید تکانشی در بازار کالاهای الکترونیکی لوکس آنلاین
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.594664.1813
ندا فراهت، احمد عسکری، آزاده اشرفی
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین مضامین شکلدهنده به رفتار خرید تکانشی در بازار کالای الکترونیکی لوکس آنلاین میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی-اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال، فناوری اطلاعات و تجربه کاربری که شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد پلتفرمهای فروش آنلاین و متخصصان بازاریابی عصبی می باشد. مشارکتکنندگان بهروش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبههای نیمهساختاریافته میباشد. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرمافزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شد. یافتهها منجر به شناسایی مدلی متشکل از هشت مضمون سازماندهنده شامل استراتژیهای نوین بازاریابی، ارزش خرید، محرکهای فناورانه، عناصر رفتاری، ویژگیهای محصول، ویژگیهای مصرفکننده، محرکهای خارجی و عوامل مرتبط با فروشگاه گردید. یافتهها نشان داد که محرکهای فناورانه در تعامل با سایر مضامین شناساییشده، نقشی برجسته در شکلدهی به رفتار خرید تکانشی مصرفکنندگان ایفا میکنند. این یافتهها بینشی نظری و کاربردی برای طراحان پلتفرمهای فروش آنلاین فراهم میآورد.
ارائه مدل بازاریابی عصبی – دیجیتال برای کسبوکارهای خانگی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 460-482
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.515494.1535
بهزاد حاج رحیمی، محمد مهدی پرهیزگار، میرزا حسن حسینی، سعید فرجام، ولی محمد درینی
چکیده هدف این مطالعه، طراحی و تبیین یک مدل بازاریابی عصبی-دیجیتال برای کسبوکارهای خانگی با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد است. با توجه به رشد روزافزون کسبوکارهای خانگی در ایران و نقش آنها در کاهش بیکاری و افزایش تولید ناخالص داخلی، نیاز به مدلهای بازاریابی مؤثر و کمهزینه برای این کسبوکارها بیش از پیش احساس میشود. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق با ۲۵ نفر از متخصصان و صاحبنظران در حوزههای بازاریابی عصبی، بازاریابی دیجیتال و کسبوکارهای خانگی که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند بدست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزار MAXQDA 10 انجام گرفت. در این پژوهش، برای ارزیابی پایایی و روایی، از روشهای کدگذاری مستقل توسط دو پژوهشگر و محاسبه ضریب کاپای کوهن (۹۲/۰) استفاده شد. همچنین، پایایی بازآزمون با کدگذاری مجدد چهار مصاحبه در دو بازه زمانی مختلف، معادل ۸۷٪ به دست آمد که نشاندهنده اعتبار و ثبات بالای نتایج است. نتایج پژوهش منجر به شناسایی ۸۸ زیرمقوله و ۱۳ مقوله اصلی شد. مدل ارائهشده در این پژوهش، ترکیبی از تکنیکهای بازاریابی عصبی و دیجیتال را با کمترین هزینه برای کسبوکارهای خانگی پیشنهاد میکند. این مدل به صاحبان کسبوکارهای خانگی کمک میکند تا با تأثیرگذاری مؤثر بر ذهن ناخودآگاه مشتریان، به رشد و توسعه پایدار دست یابند. این مدل میتواند به عنوان چارچوبی برای اجرای بازاریابی عصبی-دیجیتال در کسبوکارهای خانگی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی مدل توسعه همگرایی بین صنعت ورزش و بازاریابی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.564253.1680
فرزاد موسی زاده، مینا مستحفظیان، علیرضا زمانی نوکاآبادی
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل توسعه همگرایی بین صنعت ورزش و بازاریابی می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر اجرا، کیفی و با استفاده از رویکرد نظاممند نظریه دادهبنیاد (اشتراوس و کوربین) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از خبرگان حوزههای مدیریت و اقتصاد ورزش، بازاریابی، رسانه و تجارت ورزشی میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند و فرایند انتخاب افراد تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. تحلیل دادهها به شناسایی ۱۹۲ مفهوم و ۴۴ مقوله فرعی انجامید. این مقولهها در قالب مدل پارادایمی شامل پدیده محوری (تغییر ماهیت صنعت ورزش بهسوی منطق بازار، ارزشآفرینی مشترک و بازتعریف نقش ذینفعان، تجربهمحوری و چندبعدیشدن اکوسیستم ورزش)، شرایط علّی (تحولات فناورانه و هوشمندسازی ورزش، تحول در محیط رسانهای و ارتباطی ورزش)، شرایط زمینهای (بستر اجتماعی و فرهنگی مصرف ورزش، زیرساختهای حقوقی و مقرراتی)، شرایط مداخلهگر (مداخلات سیاسی و محدودیتهای حاکمیتی، محدودیتهای بینالمللی و برونمرزی)، راهبردها (هوشمندسازی خدمات و زیرساختهای دیجیتال، مدیریت ارتباط با مشتری و شخصیسازی تعاملات) و پیامدها (پایداری و بلوغ اقتصاد ورزش، ارتقای ارزش ویژه و توسعه برند ورزشی) دستهبندی و تبیین شدند. نتایج حاکی از آن است که همگرایی صنعت ورزش و بازاریابی، فرایندی پویا، چندبعدی و نظاممند است که میتواند زمینهساز تحولات اقتصادی، مدیریتی، برندسازی و اجتماعی در این صنعت شود.
تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 478-503
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.502977.1495
محمدمهدی جعفریان، حبیب رودساز، میرعلی سیدنقوی، علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده هدف این پژوهش تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش براساس روش هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) در فراترکیب میباشد. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند پرداخته شد که نهایتاً 25 مقاله مشخص شد که با تحلیل و کدگذاری متون مرتبط، برای شناسایی کاربردهای اصلی، ابتدا 67 کد باز شناسایی شد و این کدهای توصیفی در 25 دسته اصلی قرار گرفتند و سپس این 25 کد با توجه به نوع تحلیل آنها در قالب 12 مضمون سازماندهنده و سپس 5 مضمون فراگیر در قالب چارچوب نظری پژوهش ارائه گردید. نتایج نشان داد که اشتیاق تعامل مدیران نهتنها به ارتقای فردی مدیران کمک میکند، بلکه میتواند به تحول فرهنگی و فناوری در سازمانها و ارتقای رقابتپذیری آنها در بازار هم منجر شود.
فراتحلیل عوامل مؤثر بر فروش در فروشگاههای آنلاین در ایران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 507-530
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.506177.1502
بلال پناهی، محمد طاهر طاهربقال
چکیده هدف این پژوهش انجام یک فراتحلیل جامع از مطالعات انجامشده در زمینه عوامل مؤثر بر میزان فروش در فروشگاههای آنلاین در ایران بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، اسنادی و کمی-مروری است. برای جمعآوری دادهها از یک فرم کدگذاری استفاده شد که معادل پرسشنامه یا مصاحبه در سایر روشهای پژوهشی است. دادهها با استفاده از نرمافزار CMA2 که بر محاسبه اندازه اثر تمرکز دارد، تحلیل شدند. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی 1394 تا 1404 درباره عوامل مؤثر بر فروش در فروشگاههای آنلاین ایران بود. از بین 84 مطالعه اولیه، 36 مطالعه معیارهای ورود به فراتحلیل را دارا بودند و انتخاب شدند. تحلیل دادهها شامل محاسبه اندازه اثر، ارزیابی سوگیری انتشار و آزمون معناداری اندازه اثر بود. یافتهها نشان داد که متغیرهای مورد بررسی فاقد سوگیری انتشار یا دارای سوگیری پایین هستند. در نهایت، 9 متغیر کلیدی که بیش از 3 بار مورد مطالعه قرار گرفته بودند، شناسایی شدند که عبارتند از: سودمندی درکشده، نوآوری، اعتماد، امنیت، سهولت استفاده، کیفیت وبسایت، بازاریابی الکترونیک، تجربه مشتری و رضایت. این متغیرها بهعنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بر فروش در فروشگاههای آنلاین ایران شناخته شدند. پیشنهاد می شود که فروشگاهها با ارائه اطلاعات دقیق محصول و استفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، سودمندی درکشده را افزایش دهند؛ سیاستگذاران با وضع مقررات شفاف و توسعه زیرساختهای امنیتی، اعتماد به خرید آنلاین را تقویت کنند.
شناسایی پیشایندها، مولفهها و پیامدهای پذیرش فناوری خانههای هوشمند در عراق
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578230.1718
عبدالله عبدالکریم عباس السعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیفاللهی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشایندها، مولفهها و پیامدهای پذیرش فناوری خانههای هوشمند در عراق می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و اجرا، توصیفی- اکتشافی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان کلیدی و متخصصان حوزه فناوری و توزیعکنندگان در شهرهای اصلی عراق میباشند، که به روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد و در نهایت، یک شبکه مضامین سهگانه استخراج شد. نتایج نشان داد که مدل پذیرش خانههای هوشمند در عراق قویاً تحت تأثیر عوامل بومی قرار دارد. در حوزه پیشایندها (بازدارندهها)، ناپایداری برق و چالشهای زیرساختی (۹۳.۳٪) و هزینه اولیه بالا (۸۶.۷٪) به عنوان قویترین موانع شناسایی شدند. در حوزه مولفهها (محرکها)، سودمندی ادراک شده بومی در مدیریت و پایداری برق (۸۰٪) و اعتماد به واردکننده و خدمات پس از فروش محلی (۷۳.۳٪) به عنوان حیاتیترین عوامل پذیرش شناخته شدند که جایگزین سهولت استفاده درک شده سنتی شدند. در نهایت، مهمترین پیامد پذیرش، کاهش هزینههای عملیاتی و صرفهجویی در انرژی (۸۶.۷٪) و سپس کسب اعتبار و پرستیژ اجتماعی (۶۰٪) تعیین گردید. این پژوهش یک مدل بومیشده از پذیرش فناوری را ارائه میدهد که بر "سودمندی نجاتبخش" (غلبه بر مشکلات زیرساختی) و "کاهش ریسک ادراک شده" (توسط گارانتی محلی) به جای "آسایش" و "سهولت استفاده" تأکید میکند.
ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 534-560
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.445990.1327
مهناز کریمی، حسن اسماعیل پور، حمیدرضا سعیدنیا
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان مدیریت بیمه می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که پدیده محوری تحت تأثیر 13 شاخص یا عامل علی قرار دارد و 6 شاخص یا عامل زمینهای و 10 عامل مداخلهگر قادر به اثرگذاری بر مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانههای اجتماعی هستند. علاوه بر این، نتایج پژوهش به شناسایی 6 راهبرد مختلف منتهی شد که این راهبردها میتوانند در دستیابی به 6 پیامد متفاوت مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانههای اجتماعی مؤثر واقع شوند.
طراحی و تبیین مدل رفتار خریداران کالاهای لوکس با محوریت بازار طلا: یک مطالعه کیفی
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.335267.1019
ساغر زرین کمر، اعظم رحیمی نیک، عباس حیدری
چکیده هدف از این تحقیق طراحی و تبیین مدل رفتار خریداران کالاهای لوکس با محوریت بازار طلا میباشد. در این راستا ضمن مروری بر مفاهیمی مانند رفتار خریداران، کالاهای لوکس و بازار طلا، با مصاحبه از خبرگان و اساتید حوزه صنعت لوکس و طلا و همچنین بازاریابی به روش تحلیل کیفی به ارائه الگوی رفتار خریداران کالاهای لوکس با محوریت بازار طلا پرداخته شد. جامعه مورد مطالعه شامل همه خبرگان و اساتید حوزه صنعت لوکس و طلا و همچنین بازاریابی میباشد. حجم نمونه مورد مطالعه شامل 10 خبره در حوزه صنعت لوکس و طلا و همچنین بازاریابی است که به روش اشباع نظری انتخاب شد. جهت جمعآوری دادهها در این تحقیق از مصاحبه نیمه ساختار یافته و روش دلفی استفاده شده است. نتایج تحلیل کیفی توسط نرم افزار مکس کیودا نشان داد که مؤلفههای طراحی و تبیین مدل رفتار خریداران کالاهای لوکس با محوریت بازار طلا به روش تحلیل مضمون شامل:1-عوامل اجتماعی،2-عوامل فرهنگی،3-عوامل فردی، 4- عوامل اقتصادی، 5- نگرش مصرف کننده،6-انگیزه مصرف،7-ارزش،8-تجربه،9 آگاهی و 10-رفتار مصرف کننده میباشند. همچنین برای این مؤلفهها تعداد 65 شاخص به تأیید نهایی خبرگان رسید.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی شبکهای هوشمند در سیستم بانکداری کشور
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 25-56
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389645.1076
عبدالغفار کریمی، وحید پورشهابی، بهاره ناصری، علیرضا سرگلزایی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفههای حکمرانی شبکهای هوشمند در سیستم بانکداری کشور بود. این پژوهش، کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارشناسان سیستم باتکی کشور بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و رشته آنها مدیریت بود. نمونه گیری با مشارکت 10 نفر از صاحبنظران و خبرگان صورت گرفت. ابزار جمع آوری دادهها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق و اسناد بالادستی در بخش کتابخانهای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام شده است. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفیMAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد مدل حکمرانی شبکهای هوشمند مشتمل بر هفت بعد عوامل رفتاری، عوامل ساختاری، عوامل مکانیسمی، توسعه همه جانبه، ملاحظات قانونی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، ثبات و شکوفایی اقتصادی و 26 شاخص است.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری ایران با رویکرد کیفی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 46-60
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389054.1058
فاطمه احمدی، احمد عسکری، علیرضا روستا
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان کارشناسان، پژوهشگران، متخصصین دانشگاهی و آشنا با بازاریابی در صنعت گردشگری همچنین بهمنظور تناسب اعتبار مدل انتخاب و مصاحبه با آنها انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای MAXQDA 2018، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد و مؤلفههای بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری ایران به اجرا در آمده است، 3 بعد، 8 مؤلفه و 41 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد بازاریابی شامل بعد کیفیت خدمات، بعد سیاست گذاری بازاریابی و بعد تجربیات گردشگری میباشد. همچنین مؤلفههای شامل، رضایت از خدمات گردشگری، امکانات زیر بنایی، هزینههای گردشگری، سیاست گذاریهای کلان، برنامه ریزی و مدیریت، بازخورد گردشگران، فرهنگ گردشگری، تبلیغات و بازاریابی شناسایی گردید. نتایج نشان داد که همه شاخصهای شناسایی شده مربوط به ابعاد و مؤلفههای بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری ایران تاثیرگذار است.
واکاوی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی با تکنیک دلفی فازی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 61-82
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.383338.1049
روزبه حاجی زاده مجدی، شهرام فتاحی، ایرج رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان عرصه رسانه، اساتید علوم سیاسی، اساتید مدیریت رسانه و مدیریت میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی نظرات آنها استخراج گردید. مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی شامل سه بعد مدیریتی و سازمانی، مهارتهای کوانتومی و رهبری کوانتومی که بعد مدیریتی و سازمانی دارای دو مؤلفه (مدیریت کوانتومی، سازمان کوانتومی)، بعد مهارتهای کوانتومی شامل هفت مؤلفه (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی، اعتماد کوانتومی، وجود کوانتومی) و رهبری کوانتومی دارای چهار مؤلفه (رهبری رسانهای، رهبری رسانه اجتماعی، رهبری تحول در رسانه، رهبری مشارکتی در رسانه) شناسایی گردیده است. برای رهبری کوانتومی سازمان صدا و سیما در حوزه شبکههای اجتماعی، سه بعد و سیزده مؤلفه شناسایی و تائید شد. مؤلفه سازمان کوانتومی در مرحله دوم با میانگین (750/0) و سوم با میانگین (778/0)؛ مؤلفه وجود کوانتومی در مرحله اول نظرسنجی با میانگین (879/0) و در مرحله دوم با میانگین (825/0) و سوم با میانگین (852/0)؛ مؤلفه رهبری رسانه اجتماعی را در مرحله دوم با میانگین (821/0) و سوم با میانگین (842/0) بالاترین نظرات خبرگان داشتند؛ که نشان از اشباع کامل نظرات خبرگان و همپوشانی میباشد.
ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد (مورد مطالعه: شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 83-105
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389608.1075
مجید نژاد بیگلری، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا شکوه، نوید فاتحی راد
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد در شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بود. این پژوهش، کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارکنان شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در دورههای مختلف تحصیلی انجام گردید. نمونه گیری با مشارکت 30 نفر از صاحبنظران و خبرگان صورت گرفت. ابزار جمع آوری دادهها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق و اسناد بالادستی در بخش کتابخانهای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام شده است. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد مدل عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد مشتمل بر چهار بعد عامل قانونی، شناختی، هنجاری و هدایتگر و 15 مؤلفه است.
ارائه الگوى کیفی استفاده از تاثیرگذاران رسانه های اجتماعى در رفتار مصرف کنندگان صنعت لوازم آرایشى و بهداشتى لوکس
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 85-107
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412373.1161
سید عارف اصغرزاده شیاده، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی، آزاده کیاپور
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوى کیفی استفاده از تاثیرگذاران رسانههای اجتماعى در رفتار مصرفکنندگان صنعت لوازم آرایشى و بهداشتى لوکس میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران شرکتهای تبلیغاتی با حداقل 5 سال سابقه کار باشند، مدیران فروشگاههای اینترنتی در رسانههای اجتماعی و اساتید دانشگاهی رشته مدیریت بازاریابی که تحقیقاتی داشتند، میباشد. حجم نمونه با منطق نمونهگیری نظری و روش قضاوتی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاری از متخصصین حوزه تبلیغات انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که بازاریابی رسانه های اجتماعی در مجموع 11 عامل و 93 مولفه استخراج و شناسایی شد. عوامل شناسایی شده شامل: شرایط علی (تغییر در نحوه بازاریابی، تغییرات فناورانه، تغییرات زیستی مردم)، پدیده محوری (فرایند استفاده از تاثیرگذاران رسانههای اجتماعى)، عامل زمینهای و بسترساز (ویژگیهای تاثیرگذاران رسانههای اجتماعی، ویژگیهای برند)، عامل مداخلهگر (عوامل دولتی، بینش اجتماعی از رسانههای اجتماعی)، عامل راهبردی (استفاده از استراتژیهای مختلف بازاریابی، سنجش موفقیت تبلیغات تاثیرگذاران)، پیامد (اثربخشی تبلیغات) میباشد.
طراحی چارچوبی برای بکارگیری هوشمندی کسب و کار جهت بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 106-129
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389647.1077
حمید صادقی، سید عبدا... امین موسوی، احمد راه چمنی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد (لایهها) چارچوبی برای بکارگیری هوشمندی کسب و کار جهت بهبود ارتباط بین دانشگاه و صنعت میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. برای گردآوری اطلاعات از روش دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر از استادان و متخصصان حوزة ارتباط با صنعت به روش دردسترس انتخاب و مصاحبه با آنها انجام شد. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت شناسایی لایههای بکارگیری هوشمندی کسب و کار جهت بهبود ارتباط بین دانشگاه و صنعت به اجرا در آمده است، 7 بعد و 57 شاخص شناسایی و تأیید شده است. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارMAXQDA 2018، انجام گرفت. نتایج نشان داد که ابعاد بکارگیری هوشمندی کسب و کار جهت بهبود ارتباط بین دانشگاه و صنعت شامل لایه اول/آماده سازی محیط، لایه دوم/جمع آوری دادهها، لایه سوم/ ETL) ( استخراج انتقال بارگذاری دادهها، لایه چهارم/ انباره سازی دادهها، لایه پنجم/ (UI) واسط کاربر، مدیریت فراداده و مدیریت تغییر میباشد.
