طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیک مبتنی بر خلق دانش در شرکتهای دانش بنیان
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 106-121
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.392785.1082
بامداد بهاری، محمد طاهری روزبهانی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیک مبتنی بر خلق دانش در شرکتهای دانش بنیان میباشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نوع پژوهشهای بنیادی میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت منابع انسانی الکترونیک در شرکتهای دانش بنیان میباشند که از طریق نمونه گیری نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. برای تحلیل دادهها، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار 10MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که الگوی مدیریت منابع انسانی الکترونیک مبتنی بر خلق دانش در شرکتهای دانش بنیان شامل 10 بعد (عوامل ساختاری، عوامل محیطی، عوامل فرهنگی، عوامل استراتژی، عوامل سازمانی، عوامل تکنولوژی، برنامه ریزی الکترونیکی، استخدام الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و عملکرد الکترونیکی) و 38 مؤلفه که در قالب شرایط علی، زمینه ای، مداخلهای، راهبردها و پیامد در الگوی پارادایمی پژوهش جای گرفتند.
الگوی استراتژیهای حسابداری زیست محیطی و پاسخگویی مدیران: رویکرد داده بنیاد
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 108-128
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407532.1146
مصطفی آقابیگی نصراله آبادی، منصور گرکز، علیرضا معطوفی، علی خوزین
چکیده در عصر کنونی سیر فزاینده تخریب محیط زیست به بحرانی بدل گشته که روز به روز بر وخامت و دامنه تاثیر آن افزوده میگردد. اگرچه، توسعه پایدار اقتصادی مسئولیت مشترکی بین سازمان، دولت و مصرفکنندگان است، لیکن سازمانها میتوانند نقش پویایی در کاهش تخریب محیط زیست ایفا نمایند. از سمتی مدیران سازمانها نقش مهمی در کاهش آلایندگیها دارند و دولتها تمایل دارند تا مدیران پاسخگویی نسبت به مسائل زیست محیطی داشته باشند. در این راستا، هدف مطالعه حاضر الگوی استراتژیهای حسابداری زیست محیطی و پاسخ گویی مدیران با رویکرد داده بنیاد میباشد. در این راستا 11 مصاحبه با خبرگان آگاه هیات علمی در حوزه حسابداری زیست محیطی و مدیران سازمانها مسلط این زمینه صورت گرفت. مصاحبهها تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد و سپس بعد از کدگذاریهای اولیه در پنچ دسته علی، پیامدها، مداخله گر، بستر و زمینه و راهبرد کنشها دسته بندی شد. امید است نتایج مطالعه حاضر گامی در جهت حسابداری زیست محیطی و پاسخگو بودن مدیران برداشته باشد.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد فراترکیب
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 122-145
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.391719.1080
حامد قائمی، محمد هادی عسگری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی سبز میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان سازمانی مدیران و متخصصین حوزه منابع انسانی میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. استخراج مؤلفهها و شاخص های مدیریت منابع انسانی سبز از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از روش دلفی فازی در سه راند استفاده شد. مؤلفهها و ابعاد مدیریت منابع انسانی سبز شامل 9 بعد فرآیند سبز استراتژی سبز حمایت سبز فرهنگ سبز آموزش سبز پاداش سبز مشارکت سبز تجزیه و طراحی شغل سبز مدیریت انضباط سبز و 20 مؤلفه شناسایی و تائید شد. نتایج نشان داد که بعد استراتژی سبز در مدیریت منابع انسانی سبز در مرحله اول با میانگین (967/0) و دوم با میانگین (942/0) که اعداد به دست آمده تقریباً همپوشانی را در دو مرحله پایانی دارند. همچنین نتایج نشان میدهد که در بعد استراتژی سبز مؤلفه همراستایی استراتژیک سبز بالاترین نظرات خبرگان را دارا بوده؛ در مرحله اول با میانگین (990/0) و دوم با میانگین (973/0) که نشان از اشباع کامل نظرات خبرگان و همپوشانی این دو مرحله را دارا بوده است.
شناسایی مؤلفههای مدل بلوغ نوآوری باز در صنایع دفاعی ایران مبتنی بر روش فراترکیب
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 158-179
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.404151.1126
سید محسن کنعان، منوچهر منطقی، عباس خمسه
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مؤلفههای مدل بلوغ اکوسیستم نوآوری باز در صنایع دفاعی ایران مبتنی بر استفاده هدفمند از جریانات دانشی، بهصورت ایده، علم و یا فناوری در راستای ایجاد ارزش است که میتواند مزایای قابل توجهی را عاید فرد و سازمان کند؛ ازجمله شتاب بخشیدن به فرایندهای اصلی در داخل سازمان (نوآوری داخلی) یا گسترش بازار (نوآوری خارجی) در خارج سازمان. این پژوهش از نوع پژوهش کاربردی-بنیادی است. بدین منظور، با استفاده از روش فراترکیب، 485 مقاله در حوزه نوآوری باز گردآوری شد، براساس الگوریتم انتخاب مقالههای نهایی، مؤلفه های 80 مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، مدل بلوغ اکوسیستم نوآوری باز این با استفاده از نرم افزار مکس کیودا طراحی گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص ها از ضریب کاپا در نرم افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0.86 است که نشان دهنده پایایی مناسب شاخص های این تحقیق می باشد. تحلیل مدل و یافتههای این تحقیق نشان داد که اکوسیستم نوآوری باز دارای مؤلفههای متعددی در قالب 13 مقوله و 23 مفهوم ازجمله همکاریها و سرمایهگذاریهای مشترک، سرمایهگذاری در ایده و پژوهش و جمعسپاری است. همچنین، نتایج نشان داد مشارکت در سرمایهگذاری، انعقاد قرارداد سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای فعال در حوزه کسبوکار و اکتساب شرکتهای کوچک و دانش بنیان میتواند موجب شتاب بخشیدن به فرایندهای اصلی نوآوری در داخل سازمان شود.
راهبردهای ارزشگذاری فناوری استارتاپهای ایرانی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-197
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.409246.1155
علی گلشنی، حسین ادب، ابوالقاسم سرآبادانی
چکیده هدف از این پژوهش، شناسایی ابعاد و تبیین راهبردهای ارزشگذاری فناوری استارتاپهای ایرانی است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد پژوهش کیفی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل صاحبنظران، سیاستگذاران، مشاوران و مدیرانعامل فعال در زیستبوم استارتاپی ایران بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس 10 نفر انتخاب شدند، همچنین با استفاده از روش تحلیل محتوای مصاحبه، تحلیل شده است. براساس یافته های مطالعه 7 مقوله فرعی در مقوله اصلی راهبردها شناسایی شدند. این مقوله های فرعی شامل توسعه و ترویج گفتمان ارزشگذاری فناوری، تبدیل دانش موجود در حوزه فناوری به دانش مطلوب و قابل ارزشگذاری، رهبری و مدیریت ایده، سیستم جامع ارزیابی فناوری، فرهنگسازی، رگولاتوری و تنظیمگری در بازار فناوری و بومیسازی ارزشگذاری فناوری بوده است. بنابراین این راهبردها، در عین توجه به مسائل محیطی و فرهنگی ایران، میتوانند به توسعه و پیشرفت استارتاپهای ایرانی در فرآیند ارزشگذاری فناوری کمک کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند.
طراحی مدل محیط بازاریابی دیجیتال در بازارهای جهانی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 246-263
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.413777.1168
سعید باقری انیلو، یونس وکیل الرعایا، سید عبداللّه حیدریه
چکیده هدف از این مطالعه واکاوی مبحث محیط بازاریابی دیجیتال است. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری دادهها، پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. دادهها از طریق مطالعه منابع مستند و مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 19 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال، از طریق نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 جمعآوری شد. در مرحلۀ کدگذاری باز،242 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری با استفاده از سازههای مدل کدگذاری محوری حول پدیده موردبررسی انجام شد. بر اساس یافتههای پژوهش، مفهوم محیط بازاریابی دیجیتال بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب چهار دسته نوآوری، مدیریت بهینه، عوامل ساختاری، سهولت جای گرفتند و شش مقوله اصلی شامل راهبردهای تجاری، راهبردهای آموزشی، راهبردهای نوآورانه، برنامهریزی و نظارت بهعنوان راهبرد انتخاب شدند. عوامل مداخلهگر در دودسته تقویتکننده و تضعیفکننده شناسایی شدند. عوامل فرهنگی، عوامل زیرساختی، آموزش، سبک رهبری، استراتژیها بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز محیط بازاریابی دیجیتال تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل مؤثر بر محیط بازاریابی دیجیتال در سه سطح خرد، میانی و کلان تعیین شدند.
درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 312-337
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.416265.1190
مهسا فخیم، رضا واعظی، شمس السادات زاهدی، وجه الله قربانی زاده
چکیده هدف این پژوهش درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از زنان شاغل در بانک مرکزی می باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار2020 MAXQDA برای کدگذاری ها استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که 60 مضمون به عنوان مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده (محیط غیر حمایتی، جو سازمانی مثبت، نشانگان زنبور عسل، شکاف حقوقی، توانمندسازی، نقص قوانینحمایتی، ساختار تبعیض آمیز استخدام و ارتقاء، تعصب جنسیتی، رابطه مداری، اضافه کاری، ناسازگاری ساختار شغلی و تعهدات خانوادگی، سنجش بهرهوری، هویت شغلی، ویژگی های فردی، نیازمندی های زنان) و در نهایت پس از مقایسه و تحلیل مضامین سازمان دهنده، 3 طبقه اصلی تحت عنوان مضامین فراگیر (جو حاکم از دید زنان، امکان اشتغال در رده میانی به بالا، باور زنان درباره پیشرفت شغل) شناسایی شد و در آخر مدل درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء مشخص شد.
طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 343-360
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501556.1487
محمد هادی صفرنژاد نوکاشتی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعهی شرکتهای تعاونی مصرف در ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکتهای تعاونی مصرف میباشد و به روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکتهای تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفههای کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزشدیده، استراتژیهای توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایتهای قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهرهگیری از فناوریهای نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفههای فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیلکننده توسعه را ایفا میکند. شاخصهای کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهرهوری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفهها و شاخصها برای تحقق توسعه پایدار شرکتهای تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران این حوزه باشد.
ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 404-433
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.526505.1562
محمدجواد مشیری، علیرضا مقدسی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر اجرا کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد میباشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 12 نفر از خبرگان و کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که سابقه فعالیت کارآفرینانه در این حوزهها را دارند و از نمونهگیری به روش نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفههای سه سطح کسبوکار، ملی و بینالمللی است. مؤلفههای سطح کسبوکار و ملی به عنوان زمینهساز و تسهیلکننده مؤلفههای بینالمللی عمل میکنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بینالمللی را تقویت میکند. همچنین رشد اقتصاد داخلی برای نفوذ در بازارهای بینالمللی و شکلگیری بنگاههای بینالمللی ضروری است.
