نوع مقاله: مقاله پژوهشی (آمیخته )
مدیریت بازرگانی

ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 157-181

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444903.1319

اکبر پورحسن هرزندی، نادر بهلولی، مجتبی رمصانی، جعفر بیک زاد

چکیده پژوهش حاضر به­منظور ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام گرفته است. فقدان الگوی مفهومی نظام­مند از توانمندسازی عملکرد کارکنان، یکی از چالش­های مدیران سازمان­های بخش دولتی می­باشد که سازمان امور مالیاتی نیز مستثنی از این امر نمی­گردد. طرح پژوهش، آمیخته­اکتشافی و به­صورت کیفی – کمّی می­باشد که مصاحبه­شوندگان، شامل 20 نفر از خبرگان سازمان امور مالیاتی بودند که با روش نمونه­گیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع­نظری، انتخاب شدند که در گام اول پژوهش (مرحله کیفی) و از طریق مصاحبه عمیق نیمه­ساختاریافته و بر مبنای رویکرد تحلیل مضمون، نسبت به شناسایی مضامین (شامل 738 گزاره، 159 مفهوم پایه، 28 مضمون سازمان­دهنده و 6 مضمون فراگیر) مربوطه اقدام گردید و در گام دوم تحقیق (مرحله کمّی) نیز، به ترتیب بر اساس روش ترکیبی دیمتل­فازی - مدلسازی ساختاری­تفسیری (ISM- FUZZY DEMATEL)، نمودار علّی - معلولی و الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان در قالب گراف مدل­سازی ساختاری­تفسیری پژوهش و ماتریس قدرت نفوذ و وابستگی مضامین اصلی تحقیق بر مبنای تحلیل میک­مک (MICMAC)، ترسیم گردید و تحلیل نتایج دیمتل­فازی نشان داد که عوامل (مداخله­گران توانمندسازی عملکرد کارکنان)، (بسترهای توانمندسازی عملکرد کارکنان) و (طرح جامع مالیاتی)، به­ترتیب تأثیرگذارترین عوامل و (عملکرد کارکنان)، (راهبردها) و (توانمندسازی کارکنان)، به­ترتیب به­عنوان تأثیرپذیرترین عوامل این پژوهش محسوب می­شوند که این نتایج با سطوح اشاره­شده در شبکه تعاملات ISM و همچنین خروجی تحلیل نرم­افزار میک­مک نیز هم­راستا بود.

مدیریت بازرگانی

قابلیت‌های کلیدی موفقیت در عملکرد بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 146-174

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.521147.1555

سارا میرزاابوالحسن خان ایلچی، معصومه حسین زاده شهری، منیژه حقیقی نسب

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی قابلیت‌های کلیدی مؤثر بر عملکرد بازاریابی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. این پژوهش در بخش کیفی با روش فراترکیب و مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش‌های منتشرشده بین سال‌های 2019 تا 2025، 5222 مقاله اولیه را بررسی و پس از غربالگری کیفی و محتوایی مرحله‌ای، 42 مقاله واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. با تحلیل محتوای مقالات منتخب در نرم‌افزار MAXQDA، تعداد 224 کد اولیه استخراج شد که در نهایت 8 مقوله نهایی دسته‌بندی گردیدند. در بخش کمّی، به‌منظور اولویت‌بندی این قابلیت‌ها، از تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی با نظر 10 خبره صنعتی استفاده شد و پایایی نتایج با نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 تأیید گردید. نتایج نشان می‌دهد که مهم‌ترین مقوله‌های نهایی شامل یکپارچه‌سازی ارتباط با مشتریان و اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی، نوآوری و شبکه‌سازی برای مزیت رقابتی پایدار، سازگاری چابک با نوآوری بازارمحور، تحول دیجیتال داده‌محور، توسعه اکوسیستم‌های حمایتی دیجیتال، بازاریابی کارآفرینانه کم‌هزینه و استراتژی‌های بازاریابی سبز هستند. از دیدگاه خبرگان، سه قابلیت «پیاده‌سازی مؤثر برنامه بازاریابی»، «نوآوری محصول» و «بازاریابی چندکاناله» در بهبود عملکرد بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بیشترین اهمیت را دارند. پیشنهاد می‌شود مدیران این کسب‌وکارها با تدوین برنامه‌های بازاریابی مستند، توسعه نوآوری محصول بر اساس تعامل با مشتری و یکپارچه‌سازی حضور در کانال‌های آنلاین و آفلاین، عملکرد بازاریابی خود را ارتقا دهند.

مدیریت بازرگانی

تحلیلی بر روابط ذی‌نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 157-180

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.571128.1705

مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی

چکیده هدف اصلی این پژوهش، تحلیل جامع و نظام‌مند الگوهای پیچیده روابط ذی‌نفعان در اکوسیستم هوش مصنوعی صنعت خودروسازی ایران و شناسایی دقیق نقاط تمرکز قدرت، انحراف منافع و ظرفیت‌های همگرایی راهبردی میان آن‌هاست. در این راستا، از یک رویکرد روش‌شناختی ترکیبی (کیفی-کمی) بر پایه آینده‌پژوهی بهره گرفته شد. در فاز نخست، با مرور نظام‌مند ادبیات موضوعی و برگزاری جلسات مشورتی با پانل خبرگان حوزه‌های صنعت و دانشگاه، ۴۸ ذی‌نفع کلیدی به همراه لیست اهداف محوری هر یک شناسایی گردید. سپس در فاز دوم، داده‌های کمی لازم از طریق پرسش‌نامه‌های استاندارد ماتریس اثرگذاری-تأثیرپذیری و ماتریس مواضع بازیگران نسبت به اهداف، جمع‌آوری و با استفاده از مدل ریاضی نرم‌افزار مکتور مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش در بخش تحلیل درونی نشان داد که ساختار شبکه به شدت نامتوازن است؛ به‌طوری‌که ۶۶.۷ درصد ذی‌نفعان در چارک "انزوای استراتژیک" قرار داشته و تنها بازیگرِ حاضر در وضعیت "وابستگی متقابل"، نهاد خودروسازان است. از سوی دیگر، تحلیل بیرونی نشان‌دهنده شکل‌گیری یک ائتلاف قدرتمند میان بلوک صنعتی-حاکمیتی (شامل خودروسازان، وزارت ارتباطات، وزارت صمت و بخش نظامی) حول محور اهداف سخت‌افزاری همچون توسعه زیرساخت و امنیت داده‌هاست. در مقابل، بازیگرانی نظیر رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای مدنی هم‌گرایی حداقلی با این اهداف راهبردی دارند.

مدیریت بازرگانی

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-200

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503428.1493

محمدرضا درانی، سیدرضا حسنی، فرشید نمامیان

چکیده هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق‌های اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

مولفه‌های مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 186-213

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420300.1219

علیرضا تقوی کارترپ، علیرضا بافنده زنده، صمد عالی

چکیده هدف این پژوهش بررسی مؤلفه‌های مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری (مورد مطالعه بانک کشاورزی آذربایجان شرقی) می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف توسعه‌ای و از نظر نوع روش، توصیفی– اکتشافی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان حوزه بانکداری و تحلیل رفتار ذی نفعان می‌باشند. نتایج نشان داد که با استفاده از روش علمی متاسنتز (فراترکیب) و با مرور مقاله‌های منتشر شده، مقاله‎هایی که به مبحث یکپارچگی فرآیندهای کسب و کار پرداخته بودند مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند و براساس ۲۷ مقاله منتخب، تعداد 37 شاخص استخراج گردیدند. در این مطالعه 1009 مقاله و پژوهش مرتبط در ژورنال‌های معتبر در بازة زمانی قبل از 2020 از نمایه‌های استنادی انتخاب شد. در نهایت، 11 مورد ارزیابی و شناسایی شد و در نهایت چارچوب نهایی با اعمال مجموع نظرات خبرگان مولفه‎ها و شاخص‎های مشارکت ذی نفعان بصورت 1- فعالیت 2- منابع 3- ورودی / خروجی 4- هدف 5- زمان 6- فناوری 7- قوانین 8- ذینفعان (مالک، مجری، مشتری، تأمین کننده) تأیید و شناسایی شد.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالش‌ها و استراتژی‌های موجود

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 192-214

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.419093.1211

سیدمانی صدرایی، فریده حق شناس کاشانی، مهدی کریمی زند

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالش‌ها و استراتژی­ های موجود می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، (کیفی-کمی)، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری داده‌ها، اکتشافی - همبستگی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت‌های فینتک فعال در حوزه پرداخت با مجوز شاپرک شامل زرین‌پال، آسان­دریافت، پیام‌رسان مالی بله، ایزی­پی، کارت اعتباری و امتیازی ایرانیان می‌باشد و روش نمونه­ گیری به صورت قضاوتی انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. روش گردآوری داده ­ها و تحلیل در بخش کیفی، مصاحبه و تحلیل مضمون و در بخش کمی، پرسشنامه و تکنیک روایی محتوا (CVR) و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. نتایج تحقیق نشان داد، چالش­های توسعه بازار فینتک شاملِ زیرساخت ناکافی، موانع رگولاتوری و قانون‌گذاری، دشواری کار با مردم/مشتری عمومی، بی­اعتمادی به فناوری و فینتک، سطوح پایین درآمد و چالش‌های قیمت‌گذاری محصول، موانع فرهنگی هستند. همچنین، استراتژی­های توسعه بازار فینتک شاملِ مشارکت جامعه در فرآیند بازاریابی، استفاده از شبکه ه­ای اجتماعی، تبلیغات هوشمند و بهینه، تولید محتوای مفید و ارزشمند، برندسازی، انطباق استراتژی‌های ارتباطی با ماهیت بازار فینتک، بخش‌بندی جغرافیایی و فرهنگی بازار و نیز آموزش به مشتری، می­باشد.

مدیریت بازرگانی

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-236

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.455216.1373

لیلا بیگلو، حکیمه نیکی اسفهلان، نسرین جزنی، محمود البرزی

چکیده هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط ایران می‌باشد. روش پژوهش به‌صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام‌شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به‌منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده‌شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به‌صورت نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین‌کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می‌باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه‌بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 201-226

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.556083.1660

کیمیا دریسی، بهروز قاسمی، فریده حق شناس کاشانی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از مدیران و کارکنان بخش بازاریابی شرکت‌های داروسازی، خبرگان و اساتید آگاه به این حوزه می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از مصرف کنندگان دارو می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (کیفیت اثبات‌شده، نظام پایش ایمنی دارو، داده‌های علمی معتبر)، شرایط زمینه‌ای (همکاری نهادی، تعامل علمی–اقتصادی با سیاست‌گذاران، استانداردهای بین‌المللی)، شرایط مداخله‌گر (عوامل ژئوپلیتیک، رقابت چندسطحی، تحولات فناورانه)، راهبردها (برتری علمی، شفافیت، مدیریت بحران، نوآوری بومی) و پیامدها (اعتماد پایدار، جایگاه بازار، اعتبار علمی و توان چانه‌زنی سیاستی) پیکره مدل شهرت برند را تشکیل می‌دهند. در بخش کمی، نتایج پژوهش نشان دهنده اعتبار بالای مدل استخراج شده بود.

کار آفرینی

طراحی و اعتبار سنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکت های هواپیمایی ایران

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 214-237

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.430208.1270

مجید آهنگ، ناصر آزاد، عبدالله نعامی، علیرضا روستا

چکیده هدف این تحقیق طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکت‌های هواپیمایی ایران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته (کیفی – کمی) و فلسفه این پژوهش اثبات گرایی- تفسیری با رویکرد استقرایی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از متخصصین بازاریابی شرکت‌های هواپیمایی و اساتید دانشگاهی با گرایش‌های مرتبط با موضوع پژوهش هستند که با روش    نمونه­گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل 520 نفر از متخصصین بازرگانی و بازاریابی شرکت‌های هواپیمایی هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 221 نفر تعیین و با روش نمونه­گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه­ساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد کوربین و اشتراوس (۲۰۱۵) و با استفاده از نرم افزار MAXQDA (2020) و بخش کمی نیز از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. مدل پژوهش بر اساس شناسایی ۱۰۱۵ کد باز، ارتباط دهی کدها به ۲۱۵ مفهوم و ۳۱ مقوله اصلی (در ۱۲ طبقه) استخراج گردید. نتایج پژوهش، علاوه بر ارائه مدل جامع و جدیدی جهت بازاریابی استراتژیک برای شرکت‌های هواپیمایی ایران با رویکرد ارزش گرایی نشان داد که شرکت‌های هواپیمایی ایران بمنظور داشتن یک بازاریابی پویا و موفق و دستیابی به اهداف سودآوری، رضایت مشتری و توسعه اقتصادی جامعه باید استراتژی‌های بازاریابی رشد و توسعه را اتخاذ کنند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی مدل جذب سرمایه گذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 222-240

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.483082.1441

حسن همایون، جواد محمدخانی، کاظم چراغ بیرجندی، اعظم بابکی راد

چکیده هدف پژوهش طراحی جذب سرمایه‌گذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعۀ آماری پژوهش اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی و اقتصاد صاحب نظر در زمینه امنیت اقتصادی اجتماعی و خبرگان و متخصصان حوزه اقتصاد ورزش می باشد و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و به تعداد 16 برابر سؤالات متغیر دارای بیشترین تعداد سؤال (9 سؤال در متغیر عوامل زمینه ای) 144 نفر برآورد شد. جهت اطمینان از دریافت تعداد پاسخ‌های مناسب 160 پرسشنامه توزیع شد که از بین 154 پرسشنامه دریافتی، 150 پرسشنامه که به طور کامل پاسخ داده شده، وارد فرایند تحلیل گردید. روش گرد‌آوری داده‌ها پرسشنامه می باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی هریک از شش متغیر اصلی (عوامل علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) نشان داد که تمامی مؤلفه‌ها به‌صورت معناداری نقش تبیین کننده‌ای دارند. تحلیل مسیر هم نشان داد که روابط بین شش متغیر اصلی به توالی پنج سطح (شرایط علی، عوامل زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) از متغیرهای مستقل به سمت متغیرهای وابسته معنادار است و مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد. براساس یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که اگر سرمایه گذاران نسبت به امنیت در سرمایه گذاری خود اطمینان حاصل کنند مشتاق تر به سمت سرمایه گذاری در حوزه ورزش خواهند آمد و جهت انجام سرمایه‌گذاری باید به راهبردهایی مانند ارائه پشتوانه های حقوقی لازم را برای سرمایه گذاری، مجاز شدن امنیت سرمایه گذاری تجارت الکترونیک برای سرمایه گذاران توجه کنند.

مدیریت کسب و کار

طراحی و اعتبارسنجی الگوی رفتار مصرف کننده مبتنی بر محتوای کاربر ساخته در صنعت بانکداری

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 223-251

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.429373.1266

سپهدار رهنما، مرضیه زنده دل، میر هادی موذن جمشیدی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی رفتار مصرف کننده مبتنی بر محتوای کاربر ساخته (UGC) در صنعت بانکداری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر استراتژی اجرای پژوهش توصیفی- اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان نظام بانکداری و دانشگاهی فعال در حوزه بازاریابی محتوایی  و به روش نمونه‌گیری هدفمند قضاوتی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از کلیه مشتریان بانک سپه شهر تهران  که با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه و به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل محتوای کاربرساخته در شبکه‌های اجتماعی و پرسشنامه خبره‌مبنا برای مدلسازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنج‌تایی برای اعتبارسنجی بودند. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون و از نرم افزار MICMAC  و در بخش کمی از          نرم افزارSPSS  و PLS استفاده شد. ترکیب نتایج تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری- تفسیری، منتج­به ارائه الگوی رفتار مصرف­کننده برمبنای محتوای کاربر ساخته گردید. مضامین اصلی الگو شامل محتوای کاربر ساخته، احساسات و نگرش مشتریان، انتظارات مشتریان، کنش‌های مشتریان نسبت به محتواهای کاربرساخته و توسعه برند بر مبنای محتوای کاربرساخته است. نتایج تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری، به تأیید اعتبار الگو و تأیید تمامی فرضیه‌ها (به غیر از اثر تعدیل‌گری انتظارات مشتریان مبتنی بر محتوای کاربرساخته) منجر شده است.

مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند در سازمان انتقال خون تهران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 224-243

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.583662.1754

مهدی خداپرست

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند در سازمان انتقال خون تهران می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ روش اجرا آمیخته (کیفی و کمّی) می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از صاحب‌نظران و خبرگان دانشگاهی، اعضای هیأت علمی و مدیران سازمان انتقال خون به روش هدفمند و نظری (قضاوتی) انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل 700 نفر از کارکنان فعال در سازمان انتقال خون تهران می‌باشد که حجم نمونه ۱۹۶ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته در بخش کیفی از نرم‌افزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم‌افزار SPSS و SmartPLS استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که از طریق کدگذاری محوری، ۴۴ کد اولیه در قالب ۲۲ کد محوری دسته‌بندی شدند که بیانگر مفاهیم کلیدی و ساختاردهنده نظام منابع انسانی داده‌محور هستند. تحلیل بخش کمّی نیز تأیید کرد که عوامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر و راهبردی، به‌طور معناداری بر استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور اثرگذارند. هماهنگی میان ساختار سازمانی، فناوری و سیاست‌ها به عنوان پیش‌شرط موفقیت تصمیم‌گیری داده‌محور و افزایش اثربخشی منابع انسانی مطرح شد. این تحقیق با ارائه مدلی یکپارچه و داده‌محور، نقش ابزارهای دیجیتال و هوشمند در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تصمیم‌گیری استراتژیک را برجسته کرده و می‌تواند راهنمای عملی و نظری ارزشمندی برای سازمان‌ها در مسیر تحول دیجیتال فراهم آورد.

کار آفرینی

ارائه مدل توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 231-249

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417943.1203

جلال عبدی، رضا یوسفی سعیدآبادی، مریم تقوایی یزدی

چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه مدل توسعه ­ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده ­های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب­ های زیست محیطی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و کارشناسان در صنعت ملی پالایش فراورده ­های نفتی به تعداد 951 نفر می‌باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 274 نفر در نظر گرفته شد. نمونه‌گیری به صورت تصادفی   خوشه ­ای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد. متغیر توسعه ­ی کارآفرینی شامل 4 بعد نوآوری، ریسک پذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی و متغیر توسعه­ ی کارآفرینی شامل 3 بعد انسان مداری، محیط مداری، بی اعتنایی عمومی می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که بین مولفه‌ها و ابعاد توسعه­ ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده­ های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب­ های زیست محیطی اثر مثبت و معنی­ داری وجود دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی و تبیین الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 238-261

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.416632.1191

مهسا وحیدپور، اکبر اعتباریان خوراسگانی، مهربان هادی پیکانی، سعید دائی کریمزاده

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه­های نیمه­ ساختاریافته با خبرگان حوزه خط مشی گذاری، کارآفرینی و مدیریت به تعداد 23 نفر یافته­ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه­ها با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda ابعاد و کدهای مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 34 مفهوم و 109 کد استخراج گردید. خط مشی‌های حمایتی، آمایش سرزمینی، ظرفیت‌های مهارتی، بستر کارآفرینی، تبیین سند اشتغال بانوان و سیستم آموزشی بیشترین ضریب اهمیت را به دست آوردند. در این پژوهش، الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه نشده است، این پژوهش می‌تواند در راستای ارتقا اشتغال زنان، توسعه اجتماعی و برابری شغلی سودمند باشد.

مدیریت بازرگانی

مدل یابی ساخت باشگاه مشتریان کارآمد برای توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی در نظام بانکی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 252-270

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425685.1245

علی طاهرخانی کوجری ها، یونس وکیل الرعایا

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل یابی ساخت باشگاه مشتریان کارآمد برای توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی در نظام بانکی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر استراتژی اجرای پژوهش اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از افراد متخصص و صاحب‌نظر مدیران و معاونین بانک و کارشناس در حیطه الگوی مدیریتی و باشگاه مشتریان و به روش نمونه‌گیری هدفمند  و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 385 نفر از کلیه افراد عضو باشگاه مشتریان بانک صادرات که با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده در بخش کیف مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی با استفاده از رویکرد تم تحلیل و از نرم افزار MAXQDA10 و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و AMOS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که (93) کدباز، 52 زیر مضمون و 6 مضمون اصلی از مصاحبه‌ها احصاء و در قالب ابعاد مدل ساخت باشگاه مشتریان کارآمد شناسایی گردید و نتایج بخش کمی نشان داد که مؤلفه‌های شناسایی‌شده اثری تبیینی و معنادار برساخت باشگاه مشتریان کارآمد در نظام بانکی در جهت توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی دارد.

مدیریت بازرگانی

شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 256-281

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.506148.1501

محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس با رویکرد تحلیل مضمون است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته است که از نظر هدف، توسعه‌ای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه با درصد بالایی به تائید رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند؛ در این پژوهش در بخش کیفی به‌منظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با خبرگان از نرم‌افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرم‌افزار SPSS ویراست 26 استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز داده‌های کیفی گردآوری‌شده منجر به استخراج 92 کُد اولیه، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان‌دهنده رهبری دانش‌محور سازمان، منابع انسانی دانشی سازمان، بسط و ترویج فرهنگ دانش، راهبری زیرساخت‌های دانشی سازمان، جهت‌گیری توسعه‌ای به فرایندهای دانشی، سازمان‌دهی دانش جدید، اعتقاد به نوآوری در سازمان، ظرفیت‌سازی در سازمان، ارتقا کارایی و بهره‌وری در سازمان و بهبود کیفیت سازمان گردید؛ که 79 کد از کدهای مربوط به مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس در فرایند دلفی فازی مورد تائید خبرگان قرار گرفت.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل تبیین اثر مؤلفه‌های تصمیمات درون و برون سازمانی بر بهای تمام شده محصولات صنعتی با رویکرد عامل بنیان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 245-270

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425844.1248

محمدتقی قشقائی، ایوب احمدی موسی اباد، محمد طالقانی

چکیده هدف تحقیق حاضر ارائه مدل تبیین اثر مؤلفه‌های تصمیمات درون و برون سازمانی بر بهای تمام شده محصولات صنعتی با رویکرد عامل بنیان است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی است و از نظر فرایند انجام جزء تحقیقات کیفی و کمی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش کلیه متخصصان و مطلعین بهای تمام شده محصولات تولیدی صنعتی می‌باشند و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی 35 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از بانک‌های اطلاعاتی شرکت‌ها از قبیل داده‌های مربوط به تولیدات صنعتی و قیمت گذاری محصولات استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از سه روش تحلیلتم، تکنیک دلفی و مدل عامل بنیان استفاده گردید. نرم افزار مورد استفاده جهت تکنیک دلفی SPSS نسخه 25 و جهت اجرا و شبیه سازی مدل عامل بنیان و اعتبارسنجی آن از نرم افزار Netlogo استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد تغییرات در هر عامل در دوره مورد بررسی ضمن اثرگذاری در عاملهای دیگر در بهای تمام شده تاثیرگذار است و در پایان نیز اعتبار مدل توسط خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین ادغام تئوری محدودیت‌ها با مدل سازی عامل بنیان می‌تواند به عنوان یک ابزار کارا در بهای تمام شده محصولات تولیدی مورد استفاده قرار گیرد، و به کمک آن می‌توان قیمت مناسب فروش محصولات در دوره‌های کوتاه مدت و بلندمدت را تعیین و پیش بینی نمود.

مدیریت بازرگانی

مدل‌سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت‌های صادراتی شرکت‌های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 252-278

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.532293.1577

ابوالفضل ذوالقدر، سهیل سرمد سعیدی، بهروز قاسمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت‌های صادراتی شرکت‌های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله‌برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می‎باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده‌بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده‌ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت‌های ICT، کیفیت داده‌ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه‌ای (سیاست‌های حمایتی، همکاری‌های بین‌المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله‌گر (تحریم‌ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش‌بینی تقاضا، بهینه‌سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها) ساختار مدل را تشکیل می‌دهند. در بخش کمی، شاخص‌های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله‌ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه‌ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله‌های مدل با سطح معنی‌داری ۰.۰۰۱>p بود.

مدیریت بازرگانی

شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 270-293

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.447256.1335

محسن سبزواری، محمود احمدی شریف، نادر غریب نواز شربیانی، مهران کشتکار هرانکی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران می‌باشد. روش پژوهش از نوع بنیادی با هدف اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی را مدیران عضو شورای عالی برندهای پوشاک ایران تشکیل می‌دهند که 16 نفر بر اساس روش گلوله‌برفی انتخاب شدند و در بخش کمی نیز جامعه آماری، کلیه مشتریان مراجعه‌کننده به مراکز خرید پوشاک ایرانی هستند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، با استفاده از فرمول کوکران، 387 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها در بخش کیفی بوسیله مصاحبه و در بخش کمی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام و روایی پرسشنامه با روش تأیید اساتید و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید شده است. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و از روش گراند تئوری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و AMOS استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده در این پژوهش، چهار مؤلفه قدرت داخلی برند، آگاهی از برند، تصویر مثبت از برند و ارزش ادراک شده، کلیدی‌‌ترین مؤلفه‌های خلق ارزش‌ویژه برند در صنعت پوشاک ایران هستند و مدل بدست آمده از برازش مناسبی برخودار است.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی و بررسی میزان اثرگذاری شاخص های ریسک زنجیره تامین فعالیت های بازرگانی اینترنتی در صنعت مواد غذایی به کمک روش یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم بردار یکه پشتیبان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 318-338

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512179.1525

طه مومنی روچی، امیر محمدزاده، علیرضا ایرج پور، روزبه بالونژادنوری

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و بررسی میزان اثرگذاری شاخص های ریسک زنجیره تامین فعالیت های بازرگانی اینترنتی در صنعت مواد غذایی به کمک روش یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم بردار یکه پشتیبان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. در بخش کیفی با استفاده و مصاحبه با خبرگانی که در حوزه ی صنعت مواد غذایی فعالیت داشته و در حوزه زنجیره تامین این صنعت دارای اطلاعات کامل و تجارب کافی می باشند، تا اشباع نظری استفاده شده است که این تعداد به 10 نفر از افراد خبره ی مرتبط در شرکت های بزرگ این حوزه بودند. در بخش کمی نیز با روش های آماری از روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید که این تعداد نیز 114 نفر به عنوان نمونه از جامعه آماری انتخاب شدند. پس از شناسایی معیارها و شاخص ها به کمک خبرگان، تهیه، توزیع و جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات جمع آوری شده مرتب سازی گردید. نتایج نشان داد که رضایت مشتری در مدل پژوهش تاثیر منفی دارد. هماهنگی زنجیره تأمین در مدل پژوهش تاثیر مثبت دارد. عوامل تأثیرگذار بر هزینه‌ها تأثیر مثبتی دارد، اما میزان آن متوسط است. شرایط اقتصادی و بازار تأثیر مثبتی در مدل دارد. زیرساخت اینترنت در مدل اهمیت محدودی دارد. ریسک‌های محیطی تاثیر مثبت دارد. کیفیت محصول در مدل تأثیر منفی داشته است.

کار آفرینی

طراحی الگوی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل‌های پارسیان

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 323-346

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408907.1151

بهنام رحیمی، مجید جهانگیرفرد، فرشاد حاج علیان

چکیده هدف اصلی تحقیق حاضر نهادینه‌سازی فرهنگ‌سازمانی مبتنی بر هم‌افزایی است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی -کمی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (هلدینگ سیاحتی- گروه هتل‌های پارسیان) بود که حجم نمونه 165 تعیین و روش نمونه‌گیری نیز تصادفی بود. ابزار پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن با روایی صوری و پایایی نیز با آزمون آلفای کرونباخ برسی و 88/0 شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز از روش معادلات ساختاری با نرم‌افزار PLS Smart استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که تمام عوامل تشکیل‌دهنده الگوی نهادینه‌سازی فرهنگ‌سازمانی  مبتنی بر هم‌افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل‌های پارسیان (تیم سازی، انسجام، ساختار، نوآوری، پشتیبانی، انگیزش، مشارکت و عملکرد) در سطح اطمینان 95 درصد معنی‌دار هستند و در نتیجه برازش کلی مدل GOF برابر 65/0 شد که نشان از مطلوبیت الگو دارد. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که الگوی پیشنهادی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی و هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل پارسیان می‌تواند مورد توجه مدیریت آن قرار گیرد.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 324-346

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423107.1230

مریم فیروزی، احمد ودادی، علیرضا امیرکبیری

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان، استادان و کلیة افرادی‌اند که در حوزة تسهیم دانش فعالیت عملی یا پژوهشی داشته‌اند به روش نمونه‌گیری هدفمندو در بخش کمی شامل 344 نفر از کارکنان ستاد بانک مسکن تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده می‌باشند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 6 سازه شامل: شرایط علّی (دارای 3 بعد جهانی و اجتناب ناپذیر بودن، لزوم تغییر نگرش به برند سازی، هویت برند شهری)، شرایط زمینه‌ای (دارای 3 بعد انسجام ساختاری برند، برندینگ شهری، موقعیت راهبردی شهر)، شرایط مداخله گر (دارای 3 بعد الگوی رفتاری گردشگران، سرمایه گذاری/ تأمین مالی، عوامل محیطی)، ابعاد پدیده (دارای 3 بعد بستر سازی برای گردشگری هوشمند، توجه به ذی نفعان، مدیریت یکپارچه برند شهری)، راهبردها (دارای 3 بعد ارتقای سیستم تبلیغاتی شهری، طراحی برند سازی هوشمند شهری، فرهنگ سازی برند شهری) و 6- پیامدها (دارای 3 بعد توسعه سرمایه اجتماعی، توسعه کیفیت زندگی، قدرت رقابتی برند شهری) می­باشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، روابط بین متغیرهای پژوهش معنادار و مدل از برازش مناسب برخوردار می‌باشد.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل ارزش آفرینی درگیری برند از طریق تلفیق فن آوری بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 340-365

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434941.1292

زهرا عطف، فریز طاهری کیا، کامبیز حیدرزاده هنزایی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از استراتژی‌های بازی‌انگاری و توضیح‌پذیری هوش مصنوعی بر درگیری برند در شبکه‌های اجتماعی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع‌آوری اطلاعات، توصیفی ـ پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی می‌باشد. با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته، این مطالعه شامل یک مرور سیستماتیک از ادبیات مرتبط و یک بررسی کمّی بر اساس داده‌ها است. در بخش کیفی، با استفاده از نرم‌افزار سی‌ام ای دو، فراتحلیل پیش‌آیندها و پیامدهای درگیری برند در شبکه‌های اجتماعی انجام گرفت. در بخش کمّی، تأثیر کمپین بازی‌انگاری و توضیح پذیری در یک شرکت مواد غذایی، قبل و بعد از اجرای کمپین، بررسی شد. داده‌ها شامل تعداد لایک‌ها، کامنت‌ها و ریپلای‌های هر کامنت بودند که با استفاده از پردازش زبان طبیعی و تکنیک‌ برت تحلیل شدند. برای پیش‌بینی تأثیر استراتژی‌ها بر درگیری برند، از مدل‌های جنگل تصادفی بهینه‌شده استفاده شد که نشان دهنده قابلیت تشخیص الگوهای پیچیده و بهبود دقت پیش‌بینی‌ها است. نتایج نشان داد که کمپین‌های با استفاده از بازی‌انگاری و هوش مصنوعی توضیح‌پذیر توانستند درگیری کاربران را به طور معناداری افزایش دهند، به ویژه در زمینه‌های تعامل و ایجاد جوامع مجازی فعال. بررسی‌های انجام شده نشان دهنده تأثیر مثبت استفاده از بازی‌انگاری در تقویت حس اعتماد و وفاداری به برند بوده‌اند، و همچنین تأثیر توضیح‌پذیری در فهم بهتر محتوا و فرایندهای تصمیم‌گیری توسط مشتریان است. این پژوهش می‌تواند بینش‌های ارزشمندی برای توسعه استراتژی‌های بازاریابی نوین و تقویت ارتباطات برند فراهم آورد.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل ارزیابی سیاست‌های فناوری مالی در بانک ملی ایران

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 366-389

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448589.1340

وحید مرادی، چنگیز محمدی زاده، علی فرهادی محلی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ارزیابی سیاست­های فناوری مالی در بانک ملی ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی-مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از مدیران با سابقه بانک‌ ملی ایران و به روش نمونه‌گیری هدفمند می‌باشد و در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک ملی ایران که با تحلیل توان کوهن حجم نمونه 156 نفر و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده  انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. مقوله‌های زیربنایی پژوهش با روش گراندد تئوری شناسایی و الگوی نهایی با روش حداقل مربعات جزئی اعتبارسنجی گردید. تحلیل داده‌های کیفی با نرم‌افزار MAXQDA20 و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافته‌های پژوهشی نشان داد براساس مدل پارادایمی پژوهش، ارزیابی برون‌سازمانی، ارزیابی درون‌سازمانی و ارزیابی ذی‌نفعان بانکی بر سیاست­های اجرایی فینتک تاثیر دارند. از سوی دیگر عملکرد بازاریابی بانک شرایط زمینه‌ای را فراهم می‌سازد و ریسک مبتنی بر فناوری نیز یک عامل مداخله‌گر است. در نهایت با راهبردهای فناورانه و مالی می‌توان به توسعه فینتک و بانکداری دیجیتال دست یافت. همچنین شاخص GOF برابر 659/0 بدست آمد که نشان از برازش مدل مطلوب می‌باشد.

کار آفرینی

مدل ارزش‌افزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 366-388

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434943.1293

علی امیری، سیدعباس حیدری، وحید رضا میرابی

چکیده هدف این پژوهش مدل ارزش‌افزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی-کمی و از نظر ماهیت پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 25 نفر از مدیران و صاحب‌نظران در صنعت پتروشیمی می‌باشد و نمونه­گیری به صورت قضاوتی در دسترس انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه می‌باشد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از تکنیک دلفی برای شناسایی مؤلفه‌ها استفاده شد. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار MATLAB استفاده گردید. در تحلیل کتابخانه‌ای 16 مؤلفه اصلی شناسایی و وارد تکنیک دلفی شده و در نهایت همگی تائید شدند. این شانزده معیار عبارت‌اند عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی، عوامل قانونی، عوامل مالی، عوامل فردی، عوامل مدیریتی، منابع اطلاعاتی، اجرا، بازنگری، تحلیل بازخورد، عوامل ارزیابنده عملکرد، مفاهیم ریسک، شناسایی انواع مسائل زیست‌محیطی، شناسایی انواع مسائل بهداشتی، یادگیری مباحث ایمنی و ارزش‌افزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار. بر اساس تکنیک ساختاری تفسیری این مؤلفه‌ها سطح‌بندی شدند. و در 7 سطح یک مدل را تشکیل دادند. مدل پیشنهادی، با توجه به بهینه‌سازی فرآیندها، کاهش هدررفته‌ها، ارتقاء کیفیت محصولات و کاهش هزینه‌ها، منجر به بهبود عملکرد اقتصادی و تجاری شرکت‌ها می‌شود. با توجه به تنوع مسائلی ازجمله ایمنی، بهداشت، محیط‌زیست و استانداردهای اجتماعی، این مدل ارزش‌افزوده زنجیره تأمین به تحقق پایداری و استمرار پذیری کمک می‌کند.