نوع مقاله: مقاله پژوهشی (آمیخته )
مدیریت کسب و کار

طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 373-399

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.487350.1449

زهرا نورکی، سحر کوثری

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کسب‌و‌کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان که بصورت نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 100 نفر از کارشناسان صنعت بانکداری می باشند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی نرم افزارScenario Wizard و در بخش کمی، MicMac می باشد. نتیجه فراتحلیل و غربال گری ۶۶ کلان روند و پس از آن نتیجه اثرات متقاطع کلان روند های پیشران بر آینده بانکداری مجازی را انتخاب کرده است. مولفه های مدل کسب و کار بانکداری مجازی بر اساس سناریوهای سازگار با در نظر گرفتن میانگین وزن‌های محاسباتی در ۴ سناریو بدین ترتیب ارائه شده است: در بین ارزش‌های پیشنهادی مدل کسب-و‌کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «بانکداری الکترونیک» و «تسهیل تجارت بین المللی»؛ در بین منابع کلیدی به ترتیب «سامانه های بانکی» و «سرمایه انسانی»؛ در بین معیارهای ساختار هزینه به ترتیب «هزینه توسعه سامانه‌ها و وب سرویس‌های بانکی» و «هزینه سرمایه گذاری در منابع انسانی»؛ در بین معیارهای جریان درآمدی به ترتیب «برند/اعتبار» و «درآمد حاصل از ارائه انواع خدمات مالی»؛ در بین معیارهای کانال‌های ارتباطی به ترتیب «وب سرویس های بانکی» و «باشگاه مشتریان» و در بین معیارهای حوزه مشتریان مدل کسب‌ و‌کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «مشتریان حقیقی خرد» و «مشتریان حقوقی کوچک» در رتبه‌های اول و دوم قرار دارند.

مدیریت بازرگانی

توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 381-405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530790.1575

محمد علی عبدالعظیمی، وحید مکی زاده، وحید رضا میرابی

چکیده هدف پژوهش حاضر توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان می‌باشد. پژوهش از نوع اکتشافی و روش آن با توجه به هدف پژوهش، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، شامل گراندد تئوری برای بخش کیفی و استراتژی پیمایشی برای بخش کمّی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌های رمز ارز، متخصصین و خبرگان فعال در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 197 نفر از فعالان و کاربران استارت آپ های رمز ارز که در یک سال گذشته از استارت‌آپ‌های ایرانی می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. در بخش کیفی، 267 کد اولیه در قالب 40 مفهوم غیرتکراری و 10 مقوله فرعی شناسایی شد که شامل شرایط علّی، پدیده محوری، مکانیزم‌ها و راهبردها، بسترها و زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر و پیامدها هستند. در بخش کمی، یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌های آماری از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که روابط بین این مقوله‌ها معنادار بوده و فرضیه‌های پژوهش تأیید شدند. نتایج تحلیل نشان داد که مشارکت مؤثر ذی‌نفعان و شفافیت قوانین از عوامل کلیدی موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران هستند.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک های نوین در صنعت بانکداری(وام دهی همتا به همتا)

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 356-391

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420201.1217

حسین محمدی، نرگس محمدعلی پور، نوروز نورالله زاده، قنبر عباس پور اسفدن، مهناز ربیعی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک‌های نوین در صنعت بانکداری (وام دهی همتا به همتا) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران، سرپرستان و کارکنان حوزه مالی و فناوری بانک­ها، خبرگان و صاحبن­ظران حوزه فینتک در کشور بوده که طبق اصول و قواعد آماری جامعه نامحدود 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده‌های کیفی پژوهش به صورت زیر       دسته بندی شد: در همین راستا مقولات استخراجی به صورت زیر دسته بندی شد: شرایط علّی: یادگیری سازمانی، نگرش سیستمی وفناوری اطلاعات. شرایط محوری: سرمایه ارتباطی، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری. بستر حاکم: بانک‌های همکار، نظریه پردازان خارجی، دولت و شرایط محیطی. شرایط مداخله گر: موانع و چالشها شامل، عوامل سازمانی، شرایط جامعه، عوامل فردی و عدم آموزش و پژوهش. راهبردها: خط مشی گذاری، برنامه استراتژیک و رضایت و وفاداری کارکنان. پیامد: خط مشی گذاری دانش محور، مدیریت دانش، نوآوری، خلاقیت و ایده وسازمان دانش محور. نتایج بخش کمی نشان داد که شاخص‌های برازش مدل بیانگر تأیید مدل در سطح اطمینان ۹۹ درصد می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 391-420

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530495.1574

علی امامی، محمد نادر محمدی، سید حمید حسینی، تحفه قبادی، علیرضا عقیقی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب‌نظران در عرصه‌ی بازاریابی و هوش مصنوعی می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان و مدیران بازاریابی مرتبط با گردشگری سلامت شهر تهران می باشند که باتوجه به اینکه تعداد دقیق آن‌ها قابل محاسبه نیست با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 384 نفر در نظر گرفته شد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که شرایط علی در پژوهش شامل ارتقای رقابت در بازار، بهبود روابط، تحلیل داده‌های خودکار، توانمندسازی و شرایط زمینه‌ای شامل مدیریت داده‌های مشتریان، خدمات هوشمندانه هستند. همچنین شرایط مداخله‌گر شامل برنامه‌ریزی کارآمد، صرفه‌جویی در منابع، مدیریت رفتار مشتریان می‌باشد. راهبردها در پژوهش عبارتند از حل مشکل یکپارچه‌سازی، حل مشکل مدیریت اطلاعات، حل مشکلات برنامه‌ریزی و پیامدها شامل افزایش رضایت مشتریان، افزایش توان مالی، وفادارسازی مشتریان، صرفه‌جویی در زمان می‌باشد. نتایج معادلات ساختاری نشان می‌دهد که ابعاد به خوبی بر متغیرهای پژوهش بار شده‌اند و می‌توانند توصیف مناسبی از متغیرها به عمل آورند.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل قابلیت های بازار یابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-433

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428317.1260

یونس بنی سعید، قنبر امیرنژاد، مرتضی موسی خانی، لیلی آندرواژ

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید و مدیران استراتژیک شرکت ملی حفاری ایران  می‌باشند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که پس از کدگذاری محوری وگزینشی و ایجاد مقوله های اصلی و فرعی ابعاد شش گانه قابلیت های بازاریابی اثر بخش مبتنی بر ارتباطات یعنی قابلیهای استراتژیک، قابلیت‌های عملیاتی، قابلیتهای کاربردی، قابلیتهای داخلی شرکت و قابلیتهای خارجی و ارتباطات به عنوان ابعاد قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات شناسایی شدند.

کار آفرینی

تبیین الگوی خلق ارزش‌ از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 412-437

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441437.1311

بهرام رمضانی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی خلق  ارزش‌ از  درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، اکتشافی - تبیینی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از مدیران و معاونین سیستم نظام مالیاتی، کارشناسان و مشاور و به روش نمونه‌گیری، غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلوله‌برفی) می‌باشد و در بخش کمی شامل 265 نفر از تعداد افراد شاغل در اداره امور مالیاتی استان تهران و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تحلیل داده‌های کیفی از روش داده بنیاد و با نرم‌افزار MAXQDA و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که شکل‌گیری مفهوم شاخص‌های ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی شامل 69 مولفه در قالب 43 مقوله و 17 مقوله عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تأثیرگذاری بین مولفه‌ها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجه‌گیری اصلاحات نظام مالیاتی با تمرکز بر ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود نظام مالیاتی و اصلاحات مربوطه، می‌توان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار، کاهش فقر و بهبود شایستگی‌های اجتماعی دست یافت.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران : رویکرد آمیخته

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 421-445

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530792.1576

احد قاسمی کلاهی، محمدرضا سلمانی بی شک، وحید احمدیان، پرویز محمدزاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد مبتنی بر نظریه‌پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 23 نفر از خبرگان صاحب‌نظر در زمینه مبانی تئوریک و عملی صنعت توریسم؛ شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و مدیران گردشگری که به صورت گلوله برفی و در بخش کمی شامل 374 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به هدف تعیین‌شده، زیرساخت های گردشگری، روابط بین المللی، عوامل اجتماعی، نگرش های حاکمیت جزو عوامل موثر می باشد که باید مدیریت شوند. عواملی مانند حضور در صحنه جهانی گردشگری، امکانات و زیر ساخت ها، خط مشی های جذب گردشگر، پتانسیل های موجود به عنوان بستر و زمینه توسعه صنعت توریسم در ایران مطرح هستند که باید اصلاح شوند.

کار آفرینی

ارائه مدل دیپلماسی اقتصادی نوین ایران با رویکرد صادراتی برای کشورهای همسایه با تأکید بر ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 431-454

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.452786.1359

سخاوت خیرخواه، سید علی طباطبائی پناه، علیرضا سلطانی، حمید رضا شیرزاد

چکیده هدف این تحقیق آسیب شناسی روند صادرات ایران به هر یک از کشورهای همسایه و ارائه مدل مناسب دیپلماسی‌اقتصادی نوین ایران جهت بکارگیری در ارتقاء جایگاه تجاری ایران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، «کاربردی» و از نظر روش «توصیفی- همبستگی» و «علی- ارتباطی» است و در تحلیل نتایج از روش مدل­سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه این پژوهش، تجار فعال در کشورهای همسایه، تولیدکنندگان، صادرکنندگان، مدیران درجه عالی، فعالین خبره فرهنگی و رسانه‌ای می‌باشد که با توجه به تحلیل رگرسیون چند متغیری و تعداد متغیرهای مشاهده پذیر، 195 نفر به عنوان نمونه بخش کمی انتخاب شدند. ابزار گردآوری، پرسشنامه ساخته محقق می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و برای طراحی مدل نهایی از نرم‌افزار AMOS استفاده گردید. یافته‌های پژوهش بر مبنای نظریه نهادگرایی نئولیبرال و نتایج به دست آمده بارعاملی متغیر‌های «تبادل فرهنگی با مولفه‌های دیپلماسی فرهنگی» و «ارتباطات صلح گرا با مولفه‌های دیپلماسی رسانه‌ای» و «سیاست خارجی اقتصاد محور با مولفه‌های دیپلماسی اقتصادی» با اطمینان قابل قبولی در ارتقاء جایگاه ایران در منطقه و تقویت مناسبات تجاری و اقتصادی ایران تأثیر دارد و شاخص‌های برازش مدل مقادیر قابل قبولی را نشان داد.

مدیریت بازرگانی

ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 434-452

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425491.1243

سید حمید میر مطهری، سینا نعمتی زاده، سیدعباس حیدری

چکیده هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها، آمیخته (کیفی-کمّی) می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل گروهی از خبرگان رستوران‏های زنجیره ای ‏(اساتید دانشگاهی، مدیران اجرایی، و مشاوران) است، که با روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری نمونه‏گیری ادامه یافت (15 مصاحبه). در فاز کمّی، مدیران رستوران‏های زنجیره ای به عنوان جامعه در نظر گرفته شده و از میان آنها، 384 نفر بر اساس روش نمونه‌برداری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبه‌های غیرساختار یافته با خبرگان و در فاز کمی‏، پرسشنامه‌ای محقق ساز مشتمل بر 74 گویه بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‏ها در مرحلة کیفی از نرم افزار  Maxqda و در بخش کمی‏از نرم‌افزارهای ‏SPSS و SmartPLS استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده، روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. در این پژوهش، در شرایط علی(محتوای تبلیغات؛ کیفیت تبلیغات محیطی و ویژگی‏های تبلیغاتی)؛ عوامل اصلی زمینه ای(شعار تبلیغاتی، عناصر بیلبورد ‏و تحلیل حرکات چشم مشتریان)؛ ‏شرایط مداخله‏گر(تبلیغات انلاین، هزینه تبلیغات، تبلیغات از طریق وسایل و ارتباط جمعی)؛ مقوله‏های محوری (وضعیت تبلیغات محیطی، توسعه تأثیرگذاری تبلیغات و تبلیغات مؤثر بر نیات مشتریان)؛ راهبردها(جاذبه‏های پیام تبلیغات، ارزیابی فرایند انتخاب تبلیغات محیطی) و سه مقوله مزیت رقابتی، ‏ارزش آفرینی ‏و ارتقای تصمیم گیری‏های استراتژیک بازاریابی ‏به عنوان پیامدهای ‏تبلیغات محیطی بر مبنای بکارگیری ردیاب چشم طبقه بندی شده است.

مدیریت بازرگانی

نقش وضعیت‌های مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذا

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 441-415

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.445341.1325

محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی

چکیده هدف این پژوهش نقش وضعیت‌های مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذامی باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 26 نفر از مصرف کنندگان مواد غذایی رستوران‌ها و فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا، ایران مال و...) و نمونه‌گیری به صورت هدفمند و در بخش کمی شامل 448 نفر همانند بخش کیفی از مصرف کنندگان مواد غذایی که به صورت غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تئوری داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از تحلیل‌های چند متغیری و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که در هیجان تجربه شده دو مؤلفه؛ هیجان مثبت و هیجان منفی و برای عوامل زمینه‌ای سه مؤلفه فرهنگ، دانش بهداشتی و تجربه قبلی و پنج مؤلفه برای شرایط انتخاب غذا در شرایط هیجانی مثبت و پنج مؤلفه نیز برای شرایط هیجانی منفی شناسایی شده است. نتایج نشان داده است افراد در هیجانات تجربه شده مختلف (مثبت و منفی) به سمت غذاهای مختلف می‌روند و ویژگی‌های مختلف غذا (بافت، رنگ، دما، رایحه، مزه) در انتخابشان هم در هیجان مثبت و هم در هیجان منفی نقش مهمی داشته است. از طرف دیگر عوامل زمینه‌ای نیز بر شرایط انتخاب غذا تأثیر دارند و افراد غذا را بر اساس بافت، رنگ، دما، رایحه و مزه در شرایط هیجانی منفی یا مثبت انتخاب کرده‌اند.

مدیریت بازرگانی

تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تاثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-459

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534551.1585

فهیمه خواجوی دهشیب، امیر غفوریان شاگردی، گلنار شجاعی باغینی، محمدرضا رستمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تأثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افراد فعال در صنعت چرم هستند که تعداد آنان نامشخص است. حجم نمونه براساس فرمول 5 تا 10 برابری گویه های پرسشنامه و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس 247 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد محقق ساخته است که جهت تأیید پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید که مقادیر به‌دست‌آمده بیانگر تأیید پایایی و روایی پرسشنامه است. علاوه براین، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایط علی بر پدیده محوری بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. پدیده محوری بر شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و عوامل راهبردی در بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. عوامل راهبردی بر پیامدهای بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. نتایج مشخص می‌کند سازمان‌ها برای رسیدن به رضایت مشتری باید همگام با علم روز حرکت کنند و نوآری و خلاقیت را در دنیای بازاریابی دیجیتال به تصویر کشند.

کار آفرینی

طراحی مدل ارزش‌آفرینی هواداری ورزش در فضای متاورس با استفاده از رویکرد تفسیری ساختاری فازی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 438-463

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.564516.1681

هدایت کیا لاشکی، داود کیا کجوری، عظیم صلاحی کجور

چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل ارزش‌آفرینی هواداری در فضای متاورس برای باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران با استفاده از رویکرد تفسیری ساختاری فازی انجام شد. روش پژوهش آمیخته اکتشافی در دو مرحله متوالی بود. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه عمیق با هجده نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران باشگاه‌ها و متخصصان فناوری، مؤلفه‌های ارزش‌آفرینی شناسایی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری فازی و نظرات پانزده نفر از خبرگان، روابط علّی و سطح‌بندی مؤلفه‌ها تحلیل شد. محاسبات فازی و فازی‌زدایی با نرم‌افزار Excel 2019، تحلیل MICMAC و رسم نمودارها با MATLAB 2021، انجام شد. یافته‌ها منجر به شناسایی شش بعد اصلی شامل ارزش تجربه‌ای، اجتماعی، اقتصادی، سرگرمی، اطلاعاتی و مشارکتی در قالب بیست و چهار مؤلفه فرعی شد. مدل ساختاری تفسیری فازی نشان داد که دارایی‌های دیجیتال و توکن‌های غیرقابل تعویض، بازی‌های تعاملی و دسترسی به داده‌های لحظه‌ای به‌عنوان متغیرهای مستقل با بالاترین قدرت نفوذ، نقش محرک اصلی را ایفا می‌کنند. تحلیل میک مک سه دسته متغیرهای مستقل، پیوندی و وابسته را شناسایی کرد که نشان‌دهنده ساختار سلسله‌مراتبی پیچیده ارزش‌آفرینی است. این مطالعه با ارائه نقشه راهی عملیاتی، به گسترش دانش نظری در حوزه بازاریابی ورزشی دیجیتال کمک می‌کند و راهنمای استراتژیک برای مدیران باشگاه‌های ورزشی ایرانی جهت بهره‌برداری از فرصت‌های متاورس فراهم می‌آورد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی و تبیین ابعاد و مولفه های ارتباطات بحران در بستر رسانه های اجتماعی در سازمان امور مالیاتی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.582376.1750

حمیدرضا عبداللهی، احتشام رشیدی، سید محمد زرگر

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین ابعاد و مولفه های ارتباطات بحران در بستر رسانه های اجتماعی (مورد مطالعه: سازمان امور مالیاتی) می‎باشد. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و در زمره تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 25 نفر از اساتید دانشگاه و خبرگان سازمان امور مالیاتی می باشند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و جامعه آماری بخش کمی شامل 131 نفر از مدیران و متخصصان سازمان امور مالیاتی نظرخواهی که حجم نمونه با استفاده از روش کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها در مرحله کیفی، از روش تحلیل تم برای شناسایی ابعاد و مولفه ها استفاده شد و در بخش کمی نیز با روش تحلیل عاملی تاییدی و از نرم افزار Smart PLS به سنجش و اعتبارسنجی یافته های بخش کیفی استفاده شد. براساس یافته‌ها، کلیه متغیرهای شناسایی شده تایید شد. نتایج پژوهش نشان داد که توسعه ارتباطات بحران با بهره گیری از ظرفیت رسانه های اجتماعی پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که در صورتی که به شکل علمی و نظام مند انجام پذیرد، منافع و مزایای متعددی برای سازمان های دولتی فراهم کند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی و اعتبارسنجی مدل تحول دیجیتال با رویکرد نوآوری مبتنی بر پایداری در صنعت بسته‌بندی مواد غذایی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 504-533

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.496617.1473

مژگان غریبی مرزنکلا، سید محمد رضا داودی، محمد رضا دلوی اصفهان

چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی و اعتبارسنجی مدل تحول دیجیتال با رویکرد نوآوری مبتنی بر پایداری در صنعت بسته‌بندی مواد غذایی انجام شد. این مطالعه از منظر هدف کاربردی-توسعه‌ای و ازنظر روش گردآوری داده‌ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل مدیران و کارشناسان و پرسنل متخصص صنعت بسته‌بندی مواد غذایی بود. نمونه‌گیری با روش هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز از دیدگاه 150 نفر از مدیران و کارشناسان صنعت بسته‌بندی مواد غذایی استفاده شد. حجم نمونه با روش اندازه اثر و توان آزمون تعیین شد و برای نمونه‌گیری از روش خوشه‌ای-تصادفی استفاده گردید. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون با نرم‌افزار Maxqda و برای سطح‌بندی از مدل‌سازی ساختاری-تفسیری با نرم‌افزار Micmac و برای اعتبار سنجی از حداقل مربعات جزئی با نرم‌افزار Smart PLS استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مدل طراحی‌شده با 14 مؤلفه: منابع کسب‌وکار، رهبری تحول دیجیتال، آینده‌نگری دیجیتال/پایدار، استراتژی‌های دیجیتال/پایدار، به‌کارگیری فناوری‌های نوین در فرایندها و عملیات، قابلیت‌های کلیدی دیجیتال/پایدار، تجربه دیجیتال کارکنان، نگرشی نوین به فرایندهای نوآورانه صنعت بسته‌بندی مواد غذایی، بهبود عملکردهای پایدار بسته‌بندی مواد غذایی، طراحی بسته‌بندی‌های نوآورانه مواد غذایی، هم‌راستایی استراتژی نوآوری دیجیتال/پایدار باقابلیت دیجیتال/پایدار، پایداری کسب‌وکار در عصر دیجیتال، بهبود در تجربه مشتری (دیجیتال/پایدار)، پیامدها در صنعت بسته‌بندی مواد غذایی شناسایی گردید.

مدیریت کسب و کار

شناسایی مولفه های انعطاف پذیری بازاریابی و بررسی تاثیر آنها بر عملکرد بازاریابی در بین کسب و کارهای خدماتی منتخب کشور عراق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.590585.1789

حسام عباس عبد، مجتبی پورسلیمی، آذر کفاشپور، یعقوب مهارتی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های انعطاف پذیری بازاریابی و بررسی تاثیر آنها بر عملکرد بازاریابی در بین کسب و کارهای خدماتی منتخب کشور عراق می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف توسعه‌ای–کاربردی بوده و با رویکرد آمیخته اکتشافی و از لحاظ شیوه اجرا آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه اماری در بخش کمی شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه خدمات آموزشی شهر بغداد و در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان بازاریابی مؤسسات آموزشی خصوصی شهر بغداد بود که بر اساس فرمول کوکران ۳۰۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده‎ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته انعطاف پذیری بازاریابی برگرفته از بخش کیفی و پرسشنامه عملکرد بازاریابی اقتباس‌شده از ایزدیار (۱۳۹۹) با مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم‌افزار SmartPLS استفاده شد. یافته ها نشان داد که ۵۴ مؤلفه در قالب پنج مولفه شامل ظرفیت سازمانی، هوشمندی تحلیلی بازاریابی، انطباق راهبردی بازاریابی، نوآوری آزمایشی در بازاریابی و انعطاف‌پذیری آمیخته بازاریابی استخراج شد. نتایج نشان داد انعطاف‌پذیری بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بازاریابی دارد (β=0.595). همچنین تمامی ابعاد آن شامل انعطاف‌پذیری آمیخته بازاریابی (β=0.555)، نوآوری آزمایشی در بازاریابی (β=0.412)، هوشمندی تحلیلی بازاریابی (β=0.331) و انطباق راهبردی بازاریابی (β=0.324) تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بازاریابی دارند. نتایج نشان می‌دهد که توسعه قابلیت‌های انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری، نوآوری و تنظیم آمیخته بازاریابی می‌تواند به بهبود عملکرد بازاریابی کسب‌وکارهای خدماتی در بازارهای پویا و پرریسک مانند عراق منجر شود.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

بهینه سازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.382900.1050

حمیدرضا قلی پور دمیه

چکیده تحقیق حاضر یک رویکرد تلفیقی هوشمند برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی با رویکرد بازاریابی دیجیتال ارائه داده است. در این تحقیق ابتدا مؤلفه‌های تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال از ادبیات تحقیق شناسایی و سپس داده‌های تحقیق با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد با طیف 5 گانه لیکرت برای هر سه متغیر و یک پرسشنامه مخصوص روش AHP از یک شرکت IT-محور ایرانی جمع‌آوری‌شده است. پردازش‌های تحقیق شامل: آنالیز آمار توصیفی و آزمون رگرسیون (تخمین ارتباط بین متغیرها)، برای دستیابی به ارتباط بین متغیرهای تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال؛ در نرم‌افزار SPSS، آنالیز AHP (تعیین وزن زیرمعیارهای وفاداری) در نرم‌افزار اکسپرت چوییس بوده است. به علاوه؛ یک مدل ریاضی دوهدفه برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی برای نخستین بار ارائه و در نرم‌افزار گمز کدنویسی و حل‌شده است. نتایج رویکرد تلفیقی بر روی یک شرکت فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال در شهر تهران نشان داد که بین وفاداری مشتریان و تسهیم دانش رابطه 6/47 درصد تأثیر مثبت معنادار در سطح معناداری یک درصد وجود دارد. نتایج آنالیز رگرسیون نیز نشان داد که بین تسهیم دانش و وفاداری مشتریان تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال به میزان 1/53 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. آنالیز AHP نشان داد که نحوه رفتار اعتراض‌آمیز و نیت خرید از مهم‌ترین مؤلفه‌های وفاداری مشتریان است. کد نویسی و اجرای مدل ریاضی دوهدفه پیشنهادی در نرم­افزار گمز سطحی از بهینه‌سازی را ارائه کرد که حداکثر دانش تسهیم شده با حداکثر وفاداری مشتریان در آن محقق شد.

شناسایی نیازهای مشتریان در ارائه خدمات از طریق کانال‌های الکترونیک با رویکرد آمیخته (مورد مطالعه: مشتریان بانک ملت در سطح شهر ایلام)

دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 24-48

https://doi.org/10.22034/jbme.2022.347592.1030

صادق فیض اللهی، حسینعلی حیدری

چکیده هدف از انجام این پژوهش شناسایی نیازهای مشتریان در ارائه خدمات از طریق کانال‌های الکترونیک با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل دو گروه مدیران و خبرگان حوزه خدمات بانکداری الکترونیک و کلیه مشتریان بانک ملت در سطح شهرستان ایلام است، نمونه گیری بخش کیفی به صورت گلوله برفی صورت گرفت که تعداد 10 نفر از خبرگان و مدیران انتخاب شدند و در بخش کمی نیز 384 نفر به عنوان نمونه گیری تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از تحلیلتم و در بخش کمی از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج نشان دادند که در مجموع 28 مؤلفه در 5 مقوله اصلی ویژگی خدمات، قابلیت اعتماد و اطمینان خدمات و امنیت، دسترسی و زمان ارائة خدمات، درک و شناخت و ارتباط با مشتری و قیمت و هزینه شناسایی و استخراج شد. همچنین نتایج معادلات ساختاری حاکی از آن است که 5 مقوله شناسایی شده از عوامل مؤثر بر نیازهای مشتریان می‌باشد.

ارائه مدل نوآوری بنیادین و استراتژیک در شرکت‌های طرح و ساخت پتروشیمی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 51-75

https://doi.org/10.22034/jbme.2022.351671.1033

عمران بائوج خوشامیان، میترا صدوقی

چکیده هدف این مطالعه ارائه مدل نوآوری بنیادین و استراتژیک در شرکت‌های طرح و ساخت پتروشیمی بود. روش پژوهش آمیخته و جامعه آماری در بخش کیفی 10 متخصص دانشگاهی و در بخش کمی 145 نفر از مدیران، معاونین و کارشناسان ارشد شرکت پترو نیرو صبا بود. روش نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند و در بخش کمی تصادفی ساده بود. جهت جمع آوری داده‌ها ازپرسشنامه دلفی (بخش کیفی) و پرسشنامه محقق ساخته (بخش کمی) استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، روایی همگرا و واگرا مورد تائید قرار گرفت. به منظور تحلیل و اعتبارسنجی کیفی مدل نوآوری بنیادین و استراتژیک از تکنیک دلفی و اعتبارسنجی کمی از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد مدل نوآوری بنیادین و استراتژیک شامل 7 مؤلفه به ترتیب اهمیت مؤلفه تکنولوژی‌های انقلابی با ضریب استاندارد 93/0 در رتبه اول، مؤلفه نوآوری در بازار با ضریب استاندارد 86/0 در رتبه دوم، مؤلفه نوآوری در توسعه و برنامه ریزی نیروی انسانی با ضریب استاندارد 85/0 در رتبه سوم، مؤلفه متولد شدن صنایع جدید با ضریب استاندارد 83/0 در رتبه چهارم، مؤلفه نوآوری در فرایندهای سازمانی و ساختار سازمانی با ضریب استاندارد 82/0 در رتبه پنجم، مؤلفه نوآوری در محصول با ضریب استاندارد 78/0 در رتبه ششم و در نهایت مؤلفه قابلیت عملیاتی بودن ضریب استاندارد 75/0 در رتبه هفتم و 45 شاخص می‌باشد.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 103-131

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399469.1098

حسین یحیی زاده، علی فلاح، مهرداد متانی، محمدرضا باقرزاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از استادان و متخصصان و صاحب‌نظران ارتباطات، رسانه و گردشگری و در بخش کمی پژوهش، شامل 200 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد گردشگری در مازندران بوده است. در نخستین گام پژوهش، به کدگذاری مصاحبه‌های تخصصی پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون با نرم‌افزار MAXQDA v10.R150410 پرداخته شده است. در گام بعدی نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرم‌افزار Smart PLS ارائه گردیده است. سپس مقوله‌های موجود با روش ساختاری-تفسیری با نرم‌افزار MicMac سطح‌بندی شده و الگوی اولیه پژوهش طراحی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق تبلیغات، کیفیت خدمات، سیاست‌گذاری، مشارکت افراد بومی، فرهنگ گردشگری، بهره‌برداری مناسب از محیط‌زیست، درآمدزایی در مقصد گردشگری و تسهیلات زیربنائی به‌عنوان مولفه‌های اصلی شناسایی شدند که بر صنعت گردشگری تأثیر دارند. نتایج حاصل از بخش کمی تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش و اعتبار مناسبی جهت تأثیر رسانه‌های جمعی بر توسعه صنعت گردشگری برخوردار است.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگو علل و پیامدها در اجرای استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال در استارت آپ‌های موفق ایرانی با رویکرد آمیخته

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 129-157

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389183.1068

سپیده مرادی زیبا، جواد عباسی، رضا رادفر، محمد علی عبدالوند

چکیده هدف این پژوهش تدوین مدل استراتژی های بازاریابی دیجیتال در استارت آپ های موفق ایرانی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه استارت‌آپی کشور می‌باشد که با استفاده از روش هدف‌مند قضاوتی و روش گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمی شامل واحد بازاریابی استارت آپ‌های موفق فعال در کشور (5 شرکت) و اساتید رشته بازاریابی 5 دانشگاه برتر تهران به تعداد 250 نفر می‌باشد که نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 148 نفر که 180 تا توزیع و 163 پرسشنامه قابل تحلیل انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته و پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی از روش تئوری داده بنیاد استفاده شد که داده‎های حاصل از مصاحبه‌ها، کدگذاری گردید و در سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شدند و در بخش کمی تحلیل عاملی شاخص‌ها انجام شد. نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که 241 کد اولیه، 46 کد محوری و 14 کد گزینشی شناسایی و استخراج شدند. نتایج تحقیق نشان داد شرایط علّی با 4 متغیر قابلیت شبکه‌ای، بکارگیری هوش مصنوعی، قابلیت بازاریابی و دانش مشتری بر استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند و نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که شاخص‎های برازش مدل مورد تایید قرار گرفتند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی سیستم انتخاب کانال‌های توزیع در زنجیره تأمین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتم‌های فراابتکاری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 198-228

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408002.1145

عبداله احمدی، ناصر فقهی فرهمند، سلیمان ایرانزاده

چکیده هدف این تحقیق طراحی سیستم انتخاب کانالهای توزیع در زنجیره تامین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتم‌های فراابتکاری(مطالعه موردی: شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی مناطق دو گانه آذربایجان-غربی) بوده است. این تحقیق بر اساس هدف تحقیق، توسعه‌ای- کاربردی بوده و بر اساس روش انجام تحقیق توصیفی- مدلسازی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، 190 فروشندگی‌های محور، سکودار و جایگاه‌های عرضه سوخت در مناطق دو‌گانه شمال و جنوب استان آذربایجان‌غربی بوده که اطلاعات 185 در دسترس بوده است. بنابراین نمونه آماری تحقیق شامل 185 فروشندگی‌های محور، سکودار و جایگاه‌های عرضه سوخت بوده است. در این تحقیق از ابزارهای پرسشنامه و اسناد و مدارک در جهت گردآوری داده‌ها استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی تأییدی، شبکه عصبی- فازی تطبیقی در حالت پایه و شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتم‌های فراابتکاری ژنتیک و ازدحام ذرات بهره گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا سیستم ترکیبی انتخاب کانال توزیع طراحی شده و سپس با استفاده از سیستم طراحی شده بر اساس کمترین خطا، کانال توزیع سنتی و طـرح برندسـازی جایگاه هـای سـوخت، بر اساس نمرات ورودی ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می‌دهد که بهترین سیستم برای انتخاب کانال توزیع، شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتم ازدحام ذرات بوده است. با مقایسه عملکرد طرح برندسازی و روش سنتی، مشخص گردید که طرح برندسازی عملکرد بهتری داشته و کانال توزیع مناسبی برای شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی مناطق دو گانه آذربایجان‌غربی می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت مادر تخصصی نیروی برق حرارتی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 229-245

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408429.1150

سمیه سیرغانی، مسعود طاهری لاری، حسینعلی بهرامزاده

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت مادرتخصصی نیروی برق حرارتی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر روش گردآوری داده‌ها بخش کیفی از نوع اکتشافی- استقرایی و در بخش کمی توصیفی – تحلیلی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و صنعتی، ابعاد مدیریت استعداد در قالب ساختار، رفتار و زمینه هستند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و به صورت گلولة برفی، برای مصاحبه انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 237 نفر از کارکنان شرکت‌های تابعه برق حرارتی می‌باشند که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی از رویکرد قیاسی و تحلیل محتوا، با استفاده از مطالعات پیشین، مقولات نهایی شناسایی شد و در بخش کمی به‌منظور تجزیه‌‌وتحلیل از نرم‌افزار SPSS و برای معادلات ساختاری از AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد ساختاری مدیریت استعداد شامل شش بعد ساختار سازمانی، نظام جذب، نظام آموزش، نظام جبران خدمات، نظام مدیریت و ارزیابی عملکرد و استراتژی‌ سازمان می‌شود. ابعاد رفتاری شامل سه بعد فرهنگ سازمانی، سبک رهبری و تامین نیازهای سطح بالا و ابعاد زمینه‌ای شامل جو و محیط سازمان و محیط بیرونی می‌شود. نتایج در بخش کمی نشان داد که مدل دارای برازش مناسب می‌باشد.

مدیریت بازرگانی

ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 380-403

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.547114.1634

محمد زرندی، امین عطاری، سعید روحانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می‌باشد. ابتدا، با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفه‌های کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینه‌سازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبه‌های ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخص‌ها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشه‌بندی K-Means++ و مدل RFM برای بخش‌بندی مشتریان و شناسایی گروه‌های نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهره‌گیری از درخت تصمیم و شبکه‌های عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیش‌بینی رفتار آن‌ها ارتقا یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این چارچوب ترکیبی نه‌تنها دقت خوشه‌بندی را بهبود می‌بخشد، بلکه امکان طراحی استراتژی‌های شخصی‌سازی‌شده برای هر گروه از مشتریان را فراهم می‌کند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام داده‌های تراکنشی با ویژگی‌های دموگرافیک و رفتاری، بینش‌های جامع‌تری را برای تصمیم‌گیری‌های بازاریابی ارائه می‌دهد. این پژوهش با پر کردن شکاف‌های موجود در تحقیقات پیشین، به‌ویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیم‌پذیری مدل‌ها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده محور در شرکت های B2B

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 434-457

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.555380.1656

سحر سرخوندی، کریم حمدی، حسین وظیفه دوست

چکیده هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده‌محور در شرکت‌های B2B است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمی) می‌باشد. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ نفر از این خبرگان به صورت نمونه گیری هدفمند و در دستری که در حوزه بازاریابی و فناوری داده بوده‌اند، مقوله‌ها و مؤلفه‌های اصلی مدل شناسایی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، رؤسا و کارکنان فعال در واحدهای بازاریابی شرکت‌های B2B مستقر در شهر تهران بود. با توجه به حجم جامعه آماری 530 نفری، براساس جدول مورگان، تعداد ۲۱۹ نفر به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای نسبی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های حاصل با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد شرایط علّی همچون فرهنگ داده‌محور و زیرساخت فناورانه، تأثیر معناداری بر شکل‌گیری فرآیندهای بازاریابی داده‌محور دارند. همچنین این فرآیندها از طریق راهبردهای مبتنی بر تحلیل داده، به پیامدهایی چون افزایش نوآوری بازاریابی، بهبود عملکرد تجاری و ارتقای رضایت مشتری منجر می‌شوند. روابط میان شرایط، فرآیندها، راهبردها و پیامدها از نظر آماری معنادار ارزیابی شد. در نتیجه، مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی برای توسعه رویکردهای نوآورانه داده‌محور در شرکت‌های B2B مورد استفاده قرار گیرد. یافته‌ها تأکید دارند که شرکت‌ها با تقویت فرهنگ داده‌محور و استفاده از تحلیل‌های پیش‌بینی‌کننده، قادر خواهند بود تصمیم‌های بازاریابی اثربخش‌تری اتخاذ کرده و مزیت رقابتی پایدارتری کسب کنند.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدلی جهت شناسایی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی و توانمندی بهره‌گیری از فرصت‌های بازرگانی بین‌الملل

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 464-486

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.345337.1027

طیبه فتحی بجستانی، محمدرضا حمیدی زاده، منیژه قره چه

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت شناسایی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی و توانمندی بهره‌گیری از فرصت‌های بازرگانی بین‌الملل می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از متخصصان حوزه صنعت پتروشیمی کشور می باشد و در بخش کمی شامل 108 نفر از کارشناسان بخش بازرگانی بین‌الملل صنعت پتروشیمی و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی از روش تحلیل مضمون و کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و بخش کمی از نرم افزار SPSS و Smart PLS انجام شد. در بخش کیفی 90 کد باز و 14 مقوله شناسایی شد. در بخش کمّی جهت بررسی روایی عناصر و مولفه های شناسایی شده الگوی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی در توانمندی بهره‌گیری از فرصت‌های بازرگانی بین‌الملل صنعت پتروشیمی از تحلیل تاییدی عاملی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که الگوی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی در توانمندی بهره‌گیری از فرصت‌های بازرگانی بین‌الملل صنعت پتروشیمی دارای دو بخش عوامل اصلی و شاخصهای آنها می باشد. این مدل از شاخص هایی تشکیل شده است که هسته و قلب این مدل می باشند. همچنین شاخص GOF برابر 44/0 بدست آمد که نشان از برازش مطلوب مدل است.