ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 381-403
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578813.1720
گل زمان اوجاغی، محمد علی عبدالوند، کامبیز حیدرزاده هنزائی، فریز طاهری کیا
چکیده هدف این پژوهش، ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد اکتشافی است که بر مبنای استراتژی نظریه دادهبنیاد و با تمرکز بر رویکرد نظاممند «استراوس و کوربین» اجرا گردید. دادههای مورد نیاز از طریق انجام مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان حوزه سلامت، استراتژیستهای گردشگری و مدیران ارشد ذیربط جمعآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با بهرهگیری از نرمافزار تحلیل کیفی MAXQDA18 انجام شد تا دقت و شفافیت در استخراج مقولهها تضمین گردد. یافتههای پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که نشان داد الگوی بومی گردشگری سلامت بر مجموعهای از عوامل علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها استوار است. در بخش عوامل علّی، مؤلفههایی مانند کیفیت خدمات پزشکی، زیرساختهای گردشگری، عوامل طبیعی، حملونقل، عوامل سازمانی، جهانیسازی خدمات سلامت و امنیت مقاصد شناسایی شد. عوامل زمینهای نیز شامل تغییرات هزینههای سلامت، گذار به ابرنظامهای سلامت، جذب گردشگران سلامت و تجربه بیمار بود. راهبردهای اصلی شامل هماهنگی نهادی، بازاریابی بینالمللی، برندسازی ملی و ترفیع گردشگری ایران بود. در نهایت، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و بینالمللی برای این الگو استخراج شد.
شناسایی و تببین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تاکید بر کیفیت خدمات درمانی رویکرد کیفی : پدیدارشناسی
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 354-376
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568697.1697
هادی خسروانی فراهانی، بهناز خدایاری، فریز طاهری کیا، لیلا آندرواژ
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تأکید بر کیفیت خدمات درمانی انجام شد. این مطالعه از نظر روششناسی کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی طراحی گردید تا تجربهها و دیدگاههای خبرگان حوزه گردشگری پزشکی و مدیران مراکز درمانی و بیمارستانهای دارای واحد بینالملل به شکل عمیق بررسی شود. جامعه آماری شامل صاحبنظران دانشگاهی و مدیران مراکز درمانی در شهر تهران بود و با انجام پانزده مصاحبه نیمهساختار یافته، پژوهشگر به اشباع نظری دست یافت. دادهها با استفاده از پروتکل مصاحبه جمعآوری و تحلیل مفهومی شدند و برای تضمین روایی و پایایی، از تکنیک مثلثسازی، ممیزی پژوهشی و تحلیل دادهها توسط چند کدگذار مستقل استفاده شد. یافتهها نشان داد که عوامل متعددی شامل هزینههای رقابتی درمان، کیفیت خدمات، دسترسی به تخصصهای خاص، بازاریابی مؤثر، ارائه خدمات پس از درمان و بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی نقش تعیینکنندهای در تجربه بیماران و رضایت آنان دارند. نتایج پژوهش میتواند به مدیران و سیاستگذاران کمک کند تا با طراحی راهبردهای مؤثر، ارتقای سیستم پایش و پرستاری پس از درمان و توجه به تجربه بیماران خارجی، کیفیت خدمات درمانی و بازاریابی گردشگری پزشکی را بهبود بخشند.
طراحی مدل ارزش آفرینی درگیری برند از طریق تلفیق فن آوری بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 340-365
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434941.1292
زهرا عطف، فریز طاهری کیا، کامبیز حیدرزاده هنزایی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از استراتژیهای بازیانگاری و توضیحپذیری هوش مصنوعی بر درگیری برند در شبکههای اجتماعی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی ـ پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی میباشد. با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته، این مطالعه شامل یک مرور سیستماتیک از ادبیات مرتبط و یک بررسی کمّی بر اساس دادهها است. در بخش کیفی، با استفاده از نرمافزار سیام ای دو، فراتحلیل پیشآیندها و پیامدهای درگیری برند در شبکههای اجتماعی انجام گرفت. در بخش کمّی، تأثیر کمپین بازیانگاری و توضیح پذیری در یک شرکت مواد غذایی، قبل و بعد از اجرای کمپین، بررسی شد. دادهها شامل تعداد لایکها، کامنتها و ریپلایهای هر کامنت بودند که با استفاده از پردازش زبان طبیعی و تکنیک برت تحلیل شدند. برای پیشبینی تأثیر استراتژیها بر درگیری برند، از مدلهای جنگل تصادفی بهینهشده استفاده شد که نشان دهنده قابلیت تشخیص الگوهای پیچیده و بهبود دقت پیشبینیها است. نتایج نشان داد که کمپینهای با استفاده از بازیانگاری و هوش مصنوعی توضیحپذیر توانستند درگیری کاربران را به طور معناداری افزایش دهند، به ویژه در زمینههای تعامل و ایجاد جوامع مجازی فعال. بررسیهای انجام شده نشان دهنده تأثیر مثبت استفاده از بازیانگاری در تقویت حس اعتماد و وفاداری به برند بودهاند، و همچنین تأثیر توضیحپذیری در فهم بهتر محتوا و فرایندهای تصمیمگیری توسط مشتریان است. این پژوهش میتواند بینشهای ارزشمندی برای توسعه استراتژیهای بازاریابی نوین و تقویت ارتباطات برند فراهم آورد.
