شناسایی ابعاد بدرفتاری مشتریان و هزینههای آن در صنعت بانکداری
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 21-49
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.555441.1657
کاوه رئوفی ماسوله، کامبیز حیدرزاده هنزایی، محمدعلی عبدالوند، سید حسام سیدین
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد بدرفتاری مشتریان و هزینههای آن در صنعت بانکداری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و با رویکرد پدیدارشناسی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از کارکنان صف بانکها در تهران میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از کدگذاری و روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافتههای پژوهش شامل چهار مضمون فراگیر و یازده مضمون سازماندهنده است. مضمون بدرفتاری مشتری از دو مضمون فرعی بدرفتاری غیرارتباطی و بدرفتاری ارتباطی تشکیل شده و هزینههای بدرفتاری شامل سه مضمون فراگیر: واکنش سرپرست، واکنش کوتاهمدت و واکنش بلندمدت کارکنان است. واکنش کوتاهمدت متشکل از دو مضمون فرعی واکنشفیزیولوژیکی و رفتاری و واکنشهیجانی؛ واکنش سرپرست متشکل از دو مضمون واکنش تنبهی و واکنش حمایتی نسبت به کارکنان و واکنشهای بلندمدت متشکل از پنج مضمون فرعی: تحلیل موفقیت فردی، تحلیل شخصیت، تحلیل هیجانی، قصد ترکشغل و استرسشغلی است. اعتبارسنجی کدگذاری و یافتههای پژوهش با بازخورد مثبت مشارکتکنندگان حمایت شده است. بنابراین بدرفتاری مشتری بر بانکها هزینه تحمیل میکند و کارکنان خدمات را درگیر آسیبهای مختلف و رفتارهای غیرمولد میکند.
ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 381-403
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578813.1720
گل زمان اوجاغی، محمد علی عبدالوند، کامبیز حیدرزاده هنزائی، فریز طاهری کیا
چکیده هدف این پژوهش، ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد اکتشافی است که بر مبنای استراتژی نظریه دادهبنیاد و با تمرکز بر رویکرد نظاممند «استراوس و کوربین» اجرا گردید. دادههای مورد نیاز از طریق انجام مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان حوزه سلامت، استراتژیستهای گردشگری و مدیران ارشد ذیربط جمعآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با بهرهگیری از نرمافزار تحلیل کیفی MAXQDA18 انجام شد تا دقت و شفافیت در استخراج مقولهها تضمین گردد. یافتههای پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که نشان داد الگوی بومی گردشگری سلامت بر مجموعهای از عوامل علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها استوار است. در بخش عوامل علّی، مؤلفههایی مانند کیفیت خدمات پزشکی، زیرساختهای گردشگری، عوامل طبیعی، حملونقل، عوامل سازمانی، جهانیسازی خدمات سلامت و امنیت مقاصد شناسایی شد. عوامل زمینهای نیز شامل تغییرات هزینههای سلامت، گذار به ابرنظامهای سلامت، جذب گردشگران سلامت و تجربه بیمار بود. راهبردهای اصلی شامل هماهنگی نهادی، بازاریابی بینالمللی، برندسازی ملی و ترفیع گردشگری ایران بود. در نهایت، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و بینالمللی برای این الگو استخراج شد.
بررسی وضعیتهای مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 354-380
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.527823.1564
محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی
چکیده هدف این تحقیق بررسی وضعیتهای مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرفکنندگان مواد غذایی در فودکورتهای مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایرانمال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگیهای خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوشطعم) و هیجانات منفی با ویژگیهای خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگیهای خلقی میتوانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینهای نظیر تجربههای گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیهای در بستر هیجانی، میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیطهای عمومی فراهم سازد. از مهمترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامههای تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعملهای تغذیهای برای فضاهای تجاری مانند مالهاست.
طراحی مدل ارزش آفرینی درگیری برند از طریق تلفیق فن آوری بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 340-365
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434941.1292
زهرا عطف، فریز طاهری کیا، کامبیز حیدرزاده هنزایی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از استراتژیهای بازیانگاری و توضیحپذیری هوش مصنوعی بر درگیری برند در شبکههای اجتماعی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی ـ پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی میباشد. با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته، این مطالعه شامل یک مرور سیستماتیک از ادبیات مرتبط و یک بررسی کمّی بر اساس دادهها است. در بخش کیفی، با استفاده از نرمافزار سیام ای دو، فراتحلیل پیشآیندها و پیامدهای درگیری برند در شبکههای اجتماعی انجام گرفت. در بخش کمّی، تأثیر کمپین بازیانگاری و توضیح پذیری در یک شرکت مواد غذایی، قبل و بعد از اجرای کمپین، بررسی شد. دادهها شامل تعداد لایکها، کامنتها و ریپلایهای هر کامنت بودند که با استفاده از پردازش زبان طبیعی و تکنیک برت تحلیل شدند. برای پیشبینی تأثیر استراتژیها بر درگیری برند، از مدلهای جنگل تصادفی بهینهشده استفاده شد که نشان دهنده قابلیت تشخیص الگوهای پیچیده و بهبود دقت پیشبینیها است. نتایج نشان داد که کمپینهای با استفاده از بازیانگاری و هوش مصنوعی توضیحپذیر توانستند درگیری کاربران را به طور معناداری افزایش دهند، به ویژه در زمینههای تعامل و ایجاد جوامع مجازی فعال. بررسیهای انجام شده نشان دهنده تأثیر مثبت استفاده از بازیانگاری در تقویت حس اعتماد و وفاداری به برند بودهاند، و همچنین تأثیر توضیحپذیری در فهم بهتر محتوا و فرایندهای تصمیمگیری توسط مشتریان است. این پژوهش میتواند بینشهای ارزشمندی برای توسعه استراتژیهای بازاریابی نوین و تقویت ارتباطات برند فراهم آورد.
