طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال در عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 69-92
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580937.1743
احمد سلام علی نخیلاوی، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال در عراق میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی؛ استراتژی مورد نظر اکتشافی و روش مورد نظر تحلیل مضمون میباشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از اعضای هیاتعلمی و خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال و تعاملی در عراق میباشد که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 14 مضمون پایه و 58 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکلدهی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب 6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: عوامل استراتژیک، عوامل مصرف کننده، عوامل برند، نگرش ارزش آفرینی مصرف کننده، استراتژی شخصی سازی محتوا، پاسخگویی و بازخورد بهدست آمد. نتایج نشان داد که بازاریابی محتوای تعاملی به عنوان یک راهبرد نوظهور و مؤثر کاربردی مهم و تأثیرگذاری در شکلدهی و قوت بخشی به تصمیمات خرید مصرفکنندگان دیجیتال دارد.
از شبکه تا نوآوری: طراحی الگوی بازاریابی شبکهای کارآفرینانه در صنعت غذا
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 377-397
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577762.1715
وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکهای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی مجموعهای از مضامین پایه، سازماندهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان میدهد که موفقیت در این زیستبوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه اصالتهای فرهنگی- قبیلهای با «قابلیتهای نوین کارآفرینی و دیجیتال است. مضامینی همچون استراتژیهای بازاریابی تطبیقی- مذهبی، پویاییهای شبکه قبیلهای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافتهها برجسته میسازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرکهای اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه همافزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوریهای مدرن، میتواند منجر به تابآوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل میتواند به عنوان نقشهی راهی برای کارآفرینان و سیاستگذاران جهت توسعه بازاریابی شبکهای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
