تحلیلی بر روابط ذینفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی ایران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 157-180
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.571128.1705
مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی
چکیده هدف اصلی این پژوهش، تحلیل جامع و نظاممند الگوهای پیچیده روابط ذینفعان در اکوسیستم هوش مصنوعی صنعت خودروسازی ایران و شناسایی دقیق نقاط تمرکز قدرت، انحراف منافع و ظرفیتهای همگرایی راهبردی میان آنهاست. در این راستا، از یک رویکرد روششناختی ترکیبی (کیفی-کمی) بر پایه آیندهپژوهی بهره گرفته شد. در فاز نخست، با مرور نظاممند ادبیات موضوعی و برگزاری جلسات مشورتی با پانل خبرگان حوزههای صنعت و دانشگاه، ۴۸ ذینفع کلیدی به همراه لیست اهداف محوری هر یک شناسایی گردید. سپس در فاز دوم، دادههای کمی لازم از طریق پرسشنامههای استاندارد ماتریس اثرگذاری-تأثیرپذیری و ماتریس مواضع بازیگران نسبت به اهداف، جمعآوری و با استفاده از مدل ریاضی نرمافزار مکتور مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش در بخش تحلیل درونی نشان داد که ساختار شبکه به شدت نامتوازن است؛ بهطوریکه ۶۶.۷ درصد ذینفعان در چارک "انزوای استراتژیک" قرار داشته و تنها بازیگرِ حاضر در وضعیت "وابستگی متقابل"، نهاد خودروسازان است. از سوی دیگر، تحلیل بیرونی نشاندهنده شکلگیری یک ائتلاف قدرتمند میان بلوک صنعتی-حاکمیتی (شامل خودروسازان، وزارت ارتباطات، وزارت صمت و بخش نظامی) حول محور اهداف سختافزاری همچون توسعه زیرساخت و امنیت دادههاست. در مقابل، بازیگرانی نظیر رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی همگرایی حداقلی با این اهداف راهبردی دارند.
