نویسنده = حسین رحیمی کلور
کار آفرینی

ارائه مدل توسعه یافته هوش مصنوعی چندعاملی برای افزایش کارایی بازاریابی خدمات بانکی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578225.1717

نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده هدف این پژوهش، طراحی، توسعه، و ارزیابی یک چارچوب هوش مصنوعی چندعاملی (Multi-Agent System - MAS) است که با بهره‌گیری از معماری توزیع‌شده، کارایی فرآیندهای بازاریابی خدمات بانکی را به طور قابل توجهی افزایش دهد. این مطالعه به طور خاص بر داده‌های عملیاتی و چالش‌های تحول دیجیتال در بانک رافدین عراق تمرکز دارد. این مطالعه از روش پژوهش کاربردی-توسعه‌ای و مدل‌سازی سیستم‌های هوشمند استفاده می‌کند. چارچوب پیشنهادی شامل چهار عامل کلیدی مستقل است: عامل تحلیل داده (DAA)، عامل شخصی‌سازی پیشنهاد (PA)، عامل اجرای کمپین (CEA)، و عامل هماهنگ‌کننده (Coordinator Agent). عامل‌ها از طریق الگوریتم‌هایی مانند خوشه‌بندی رفتاری، یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) برای بهینه‌سازی پیشنهاد، و برنامه‌ریزی خطی برای تخصیص بودجه، با یکدیگر تعامل و همکاری می‌کنند. کارایی چارچوب از طریق شبیه‌سازی بر روی داده‌های تاریخی بانک رافدین و با مقایسه معیارهای مالی و عملیاتی (ROMI، نرخ تبدیل، و CAC) با رویکردهای سنتی اندازه‌گیری شد. نتایج حاکی از اثربخشی بالای چارچوب MAS در بهینه‌سازی فرآیندهای بازاریابی بود. این چارچوب توانست: بازگشت سرمایه بازاریابی (ROMI) را به میزان 36.1% افزایش دهد. نرخ تبدیل (Conversion Rate) مشتریان هدف را تا 46.4% بهبود بخشد. هزینه جذب مشتری (CAC) را به میزان 29.1% کاهش دهد، که این امر ناشی از هدف‌گیری دقیق و مدیریت بهینه کانال‌ها است.این بهبودها نتیجه قابلیت سیستم در تصمیم‌گیری دستورالعملی (Prescriptive Decision-Making) و اجرای عملیات به صورت توزیع‌شده و بلادرنگ است.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال در عراق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 69-92

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580937.1743

احمد سلام علی نخیلاوی، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال در عراق می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی؛ استراتژی مورد نظر اکتشافی و روش مورد نظر تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از اعضای هیات‌علمی و خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال و تعاملی در عراق می‎باشد که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازمان‌دهنده) و 14 مضمون پایه و 58 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب ‌6 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: عوامل استراتژیک، عوامل مصرف کننده، عوامل برند، نگرش ارزش آفرینی مصرف کننده، استراتژی شخصی‌ سازی محتوا، پاسخگویی و بازخورد به‌دست آمد. نتایج نشان داد که بازاریابی محتوای تعاملی به عنوان یک راهبرد نوظهور و مؤثر کاربردی مهم و تأثیر‌گذاری در شکل‌دهی و قوت بخشی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال دارد.

مدیریت بازرگانی

از شبکه تا نوآوری: طراحی الگوی بازاریابی شبکه‌ای کارآفرینانه در صنعت غذا

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 377-397

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577762.1715

وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکه‌ای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه‌های بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی مجموعه‌ای از مضامین پایه، سازمان‌دهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان می‌دهد که موفقیت در این زیست‌بوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه اصالت‌های فرهنگی- قبیله‌ای با «قابلیت‌های نوین کارآفرینی و دیجیتال است. مضامینی همچون استراتژی‌های بازاریابی تطبیقی- مذهبی، پویایی‌های شبکه قبیله‌ای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافته‌ها برجسته می‌سازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرک‌های اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه هم‌افزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوری‌های مدرن، می‌تواند منجر به تاب‌آوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل می‌تواند به عنوان نقشه‌ی راهی برای کارآفرینان و سیاست‌گذاران جهت توسعه بازاریابی شبکه‌ای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.