شناسایی ابعاد و پیشرانهای ارزشآفرین در مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.588935.1777
زهره استکی اورکانی، تحفه قبادی لموکی، کامبیز حمیدی، بهروز بیات
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و پیشرانهای ارزشآفرین در مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی و با راهبرد اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان آشنا با حوزههای اقتصاد دورانی، مدلهای تجاری پایدار و صنعت نفت ایران می باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 105 مضمون پایه، 21 مضمون سازماندهنده و 7 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شامل ارزشآفرینی اقتصادی، ارزشآفرینی زیستمحیطی، ارزشآفرینی اجتماعی و سازمانی، مدل تجاری پایدار، پیشرانهای اقتصاد دورانی، چالشهای پیادهسازی و الزامات گذار به ارزشآفرینی پایدار هستند. یافتهها نشان میدهد که افزایش بهرهوری منابع، کاهش هزینههای چرخه عمر، بازیافت و استفاده مجدد از مواد، توسعه خدمات چرخهای، نوآوری در مدلهای کسبوکار، توسعه همکاریهای بینسازمانی و بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال از مهمترین عوامل ایجاد ارزش پایدار در صنعت نفت محسوب میشوند. در مقابل، محدودیتهای زیرساختی، چالشهای فرهنگی، هزینههای اولیه بالا و نبود سیاستهای حمایتی از جمله موانع اصلی اجرای اقتصاد دورانی در این صنعت هستند. بر اساس نتایج پژوهش، حرکت به سوی مدلهای تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی میتواند از طریق افزایش بهرهوری منابع، کاهش اثرات زیستمحیطی و تقویت مسئولیت اجتماعی سازمانها، زمینه ارتقای پایداری و رقابتپذیری صنعت نفت ایران را فراهم سازد.
طراحی سیستم انتخاب کانالهای توزیع در زنجیره تأمین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتمهای فراابتکاری
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 198-228
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408002.1145
عبداله احمدی، ناصر فقهی فرهمند، سلیمان ایرانزاده
چکیده هدف این تحقیق طراحی سیستم انتخاب کانالهای توزیع در زنجیره تامین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتمهای فراابتکاری(مطالعه موردی: شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی مناطق دو گانه آذربایجان-غربی) بوده است. این تحقیق بر اساس هدف تحقیق، توسعهای- کاربردی بوده و بر اساس روش انجام تحقیق توصیفی- مدلسازی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، 190 فروشندگیهای محور، سکودار و جایگاههای عرضه سوخت در مناطق دوگانه شمال و جنوب استان آذربایجانغربی بوده که اطلاعات 185 در دسترس بوده است. بنابراین نمونه آماری تحقیق شامل 185 فروشندگیهای محور، سکودار و جایگاههای عرضه سوخت بوده است. در این تحقیق از ابزارهای پرسشنامه و اسناد و مدارک در جهت گردآوری دادهها استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی تأییدی، شبکه عصبی- فازی تطبیقی در حالت پایه و شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتمهای فراابتکاری ژنتیک و ازدحام ذرات بهره گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا سیستم ترکیبی انتخاب کانال توزیع طراحی شده و سپس با استفاده از سیستم طراحی شده بر اساس کمترین خطا، کانال توزیع سنتی و طـرح برندسـازی جایگاه هـای سـوخت، بر اساس نمرات ورودی ارزیابی گردیده است. نتایج نشان میدهد که بهترین سیستم برای انتخاب کانال توزیع، شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتم ازدحام ذرات بوده است. با مقایسه عملکرد طرح برندسازی و روش سنتی، مشخص گردید که طرح برندسازی عملکرد بهتری داشته و کانال توزیع مناسبی برای شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی مناطق دو گانه آذربایجانغربی میباشد.
تأثیر مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد و جهت گیری زنجیره تأمین با تحلیل نقش میانجی تاب آوری (مورد مطالعه: بخش فراساحل صنعت نفت)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 61-81
https://doi.org/10.22034/jbme.2023.367725.1040
فاطمه کریمی، جلال حقیقت منفرد، محمد علی کرامتی
چکیده به دلیل رقابت شدید جهانی و تأثیر منفی اختلالات بر عملکرد مالی، عملیاتی و بازار صنایع، توجه به مباحثی چون مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین و تاب آوری آن گسترش یافته و صنعت نفت با داشتن ساختار و فرآیندهای پیچیده و تأثیر گذار بر اقتصاد جهانی و منطقهای از این قاعده مستثنی نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد و جهت گیری زنجیره با تحلیل نقش میانجی تاب آوری (مؤلفههای چابکی و استحکام) در شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران فعال در حوزه فراساحل با بهره گیری از روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شرکت تشکیل میدهند که به روش کلاین و قانون N:q تعداد افراد نمونه 270 نفر تعیین شد و با روش نمونهگیری هدفمند، افراد آشنا به ابعاد مختلف زنجیره تأمین صنعت فراساحل با سابقه کار بیش از پنج سال انتخاب شدند. دادههای پیمایش پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SMART-PLS تجزیه- تحلیل شدند. نتایج نشان داد: 1- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر جهتگیری زنجیره تأمین اثر مستقیم معنیدار دارد، 2- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر جهتگیری زنجیره تأمین اثر غیرمستقیم معنیدار دارد (از طریق چابکی و استحکام زنجیره)، 3- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد زنجیره تأمین اثر مستقیم معنیدار ندارد، 4- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد زنجیره تأمین اثر غیر مستقیم معنیدار دارد (از طریق چابکی و استحکام زنجیره)، 5- چابکی زنجیره در رابطه بین مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین با عملکرد و جهتگیری زنجیره نقش میانجی معنیدار دارد. 6- استحکام زنجیره در رابطه بین مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین با عملکرد و جهتگیری زنجیره نقش میانجی معنی دار دارد.
