سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 330-353
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.510777.1518
محمد هادی وزیری، مهدی محمد باقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری بوده است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمی) است که از نظر هدف، کاربردی- توسعهای و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تأیید رسید. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت مالی و متخصص در زمینه مدیریت ریسک و مدیران ارشد بانک میباشد؛ که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند تعداد آنها 21 نفر برآورد شده است؛ همچنین با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی و کدگذاری مصاحبهها پرداخته شد. بهمنظور سطحبندی و بررسی ارتباط بین مضامین از تکنیک معادلات ساختاری تفسیری (ISM)، تحلیل میک مک استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز دادههای کیفی گردآوری شده منجر به استخراج 87 کد اولیه، 27 مضمون پایه و 13 مضمون سازماندهنده گردید. همچنین نتایج نشان میدهد 13 مضمون سازماندهنده الگوی مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری در چهار سطح قرار گرفته است و «مدیریت قوی نظارتی» تأثیرگذارترین مضمون پژوهش و مضامین «کنترل ریسک قوانین بانکداری»، «شفافیت تسهیلات کلان بانکی»، «ابهامزدایی از قوانین»، «ارزیابی سطح اعتباری مشتریان»، «تحلیل نسبتهای مالی و بانکی» و «ایجاد فرصت استراتژیک برای سیستم بانکی» تأثیر پذیرترین مضامین پژوهش هستند.
شناسایی و بررسی میزان اثرگذاری شاخص های ریسک زنجیره تامین فعالیت های بازرگانی اینترنتی در صنعت مواد غذایی به کمک روش یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم بردار یکه پشتیبان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 318-338
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512179.1525
طه مومنی روچی، امیر محمدزاده، علیرضا ایرج پور، روزبه بالونژادنوری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و بررسی میزان اثرگذاری شاخص های ریسک زنجیره تامین فعالیت های بازرگانی اینترنتی در صنعت مواد غذایی به کمک روش یادگیری ماشین با استفاده از الگوریتم بردار یکه پشتیبان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. در بخش کیفی با استفاده و مصاحبه با خبرگانی که در حوزه ی صنعت مواد غذایی فعالیت داشته و در حوزه زنجیره تامین این صنعت دارای اطلاعات کامل و تجارب کافی می باشند، تا اشباع نظری استفاده شده است که این تعداد به 10 نفر از افراد خبره ی مرتبط در شرکت های بزرگ این حوزه بودند. در بخش کمی نیز با روش های آماری از روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید که این تعداد نیز 114 نفر به عنوان نمونه از جامعه آماری انتخاب شدند. پس از شناسایی معیارها و شاخص ها به کمک خبرگان، تهیه، توزیع و جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات جمع آوری شده مرتب سازی گردید. نتایج نشان داد که رضایت مشتری در مدل پژوهش تاثیر منفی دارد. هماهنگی زنجیره تأمین در مدل پژوهش تاثیر مثبت دارد. عوامل تأثیرگذار بر هزینهها تأثیر مثبتی دارد، اما میزان آن متوسط است. شرایط اقتصادی و بازار تأثیر مثبتی در مدل دارد. زیرساخت اینترنت در مدل اهمیت محدودی دارد. ریسکهای محیطی تاثیر مثبت دارد. کیفیت محصول در مدل تأثیر منفی داشته است.
تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 123-141
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.414360.1171
علیرضا جاهد، احسان عابدی، حمیدرضا سعیدنیا
چکیده هدف این تحقیق تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران باتجربه در بخش بازاریابی و فروش بیمه و کارشناسان ارشد شرکتهای بیمه و اساتید دانشگاهی میباشد که نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 181 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری در این پژوهش بهصورت خوشهای تصادفی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در صنعت بیمه از عوامل مختلف بطور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر میپذیرد و درک مدیران از پیچیدگی ارتباط این دو واحد از اهمیت بسزایی در رشد شرکتهای بیمه و ایجاد مزیت رقابتی برای آنها برخوردار است. مدیران به منظور اطمینان از تحقق اهداف بایستی شرایط علی از قبیل پیاده سازی داشبورد مدیریت ریسک، یکپارچگی و هماهنگی ساخت یافته در کسب و کار، ایجاد سینرژی (هم افزایی) در تصمیم گیریهای سازمانی، شناخت پیش نیازها برای هماهنگی بین دو بخش بازاریابی و فروش در قالب شرایط زمینهای و یا چالشهای هماهنگی از قبیل"تعصبات بخشی، سرمایه انسانی غیرمتخصص، تعارض منافع، نگاه سلیقهای مدیران، نگرش مدیرعامل، ملاحظات اخلاقی، پشتیبانی نامطلوب از مشتریان هنگام دریافت خسارت و ایفای تعهدات سازمان و همچنین به شرایط مداخلهگر از قبیل"اسناد بالادستی، شرایط بازار (ذینفعان بازار)، شرایط قانونی و شرایط رقابتی توجه نمایند.
