ارائه الگوی جذابیتهای هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکههای اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 298-319
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446186.1328
موهان محمدی، پیام پاسلاری، سعید مرادپور، صادق مسجودی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی جذابیتهای هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی-کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 200 نفر از دانشجویان پسر و دختر بین 25 تا 35 سال میباشند که به عنوان نمونه انتخاب شدند و در معرض دو نوع محرکِ تبلیغ ویدیویی کوتاه مدت قرار گرفتند. روش نمونه گیری تصادفی میباشد. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. در این مطالعه با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری مشخص شد بین جذابیت های هیجانی و عقلانی در "جلب توجه" مخاطب به تبلیغات ویدیویی تفاوت معنا داری وجود دارد که بسته به نوع و شدت بار هیجانی یا عقلانی استفاده شده در تولید محتوا، تأثیر متفاوتی در ایجاد "درگیری رفتاری" در مخاطب هدف خود دارند. همچنین تأثیر متغیر جلب توجه بعنوان یک متغیر واسط در ایجاد درگیری رفتاری، شناسایی شد.
ارائه مدلی مبتنی بر رسانه و شبکههای اجتماعی در مدیریت مصرف هوشمند برق
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 389-405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451852.1354
احمد شجاعی ارزنه ئی، محمد همتی، علی اکبر امین بیدختی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی مبتنی بر رسانه و شبکههای اجتماعی در مدیریت مصرف هوشمند برق میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر زمانی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 179 از کلیه افرادی که طی هفته گذشته و در شبکههای اجتماعی با شرکت برق و فعالیتهای آن ارتباط داشتهاند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده نرم افزار SPSS و Lisrel انجام شد. نتایج این پژوهش حاکی از وجود شش متغیر؛ که به دو بخش پیشایندها (شبکههای اجتماعی) و پسایندها (تبلیغات شفاهی، وفاداری برند، هوشمندسازی و دانش اجتماعی) در حوزه مدیریت مصرف هوشمند دارد. همچنین شاخص GOF برابر 88/0 بدست آمد که نشان از برازش قوی مدل میباشد.
ارائهی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 142-171
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420846.1223
حامد ثقفیان، صمد عالی، مرتضی محمودزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائهی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان جامعۀ علمی و متخصصان دانشگاهی و خبرگان 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی که به صورت هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی شامل مدیران 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی میباشد و نمونه آماری از بین شرکتهایی انتخاب خواهد شد که دارای اکانت فعال در شبکههای اجتماعی هستند به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد و براساس فرمول کوکران 217 نفر به عنوان نمونه به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی بر اساس روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج بخش کیفی نشان میدهد این تحقیق شامل 14 بعد و 30 مؤلفه میباشد و نتایج بخش کمی نشان میدهد که ابعاد و مؤلفههای مشارکت مشتری با برندها بر شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان از برازش قوی و بسیار مناسب مدل دارد.
بهینه سازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکههای اجتماعی تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.382900.1050
حمیدرضا قلی پور دمیه
چکیده تحقیق حاضر یک رویکرد تلفیقی هوشمند برای بهینهسازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکههای اجتماعی با رویکرد بازاریابی دیجیتال ارائه داده است. در این تحقیق ابتدا مؤلفههای تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال از ادبیات تحقیق شناسایی و سپس دادههای تحقیق با استفاده از پرسشنامههای استاندارد با طیف 5 گانه لیکرت برای هر سه متغیر و یک پرسشنامه مخصوص روش AHP از یک شرکت IT-محور ایرانی جمعآوریشده است. پردازشهای تحقیق شامل: آنالیز آمار توصیفی و آزمون رگرسیون (تخمین ارتباط بین متغیرها)، برای دستیابی به ارتباط بین متغیرهای تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال؛ در نرمافزار SPSS، آنالیز AHP (تعیین وزن زیرمعیارهای وفاداری) در نرمافزار اکسپرت چوییس بوده است. به علاوه؛ یک مدل ریاضی دوهدفه برای بهینهسازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکههای اجتماعی برای نخستین بار ارائه و در نرمافزار گمز کدنویسی و حلشده است. نتایج رویکرد تلفیقی بر روی یک شرکت فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال در شهر تهران نشان داد که بین وفاداری مشتریان و تسهیم دانش رابطه 6/47 درصد تأثیر مثبت معنادار در سطح معناداری یک درصد وجود دارد. نتایج آنالیز رگرسیون نیز نشان داد که بین تسهیم دانش و وفاداری مشتریان تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال به میزان 1/53 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. آنالیز AHP نشان داد که نحوه رفتار اعتراضآمیز و نیت خرید از مهمترین مؤلفههای وفاداری مشتریان است. کد نویسی و اجرای مدل ریاضی دوهدفه پیشنهادی در نرمافزار گمز سطحی از بهینهسازی را ارائه کرد که حداکثر دانش تسهیم شده با حداکثر وفاداری مشتریان در آن محقق شد.
