طراحی مدل همآفرینی استراتژیک با استفاده از رسانههای اجتماعی در کسبوکارهای کوچک و متوسط صنعتی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 339-369
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454077.1366
محمودرضا شاهسوندی، حمیدرضا سعیدنیا، احمد راه چمنی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل همآفرینی استراتژیک با استفاده از رسانههای اجتماعی در کسبوکارهای کوچک و متوسط صنعتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 8 نفر از خبرگان حیطه بازاریابی دیجیتال در بخش B2B می باشد که به روش نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش پدیده محوری اثرپذیر از 60 شاخص یا عامل علی بوده و 11 شاخص یا عامل زمینهای درکنار 18 عامل مداخلهگر قادربه اثرگذاری بر راهبردهای همآفرینی استراتژیک در محیط رسانههای اجتماعی میباشند. به علاوه نتایج منتج به شناسایی 14 راهبرد متنوع در این زمینه گردید که این راهبردها میتوانند سهیم در دستیابی به 36 پیامد متنوع بکارگیری استراتژیک رسانه اجتماعی در اقدامات هم-آفرینی کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی باشند. پدیده همآفرینی استراتژیک در محیط رسانههای اجتماعی و مشتریان صنعتی وابسته به مجموعه عوامل و اتخاذ مجموعه راهبردهایی است که در میان این عوامل مجموعه ادراکات مشتریان به عنوان پرتکرارترین عامل علی و برونسپاری اقدامات مدیریت ارتباط با مشتریان به عنوان مهمترین راهبردها نشان از اهمیت و جایگاه این دو مسئله در حیطه افزایش اثربخشی پدیده محوری پژوهش دارد.
ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 74-100
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434997.1294
رضا احدی نژاد، وحیدرضا میرابی، اسماعیل حسن پور قروقچی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و نظر ماهیت توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه صادرات و به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 217 نفر از کلیه پرسنل شرکتهای کوچک ومتوسط صادراتی در محدوده استان تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج آماری نشان داد که 78 متغیر (کدباز) اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. 33 مؤلفه اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. مؤلفهها و ابعاد نهایی مدل مؤلفههای اثرگذار نفوذ به بازار بین الملل پس از اعمال آزمونهای آماری (تحلیل عاملی تاییدی) شناسایی شدند. بر اساس مدل پژوهش نفوذ به بازار بین الملل شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 75 شاخص میباشد و در مقایسه با مدل اولیه پژوهش شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 78 شاخص، 3 شاخص در مدل نهایی حذف گردید و بقیه مؤلفهها و ابعاد ضمن برخورداری از بارعاملی مناسب، درمدل نهایی تأیید گردیدند.
مقایسه الگوهای RW و PWدر پیش بینی سود برای شرکتهای کوچک و متوسط
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 62-79
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.397121.1092
آرش الهی شیروان، هادی سعیدی، قاسم الهی شیروان
چکیده این مقاله با هدف مقایسه الگوهای RW و PW در پیش بینی سود برای شرکتهای کوچک و متوسط به اجرا درآمده است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی است و از نظر منطق اجرا و ماهیت دادهها یک تحقیق استقرایی و کمی میباشد. به منظور گردآوری دادهها از صورتهای مالی در بازه زمانی 1390 الی 1400 استفاده شده است. جهت انتخاب نمونه آماری مناسب، از روش نمونهگیری حذفی سیستماتیک استفاده شده است. در این روش ابتدا شرکتهایی که جز شرکتهای کوچک و متوسط هستند را مشخص کرده که برای این کار تعداد کارکنان و ارزش اسمی سرمایه را مد نظر قرار داده و شرایطی جهت انتخاب نمونه تعریف میشود و نمودهای فاقد شرایط مذکور از نمونه حذف میگردند. این شرایط با توجه به مدل آزمون فرضیات و متغیرهای تحقیق تعیین میشود. همچنین در این مقاله جهت استخراج الگوی پیشنهادی از رویکرد تحلیل مؤلفههای اصلی و برای برازش مدل به مشاهدات، از الگوی پانل و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیلهای ارائه شده در این تحقیق میتوان دریافت که الگوی جدید ارائه شده جهت پیش بینی سود کارآیی بیشتری نسبت به پیش بینی سود الگوهای RW و PW دارد و این موضوع توانایی الگوهای رگرسیونی پیش بینی سود در حوزههای مالی و سودآوری استراتژی پیش بینی سود برای شرکتهای کوچک و متوسط را نیز تأیید میکند.
