طراحی الگو مبتنی بر آمادگی مدیریت زنجیره ارزش در هم آفرینی مشترک برند پایدار
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.597323.1820
علیرضا ترحمی، کریم حمدی، فرزانه حاجی حسنی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو مبتنی بر آمادگی مدیریت زنجیره ارزش در فرایند هم آفرینی مشترک برند پایدار میباشد. این پژوهش از لحاط اجرا کیفی و روش مورد استفاده داده بنیاد میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 9 نفر از مدیران کسب و کارهای صادراتی حوزه صنایع غذایی می باشد که به روش نمونهگیری هدفمند نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کلیدی شامل پدیده محوری توسعه برند پایدار، خلق ارزش پایدار و توسعه تعاملات پایدار میباشد. شرایط علی شامل توسعه و تامین منابع، زیرساختهای فناورانه، توسعه منابع انسانی پایدار و هماهنگی بخشی فعالیتها شناسایی گردید. شرایط زمینهای نظیر فرهنگ باز، رهبری تحول گرا، ساختار سازمانی منعطف و شبکههای توزیع و ارتباطات از دیگر عوامل موثر بودند. شرایط مداخلهگر شامل ذینفعان، تامین کنندگان، شرایط اجتماعی و سیاسی، چالش ها و موانع و قوانین و استانداردها تاثیرگذار شناخته شدند. راهبردهای توسعه بازاریابی پایدار، توسعه محصولات نوآورانه و ارتقای آموزش و ارزیابیها به عنوان محورهای عملیاتی تبیین شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آمادگی مدیریت زنجیره ارزش نقشی اساسی در تسهیل فرایند هم آفرینی برند پایدار ایفا میکند و تحقق این امر مستلزم توجه همزمان به عوامل داخلی و محیطی است. یافتهها راهنمایی کاربردی برای مدیران و سیاستگذاران جهت ارتقای پایداری برند و افزایش رقابت پذیری در بازارهای بین المللی ارائه می دهد.
ارائه الگویی بومی برای خلق ارزشهای عمومی سازمان ، با تأکید ویژه بر اولویتها و خواستههای تفکیکی ذینفعان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.590849.1792
مجتبی مشعرپور ماسوله، حمیدرضا رضایی کلیدبری، مهدی فدایی اشکیکی
چکیده این پژوهش با هدف ارائه الگویی بومی برای خلق ارزشهای عمومی در سازمان ، با تأکید بر اولویتها و خواستههای ذینفعان، انجام شد. پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد بنیاد شهید، به روش نمونهگیری هدفمند، گردآوری شد. تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون بر اساس الگوی آتریده-استیرلینگ و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. برای اعتباربخشی یافتهها از بازبینی همتایان، بازبینی مشارکتکنندگان و توافق بینکدگذاران استفاده شد.تحلیل دادهها به استخراج ۴۰ کد باز منجر شد که در قالب ۵ مضمون فراگیر برای ارزشهای عمومی و ۶ مضمون فراگیر برای خواستههای ذینفعان دستهبندی شدند. یافتهها نشان داد ذینفعان، ارزشهای عمومی را در سلسلهمراتبی شامل کرامت انسانی، عدالت رویهای، پاسخگویی نهادی، کارآمدی خدمات و انسجام اجتماعی اولویتبندی میکنند. همچنین، خواستههای آنان از روابط مبتنی بر کرامت متقابل تا توسعه فرهنگی را در بر میگیرد و بر اهمیت تعاملات انسانی فراتر از حمایت مادی تأکید دارد.در بافتار ایثارگری، ارزش عمومی ماهیتی هویتی و وجودی دارد و در تعامل میان کرامتمحوری، شایستگیهای انسانی و پاسخگویی شفاف شکل میگیرد. شکاف میان وعده قانونی و عملکرد اجرایی، مهمترین عامل تضعیف اعتماد اجتماعی و مشروعیت خدمات است. الگوی پیشنهادی بر بازطراحی نظامهای گزینش، آموزش همدلانه و توانمندسازی کارکنان بهعنوان محورهای اصلی خلق پایدار ارزش عمومی تأکید دارد.
شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 138-161
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.480082.1434
هاجر فرهمند، محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، ایمان رئیسی وانانی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملو نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و دادههای تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حملونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونهگیری در این پژوهش به صورت هدفمند میباشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری دادهها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرمافزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل دادهها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده، سیستمهای اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بیوقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسبوکار، امنیت دادهها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوریهای نوین، بهعنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.
مولفههای مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 186-213
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420300.1219
علیرضا تقوی کارترپ، علیرضا بافنده زنده، صمد عالی
چکیده هدف این پژوهش بررسی مؤلفههای مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری (مورد مطالعه بانک کشاورزی آذربایجان شرقی) میباشد. این پژوهش از نظر هدف توسعهای و از نظر نوع روش، توصیفی– اکتشافی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان حوزه بانکداری و تحلیل رفتار ذی نفعان میباشند. نتایج نشان داد که با استفاده از روش علمی متاسنتز (فراترکیب) و با مرور مقالههای منتشر شده، مقالههایی که به مبحث یکپارچگی فرآیندهای کسب و کار پرداخته بودند مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند و براساس ۲۷ مقاله منتخب، تعداد 37 شاخص استخراج گردیدند. در این مطالعه 1009 مقاله و پژوهش مرتبط در ژورنالهای معتبر در بازة زمانی قبل از 2020 از نمایههای استنادی انتخاب شد. در نهایت، 11 مورد ارزیابی و شناسایی شد و در نهایت چارچوب نهایی با اعمال مجموع نظرات خبرگان مولفهها و شاخصهای مشارکت ذی نفعان بصورت 1- فعالیت 2- منابع 3- ورودی / خروجی 4- هدف 5- زمان 6- فناوری 7- قوانین 8- ذینفعان (مالک، مجری، مشتری، تأمین کننده) تأیید و شناسایی شد.
تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 412-437
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441437.1311
بهرام رمضانی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، اکتشافی - تبیینی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از مدیران و معاونین سیستم نظام مالیاتی، کارشناسان و مشاور و به روش نمونهگیری، غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلولهبرفی) میباشد و در بخش کمی شامل 265 نفر از تعداد افراد شاغل در اداره امور مالیاتی استان تهران و با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تحلیل دادههای کیفی از روش داده بنیاد و با نرمافزار MAXQDA و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که شکلگیری مفهوم شاخصهای ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی شامل 69 مولفه در قالب 43 مقوله و 17 مقوله عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که تأثیرگذاری بین مولفهها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجهگیری اصلاحات نظام مالیاتی با تمرکز بر ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود نظام مالیاتی و اصلاحات مربوطه، میتوان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار، کاهش فقر و بهبود شایستگیهای اجتماعی دست یافت.
