طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانشبنیان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 337-358
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.389052.1057
مهدی جزینی زاده، مهدی محمد باقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه
چکیده هدف این تحقیق بررسی طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانشبنیان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کمی و از نوع توصیفی-همبستگی میباشد. جامعهآماری شامل کارکنان و مدیران شرکتهای دانشبنیان شهر کرمان در سال 1403 به تعداد 1740 نفر میباشد که از میان آنها 560 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محققساخته میباشد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادههای کمّی از مدلیابی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در شرکتهای دانشبنیان از برازش قابل قبولی برخوردار میباشد. مزیت رقابتی و نوآوری بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان تأثیر مستقیم دارند. مؤلفههای مزیت رقابتی (تخصص و دانش فنّی، برندینگ، کیفیت خدمات، استانداردهای بالا، پاسخگویی، چابکی سازمانی، پشتیبانی و خدمات پس از فروش، مدیریت زنجیره تأمین، و کارایی برتر) بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان تأثیر معنادار دارند؛ بهطوری که مؤلفههای مزیت رقابتی بهصورت همزمان 358/0 از واریانس ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکتهای دانشبنیان را تبیین میکنند.
ارزش آفرینی از طریق انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در ایران؛ رویکرد آمیخته
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 17-40
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.523228.1558
شیرین صابری کهن، احمدرضا کسرایی، طهمورث سهرابی
چکیده این پژوهش با هدف رفع چالش دانشگاهها در تجاریسازی تکنولوژی و تقویت همکاری بین دانشگاه و صنعت، مدلی جامع برای انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت ارائه میدهد. روش پژوهش، روش آمیخته بوده که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی است. جامعه ی آماری در بخش کیفی، مقالات حوزه ی انتقال تکنولوژی و تجاری سازی دانشگاهی منتشر شده در دو پایگاه داده اسکوپوس و وبآوساینس از سال 2013 تا 2023 و ابزار جمع آوری اطلاعات، مرور نظام مند مطالعات پیشین، انتخاب مقالات، بر اساس معیارهای روش پریزما و روش تحلیل دادهها روش فراترکیب بوده است. در بخش کمی، برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته و منابع کتابخانهای معتبر استفاده شده و جامعهی آماری آن، دانشگاههای دولتی ایران در سال 1403 و روش نمونه گیری، هدفمند بوده است. برای تحلیل و ارزیابی نتایج از دو نرمافزار SPSS و Smart PLS استفاده شده است. در بخش کیفی، ابتدا عوامل محیطی مؤثر در انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در 5 مقوله اصلی «ویژگی عرضهکننده تکنولوژی»، «ویژگی گیرنده تکنولوژی»، «ویژگی تکنولوژی»، «ویژگی منطقه» و «قوانین و مقررات» دستهبندی شدند. سپس، رابطهی آنها بر یکدیگر و بر روشهای انتقال تکنولوژی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل محیطی شناسایی شده، «قوانین و مقررات» بر تمام روشهای انتقال تکنولوژی بهغیر از «روشهای انتقال مبتنی بر نوآوری باز» تأثیر دارد. همچنین، «ویژگی تکنولوژی» با «روشهای انتقال تکنولوژی مبتنی بر فروش» تأثیر مستقیم، و ویژگی «عرضه کننده تکنولوژی» با «روشهای انتقال تکنولوژی مبتنی مشاوره» رابطه دارد. اما، «ویژگی گیرنده تکنولوژی» و «ویژگی منطقه»، به طور مستقیم رابطهای با روشهای انتقال تکنولوژی ندارند.
از شبکه تا نوآوری: طراحی الگوی بازاریابی شبکهای کارآفرینانه در صنعت غذا
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 377-397
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577762.1715
وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکهای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی مجموعهای از مضامین پایه، سازماندهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان میدهد که موفقیت در این زیستبوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه اصالتهای فرهنگی- قبیلهای با «قابلیتهای نوین کارآفرینی و دیجیتال است. مضامینی همچون استراتژیهای بازاریابی تطبیقی- مذهبی، پویاییهای شبکه قبیلهای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافتهها برجسته میسازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرکهای اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه همافزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوریهای مدرن، میتواند منجر به تابآوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل میتواند به عنوان نقشهی راهی برای کارآفرینان و سیاستگذاران جهت توسعه بازاریابی شبکهای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه با نگاه ویژه به افراد دارای معلولیت های جسمی و حرکتی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 282-305
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493175.1465
ایوب پژوهان، مصیب محمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش 14 نفر از خبرگان دانشگاهی، صاحب نظران بهزیستی و معلولان با توانمندی های کارآفرینی در استان کرمانشاه می باشد. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از روش داده بنیاد و کدگذاری و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی شده با 21 شاخص که شامل شرایط علّی (شبکهسازی و نوآوری، حمایت مالی و قانونی، تسهیلات و زیرساختهای مناسب، آموزش و مهارتآموزی)، شرایط زمینه ای (تغییرات اقتصادی، آگاهی و پذیرش، سیاستها و قوانین دولتی، اقتصادی-اجتماعی)، شرایط مداخله گر (عوامل محیطی و طبیعی، نهادهای مدنی، عوامل فردی و روانشناختی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی) مقوله محوری (توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی)، راهبردها (برنامههای ارزیابی، طراحی برای بازارهای خاص، توسعه مهارتهای نرم، ترویج مدل های تعاونی و ایجاد پلتفرمهای خاص)، پیامدها (افزایش استقلال اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و تحولات اقتصادی) تبیین کنندۀ عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی بودند. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندسازی مهارتهای کارآفرینانه معلولین میتواند از طریق برنامههای آموزشی هدفمند و فراگیر انجام شود که این امر منجر به ارتقاء مهارتهای فنی و مدیریتی، تقویت مهارتهای نرم و بهبود کارآفرینی در معلولین می گردد.
طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 363-383
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420488.1220
عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی (مورد مطالعه؛ استان سیستان و بلوچستان) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران و کارشناسان منابع انسانی در سازمانهای دولتی واقع در استان سیستان و بلوچستان میباشند که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 700 نفر میباشد و حجم نمونه با استفاده از قاعدۀ پیشنهادی توسط بنتلر و چو (1987) تعداد 390 نفر و به روش نمونهگیری، به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق، برگرفته از بخش کیفی میباشد. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. نتایج نشان داد که هفت فرضیۀ از مجموع نه فرضیۀ تدوینی طبق مدل پژوهش، در سطح خطای 5% شواهدی مبنی بر رد آنها بدست نیامده است و تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین نتایج میانگین مقادیر اشتراکی و میانگین مقادیر R Squares؛ نشان میدهد که مقدار GOF برابر است با 790/0 که نشان دهنده برازش قوی مدل میباشد.
ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 73-104
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444655.1318
پرستو بافقی، محمود احمدی شریف، سینا نعمتی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکتهای نوپا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان که متشکل از اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران در صنعت بازاریابی و فروش میباشد که بهروش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA و برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین متغیرها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که از روش تحلیل مضمون، 5 مضمون فراگیر و 13 مضمون سازمان یافته و 87 کد پایه شناسایی و استخراج شد و سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شدند که نتایج نشان داد، سطح چهارم شامل استراتژی بازاریابی (C04) تاثیرگذاترین میباشد که به عنوان سنگ زیربنایی مدل عمل میکند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح سوم (محتوا و ابزار بازاریابی (C03)، ارزیابی عملکرد بازاریابی (C02) تأثیر میگذارند. سطح اول شامل توسعه کار تیمی (C04) به عنوان تاثیرپذیرترین سطح میباشد. ابعاد سطح دوم (شبکه سازی و روابط عمومی بازاریابی (C01) به عنوان رابط عمل میکنند.
