کلیدواژه‌ها = بازاریابی دیجیتال
مدیریت بازرگانی

تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تاثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-459

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534551.1585

فهیمه خواجوی دهشیب، امیر غفوریان شاگردی، گلنار شجاعی باغینی، محمدرضا رستمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تأثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افراد فعال در صنعت چرم هستند که تعداد آنان نامشخص است. حجم نمونه براساس فرمول 5 تا 10 برابری گویه های پرسشنامه و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس 247 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد محقق ساخته است که جهت تأیید پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید که مقادیر به‌دست‌آمده بیانگر تأیید پایایی و روایی پرسشنامه است. علاوه براین، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایط علی بر پدیده محوری بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. پدیده محوری بر شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و عوامل راهبردی در بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. عوامل راهبردی بر پیامدهای بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. نتایج مشخص می‌کند سازمان‌ها برای رسیدن به رضایت مشتری باید همگام با علم روز حرکت کنند و نوآری و خلاقیت را در دنیای بازاریابی دیجیتال به تصویر کشند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369

محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونه‌گیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روش‌های بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزش‌های برتر را برای مشتریان ارائه می‌دهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری می‌شود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم می‌کند. به کمک این رویکرد، بانک‌ها می‌توانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.

مدیریت بازرگانی

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-236

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.455216.1373

لیلا بیگلو، حکیمه نیکی اسفهلان، نسرین جزنی، محمود البرزی

چکیده هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط ایران می‌باشد. روش پژوهش به‌صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام‌شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به‌منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده‌شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به‌صورت نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین‌کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می‌باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه‌بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 391-420

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530495.1574

علی امامی، محمد نادر محمدی، سید حمید حسینی، تحفه قبادی، علیرضا عقیقی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب‌نظران در عرصه‌ی بازاریابی و هوش مصنوعی می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان و مدیران بازاریابی مرتبط با گردشگری سلامت شهر تهران می باشند که باتوجه به اینکه تعداد دقیق آن‌ها قابل محاسبه نیست با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 384 نفر در نظر گرفته شد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که شرایط علی در پژوهش شامل ارتقای رقابت در بازار، بهبود روابط، تحلیل داده‌های خودکار، توانمندسازی و شرایط زمینه‌ای شامل مدیریت داده‌های مشتریان، خدمات هوشمندانه هستند. همچنین شرایط مداخله‌گر شامل برنامه‌ریزی کارآمد، صرفه‌جویی در منابع، مدیریت رفتار مشتریان می‌باشد. راهبردها در پژوهش عبارتند از حل مشکل یکپارچه‌سازی، حل مشکل مدیریت اطلاعات، حل مشکلات برنامه‌ریزی و پیامدها شامل افزایش رضایت مشتریان، افزایش توان مالی، وفادارسازی مشتریان، صرفه‌جویی در زمان می‌باشد. نتایج معادلات ساختاری نشان می‌دهد که ابعاد به خوبی بر متغیرهای پژوهش بار شده‌اند و می‌توانند توصیف مناسبی از متغیرها به عمل آورند.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگو علل و پیامدها در اجرای استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال در استارت آپ‌های موفق ایرانی با رویکرد آمیخته

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 129-157

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389183.1068

سپیده مرادی زیبا، جواد عباسی، رضا رادفر، محمد علی عبدالوند

چکیده هدف این پژوهش تدوین مدل استراتژی های بازاریابی دیجیتال در استارت آپ های موفق ایرانی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی حوزه استارت‌آپی کشور می‌باشد که با استفاده از روش هدف‌مند قضاوتی و روش گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمی شامل واحد بازاریابی استارت آپ‌های موفق فعال در کشور (5 شرکت) و اساتید رشته بازاریابی 5 دانشگاه برتر تهران به تعداد 250 نفر می‌باشد که نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 148 نفر که 180 تا توزیع و 163 پرسشنامه قابل تحلیل انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته و پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی از روش تئوری داده بنیاد استفاده شد که داده‎های حاصل از مصاحبه‌ها، کدگذاری گردید و در سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شدند و در بخش کمی تحلیل عاملی شاخص‌ها انجام شد. نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که 241 کد اولیه، 46 کد محوری و 14 کد گزینشی شناسایی و استخراج شدند. نتایج تحقیق نشان داد شرایط علّی با 4 متغیر قابلیت شبکه‌ای، بکارگیری هوش مصنوعی، قابلیت بازاریابی و دانش مشتری بر استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال تاثیر دارند و نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که شاخص‎های برازش مدل مورد تایید قرار گرفتند.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل محیط بازاریابی دیجیتال در بازارهای جهانی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 246-263

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.413777.1168

سعید باقری انیلو، یونس وکیل الرعایا، سید عبداللّه حیدریه

چکیده هدف از این مطالعه واکاوی مبحث محیط بازاریابی دیجیتال است. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری داده‌ها، پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. داده‌ها از طریق مطالعه منابع مستند و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با 19 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال، از طریق نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 جمع‌آوری شد. در مرحلۀ کدگذاری باز،242 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبه‌ها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری با استفاده از سازه‌های مدل کدگذاری محوری حول پدیده موردبررسی انجام شد. بر اساس یافته‌های پژوهش، مفهوم محیط بازاریابی دیجیتال به‌عنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب چهار دسته نوآوری، مدیریت بهینه، عوامل ساختاری، سهولت جای گرفتند و شش مقوله اصلی شامل راهبردهای تجاری، راهبردهای آموزشی، راهبردهای نوآورانه، برنامه‌ریزی و نظارت به‌عنوان راهبرد انتخاب شدند. عوامل مداخله‌گر در دودسته تقویت‌کننده و تضعیف‌کننده شناسایی شدند. عوامل فرهنگی، عوامل زیرساختی، آموزش، سبک رهبری، استراتژی‌ها به‌عنوان عوامل زمینه و بسترساز محیط بازاریابی دیجیتال تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل مؤثر بر محیط بازاریابی دیجیتال در سه سطح خرد، میانی و کلان تعیین شدند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

بهینه سازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.382900.1050

حمیدرضا قلی پور دمیه

چکیده تحقیق حاضر یک رویکرد تلفیقی هوشمند برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی با رویکرد بازاریابی دیجیتال ارائه داده است. در این تحقیق ابتدا مؤلفه‌های تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال از ادبیات تحقیق شناسایی و سپس داده‌های تحقیق با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد با طیف 5 گانه لیکرت برای هر سه متغیر و یک پرسشنامه مخصوص روش AHP از یک شرکت IT-محور ایرانی جمع‌آوری‌شده است. پردازش‌های تحقیق شامل: آنالیز آمار توصیفی و آزمون رگرسیون (تخمین ارتباط بین متغیرها)، برای دستیابی به ارتباط بین متغیرهای تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال؛ در نرم‌افزار SPSS، آنالیز AHP (تعیین وزن زیرمعیارهای وفاداری) در نرم‌افزار اکسپرت چوییس بوده است. به علاوه؛ یک مدل ریاضی دوهدفه برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی برای نخستین بار ارائه و در نرم‌افزار گمز کدنویسی و حل‌شده است. نتایج رویکرد تلفیقی بر روی یک شرکت فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال در شهر تهران نشان داد که بین وفاداری مشتریان و تسهیم دانش رابطه 6/47 درصد تأثیر مثبت معنادار در سطح معناداری یک درصد وجود دارد. نتایج آنالیز رگرسیون نیز نشان داد که بین تسهیم دانش و وفاداری مشتریان تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال به میزان 1/53 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. آنالیز AHP نشان داد که نحوه رفتار اعتراض‌آمیز و نیت خرید از مهم‌ترین مؤلفه‌های وفاداری مشتریان است. کد نویسی و اجرای مدل ریاضی دوهدفه پیشنهادی در نرم­افزار گمز سطحی از بهینه‌سازی را ارائه کرد که حداکثر دانش تسهیم شده با حداکثر وفاداری مشتریان در آن محقق شد.