کلیدواژه‌ها = فناوری اطلاعات
مدیریت بازرگانی

ارائه مدلی جهت تبیین عوامل موثربر پیاده سازی الکترونیک مدیریت ارتباط با مشتریان (ECRM) با تاکید بر مولفه های هوش مصنوعی و پس آیندهای آن برای مشتریان بانکی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 132-156

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580180.1740

ندا کاوسی، کریم حمدی، حسین وظیفه دوست

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت تبیین عوامل مؤثر بر پیاده سازی الکترونیک مدیریت ارتباط با مشتریان (ECRM) با تاکید بر مؤلفه‌های هوش مصنوعی و پس آیندهای آن برای مشتریان بانکی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای-کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان تجربی و دانشگاهی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 8 نفر از خبرگان تجربی و دانشگاهی می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ISM می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و براساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و ماتریس‌های تعاملی استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که پیاده‌سازی موفق ECRM در بانک‌ها متأثر از مجموعه‌ای از عوامل کلیدی شامل عوامل فناورانه (زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، کیفیت داده، ابزارهای هوش مصنوعی)، عوامل سازمانی (حمایت مدیریت ارشد، فرهنگ سازمانی، فرآیندها)، و عوامل انسانی (مهارت کارکنان، پذیرش فناوری) است. همچنین نتایج حاکی از آن است که به‌کارگیری مؤلفه‌های هوش مصنوعی در ECRM منجر به بهبود معنادار پیامدهایی نظیر رضایت مشتری، اعتماد، وفاداری، تجربه مشتری و خلق ارزش می‌شود.

مدیریت بازرگانی

اعتبارسنجی عوامل موثر بر توسعه خدمات بانکداری دیجیتال با تمرکز بر فناوری اطلاعات در بانکداری ایران زمین

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.587458.1769

وحید علیزاده، احمد عسکری، داریوش جمشیدی، علیرضا روستا، مجید احمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی عوامل موثر بر توسعه خدمات بانکداری دیجیتال با تمرکز بر فناوری اطلاعات در بانکداری ایران زمین می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 307 نفر از مشتریان بانک ایران‌زمین در شهر تهران می‎باشد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با ابزار پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و پایایی و روایی آن با استفاده از روش‌های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی محتوایی تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با نرم‌افزار PLS برای آزمون و برازش نهایی مدل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که فناوری اطلاعات و زیرساخت‌ها، استراتژی دیجیتال، امنیت و ریسک، تجربه کاربری، توسعه و نوآوری محصول، ساختار و فرهنگ سازمانی، محیط و رقابت، مدیریت تحول و مدیریت داده و هوش تصمیم‌گیری، با توسعه خدمات بانکداری دیجیتال رابطه‌ای معنادار دارند. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که موفقیت بانک‌ها در گرو عوامل مؤثر بر توسعه دیجیتال است که به‌صورت هوشمندانه، قابلیت‌های فناورانه پیشرفته را با الزامات استراتژیک، امنیتی، مشتری‌محوری و چابکی سازمانی تلفیق کند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین‌المللی: نقش واسطه‌ای فرهنگ نوآوری در شرکت‌های کوچک و متوسط

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 406-428

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534558.1586

صباح حمزه محیسن، صمد رحیمی اقدم، سید صمد حسینی، وحید احمدیان

چکیده هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین‌المللی: نقش واسطه‌ای فرهنگ نوآوری در شرکت‌های کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت به‌عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرم‌افزار pls3 استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بین‌المللی شرکت‌های کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نه‌تنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بین‌المللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بین‌المللی ایفا می‌کند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکت‌های کوچک و متوسطی که در استراتژی‌های فناوری خود همسویی ایجاد می‌کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بین‌المللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکت‌ها می‌تواند به‌عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاست‌گذاری و مدیریت شرکت‌های کوچک و متوسط توصیه می‌شود.

مدیریت کسب و کار

بررسی نقش به‌کارگیری بازاریابی الکترونیک و فناوری اطلاعات در کسب و کار صنایع غذایی مینو در دوره رکود اقتصادی

دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 82-105

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.391718.1079

شقایق صحرایی، داود مافی بالانی

چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش به‌کارگیری بازاریابی الکترونیک و فناوری اطلاعات در کسب و کار صنایع غذایی مینو در دوره رکود اقتصادی می‌باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع‌آوری اطلاعات، توصیفی ـ پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 41 نفر از کارشناسان و مدیران فروش، مالی، IT در صنایع غذایی مینو, می‌باشند و روش نمونه‌گیری مورد استفاده در این تحقیق، ترکیبی از روش­های تصادفی ساده و در دسترس می‌باشد. ابزار گردآوری در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه‎های اکبری (۱۳۹۰)، هرسی و گلداسمیت (۲۰۰۰) و هویز (١٨٥٥) می‌باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و برای مدل‌سازی معادلات ساختاری از نرم‌افزار PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که، نتایج بررسی نشان داد پشتیبانی فناوری اطلاعات بر کسب و کار صنایع غذایی مینو در شرایط رکود اقتصادی تأثیر مثبت و معناداری دارد. دانش فناوری اطلاعات بر کسب و کار صنایع غذایی مینو در شرایط رکود اقتصادی تأثیر مثبت و معناداری ندارد. باورهای مدیریتی مقدمات بازاریابی و پیاده سازی بازاریابی الکترونیک بر کسب و کار صنایع غذایی مینو در شرایط رکود اقتصادی تأثیر مثبت و معناداری دارد و فناوری اطلاعات و بازاریابی الکترونیک بر کسب و کار صنایع غذایی مینو تأثیر مثبت و معناداری دارد ولی با ورود تعدیل گری رکود اقتصادی تأثیر معناداری مشاهده نشد.

بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در ایران

دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 49-72

https://doi.org/10.22034/jbme.2022.349737.1031

حسین حاجی پورفرد، بهزاد سلطانی، عباس طلوعی اشلقی، سید حبیب الله طباطباییان

چکیده هدف از انجام این پژوهش، که به با رویکرد کمی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است، اعتبارسنجی یکی از مدل‌های مفهومی موجود در ادبیات و ارائه چارچوبی از عوامل مؤثر بر توسعه اقتصاد دیجیتال در ایران است. جامعه آماری این پژوهش شامل موسسان، مدیران، کارکنان و صاحب‌نظران کسب‌وکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و فعالان عرصه اقتصاد دیجیتال در کشور و حداقل حجم نمونه برای اعتبار نتایج با توجه به روش استفاده شده برای تحلیل کمی 160 است. در این پژوهش، یافته‌های پژوهش کیفی مرجع با استفاده از ابزار گوگل‌فرم در قالب یک پرسشنامه پیاده­سازی شده و به جامعه­ای از فعالان این صنعت ارسال شده است. داده‌های دریافت شده از طریق 240 پرسشنامه تکمیل شده با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج در قالب یک مدل نهایی ارائه گردیده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که توسعه اقتصاد دیجیتال مستلزم توجه همزمان به عوامل محیطی و عوامل درون‌سازمانی است و دولت در مقام سیاستگذار نقشی کلیدی بر توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال دارد.