طراحی مدل راهبردی کسب و کار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزش آفرینی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503472.1496
مارشا زربازو، لیلا آندرواژ، بیتا تبریزیان
چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل راهبردی کسبوکار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزشآفرینی میباشد. این پژوهش ازنظر هدف بنیادی، ازنظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و به لحاظ روش، مبتنی بر رویکرد کیفی نظریهپردازی دادهبنیاد است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه و نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران کسبوکارهای الکترونیک بود. روش نمونهگیری انتخاب شده در این پژوهش نظری بود که از مصاحبههای عمیق با خبرگان تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. در فرایند تحلیل، کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و محتوای گزارشهای مرتبط و مصاحبهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شد و 81 کد باز (مفهوم) و 16 مقوله فرعی بهدست آمد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که شرایط علی، 3 مقوله فرعی؛ برنامهریزی و ارزیابی، نیازسنجی بازار و تجربه خرید آنلاین مشتریان، شرایط زمینهای، 3 مقوله فرعی؛ الزامات فنی، بلوغ الکترونیکی و زیرساختهای تجارت الکترونیک، شرایط مداخلهگر، 3 مقوله فرعی ویژگیهای خاص هر کسبوکار، سیاستگذاریهای دولت و تسهیلکنندهها، شرایط محوری، 3 مقوله فرعی؛ ویژگیهای توزیع کالاها و خدمات، ویژگیهای مبادله کالاها و خدمات و ویژگیهای ارتباط بین خریدار و فروشنده، راهبردها، 2 مقوله فرعی؛ راهبردهای اقتصادی کسبوکار و راهبرد بازاریابی و فروش و مقوله اصلی پیامدها،2 مقوله فرعی؛ پیامدهای اثربخشی برای کسبوکار و پیامدهای اثربخشی برای مشتریان را در برگرفت.
تحلیل علم سنجی مطالعات انجام شده در حوزه ارزش آفرینی کسب و کار خودروهای برقی بر اساس مطالعات نمایه شده در WOS
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453581.1365
سید عباس کاراوند، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی
چکیده هدف تحقیق تجزیه و تحلیل ساختار فکری و ترسیم نقشه علمی مطالعات موجود در زمینه خودروهای برقی، تولیدات علمی در دسترس این حوزه از علم می باشد. رویکرد تحقیق علمسنجی بوده که مهم ترین نویسندگان و خوشه های موضوعی با استفاده از فنون همنویسندگی و هم-رخدادی واژگان شناسایی شده است و نهایتاً منجر به ترسیم نقشه علمی در این حوزه گردیده است. 14235 سند علمی نمایه شده در پایگاه WOS طی سالهای 1955 تا 2023 به عنوان جامعه آماری این پژوهش با اتکا به آمار توصیفی و نرمافزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. روند صعودی انتشار مقالات طی 68 سال اخیر یکی از یافته های حاصل از این پژوهش بوده است (بیشترین تعداد مقالات در سال 2021 (2258) متنشر گردیده است). با بررسیهای انجام شده تحول واژههای کلیدی از توجه مهندسی و مدیریت عملیات و تولید به حوزه حمل و نقل پاک به سوی حرکت کشورها یه سمت بهینه سازی بااستفاده از علوم رایانهای در جهت توسعه پایدار با تدوین و پیادهسازی استراتژیهای موثر توسط دولتها مشاهده گردید. از این چارچوب می توان برای فهم بهتر و به کارگیری مؤثرتر مدل توسعه خودروهای برقی با ارزش آفرینی هر چه بیشتر در توسعه پایدار حمل ونقل برقی بهره برد.
مدل مفهومی نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی در شرکت های خانوادگی: مورد مطالعه شرکت های خانوادگی صنعت نشر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 64-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.460682.1389
مریم وجدی، جهانگیر یدالهی فارسی، کمال سخدری، مهران رضوانی
چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، همآفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.
ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 404-433
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.526505.1562
محمدجواد مشیری، علیرضا مقدسی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر اجرا کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد میباشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 12 نفر از خبرگان و کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که سابقه فعالیت کارآفرینانه در این حوزهها را دارند و از نمونهگیری به روش نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفههای سه سطح کسبوکار، ملی و بینالمللی است. مؤلفههای سطح کسبوکار و ملی به عنوان زمینهساز و تسهیلکننده مؤلفههای بینالمللی عمل میکنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بینالمللی را تقویت میکند. همچنین رشد اقتصاد داخلی برای نفوذ در بازارهای بینالمللی و شکلگیری بنگاههای بینالمللی ضروری است.
طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 370-390
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448851.1342
مهدی رشاد کوچصفهانی، رحمت علی صابری حقایق، علیرضا فرخ بخت فومنى
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان (مطالعه موردی شهر کلاچای) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران ارشد شهر کلاچای، می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار20 MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان از تاثیرگذاری هفت بُعد: عوامل علی شامل ارتقاء خدمات گردشگری (ویژگی های منحصر به فرد، تنوع فرهنگی و هنری، حفاظت از محیط زیست، خدمات گردشگری با کیفیت، مشارکت جوامع محلی) عوامل محوری شامل توسعه اقتصادی محلی و حفظ منابع طبیعی (ترویج گردشگری پایدار، توسعه فرهنگی هنر محلی، ایجاد تجربه ماندگار برای گردشگران)، عوامل مداخله گر شامل توسعه پایدار صنعت گردشگری و حفظ محیط زیست (دولت محلی و ملی، صنعت گردشگری، جوامع محلی، محیط زیست و سازمان های مرتبط)، عوامل زمینه ای شامل مقصد گردشگری (طبیعت زیبا و جاذبه های گردشگری، فرهنگ محلی آداب رسوم، توسعه پایدار و محیط زیستی)، عوامل پیامدی شامل مقصد گردشگری (افزایش تعداد گردشگران، توسعه اقتصادی محلی، حفظ منابع طبیعی زیست، ارتقاء شهر به عنوان مقصد گردشگر) بدست آمده است.
عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 390-411
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442646.1313
علیرضا وزیری، کیهان آزادی، مجتبی ملکی چوبری
چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 303 نفر اعم از کارشناس مالی، مدیر اجرایی، حسابرس یا بازرس قانونی، مدیرعامل یا عضو هیات مدیره و اعضای هیات علمی دانشگاه و سایر میباشد و از طریق روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار SPSS وPLS استفاده گردید. نتایج نشان داد استراتژیهای مورد استفاده در مذاکرات حسابرس و صاحبکار میتواند بر چرخش یا ابقا حسابرس اثر داشته باشد. همچنین، اثر ادغام موسسههای حسابرسی بر روابط بین حسابرس و صاحبکار مثبت بوده است و البته انحصار بازار حسابرسی میتواند بر کیفیت رابطه بین مؤسسه حسابرسی و صاحبکار اثر داشته باشد. بهعبارتی، انحصار بازار حسابرسی بهوسیلهی مؤسسههای بزرگ، میتواند تهدید جدی برای سایر مؤسسهها باشد. همچنین مقدار GOF برابر با 200/0 بدست آمد که، نشان از برازش مناسب و متوسط را در مدل دارد.
