تاثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 48-63
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512978.1527
سیدرضا سیدجوادین، دانیال ظهیری فرد
چکیده هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونهای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.
ارائه الگوی توسعه ای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 183-208
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.432150.1278
حمزه حسانی خبر، پیام پاسلاری، مهدی باقری، سعید مراد پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی توسعهای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و مدیران و متخصصان رشته بازاریابی میباشد و از روش نمونهگیری حداکثر تنوع استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده از روش داده بنیاد و کدگذاری استفاده گردید. در کدگذاری باز محقق به 146 مفهوم دستیافت که با طبقهبندی آنها 31 مقوله به دست آمد. تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی میتواند تأثیرات قابل توجهی بر رفتار و نگرش مصرفکنندگان داشته باشد. این تأثیرات شامل تغییرات در رفتار مصرفکنندگان، تشدید رقابت، شکلگیری ارزشها و باورها، تأثیر بر تصمیمگیری، تغییر در رفتار اجتماعی، تأثیر در اعتماد به برند، تغییر در نگرش برند و تأثیر در شبکههای اجتماعی میباشد. با این حال، این تأثیرات به موارد مختلفی از قبیل تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، تغییرات اقتصادی، تغییرات قانونی و سیاسی، تغییرات در رقابت و تغییرات در محتوا و فرمت تبلیغات وابسته هستند. در نتیجه، برای افزایش اثربخشی تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی، توصیه میشود که توجه ویژهای به این عوامل داده شود.
ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 302-322
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402286.1117
لیلا طاهری فرد، فرزاد آسایش، علیرضا روستا
چکیده این مطالعه با هدف ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش جمعآوری کدها روش تحقیق کیفی اکتشافی محسوب میگردد. جامعه هدف شامل 12 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی در رشتههای بازاریابی، شامل مدیران بازاریابی در شرکتهای لبنی که آشنا با مباحث سهم بازار بوده است. نمونهگیری با روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبهها انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمهساختاریافته است. از رویکرد تئوریدادهبنیاد با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 20 برای تحلیل دادههای کیفی و ارائه مدل پارادایمی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی 22 مقوله و 78 شاخص شاخص در قالب شش دسته اصلی شامل شرایط علی (بازاریابی داخلی، مدیریت چرخه عمر محصول، جذابیت بازار، آمیخته بازاریابی، استراتژی رقابتی و برنامهریزی و هدفگذاری)، عوامل زمینهای (ویژگی مشتریان، محیط رقابتی و تلاطم بازار)، پدیده محوری (استراتژی توسعه سهم بازار)، راهبردها و اقدامات (مدیریت سهم بازار، پیشبرد فروش، تبلیغات، رقابت، ارزش ویژه برند و تقسیم بازار)، عوامل مداخلهگر (مدیریت ریسک و مزیت رقابتی پایدار) و پیامدها (تثبیت موقعیت برند، سودآوری، قدرت چانهزنی و افزایش سهم بازار) شناسایی شد. در نتیجه مدل پارادایمی الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی با توجه به شش شرایط (زمینهای، علی، مداخلهگر، پدیده محوری، راهبردها و اقدامات و پیامدها) به طور کامل ترسیم شده است.
ارائه الگوى کیفی استفاده از تاثیرگذاران رسانه های اجتماعى در رفتار مصرف کنندگان صنعت لوازم آرایشى و بهداشتى لوکس
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 85-107
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412373.1161
سید عارف اصغرزاده شیاده، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی، آزاده کیاپور
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوى کیفی استفاده از تاثیرگذاران رسانههای اجتماعى در رفتار مصرفکنندگان صنعت لوازم آرایشى و بهداشتى لوکس میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران شرکتهای تبلیغاتی با حداقل 5 سال سابقه کار باشند، مدیران فروشگاههای اینترنتی در رسانههای اجتماعی و اساتید دانشگاهی رشته مدیریت بازاریابی که تحقیقاتی داشتند، میباشد. حجم نمونه با منطق نمونهگیری نظری و روش قضاوتی و از طریق مصاحبههای نیمه ساختاری از متخصصین حوزه تبلیغات انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که بازاریابی رسانه های اجتماعی در مجموع 11 عامل و 93 مولفه استخراج و شناسایی شد. عوامل شناسایی شده شامل: شرایط علی (تغییر در نحوه بازاریابی، تغییرات فناورانه، تغییرات زیستی مردم)، پدیده محوری (فرایند استفاده از تاثیرگذاران رسانههای اجتماعى)، عامل زمینهای و بسترساز (ویژگیهای تاثیرگذاران رسانههای اجتماعی، ویژگیهای برند)، عامل مداخلهگر (عوامل دولتی، بینش اجتماعی از رسانههای اجتماعی)، عامل راهبردی (استفاده از استراتژیهای مختلف بازاریابی، سنجش موفقیت تبلیغات تاثیرگذاران)، پیامد (اثربخشی تبلیغات) میباشد.
ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 103-131
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399469.1098
حسین یحیی زاده، علی فلاح، مهرداد متانی، محمدرضا باقرزاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از استادان و متخصصان و صاحبنظران ارتباطات، رسانه و گردشگری و در بخش کمی پژوهش، شامل 200 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد گردشگری در مازندران بوده است. در نخستین گام پژوهش، به کدگذاری مصاحبههای تخصصی پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون با نرمافزار MAXQDA v10.R150410 پرداخته شده است. در گام بعدی نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرمافزار Smart PLS ارائه گردیده است. سپس مقولههای موجود با روش ساختاری-تفسیری با نرمافزار MicMac سطحبندی شده و الگوی اولیه پژوهش طراحی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق تبلیغات، کیفیت خدمات، سیاستگذاری، مشارکت افراد بومی، فرهنگ گردشگری، بهرهبرداری مناسب از محیطزیست، درآمدزایی در مقصد گردشگری و تسهیلات زیربنائی بهعنوان مولفههای اصلی شناسایی شدند که بر صنعت گردشگری تأثیر دارند. نتایج حاصل از بخش کمی تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش و اعتبار مناسبی جهت تأثیر رسانههای جمعی بر توسعه صنعت گردشگری برخوردار است.
