مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 366-388
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434943.1293
علی امیری، سیدعباس حیدری، وحید رضا میرابی
چکیده هدف این پژوهش مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی-کمی و از نظر ماهیت پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 25 نفر از مدیران و صاحبنظران در صنعت پتروشیمی میباشد و نمونهگیری به صورت قضاوتی در دسترس انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از تکنیک دلفی برای شناسایی مؤلفهها استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار MATLAB استفاده گردید. در تحلیل کتابخانهای 16 مؤلفه اصلی شناسایی و وارد تکنیک دلفی شده و در نهایت همگی تائید شدند. این شانزده معیار عبارتاند عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی، عوامل قانونی، عوامل مالی، عوامل فردی، عوامل مدیریتی، منابع اطلاعاتی، اجرا، بازنگری، تحلیل بازخورد، عوامل ارزیابنده عملکرد، مفاهیم ریسک، شناسایی انواع مسائل زیستمحیطی، شناسایی انواع مسائل بهداشتی، یادگیری مباحث ایمنی و ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار. بر اساس تکنیک ساختاری تفسیری این مؤلفهها سطحبندی شدند. و در 7 سطح یک مدل را تشکیل دادند. مدل پیشنهادی، با توجه به بهینهسازی فرآیندها، کاهش هدررفتهها، ارتقاء کیفیت محصولات و کاهش هزینهها، منجر به بهبود عملکرد اقتصادی و تجاری شرکتها میشود. با توجه به تنوع مسائلی ازجمله ایمنی، بهداشت، محیطزیست و استانداردهای اجتماعی، این مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین به تحقق پایداری و استمرار پذیری کمک میکند.
سناریوهای امکان پذیر زنجیرۀ تأمین پایدار در صنایع لبنی با رویکرد آیندهپژوهی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 201-222
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.412591.1165
میثم عابدینی، نرگس محمدعلی پور، اشرف شاه منصوری، مهناز ربیعی
چکیده پژوهش حاضر با هدف سناریوهای امکان پذیر زنجیرۀ تأمین پایدار در صنایع لبنی با رویکرد آیندهپژوهی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها، یک تحقیق توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 11 نفر از اساتید صاحب نظر (خبرگان آکادمیک)، کارشناسان و متخصصان شاغل در صنایع لبنی کشور (خبرگان صنعت)، و مشتریان و محققان مستقل (ذینفعان مردمی)، می باشد. روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی می باشد. عوامل مؤثر و عدم قطعیت های کلیـدی در صنایع لبنی با روش دلفی فازی شناسایی شدند، سپس به کمک نرمافزار Wizard Scenario، سه سناریوی سازگار مشخص شد. مطابق یافته های پژوهش، عوامل مؤثر در نیرویهای پیشران و عدم قطعیتهای کلیدی بر آینده زنجیرۀ تأمین پایدار در صنعت لبنی شناسایی شد که عبارت اند از: مقررات ارتباطات و تجارت خارجی، وضعیت قوانین رقابتی، توجه به موضوعات و استانداردهای بهداشتی و ایمنی، توجه به نگهداری موجودی برای هر واحد محصول، نوسانهای نرخ ارز خارجی، نوسانهای نرخ تورم، هزینه تولید مواد اولیه، هزینه فاسدشدن محصولات لبنی و میزان انگیزه و تمایل سرمایهگذاران خصوصی برای سرمایه گذاری در صنایع لبنی. نتایج یافتههای تحقیق نشان داد پس از آنکه حالت های ممکن برای هر یک از عـدم قطعیـت هـای کلیـدی، بـه کمـک نـرمافـزار Wizard Scenario شناسایی شد، سه سناریوی سازگار با عنوان های «رونق»، «واقعبینانه» و «ناعلاجی» به دست آمد. از سوی دیگـر، مشـخص شـد کـه نرخ ارز خارجی و تورم، بر سایر عوامل و آینده صنایع لبنی ، بیشترین تأثیر را می گذارند.
تأثیر مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد و جهت گیری زنجیره تأمین با تحلیل نقش میانجی تاب آوری (مورد مطالعه: بخش فراساحل صنعت نفت)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 61-81
https://doi.org/10.22034/jbme.2023.367725.1040
فاطمه کریمی، جلال حقیقت منفرد، محمد علی کرامتی
چکیده به دلیل رقابت شدید جهانی و تأثیر منفی اختلالات بر عملکرد مالی، عملیاتی و بازار صنایع، توجه به مباحثی چون مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین و تاب آوری آن گسترش یافته و صنعت نفت با داشتن ساختار و فرآیندهای پیچیده و تأثیر گذار بر اقتصاد جهانی و منطقهای از این قاعده مستثنی نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد و جهت گیری زنجیره با تحلیل نقش میانجی تاب آوری (مؤلفههای چابکی و استحکام) در شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران فعال در حوزه فراساحل با بهره گیری از روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان شرکت تشکیل میدهند که به روش کلاین و قانون N:q تعداد افراد نمونه 270 نفر تعیین شد و با روش نمونهگیری هدفمند، افراد آشنا به ابعاد مختلف زنجیره تأمین صنعت فراساحل با سابقه کار بیش از پنج سال انتخاب شدند. دادههای پیمایش پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار SMART-PLS تجزیه- تحلیل شدند. نتایج نشان داد: 1- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر جهتگیری زنجیره تأمین اثر مستقیم معنیدار دارد، 2- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر جهتگیری زنجیره تأمین اثر غیرمستقیم معنیدار دارد (از طریق چابکی و استحکام زنجیره)، 3- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد زنجیره تأمین اثر مستقیم معنیدار ندارد، 4- مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین بر عملکرد زنجیره تأمین اثر غیر مستقیم معنیدار دارد (از طریق چابکی و استحکام زنجیره)، 5- چابکی زنجیره در رابطه بین مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین با عملکرد و جهتگیری زنجیره نقش میانجی معنیدار دارد. 6- استحکام زنجیره در رابطه بین مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین با عملکرد و جهتگیری زنجیره نقش میانجی معنی دار دارد.
طراحی مدل رتبهبندی تأمینکنندگان و تخصیص میزان بهینه خرید
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 109-136
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.385579.1053
سید رسول حسینی، تورج صادقی، غلام مولا ابوبکری، هادی تقوی
چکیده در رقابتهای جهانی عصر حاضر، انتخاب تأمینکنندگان، افزایش روابط با تأمینکنندگان و توسعه روابط مشارکتی و پایدار بر آنها برای کاهش هزینهها و افزایش انعطافپذیری در برابر تغییرات بازار ضروری و امری دشوار میباشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی جهت رتبهبندی تأمینکنندگان و تخصیص میزان بهینه خرید چغندر قند از تأمین کنندگان انجام شده است. جامعه آماری پژوهش خبرگان و متخصصان در زمینه انتخاب تامینکنندگان در شرکت قند تربت حیدریه که تعداد این خبرگان بر اساس تخصص، اختیارات و مهارت حدود 10 نفر میباشند. روش تحقیق این پژوهش بر اساس ماهیت کمی و بر اساس هدف کاربردی است. در این تحقیق جهت شناسایی معیارهای اساسی در گزینش تأمینکنندگان از مبانی و ادبیات نظری و نظر خبرگان استفاده شده است و از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی برای رتبهبندی تأمینکنندگان بهره گرفته شده است. علاوه بر این برای تخصیص مقدار سفارش بهینه به هر یک از تأمینکنندگان از تلفیق مدل برنامهریزی آرمانی با فرایند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شرکت قند تربت حیدریه برای تخصیص مقدار سفارش بهینه به هر یک از تأمین کنندگان، چگونه می تواند با اولویت بندی آنان و نیز با بررسی پارامترهای مختلف، مطابق ظرفیت تأمینکنندگان اقدام نماید و اینکه شرکت مورد مطالعه چگونه مواد اولیه مورد نظر خود را از تأمینکنندگان خریداری نمایند تا به مزیت نسبی و استراتژیک مورد نظر برسد.
