موضوعات = مدیریت بازرگانی
مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند در سازمان انتقال خون تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.583662.1754

مهدی خداپرست

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی استقرار نظام منابع انسانی داده محور با استفاده از ابزارهای دیجیتالی و هوشمند در سازمان انتقال خون تهران می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و از لحاظ روش اجرا آمیخته (کیفی و کمّی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از صاحب‌نظران و خبرگان دانشگاهی، اعضای هیأت علمی و مدیران سازمان انتقال خون به روش هدفمند و نظری (قضاوتی) انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل 700 نفر از کارکنان فعال در سازمان انتقال خون تهران می باشد که حجم نمونه ۱۹۶ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته در بخش کیفی از نرم‌افزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم‌افزارSPSS و SmartPLS استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که از طریق کدگذاری محوری، ۴۴ کد اولیه در قالب ۲۲ کد محوری دسته‌بندی شدند که بیانگر مفاهیم کلیدی و ساختاردهنده نظام منابع انسانی داده‌محور هستند. تحلیل بخش کمّی نیز تأیید کرد که عوامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر و راهبردی، به‌طور معناداری بر استقرار نظام منابع انسانی داده‌محور اثرگذارند. هماهنگی میان ساختار سازمانی، فناوری و سیاست‌ها به عنوان پیش‌شرط موفقیت تصمیم‌گیری داده‌محور و افزایش اثربخشی منابع انسانی مطرح شد. این تحقیق با ارائه مدلی یکپارچه و داده‌محور، نقش ابزارهای دیجیتال و هوشمند در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تصمیم‌گیری استراتژیک را برجسته کرده و می‌تواند راهنمای عملی و نظری ارزشمندی برای سازمان‌ها در مسیر تحول دیجیتال فراهم آورد.

مدیریت بازرگانی

تحلیل مدل عوامل موثر بر تجربه مشتری در پیاده‌سازی خرده‌فروشی نسل ۴.۰

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.552615.1644

مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل مدل عوامل مؤثر بر تجربه مشتری در پیاده‌سازی خرده‌فروشی نسل ۴.۰ است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی–همبستگی می‌باشد. جامعه آماری شامل مشتریان فروشگاه زنجیره‌ای اتکا است که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین شد و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده به کار گرفته شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. به منظور آزمون فرضیه‌ها و برازش مدل مفهومی، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار AMOS استفاده گردید. شاخص‌های برازش شامل CFI، GFI، IFI و RMSEA در محدوده قابل قبول قرار داشتند که نشان از برازش مناسب مدل دارد. یافته‌های پژوهش نشان داد که پیشرفت فناوری و ارزش‌آفرینی تأثیر معناداری بر تجربه مشتری دارند. همچنین عوامل انسانی و سازمانی نقش مؤثری در پیاده‌سازی خرده‌فروشی نسل ۴.۰ ایفا می‌کنند. تجربه مشتری نیز به عنوان متغیری کلیدی، در بهبود عملکرد فروشگاه و تقویت ارتباط با مشتریان نقش برجسته‌ای دارد. نتایج بیانگر آن است که بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، توانمندسازی منابع انسانی و ایجاد زیرساخت‌های سازمانی مناسب، از پیش‌شرط‌های اساسی در تحقق تجربه مشتری مثبت و پایداری در محیط‌های خرده‌فروشی نوین به شمار می‌رود.

مدیریت بازرگانی

تبیین نقش حیاتی ژئومارکتینگ هوشمند در توسعه صادرات

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 41-67

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.543177.1619

مصطفی کاظم خواه، علی قلی پور سلیمانی، نرگس دل افروز، محمد طالقانی

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین نقش حیاتی ژئومارکتینگ هوشمند در توسعه صادرات است. این مطالعه دارای رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و روش تحقیق از نوع کاربردی است. در بخش کیفی جامعه آماری شامل کارشناسان دولتی، صادرکنندگان عمده محصول کیوی و همچنین خبرگان دانشگاهی در استان گیلان (کشور ایران) بوده‌اند که 15 نفر بعد از اشباع داده‌ای به‌عنوان نمونه درنظر گرفته شدند. روش نمونه‌گیری از نوع هدفمند بوده است. داده‌ها با استفاده از روش داده بنیاد تجزیه و تحلیل شدند. سپس استراتژی تحقیق در بخش کمی، به‌صورت پیمایشی صورت گرفت. جامعۀ آماری، شامل 316 نفر از اشخاص حقیقی و حقوقی که در امر صادرات کیوی فعالیت داشته‌اند، بودند که از طریق فرمول کوکران در جامعه محدود 173 نفر به‌عنوان نمونه به‌روش نمونه‌گیری غیراحتمالی دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بود. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری به‌وسیله نرم‌‌افزار Smart PLS، نشان داد که قابلیت‌های مدیریتی، سیاست‌های حمایت دولت، بازاریابی توسعه صادرات، عوامل محیطی و ویژگی‌های کشت کیوی بر ژئومارکتینگ هوشمند، و ژئومارکتینگ هوشمند بر توسعه قابلیت‌های بازاریابی، آموزش و ترغیب مسئولان برای توسعه صادرات و توسعه زیرساخت‌های داده‌های مکانی تأثیر معناداری دارند. توسعه قابلیت‌های بازاریابی، توسعه زیرساخت-های داده‌های مکانی و آموزش و ترغیب مسئولان برای توسعه صادرات بر افزایش سهم در بازارهای جهانی، افزایش شهرت جهانی، توسعه برند در بازارهای خارجی و افزایش ارز خارجی تأثیر معناداری دارد. البته آموزش و ترغیب مسئولان بر افزایش شهرت جهانی تأثیر معناداری ندارند.

مدیریت بازرگانی

تاثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برندخودرو سازان داخلی،مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برند

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 109-127

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568692.1696

پیمان فتحی اقدم، فرانک خدایاری، حمید سعیدی، لیلا آندرواژ

چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برند خودروسازان داخلی، مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برند انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران فروش و بازاریابی خودرو سازان داخلی مانند ایران خودرو و سایپا. زامیاد در شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کیفیت برند، تجربه برند، رضایت مشتریان و تب بر این سردرگمی و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن می‌تواند به بهبود تجربه خرید مشتریان خودروسازان داخلی و افزایش رضایت آنها کمک کند.

مدیریت بازرگانی

قابلیت‌های کلیدی موفقیت در عملکرد بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 146-174

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.521147.1555

سارا میرزاابوالحسن خان ایلچی، معصومه حسین زاده شهری، منیژه حقیقی نسب

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی قابلیت‌های کلیدی مؤثر بر عملکرد بازاریابی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. این پژوهش در بخش کیفی با روش فراترکیب و مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش‌های منتشرشده بین سال‌های 2019 تا 2025، 5222 مقاله اولیه را بررسی و پس از غربالگری کیفی و محتوایی مرحله‌ای، 42 مقاله واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. با تحلیل محتوای مقالات منتخب در نرم‌افزار MAXQDA، تعداد 224 کد اولیه استخراج شد که در نهایت 8 مقوله نهایی دسته‌بندی گردیدند. در بخش کمّی، به‌منظور اولویت‌بندی این قابلیت‌ها، از تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی با نظر 10 خبره صنعتی استفاده شد و پایایی نتایج با نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 تأیید گردید. نتایج نشان می‌دهد که مهم‌ترین مقوله‌های نهایی شامل یکپارچه‌سازی ارتباط با مشتریان و اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی، نوآوری و شبکه‌سازی برای مزیت رقابتی پایدار، سازگاری چابک با نوآوری بازارمحور، تحول دیجیتال داده‌محور، توسعه اکوسیستم‌های حمایتی دیجیتال، بازاریابی کارآفرینانه کم‌هزینه و استراتژی‌های بازاریابی سبز هستند. از دیدگاه خبرگان، سه قابلیت «پیاده‌سازی مؤثر برنامه بازاریابی»، «نوآوری محصول» و «بازاریابی چندکاناله» در بهبود عملکرد بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بیشترین اهمیت را دارند. پیشنهاد می‌شود مدیران این کسب‌وکارها با تدوین برنامه‌های بازاریابی مستند، توسعه نوآوری محصول بر اساس تعامل با مشتری و یکپارچه‌سازی حضور در کانال‌های آنلاین و آفلاین، عملکرد بازاریابی خود را ارتقا دهند.

مدیریت بازرگانی

نقش واسطه‌ای چشم و هم‌چشمی و مصرف منزلت‌گرا در تأثیر مادی‌گرایی مصرف‌کننده بر قصد خرید محصولات اپل

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 291-308

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.571267.1704

حمیده شکاری، نجمه جلالیان، محمود کمالی زارچ، مریم میرحسینی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه‌ای چشم و هم‌چشمی و مصرف منزلت‌گرا در تأثیر مادی‌گرایی مصرف‌کننده بر قصد خرید محصولات اپل انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مصرف کنندگان بالای 18 سال برند اپل در شهر یزد می‌بود. نمونه آماری از بین افراد مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مادی گرایی مصرف کننده بر قصدخرید مصرف کنندگان برند اپل به صورت مستقیم تأثیر مثبت و معنی‌دار ندارد. اما نقش میانجی مصرف منزلت گرا و چشم و هم چشمی در رابطه بین مادی گرایی و قصد خرید مورد تأیید قرار گرفت.

مدیریت بازرگانی

طراحی و اعتبار سنجی مدل اندازه گیری حاکمیت شرکتی با تاکید بر مدیریت دارایی های فیزیکی با رویکرد دلفی فازی و تحلیل عاملی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 309-333

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.488884.1460

فاطمه عینی قربائی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار

چکیده هدف این پژوهش طراحی و اعتبار سنجی مدل اندازه‌گیری حاکمیت شرکتی با تاکید بر مدیریت دارایی‌های فیزیکی با رویکرد دلفی فازی و تحلیل عاملی (مورد مطالعه: نیروگاه‌های حرارتی برق کشور) می‎باشد. این پژوهش از نظر استراتژی در زمره‌ی پژوهش‌های آمیخته (کمی-کیفی) قرار دارد. در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و مرتبه دوم استفاده شده است. اعضای پنل در روش دلفی فازی پانزده خبره و تعداد نمونه در بخش تحلیل عاملی تاییدی نیز 156 نمونه برآورد گردید. روش دلفی فازی در سه دور اجرا گردید و خبرگان در مورد شاخص‌های انتخاب شده به اجماع رسیدند. تعداد اعضای پنل در این بخش پانزده نفر بودند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از SPSS و PLSاستفاده گردید. نتایج نشان داد که مدل طراحی شده شامل ده بعد است و ابعاد آن شامل1) استراتژی؛ 2) بهینه سازی فرآیند؛ 3) تجهیزات؛ 4) سیستم‌های مدیریت و پشتیبانی؛ 5) مدیریت زنجیره تأمین؛ 6) مدیریت و ارزیابی عملکرد؛ 7) مدیریت کار و سازماندهی؛ 8) مراقبت‌های اصلی؛ 9) کار گروهی با تمرکز بر دیدگاه سیستمی و 10) کارکنان است. با توجه به نتایج بدست آمده در راستای ابعاد شناسایی شده، بعد بهینه سازی فرایند با ضریب مسیر 0.856 به عنوان مهمترین بعد، مدیریت و ارزیابی عملکرد با ضریب مسیر 0.832 به عنوان دومین بعد و تجهیزات با ضریب مسیر 0.83 به عنوان سومین بعد مهم در مدل شناسایی گردید.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل بومی مدیریتی نظارت دیجیتال بانک مرکزی برای سیاست‌گذاری‌های آینده‌نگرانه در نظام بانکی ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 334-353

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578837.1723

حمزه ظهرابی، علی رئیس پور، سید علی اکبر احمدی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل بومی مدیریتی نظارت دیجیتال بانک مرکزی برای سیاست‌گذاری‌های آینده‌نگرانه در نظام بانکی ایران می‎با‎شد. این پژوهش، با اتخاذ رویکرد کیفی توصیفی-کاوشی به بررسی تجربیات و دیدگاه‌های کارشناسان می‌پردازد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از مدیران ارشد بانک مرکزی ، بانک‌های دولتی و خصوصی، و متخصصان فین‌تک می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار مکس کیودا استفاده گردید. نتایج نشان داد ۱۸۴ کد اولیه که ۴۲ تم فرعی و سه بعد اصلی 1- ابعاد ساختاری، 2- ابعاد فرآیندی، و 3- ابعاد انسانی شناسایی شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که این مدل، پتانسیل کاهش ۴۰ درصدی ریسک‌های سیستمیک را داراست و با شرایط بومی ایران، از جمله تحریم‌های بین‌المللی و تنش‌های ژئوپلیتیکی، سازگار است. پژوهش حاضر، خلأ موجود در مدل‌های بومی‌شده نظارت دیجیتال را پر کرده و پیشنهادهایی عملی نظیر تصویب لایحه مقررات CBDC و اجرای برنامه‌های آموزشی سالانه CBI را ارائه می‌دهد. در نهایت، این مدل، چارچوبی استراتژیک برای سیاست‌گذاری‌های آینده‌نگرانه در نظام بانکی ایران فراهم می‌آورد و به تعالی پایداری مالی و نوآوری دیجیتال یاری می‌رساند.

مدیریت بازرگانی

شناسایی و تببین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تاکید بر کیفیت خدمات درمانی رویکرد کیفی : پدیدارشناسی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 354-376

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568697.1697

هادی خسروانی فراهانی، بهناز خدایاری، فریز طاهری کیا، لیلا آندرواژ

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تأکید بر کیفیت خدمات درمانی انجام شد. این مطالعه از نظر روش‌شناسی کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی طراحی گردید تا تجربه‌ها و دیدگاه‌های خبرگان حوزه گردشگری پزشکی و مدیران مراکز درمانی و بیمارستان‌های دارای واحد بین‌الملل به شکل عمیق بررسی شود. جامعه آماری شامل صاحب‌نظران دانشگاهی و مدیران مراکز درمانی در شهر تهران بود و با انجام پانزده مصاحبه نیمه‌ساختار یافته، پژوهشگر به اشباع نظری دست یافت. داده‌ها با استفاده از پروتکل مصاحبه جمع‌آوری و تحلیل مفهومی شدند و برای تضمین روایی و پایایی، از تکنیک مثلث‌سازی، ممیزی پژوهشی و تحلیل داده‌ها توسط چند کدگذار مستقل استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که عوامل متعددی شامل هزینه‌های رقابتی درمان، کیفیت خدمات، دسترسی به تخصص‌های خاص، بازاریابی مؤثر، ارائه خدمات پس از درمان و بهره‌گیری از فناوری‌های ارتباطی نقش تعیین‌کننده‌ای در تجربه بیماران و رضایت آنان دارند. نتایج پژوهش می‌تواند به مدیران و سیاستگذاران کمک کند تا با طراحی راهبردهای مؤثر، ارتقای سیستم پایش و پرستاری پس از درمان و توجه به تجربه بیماران خارجی، کیفیت خدمات درمانی و بازاریابی گردشگری پزشکی را بهبود بخشند.

مدیریت بازرگانی

از شبکه تا نوآوری: طراحی الگوی بازاریابی شبکه‌ای کارآفرینانه در صنعت غذا

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 377-397

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577762.1715

وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکه‌ای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه‌های بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی مجموعه‌ای از مضامین پایه، سازمان‌دهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان می‌دهد که موفقیت در این زیست‌بوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه اصالت‌های فرهنگی- قبیله‌ای با «قابلیت‌های نوین کارآفرینی و دیجیتال است. مضامینی همچون استراتژی‌های بازاریابی تطبیقی- مذهبی، پویایی‌های شبکه قبیله‌ای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافته‌ها برجسته می‌سازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرک‌های اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه هم‌افزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوری‌های مدرن، می‌تواند منجر به تاب‌آوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل می‌تواند به عنوان نقشه‌ی راهی برای کارآفرینان و سیاست‌گذاران جهت توسعه بازاریابی شبکه‌ای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت بازرگانی

تبیین الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 398-416

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.553144.1645

احمدرضا فرجی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی حفظ مشتریان در بانکداری الکترونیک می باشد . روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ‌ال‌الس نشان داد کیفیت خدمات یکپارچه، ارتباطات بازاریابی استراتژیک، تجربه تعاملی دیجیتال و نوآوری پیش‌نگر نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش رضایت، اعتماد و وفاداری مشتریان دارند. کیفیت خدمات با فراهم کردن دسترسی آسان، عملکرد مناسب سیستم و تنوع خدمات، تجربه‌ای مثبت برای مشتری ایجاد می‌کند و موجب کاهش ریزش می‌شود. ارتباطات بازاریابی استراتژیک با تعامل هدفمند و شخصی‌سازی‌شده، حس تعلق مشتری به بانک را تقویت می‌کند. تجربه تعاملی دیجیتال با طراحی رابط‌های کاربری ساده، اعتمادسازی و حضور عناصر انسانی، وفاداری مشتریان را افزایش می‌دهد. همچنین نوآوری پیش‌نگر با پیش‌بینی نیازهای مشتری و ارائه خدمات هوشمند و امن، رضایت و اعتماد پایدار ایجاد می‌کند. یافته‌های پژوهش تأکید می‌کند که موفقیت بانک‌ها در حفظ مشتریان نیازمند رویکردی جامع و همزمان به این چهار عامل است.

مدیریت بازرگانی

الگویابی معادلات ساختاری منابع انسانی دیجیتال در شعب بانک ملت

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 464-477

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.499871.1482

سید رضا اکرمیان، امین نیک پور، حمیدرضا ملایی، محمد جلال کمالی، حجت طالبی

چکیده هدف این پژوهش الگویابی معادلات ساختاری منابع انسانی دیجیتال در بانک ملت بوده است. پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده‌ها کمی است. ابزار جمع آوری داده‌ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق و اسناد بالادستی در بخش کتابخانه‌ای و پرسشنامه محقق ساخته در بخش میدانی بود با توجه به بررسی جمعیتی حدوداً تعداد 20000 نفر جامعه آماری بانک ملت بود و تعداد 377 نفر بر اساس فرمول کوکران به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسشنامه در بین نمونه آماری کمی پژوهش توزیع گردید بعد از جمع آوری داده‌های آماری با استفاده از نرم افزار PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال شامل عوامل علی (تکنولوزیکی، محیطی، انسانی و سازمانی)، عوامل زمینه‌ای (بستر دیجیتالی، بستر مدیریتی، بستر فردی)، عوامل مداخله گر (عوامل فرهنگی و ایجاد بسترهای جدید)، راهبردها (سازمانی و مدیریتی) و پیامدها (فردی، فرهنگی و سازمانی) می‌باشد و کلیه روابط مدل معنادار است.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 534-560

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.445990.1327

مهناز کریمی، حسن اسماعیل پور، حمیدرضا سعیدنیا

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان مدیریت بیمه می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که پدیده محوری تحت تأثیر 13 شاخص یا عامل علی قرار دارد و 6 شاخص یا عامل زمینه‌ای و 10 عامل مداخله‌گر قادر به اثرگذاری بر مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه‌های اجتماعی هستند. علاوه بر این، نتایج پژوهش به شناسایی 6 راهبرد مختلف منتهی شد که این راهبردها می‌توانند در دستیابی به 6 پیامد متفاوت مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه‌های اجتماعی مؤثر واقع شوند.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهره‌وری منابع انسانی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 95-112

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.484989.1448

حسن برمکی، فرشاد فائزی رازی، احتشام رشیدی

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهره‌وری منابع انسانی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر فرایند تجزیه و تحلیل داده‌ها از نوع اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری شامل مدیران و معاونین، سرپرستان و روسای شرکت مپنا هستند که با روش غیر تصادفی ساده و فرمول کوکران حجم نمونه 267 نفر تعیین شد و ابزار گرداوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد که روایی از طریق نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ 0.78 بدست آمد و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از معادلات ساختاری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل فردی به عوامل سازمانی با ضریب (0.405) و مقدار t(4.051)، عوامل سازمانی به عوامل مدیریتی با ضریب (0.233) و مقدار t(3.789)، ایجاد تعهد به عوامل مدیریتی با ضریب (0.085) و مقدار t(2.298)، انگیزش و رضایت به عوامل مدیریتی با ضریب (0.234) و مقدار t(4.877) و عوامل مدیریتی به بهره وری منابع انسانی با ضریب (0.449) و مقدار t(4.305) تأثیر دارد و مقدار محاسبه شده GOF برابر با 65/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.

مدیریت بازرگانی

نقش استراتژی‌های مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-137

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.461925.1394

رامین حسینی، مصطفی هاشمی تیله نوئی

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع‌آوری داده‌ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکت‌های توزیع‌کننده نهاده‌های دامی در کشور (۳۰۰ نفر) می‌باشد، روش نمونه‌گیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصل‌شده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژی‌های مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیل‌شده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیه‌وتحلیل داده‌های این پژوهش با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که استراتژی‌های مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر می‌گذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژی‌های مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.

مدیریت بازرگانی

بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل سیاست‌گذاری جهت ایجاد ارزش‌افزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 162-183

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.418300.1208

حسن عموزاده، عبدالله نعامی، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر ابعاد شناسایی شده مدل سیاست‌گذاری جهت ایجاد ارزش‌افزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران و کارشناسان نمایندگی‌های فروش و خدمات پس از فروش می باشند که نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه نمایندگی‌ فروش و خدمات پس از فروش صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. برای بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل از تکنیک دیمتل استفاده شد. نتایج نشان داد بعد سازمانی دارای بیشترین اهمیت است. بعد خدمات فنی در جایگاه دوم اهمیت قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم اهمیت قرار دارد. همچنین بعد خدمات فنی در دارای بیشترین تأثیرگذاری است. بعد سازمانی در جایگاه دوم تأثیرگذاری قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم تأثیرگذاری قرار دارد.

مدیریت بازرگانی

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-200

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503428.1493

محمدرضا درانی، سیدرضا حسنی، فرشید نمامیان

چکیده هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق‌های اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.

مدیریت بازرگانی

مدل‌سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت‌های صادراتی شرکت‌های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 252-278

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.532293.1577

ابوالفضل ذوالقدر، سهیل سرمد سعیدی، بهروز قاسمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت‌های صادراتی شرکت‌های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله‌برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می‎باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده‌بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده‌ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت‌های ICT، کیفیت داده‌ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه‌ای (سیاست‌های حمایتی، همکاری‌های بین‌المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله‌گر (تحریم‌ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش‌بینی تقاضا، بهینه‌سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها) ساختار مدل را تشکیل می‌دهند. در بخش کمی، شاخص‌های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله‌ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه‌ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله‌های مدل با سطح معنی‌داری ۰.۰۰۱>p بود.

مدیریت بازرگانی

ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 380-403

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.547114.1634

محمد زرندی، امین عطاری، سعید روحانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می‌باشد. ابتدا، با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفه‌های کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینه‌سازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبه‌های ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخص‌ها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشه‌بندی K-Means++ و مدل RFM برای بخش‌بندی مشتریان و شناسایی گروه‌های نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهره‌گیری از درخت تصمیم و شبکه‌های عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیش‌بینی رفتار آن‌ها ارتقا یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این چارچوب ترکیبی نه‌تنها دقت خوشه‌بندی را بهبود می‌بخشد، بلکه امکان طراحی استراتژی‌های شخصی‌سازی‌شده برای هر گروه از مشتریان را فراهم می‌کند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام داده‌های تراکنشی با ویژگی‌های دموگرافیک و رفتاری، بینش‌های جامع‌تری را برای تصمیم‌گیری‌های بازاریابی ارائه می‌دهد. این پژوهش با پر کردن شکاف‌های موجود در تحقیقات پیشین، به‌ویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیم‌پذیری مدل‌ها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.

مدیریت بازرگانی

بررسی تأثیر کنشگری بازار بر عملکرد کسب و کار با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 26-48

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426361.1250

سید مرتضی غیور باغبانی، ملیحه صادقی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کنشگری فعال بازار بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک دانش در میان تولیدکنندگان صنایع‌دستی در کشور عراق می‌باشد. این پژوهش با هدف کاربردی و به‌روش توصیفی- پیمایشی انجام شده‌است. جامعه آماری این تحقیق شامل 300 نفر از مدیران مشاغل محلی یا صنایع‌دستی در کشور عراق بودند که برای نمونه گیری از روش غیر احتمال در دسترس استفاده گردید و 169 نفر بر اساس جدول مورگان مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع آوری داده‌ها از پرسش‌نامه استفاده گردید که روایی صوری، محتوایی آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، تحلیل تاییدی روایی همگرا و واگرا انجام شد. برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید که پایایی خوب ابزار را نشان داد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار آماری PLS3 Smart استفاده شد و نتایج نشان از تأیید تمامی فرضیه‌ها داشت و بیان گردید که کنشگری فعال بازار بر عملکرد کسب‌وکار تأثیر گذار است و همچنین کنشگری فعال با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک‌گذاری دانش بر عملکرد نیز تأیید گردید. و تأثیرگذاری نقش میانجی کنشگری بازار و نوآوری محصول بر عملکرد کسب‌وکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. 

مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 49-64

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453499.1362

معصومه غفاری چراتی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش، نادر غریب نواز

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده‌ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت‌یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص‌ها تدوین گردید. داده‌های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.

مدیریت بازرگانی

طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف‌کنندگان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 131-154

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.458680.1383

مونا یعقوبی زنجانی، معصومه لطیفی بنماران، فرزانه بیک زاده عباسی

چکیده مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف‌کنندگان در صنعت خودروسازی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش پژوهش کاربردی-توسعه‌ای است و براساس نحوه گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب می‌شود. در راستای نیل به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید بازاریابی) و خبرگان تجربی (مدیران صنعت خودروسازی) است. برای نمونه‌گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از 17 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بخش بازاریابی و فروش صنعت خودروسازی است. حجم نمونه با فرمول کوکران 131 نفر برآورد گردید و نمونه‌گیری با روش خوشه‌ای-تصادفی انجام شد. برای شناسایی مقوله‌های الگوی بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرف‌کنندگان از تحلیل مضمون استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در فاز کیفی با نرم‌افزار Maxqda20 و در فاز کمی با نرم‌افزار Smart PLS انجام شد. بر اساس یافته‌های پژوهش در مرحله کدگذاری باز 298 کد شناسایی گردید. که در نهایت از طریق کدگذاری محوری به 5 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازمان‌دهنده و 55 مضمون پایه دست پیدا شدو نتایح نشان داد عوامل محیطی، عوامل سازمانی و عوامل مشتری بر زیرساخت‌های پایداری تاثیر می‌گذارند. زیرساخت‌های پایداری با اثرگذاری بر راهبرد مصرف پایدار و مسئولیت اجتماعی منجر به رفتار مصرف پایدار می‌شود. رفتار مصرف پایدار نیز با اثرگذاری بر پایداری زیست‌محیطی، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی به بازاریابی پایدار منتهی می‌گردد.

مدیریت بازرگانی

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-236

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.455216.1373

لیلا بیگلو، حکیمه نیکی اسفهلان، نسرین جزنی، محمود البرزی

چکیده هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط ایران می‌باشد. روش پژوهش به‌صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام‌شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به‌منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده‌شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به‌صورت نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین‌کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می‌باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه‌بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.

مدیریت بازرگانی

شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 256-281

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.506148.1501

محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس با رویکرد تحلیل مضمون است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته است که از نظر هدف، توسعه‌ای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه با درصد بالایی به تائید رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب می‌باشد که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند؛ در این پژوهش در بخش کیفی به‌منظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با خبرگان از نرم‌افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرم‌افزار SPSS ویراست 26 استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز داده‌های کیفی گردآوری‌شده منجر به استخراج 92 کُد اولیه، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازمان‌دهنده رهبری دانش‌محور سازمان، منابع انسانی دانشی سازمان، بسط و ترویج فرهنگ دانش، راهبری زیرساخت‌های دانشی سازمان، جهت‌گیری توسعه‌ای به فرایندهای دانشی، سازمان‌دهی دانش جدید، اعتقاد به نوآوری در سازمان، ظرفیت‌سازی در سازمان، ارتقا کارایی و بهره‌وری در سازمان و بهبود کیفیت سازمان گردید؛ که 79 کد از کدهای مربوط به مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهره‌وری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس در فرایند دلفی فازی مورد تائید خبرگان قرار گرفت.

مدیریت بازرگانی

توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 381-405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530790.1575

محمد علی عبدالعظیمی، وحید مکی زاده، وحید رضا میرابی

چکیده هدف پژوهش حاضر توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان می‌باشد. پژوهش از نوع اکتشافی و روش آن با توجه به هدف پژوهش، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، شامل گراندد تئوری برای بخش کیفی و استراتژی پیمایشی برای بخش کمّی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌های رمز ارز، متخصصین و خبرگان فعال در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 197 نفر از فعالان و کاربران استارت آپ های رمز ارز که در یک سال گذشته از استارت‌آپ‌های ایرانی می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. در بخش کیفی، 267 کد اولیه در قالب 40 مفهوم غیرتکراری و 10 مقوله فرعی شناسایی شد که شامل شرایط علّی، پدیده محوری، مکانیزم‌ها و راهبردها، بسترها و زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر و پیامدها هستند. در بخش کمی، یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌های آماری از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که روابط بین این مقوله‌ها معنادار بوده و فرضیه‌های پژوهش تأیید شدند. نتایج تحلیل نشان داد که مشارکت مؤثر ذی‌نفعان و شفافیت قوانین از عوامل کلیدی موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران هستند.