مصور سازی و ارزیابی پژوهشهای بین المللی در زمینه سفر مشتری و تحلیل شکافهای تحقیقاتی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 165-188
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.437604.1305
الهه الراجی، شهناز نایب زاده، زهرا دشت لعلی، سید حسن حاتمی نسب، محمدرضا شریفی قزوینی
چکیده پژوهش حاضر سعی دارد با تحلیل و مصورسازی تحقیقات بینالمللی انجام شده در زمینه سفر مشتری، خلأهای پژوهشی و مباحث نوین را شناسایی نماید. این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی است که به روش مرور نظاممند انجام شده و با استفاده از جستجوی عبارت تعریف شده در پایگاه اطلاعاتی Web of sience در عنوان مقالات در بازه زمانی سالهای ۱۹۹۰-۲۰۲۳ تحقیقات منتشر شده، مورد بررسی قرار گرفته است. پس از جستجو، غربالگری و ارزیابی کیفی مطالعات، تحلیل نهایی بر روی ۲۴۱ مقاله انجام و تحلیل عمیق مطالعات نشان داد که بیشترین تحقیقات در حوزه سفر مشتری مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی است. اطلاعات موردنیاز جهت تحقق اهداف تحقیق با استفاده از نرمافزار (VOS viewer) نسخه ۱۱/۶/۱ که نرمافزاری در حوزه علمسنجی است مورد کنکاش قرارگرفتن است نقشهها ترسیم و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از هم رخدادی واژگان پرتکرارترین واژههای در این زمینه را نشان داد همچنین طبق نتایج هم تألیفی، کشورهایی که بیشترین همکاری علمی را داشتهاند مشخص گردید. با بررسی روند انتشار مقالات میتوان دریافت که حوزه سفر مشتری سیر صعودی داشته است. همچنین نقشه هم تألیفی کشورها، نقش ایزوله کشور ایران در بین سایر کشورها را نشان میدهد. در نتیجه توجه به پرکارترین و کمکارترین کشورها، واژهها و محققان از طریق علمسنجی میتواند فرصتها و ضعفهای تحقیقاتی در زمینه فرایند سفر مشتری را آشکار ساخته و افق پیشروی محققین ایرانی را جهت درخشش نتایج تحقیقاتی آنها در سطح بینالمللی روشن نماید.
شناسایی مؤلفههای خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 270-293
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.447256.1335
محسن سبزواری، محمود احمدی شریف، نادر غریب نواز شربیانی، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفههای خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران میباشد. روش پژوهش از نوع بنیادی با هدف اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی را مدیران عضو شورای عالی برندهای پوشاک ایران تشکیل میدهند که 16 نفر بر اساس روش گلولهبرفی انتخاب شدند و در بخش کمی نیز جامعه آماری، کلیه مشتریان مراجعهکننده به مراکز خرید پوشاک ایرانی هستند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، با استفاده از فرمول کوکران، 387 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی بوسیله مصاحبه و در بخش کمی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام و روایی پرسشنامه با روش تأیید اساتید و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید شده است. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و از روش گراند تئوری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و AMOS استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده در این پژوهش، چهار مؤلفه قدرت داخلی برند، آگاهی از برند، تصویر مثبت از برند و ارزش ادراک شده، کلیدیترین مؤلفههای خلق ارزشویژه برند در صنعت پوشاک ایران هستند و مدل بدست آمده از برازش مناسبی برخودار است.
ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 294-317
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501861.1489
اسمعیل رستم زاده گنجی، صادق جایروندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکتهای استان تهران که به روش نمونهگیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمعآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل دادهها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبهها تا اشباع دادهها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان میدهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهیبخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقشها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک میکنند. عوامل زمینهای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخلهگر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان بهعنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته میشوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی میباشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.
ارائه مدلی جهت شناسایی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی و توانمندی بهرهگیری از فرصتهای بازرگانی بینالملل
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 464-486
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.345337.1027
طیبه فتحی بجستانی، محمدرضا حمیدی زاده، منیژه قره چه
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت شناسایی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی و توانمندی بهرهگیری از فرصتهای بازرگانی بینالملل میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از متخصصان حوزه صنعت پتروشیمی کشور می باشد و در بخش کمی شامل 108 نفر از کارشناسان بخش بازرگانی بینالملل صنعت پتروشیمی و با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از روش تحلیل مضمون و کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و بخش کمی از نرم افزار SPSS و Smart PLS انجام شد. در بخش کیفی 90 کد باز و 14 مقوله شناسایی شد. در بخش کمّی جهت بررسی روایی عناصر و مولفه های شناسایی شده الگوی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی در توانمندی بهرهگیری از فرصتهای بازرگانی بینالملل صنعت پتروشیمی از تحلیل تاییدی عاملی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که الگوی نقش سرمایه ارتباطات اجتماعی در توانمندی بهرهگیری از فرصتهای بازرگانی بینالملل صنعت پتروشیمی دارای دو بخش عوامل اصلی و شاخصهای آنها می باشد. این مدل از شاخص هایی تشکیل شده است که هسته و قلب این مدل می باشند. همچنین شاخص GOF برابر 44/0 بدست آمد که نشان از برازش مطلوب مدل است.
شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412779.1164
زهرا خراسانی، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی
چکیده چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی ظرفیتهای سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکتهای مواد غذایی میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی میباشد. این پژوهش از مبنای فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی و فروش فعال در صنعت غذایی میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از نظریه داده بنیاد و در تجزیه و تحلیل از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها و از تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع 164 کد اولیه در قالب 20 مقوله دسته بندی شدهاند. مقدار شاخص کاپا برابر با 743/0 محاسبه شد که در سطح توافق مناسب قرار گرفته است. نتایج دلفی در دو راند انجام شد که در دور دوم هیچ سوالی حدف نشد که این خود نشانهای برای پایان راندهای دلفی است. همچنین اختلاف بین دو مرحله از حد آستانه کم (8/0) کوچکتر گزارش شد. در ادامه برای رتبه بندی نهایی از تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که پیامدها با وزن 0.293 در رتبه اول، راهبردها با وزن 0.268 در رتبه دوم، عوامل زمینهای با وزن 0.249 در رتبه سوم، مداخلهگر با وزن 0.165 در رتبه چهارم، عوامل علّی با وزن 0.154 در رتبه پنجم، مقوله محوری با وزن 0.007 در رتبه ششم قرار گرفت.
تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425049.1239
محمدوسیم ذکا
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونهها به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیر از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Smrat PLS و نیز نرمافزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آمارهای به نام VAF استفاده گردید. یافتههای تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفۀها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.
ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 74-100
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434997.1294
رضا احدی نژاد، وحیدرضا میرابی، اسماعیل حسن پور قروقچی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و نظر ماهیت توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه صادرات و به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 217 نفر از کلیه پرسنل شرکتهای کوچک ومتوسط صادراتی در محدوده استان تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج آماری نشان داد که 78 متغیر (کدباز) اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. 33 مؤلفه اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. مؤلفهها و ابعاد نهایی مدل مؤلفههای اثرگذار نفوذ به بازار بین الملل پس از اعمال آزمونهای آماری (تحلیل عاملی تاییدی) شناسایی شدند. بر اساس مدل پژوهش نفوذ به بازار بین الملل شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 75 شاخص میباشد و در مقایسه با مدل اولیه پژوهش شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 78 شاخص، 3 شاخص در مدل نهایی حذف گردید و بقیه مؤلفهها و ابعاد ضمن برخورداری از بارعاملی مناسب، درمدل نهایی تأیید گردیدند.
نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 137-156
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.494571.1468
عباس بابایی نژاد، سهیلا شمس الدینی
چکیده پژوهش حاضر با هدف نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش کمی میباشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان اداره مالیات استان هرمزگان به تعداد 358 نفر میباشد که از این تعداد 186 نفر به شیوهی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه میباشد که از 79 سوالی تشکیل شده است. روایی پرسشنامه (هوشمندی رفتار کارکنان) برابر با (923/0) و پایایی آن برابر با (746/0) محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافتهها از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتار شهروندی سازمانی»، «رفتارهای کاری مخرب»، «رفتارهای برنامهریزیشده»، «رفتارهای کنش گرای استراتژیک»، «رفتارهای سیاسی»، «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای اخلاقی» و «رفتارهای اجتماعی مطلوب» مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تشکیل میدهند. نتایج ارائهشده نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای سیاسی» و «رفتارهای برنامهریزیشده» به ترتیب با مقادیر 88، 86 و 85 درصد بیشترین بخش مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تبیین میکنند.
ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 157-181
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444903.1319
اکبر پورحسن هرزندی، نادر بهلولی، مجتبی رمصانی، جعفر بیک زاد
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام گرفته است. فقدان الگوی مفهومی نظاممند از توانمندسازی عملکرد کارکنان، یکی از چالشهای مدیران سازمانهای بخش دولتی میباشد که سازمان امور مالیاتی نیز مستثنی از این امر نمیگردد. طرح پژوهش، آمیختهاکتشافی و بهصورت کیفی – کمّی میباشد که مصاحبهشوندگان، شامل 20 نفر از خبرگان سازمان امور مالیاتی بودند که با روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت اصل اشباعنظری، انتخاب شدند که در گام اول پژوهش (مرحله کیفی) و از طریق مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و بر مبنای رویکرد تحلیل مضمون، نسبت به شناسایی مضامین (شامل 738 گزاره، 159 مفهوم پایه، 28 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر) مربوطه اقدام گردید و در گام دوم تحقیق (مرحله کمّی) نیز، به ترتیب بر اساس روش ترکیبی دیمتلفازی - مدلسازی ساختاریتفسیری (ISM- FUZZY DEMATEL)، نمودار علّی - معلولی و الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان در قالب گراف مدلسازی ساختاریتفسیری پژوهش و ماتریس قدرت نفوذ و وابستگی مضامین اصلی تحقیق بر مبنای تحلیل میکمک (MICMAC)، ترسیم گردید و تحلیل نتایج دیمتلفازی نشان داد که عوامل (مداخلهگران توانمندسازی عملکرد کارکنان)، (بسترهای توانمندسازی عملکرد کارکنان) و (طرح جامع مالیاتی)، بهترتیب تأثیرگذارترین عوامل و (عملکرد کارکنان)، (راهبردها) و (توانمندسازی کارکنان)، بهترتیب بهعنوان تأثیرپذیرترین عوامل این پژوهش محسوب میشوند که این نتایج با سطوح اشارهشده در شبکه تعاملات ISM و همچنین خروجی تحلیل نرمافزار میکمک نیز همراستا بود.
مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 471-494
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448050.1341
عطاءاله هرندی، یاسر باقری
چکیده هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارشگری ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیتهای پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 144-167
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399428.1097
پریناز معصومی، وحیدرضا میرابی، جلال حقیقت منفرد، احمد ودادی
چکیده هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری است، بنابراین پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعهای میباشد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام میشود. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان دانشگاهی و بازار در رابطه با صنعت گردشگری میباشد که به صورت هدفمند غیرتصادفی و در نهایت با تعداد 30 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته اشباع نظری رسیده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه گردشگران استان تهران در سال 1401 میباشد که از این میان، نمونهای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل دادهها در روش کیفی با رویکرد دادهبنیاد و نرم افزار MAXQDA 20 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.آل. اس انجام گرفت. بر اساس تحلیل کیفی، مدل پارادایمی تحقیق در شش بعد عوامل علی (گاهی از برند مقصد، تصویر برند مقصد، مدیریت ارتباط با گردشگران، مشارکت گردشگران)، شرایط زمینهای (زیرساختهای گردشگری)، عوامل مداخلهگر (فرهنگ گردشگری میزبان)، راهبردها (برندسازی مبتنی بر نوستالژی)، پدیده محوری (توسعه برند گردشگری) و پیامدها (تصمیم سفر گردشگر) طراحی شد. بر اساس نتایج بدست آمده از اعتبارسنجی مدل در بخش کمی مشخص شد که مدل پیشنهادی این تحقیق از اعتبار مناسبی برخوردار است.
تأثیر بازیوارسازی بر رفتار هم آفرینی برند در کسب و کارهای مبتنی بر اپلیکیشن: بررسی نقش میانجیگری درگیری مصرفکننده و تعدیلگری نوجویی و لذتجویی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 290-314
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426137.1249
ریحانه رضاقلیزاده، زهرا صادقی آرانی، اسماعیل مزروعی نصرآبادی
چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بازیوارسازی بر رفتار هم آفرینی برند مشتری با توجه به نقش میانجیگری درگیری مصرفکننده و نقش تعدیلگری نوجویی و لذتجویی مصرفکننده است. جامعه آماری تحقیق، مشتریان برندهای اسنب و تپسی در شهرستان اصفهان هستند. با توجه به نامعین بودن حجم نمونه و اطلاعات آماری مشتریان، شیوه نمونهگیری در دسترس و حجم نمونه 384 نفری (بر اساس جدول مورگان) انتخاب شد. به علت حجم بالای جامعه هدف و عدم دسترسی به تمام اعضای جامعه، امکان بررسی کامل اعضای جامعه وجود نداشته به همین دلیل از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد و محقق ساخته بهره گرفته شد. تحلیل دادهها با نرمافزار اسمارت پیالاس بیانگر تأثیر مثبت و معنادار بازیوارسازی بر رفتار همآفرینی برند مشتری، نقش میانجیگری متغیرِ درگیری مصرفکننده تأیید شد. همچنین نتایج حاکی از نقش تعدیلگری نوجویی و لذتجویی مصرفکننده بر این رابطه است. بررسیها نشان میدهد اپلیکیشنهای اسنب و تپسی دارای بعضی از اصول بازیوارسازی (شامل مکانیکها و دینامیکهای بازی) هستند. با توجه به اهمیت بازیوارسازی و تأثیر آن بر همآفرینی ارزش برند پیشنهاد میشود در وهله اول تحلیلی بر میزان کاربرد هر یک از اجزاء دینامیکها و مکانیکها در این اپلیکیشنها انجام شود تا نقاط ضعف مشخص شود. همچنین تأیید نقش تعدیلگری ویژگیهای شخصیتی مصرفکننده مانند لذتجویی و نوجویی میتواند به طراحان اپلیکیشنهای درخواست خودرو کمک نمایید تا ضمن طبقهبندی مشتریان بر مبنای این ویژگیهای شخصیتی، اقدام به شخصیسازی و توسعه نرمافزارها با استفاده از عناصر متفاوت بازیوارسازی نماید.
شناسایی عوامل موثر بر استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 337-362
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.463254.1400
سولماز سید غفوری، وحید ناصحی فر، فرید عسکری
چکیده هدف این پژوهش بررسی شناسایی عوامل مؤثر بر استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی که در زمینه مدیریت بازاریابی و کانالهای توزیع صاحب نظر بوده و در این حوزه کتاب یا مقاله داشته باشند و همچنین نظریه پردازان و محققانی که در این زمینه مطالعات تخصصی داشتهاند میباشد. این پژوهش با استفاده از روش علمی متاسنتز (فراترکیب) و با مرور مقالههای منتشر شده، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و براساس 23 مقاله منتخب، تعداد 85 شاخص استخراج گردیدند. در نهایت، 16 مؤلفه ارزیابی و شناسایی شد و در نهایت چارچوب نهایی با اعمال مجموع نظرات خبرگان مولفههای عوامل انسانی، خلق ارزش برای مشتری، توجه به شایستگی مدیران، عوامل داخلی، عوامل خارجی، عوامل مدیریتی، نظر کاوی، بازاریابی دیجیتال، عوامل محیطی، بازاریابی محتوایی، استراتژیهای کسب و کار، شناخت کامل محیط درونی و بیرونی، بازاریابی مستقیم، ویژگیهای بصری، بهینه سازی، عملکرد رقابتی تأیید و شناسایی شد.
طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 363-383
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420488.1220
عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی (مورد مطالعه؛ استان سیستان و بلوچستان) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران و کارشناسان منابع انسانی در سازمانهای دولتی واقع در استان سیستان و بلوچستان میباشند که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 700 نفر میباشد و حجم نمونه با استفاده از قاعدۀ پیشنهادی توسط بنتلر و چو (1987) تعداد 390 نفر و به روش نمونهگیری، به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق، برگرفته از بخش کیفی میباشد. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. نتایج نشان داد که هفت فرضیۀ از مجموع نه فرضیۀ تدوینی طبق مدل پژوهش، در سطح خطای 5% شواهدی مبنی بر رد آنها بدست نیامده است و تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین نتایج میانگین مقادیر اشتراکی و میانگین مقادیر R Squares؛ نشان میدهد که مقدار GOF برابر است با 790/0 که نشان دهنده برازش قوی مدل میباشد.
تحلیل پارادایم فکری و ترسیم نگاشت علمی تحقیقات بینالمللی در حوزه تصویر برند
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 384-410
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434262.1287
مریم نجفی یزدی، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از وضعیت فعالیتهای انجام شده در زمینه تصویر برند و ارائه یک نگاشت علمی بر پایه مقالات بینالمللی موجود در پایگاه اطلاعاتی Web of Science) WOS) انجام شده است. این تحقیق بهعنوان یک مطالعه علمسنجی، با استفاده از شاخصهای علمسنجی و روش تحلیل شبکه صورت گرفته است. محقق با استفاده از نرمافزار VOS Viewer نسخه 1.6.20 به مطالعه نظاممند مقالات پژوهشی منتشر شده بین سالهای 1977 تا 2023 پرداخته است. پس از جستوجو، غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی بر روی 521 مقاله انجام شده است. نتایج نشان داد که بیشترین تحقیقات در سال 2021 با 55 مقاله (۱۳.۸٪) بوده و آمریکا با ۸۰ مقاله (۲۰٪) فعالترین کشور در این زمینه است. تمرکز کلمات کلیدی ابتدا بر تصویر تجاری برند و رفتار مصرفکننده بوده و سپس به نگرش و رفتار خرید مصرفکننده تغییر یافته است. این پژوهش با هدف تحلیل پارادایم فکری و ارائه نگاشت علمی در زمینه تصویر برند، بر پایه مرور نظاممند مقالات و با استفاده از نرمافزار VOS Viewer انجام شده است. تحلیل دادهها نشان داد که بیشترین تحقیقات در این حوزه در سال2021 انجام شده است. همچنین، نویسندگان با بیشترین پژوهشها شناسایی و معرفی شدند و مشخص شد که تصویر برند، قصد خرید و مسئولیت اجتماعی شرکت مهمترین واژگان کلیدی هستند. این عوامل بهعنوان مهمترین عوامل مربوط به بازاریابی و رفتار مصرفکننده شناخته شدند. محققین میتوانند از این ابزارها برای افزایش بازدید مقالات خود استفاده کنند.
طراحی مدل قابلیت های بازار یابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-433
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428317.1260
یونس بنی سعید، قنبر امیرنژاد، مرتضی موسی خانی، لیلی آندرواژ
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید و مدیران استراتژیک شرکت ملی حفاری ایران میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که پس از کدگذاری محوری وگزینشی و ایجاد مقوله های اصلی و فرعی ابعاد شش گانه قابلیت های بازاریابی اثر بخش مبتنی بر ارتباطات یعنی قابلیهای استراتژیک، قابلیتهای عملیاتی، قابلیتهای کاربردی، قابلیتهای داخلی شرکت و قابلیتهای خارجی و ارتباطات به عنوان ابعاد قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات شناسایی شدند.
ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 434-452
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425491.1243
سید حمید میر مطهری، سینا نعمتی زاده، سیدعباس حیدری
چکیده هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه تجزیه و تحلیل دادهها، آمیخته (کیفی-کمّی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل گروهی از خبرگان رستورانهای زنجیره ای (اساتید دانشگاهی، مدیران اجرایی، و مشاوران) است، که با روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری نمونهگیری ادامه یافت (15 مصاحبه). در فاز کمّی، مدیران رستورانهای زنجیره ای به عنوان جامعه در نظر گرفته شده و از میان آنها، 384 نفر بر اساس روش نمونهبرداری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبههای غیرساختار یافته با خبرگان و در فاز کمی، پرسشنامهای محقق ساز مشتمل بر 74 گویه بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها در مرحلة کیفی از نرم افزار Maxqda و در بخش کمیاز نرمافزارهای SPSS و SmartPLS استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده، روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. در این پژوهش، در شرایط علی(محتوای تبلیغات؛ کیفیت تبلیغات محیطی و ویژگیهای تبلیغاتی)؛ عوامل اصلی زمینه ای(شعار تبلیغاتی، عناصر بیلبورد و تحلیل حرکات چشم مشتریان)؛ شرایط مداخلهگر(تبلیغات انلاین، هزینه تبلیغات، تبلیغات از طریق وسایل و ارتباط جمعی)؛ مقولههای محوری (وضعیت تبلیغات محیطی، توسعه تأثیرگذاری تبلیغات و تبلیغات مؤثر بر نیات مشتریان)؛ راهبردها(جاذبههای پیام تبلیغات، ارزیابی فرایند انتخاب تبلیغات محیطی) و سه مقوله مزیت رقابتی، ارزش آفرینی و ارتقای تصمیم گیریهای استراتژیک بازاریابی به عنوان پیامدهای تبلیغات محیطی بر مبنای بکارگیری ردیاب چشم طبقه بندی شده است.
بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 453-473
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.463894.1405
ابوالفضل دانایی
چکیده هدف کلی از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات توصیفی ـ پیمایشی است که بهصورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، مردم شهر مشهد بودند و با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸4 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ۶۱ مادهای بود. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظرات 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در حوزه تبلیغات و رسانه، مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی نیز بر اساس آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، 824/0 به دست آمد. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و SPLS استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) تأثیر مثبت و معناداری بر گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی دارد.
تأثیر کاهش تحریمها و توان مالی شرکتها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیرمستقیم
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.415508.1181
فرشاد عالی داعی، مصطفی هاشمی تیله نوئی، حسین وظیفه دوست
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاهش تحریمها و توان مالی شرکتها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیرمستقیم است. روش تحقیق ازنظر هدف، کاربردی بوده و ازلحاظ روش، توصیفی-پیمایشی-همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران شرکتهای تولیدکننده و صادرکننده پوشاک میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، حجم نمونه به تعداد 344 نفر تعیین شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها، روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart PLS به کار گرفتهشده است. ابزار مورداستفاده برای جمعآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد شده میباشد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کاهش تحریمها تأثیر مستقیم و معناداری با توسعه صادرات پوشاک دارد. همچنین توان مالی شرکتها تأثیر مستقیم و معناداری بر توسعه صادرات پوشاک دارند. صادرات مستقیم، نقش میانجی را بر رابطه بین کاهش تحریمها و توسعه صادرات پوشاک ایفا میکنند، نقش میانجی صادرات غیرمستقیم بر رابطه بین کاهش تحریمها و توسعه صادرات پوشاک نیز مورد تائید قرار گرفت.
ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 27-51
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.431446.1277
ناصر رجبی، وحیدرضا میرابی، خسرو مرادی شهدادی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 19 نفر از خبرگان شامل مدیران، کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری، هتلداران، آژانسهای مسافرتی، تورگردی و بومگردیها به روش نمونهگیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 244 نفر از کارکنان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری منطقه آزاد قشم میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از فرآیند کدگذاری در نرمافزار MAXQDA 2018 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و AMOS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 207 کد مصاحبه، 68 خرده مقوله و 14 مقوله استخراج شد. عوامل علی شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی، پتانسیل جزیره قشم برای گردشگری و عوامل اقتصادی و سیاسی، ویژگیهای زمینهای شامل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت و امکانات بالقوه قشم و ژئوسایتها، شرایط مداخلهگر شامل عدم وجود استراتژی و برنامهریزی درست و مشکلات زیرساختی و همچنین راهبردها و تعاملات شامل هدفگذاری و تعیین استراتژی جهت رسیدن به هدف، آموزش و فرهنگسازی و فراهم نمودن زیرساختهای مناسب برای گردشگری است. نتایج تحلیل کمی، مبین معناداری مدلهای اندازهگیری و معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد میباشد.
ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 73-104
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444655.1318
پرستو بافقی، محمود احمدی شریف، سینا نعمتی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکتهای نوپا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان که متشکل از اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران در صنعت بازاریابی و فروش میباشد که بهروش نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA و برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین متغیرها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که از روش تحلیل مضمون، 5 مضمون فراگیر و 13 مضمون سازمان یافته و 87 کد پایه شناسایی و استخراج شد و سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شدند که نتایج نشان داد، سطح چهارم شامل استراتژی بازاریابی (C04) تاثیرگذاترین میباشد که به عنوان سنگ زیربنایی مدل عمل میکند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح سوم (محتوا و ابزار بازاریابی (C03)، ارزیابی عملکرد بازاریابی (C02) تأثیر میگذارند. سطح اول شامل توسعه کار تیمی (C04) به عنوان تاثیرپذیرترین سطح میباشد. ابعاد سطح دوم (شبکه سازی و روابط عمومی بازاریابی (C01) به عنوان رابط عمل میکنند.
ارائه استراتژیهای نوآور اثربخش در توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی با تاکید برکارآفرینی بینالمللی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 209-228
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454771.1371
علی خباز، جمشید عدالتیان شهریاری، حیدر امیران
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه استراتژیهای نوآور اثربخش در توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی با تاکید برکارآفرینی بینالمللی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 7 نفر از مدیران و مسئولان شرکت صنعتی و بازرگانی صحت و 3 نفر از خبرگان دانشگاهی میباشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق از تحلیلتم که روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای (تمها) موجود درون دادهها است و همچنین نرم افزار MAXQDA، استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده استراتژیهای نوآوری عبارتند از: استراتژیهای نوآور تهاجمی، استراتژیهای نوآور جذب فناوری، استراتژیهای نوآور پیشتاز (پیشگامی)، استراتژیهای نوآور ریسکپذیر که طبق اولویتبندی استراتژیهای نوآور جذب فناوری اولویت اول و استراتژیهای ریسک پذیر اولویت آخر را به خود اختصاص دادند. فرضیههای آزمون که بیانگر تأثیر استراتژیهای نوآور تهاجمی، استراتژیهای نوآور استراتژیهای نوآور پیشتاز (پیشگامی) و استراتژیهای نوآور ریسکپذیر بر توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی میباشد همگی تأیید شدند. به مدیران و مسئولان فعال در حوزه صنعت آرایشی و بهداشتی پیشنهاد میشود با جذب فناوریهای به روز به توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی کمک کنند.
ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری در سازمان تامین اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 253-273
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.429477.1268
حسین برزگر، وحید ثانوی گروسیان، علی حسین زاده
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیر حضوری در سازمان تأمین اجتماعی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و براساس روش، از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مشتریان سازمان تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. متغیر رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری شامل 4 بعد زیرساختها، فرهنگ سازی، اصلاح ساختارها و خلاقیت و نوآوری میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، تناسب مناسبی با دادههای جمعآوری شده دارد. همچنین جهت بهبود شاخصهای برازش مدل، از اصطلاحات پیشنهادی منطبق با ادبیات پژوهش استفاده شده است و در نهایت مدل پژوهش تائید شد.
ارائه مدل قصد خرید و تجربه مشتریان بر رفتار مشتریان در شبکه های مجازی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 274-297
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.413881.1167
کاظم طلوعی، حسین بوداقی خواجه نوبر، حسین قره بیگلو، مجتبی رمضانی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل قصد خرید و تجربه مشتریان بر رفتار مشتریان در شبکههای مجازی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مشتریان فروشگاههای افق کوروش میباشد که در سال 1401 از این فروشگاهها در طول یک ماه (خرداد ماه) خرید کردهاند، میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تصادفی از نوع خوشهای چند مرحلهای میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه الگوی قصد خرید مبتنی بر تجربهی مشتریان در شبکههای مجازی طراحی شده, میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق نرم افزار SPSS و SMART PLS انجام شد. تأثیر ذهن آگاهی و تجربه مشتری (احترام به مشتری، اهمیت زمانی، تحقیق عملیات بانکی، فرهنگ ارزشمندی مشتری، تکنولوژی مدرن، ارائه تسهیلات، کسب لذت، سیستم نوبتدهی، رنگبندی محیط و موقعیت عالی) بر رضایت، وفاداری و اعتماد مشتریان به اثبات رسید. نتایج نشان داد که ابعاد قصد خرید و تجربه مشتریان با تأثیر بر رفتار مشتریان، بر درک بهتر ذهن آگاهی و عوامل تجربی در بین سیستمهای بانکی میتواند باعث افزایش رضایت، وفاداری و همچنین اعتماد در بین مشتریان فروشگاه افق کوروش شود همچنین مدل پژوهش از برازش مناسب برخوردار است.
ارائه الگوی جذابیتهای هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکههای اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 298-319
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446186.1328
موهان محمدی، پیام پاسلاری، سعید مرادپور، صادق مسجودی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی جذابیتهای هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی-کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 200 نفر از دانشجویان پسر و دختر بین 25 تا 35 سال میباشند که به عنوان نمونه انتخاب شدند و در معرض دو نوع محرکِ تبلیغ ویدیویی کوتاه مدت قرار گرفتند. روش نمونه گیری تصادفی میباشد. گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. در این مطالعه با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری مشخص شد بین جذابیت های هیجانی و عقلانی در "جلب توجه" مخاطب به تبلیغات ویدیویی تفاوت معنا داری وجود دارد که بسته به نوع و شدت بار هیجانی یا عقلانی استفاده شده در تولید محتوا، تأثیر متفاوتی در ایجاد "درگیری رفتاری" در مخاطب هدف خود دارند. همچنین تأثیر متغیر جلب توجه بعنوان یک متغیر واسط در ایجاد درگیری رفتاری، شناسایی شد.
