موضوعات = کار آفرینی
کار آفرینی

ارائه مدل باندلینگ در صنایع خدماتی آنلاین بر پایه فناوری های دیجیتال

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.581997.1748

فاطمه رضایی راد، کریم حمدی، حسین وظیفه دوست

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل باندلینگ در صنایع خدماتی آنلاین بر پایه فناوری‌های دیجیتال (مورد مطالعه: بیمه دی) می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ اجرا کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 20 نفر از خبرگان و متخصصان آگاه به موضوع پژوهش و متخصصان در باندلینگ در صنعت بیمه تشکیل می‌دهند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که مدل باندلینگ در صنایع خدماتی آنلاین بر هشت متغیر و بُعد کلیدی استوار است. این ابعاد شامل «ارزش‌آفرینی و منطق راه‌حل‌محور بسته‌ها»، «یکپارچگی تجربه دیجیتال مشتری»، «زیرساخت فناوری و آمادگی داده‌ای»، «آمادگی و چابکی سازمانی»، «طراحی ترکیب خدمات و انتخاب اجزای مکمل»، «همکاری اکوسیستمی و الزامات محیطی»، «پیامدهای رفتاری و تجربه‌ای مشتری» و «نظام سنجش و پایش عملکرد باندلینگ» می‌باشند. استقرار موفق مدل باندلینگ در بیمه دی نیازمند توجه همزمان به توسعه زیرساخت‌های فناوری، داده‌ای و چابکی سازمانی است. با طراحی هوشمندانه ترکیب خدمات مبتنی بر همکاری‌های اکوسیستمی و یکپارچه‌سازی تجربه دیجیتال، می‌توان پیامدهای رفتاری مشتریان را بهبود بخشید و از طریق پایش مستمر، ارزش‌آفرینی پایدار و مزیت رقابتی خلق نمود.

کار آفرینی

ارائه مدل توسعه یافته هوش مصنوعی چندعاملی برای افزایش کارایی بازاریابی خدمات بانکی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578225.1717

نغم خالد عبد الامیر الربیعی، حسین رحیمی کلور، محمد باشکوه اجیرلو، قاسم زارعی

چکیده هدف این پژوهش، طراحی، توسعه، و ارزیابی یک چارچوب هوش مصنوعی چندعاملی (Multi-Agent System - MAS) است که با بهره‌گیری از معماری توزیع‌شده، کارایی فرآیندهای بازاریابی خدمات بانکی را به طور قابل توجهی افزایش دهد. این مطالعه به طور خاص بر داده‌های عملیاتی و چالش‌های تحول دیجیتال در بانک رافدین عراق تمرکز دارد. این مطالعه از روش پژوهش کاربردی-توسعه‌ای و مدل‌سازی سیستم‌های هوشمند استفاده می‌کند. چارچوب پیشنهادی شامل چهار عامل کلیدی مستقل است: عامل تحلیل داده (DAA)، عامل شخصی‌سازی پیشنهاد (PA)، عامل اجرای کمپین (CEA)، و عامل هماهنگ‌کننده (Coordinator Agent). عامل‌ها از طریق الگوریتم‌هایی مانند خوشه‌بندی رفتاری، یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) برای بهینه‌سازی پیشنهاد، و برنامه‌ریزی خطی برای تخصیص بودجه، با یکدیگر تعامل و همکاری می‌کنند. کارایی چارچوب از طریق شبیه‌سازی بر روی داده‌های تاریخی بانک رافدین و با مقایسه معیارهای مالی و عملیاتی (ROMI، نرخ تبدیل، و CAC) با رویکردهای سنتی اندازه‌گیری شد. نتایج حاکی از اثربخشی بالای چارچوب MAS در بهینه‌سازی فرآیندهای بازاریابی بود. این چارچوب توانست: بازگشت سرمایه بازاریابی (ROMI) را به میزان 36.1% افزایش دهد. نرخ تبدیل (Conversion Rate) مشتریان هدف را تا 46.4% بهبود بخشد. هزینه جذب مشتری (CAC) را به میزان 29.1% کاهش دهد، که این امر ناشی از هدف‌گیری دقیق و مدیریت بهینه کانال‌ها است.این بهبودها نتیجه قابلیت سیستم در تصمیم‌گیری دستورالعملی (Prescriptive Decision-Making) و اجرای عملیات به صورت توزیع‌شده و بلادرنگ است.

کار آفرینی

طراحی مدل توسعه ارزش های فرهنگی در نظام بانکی کشور با تمرکز بر بانکداری اسلامی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578892.1725

محمد یمنی، لیلا باقری نظام‌آباد، اسمعیل کاوسی، امیرمحسن مدنی، ویدا گودرزی

چکیده پژوهش حاضر به طراحی و ارائه مدل توسعه ارزش های فرهنگی در نظام بانکی کشور با تمرکز بر بانکداری اسلامی پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش ، تلفیقی از نوع روش های کیفی و کمی می باشد. ابزار گردآوری داده‌ها در مرحله اول پژوهش ، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته از ده نفر از خبرگان مدیریت فرهنگی و علوم بانکی در نظام بانکی کشور بود که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند. برای اعتبارسنجی الگو از دو راهبرد بازبینی خارجی و تکثرگرایی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی توسعه ارزش های فرهنگ ایرانی-اسلامی در نظام بانکی کشور شامل 7 مضمون اصلی (حفظ ارزش های اسلامی ایرانی در نظام بانکی کشور، نهادینه سازی ارزش های فرهنگ اسلامی ایرانی در نظام بانکی کشور،حفظ هویت اسلامی - ایرانی در نظام بانکی کشور،ایجاد و توسعه بانکداری اسلامی ، ویژگی های بانکداری اسلامی،ایجاد و توسعه بانک های الکترونیکی ایرانی-اسلامی ارزیابی عملکرد بانک‌های اسلامی) می باشد. در مرحله دوم پژوهش ، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر از میان حدود 5000 نفر از کارشناسان نظام بانکی در شهر تهران برآورد شده و پس از گردآوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از شاخص های آماری(نظیر فراوانی، درصد و میانگین) و سطح استنباطی تحلیل عاملی تاٌییدی، با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت.

کار آفرینی

طراحی الگو مبتنی بر آمادگی مدیریت زنجیره ارزش در هم آفرینی مشترک برند پایدار

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.597323.1820

علیرضا ترحمی، کریم حمدی، فرزانه حاجی حسنی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو مبتنی بر آمادگی مدیریت زنجیره ارزش در فرایند هم آفرینی مشترک برند پایدار می‎باشد. این پژوهش از لحاط اجرا کیفی و روش مورد استفاده داده بنیاد می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 9 نفر از مدیران کسب و کارهای صادراتی حوزه صنایع غذایی می باشد که به روش نمونه‏گیری هدفمند نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‎ها مصاحبه‎های نیمه ساختاریافته می‎باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کلیدی شامل پدیده محوری توسعه برند پایدار، خلق ارزش پایدار و توسعه تعاملات پایدار می‎باشد. شرایط علی شامل توسعه و تامین منابع، زیرساخت‎های فناورانه، توسعه منابع انسانی پایدار و هماهنگی بخشی فعالیت‎ها شناسایی گردید. شرایط زمینه‎ای نظیر فرهنگ باز، رهبری تحول گرا، ساختار سازمانی منعطف و شبکه‎های توزیع و ارتباطات از دیگر عوامل موثر بودند. شرایط مداخله‎گر شامل ذینفعان، تامین کنندگان، شرایط اجتماعی و سیاسی، چالش ها و موانع و قوانین و استانداردها تاثیرگذار شناخته شدند. راهبردهای توسعه بازاریابی پایدار، توسعه محصولات نوآورانه و ارتقای آموزش و ارزیابی‎ها به عنوان محورهای عملیاتی تبیین شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آمادگی مدیریت زنجیره ارزش نقشی اساسی در تسهیل فرایند هم آفرینی برند پایدار ایفا می‎کند و تحقق این امر مستلزم توجه همزمان به عوامل داخلی و محیطی است. یافته‎ها راهنمایی کاربردی برای مدیران و سیاستگذاران جهت ارتقای پایداری برند و افزایش رقابت پذیری در بازارهای بین المللی ارائه می دهد.

کار آفرینی

ارائه عوامل پذیرش هوش مصنوعی از منظر کارکنان در راستای تحقق توسعه پایدار: رویکرد داده بنیاد

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.536996.1598

سارا دودانگه، ریحانه لورشابولی، سحر ملا زینلی

چکیده هدف این پژوهش بررسی مؤلفه‌های مؤثر بر نگرش و رفتار کارکنان نسبت به پذیرش هوش مصنوعی در راستای تحقق توسعه پایدار است. جامعه آماری شامل کارکنان و خبرگان سازمانی بود که تجربه مواجهه با سیستم‌های هوش مصنوعی را داشتند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد و ۱۵ نفر از متخصصان منابع انسانی، مدیران فناوری اطلاعات، اساتید دانشگاه و کارکنان منتخب، با رعایت اصل اشباع نظری، در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته مشارکت کردند. داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد و ۶ مقوله اصلی شامل عوامل علی، عوامل زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، پدیده مرکزی، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. یافته‌ها با نرم افزار maxqda نشان داد که انگیزه‌های فردی نظیر تمایل به یادگیری، نیاز به رشد و خودکارآمدی، به همراه آمادگی روانی و شناختی کارکنان، نقش محوری در پذیرش یا مقاومت در برابر فناوری هوش مصنوعی دارند. همچنین، فرهنگ سازمانی، زیرساخت‌های فناوری و سبک رهبری به‌عنوان عوامل زمینه‌ای و سیاست‌های کلان، فشارهای رقابتی و فشار اجتماعی به‌عنوان عوامل مداخله‌گر، در شکل‌گیری راهبردهای پذیرش مؤثر هستند. اجرای موفق هوش مصنوعی، موجب افزایش بهره‌وری، بهبود رضایت شغلی و تقویت مؤلفه‌های توسعه پایدار در سازمان‌ها می‌شود. یافته‌های این پژوهش الگویی مفهومی برای درک و مدیریت بهتر پذیرش فناوری‌های نوین از منظر روان‌شناختی و سازمانی ارائه کرده و می‌تواند راهنمایی کاربردی برای سیاست‌گذاران، مدیران منابع انسانی و طراحان سیستم‌های هوشمند باشد.

کار آفرینی

ارائه الگویی بومی برای خلق ارزش‌های عمومی سازمان ، با تأکید ویژه بر اولویت‌ها و خواسته‌های تفکیکی ذینفعان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.590849.1792

مجتبی مشعرپور ماسوله، حمیدرضا رضایی کلیدبری، مهدی فدایی اشکیکی

چکیده این پژوهش با هدف ارائه الگویی بومی برای خلق ارزش‌های عمومی در سازمان ، با تأکید بر اولویت‌ها و خواسته‌های ذینفعان، انجام شد. پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد بنیاد شهید، به روش نمونه‌گیری هدفمند، گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون بر اساس الگوی آتریده-استیرلینگ و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. برای اعتباربخشی یافته‌ها از بازبینی همتایان، بازبینی مشارکت‌کنندگان و توافق بین‌کدگذاران استفاده شد.تحلیل داده‌ها به استخراج ۴۰ کد باز منجر شد که در قالب ۵ مضمون فراگیر برای ارزش‌های عمومی و ۶ مضمون فراگیر برای خواسته‌های ذینفعان دسته‌بندی شدند. یافته‌ها نشان داد ذینفعان، ارزش‌های عمومی را در سلسله‌مراتبی شامل کرامت انسانی، عدالت رویه‌ای، پاسخگویی نهادی، کارآمدی خدمات و انسجام اجتماعی اولویت‌بندی می‌کنند. همچنین، خواسته‌های آنان از روابط مبتنی بر کرامت متقابل تا توسعه فرهنگی را در بر می‌گیرد و بر اهمیت تعاملات انسانی فراتر از حمایت مادی تأکید دارد.در بافتار ایثارگری، ارزش عمومی ماهیتی هویتی و وجودی دارد و در تعامل میان کرامت‌محوری، شایستگی‌های انسانی و پاسخگویی شفاف شکل می‌گیرد. شکاف میان وعده قانونی و عملکرد اجرایی، مهم‌ترین عامل تضعیف اعتماد اجتماعی و مشروعیت خدمات است. الگوی پیشنهادی بر بازطراحی نظام‌های گزینش، آموزش همدلانه و توانمندسازی کارکنان به‌عنوان محورهای اصلی خلق پایدار ارزش عمومی تأکید دارد.

کار آفرینی

شناسایی ابعاد و پیشران‌های ارزش‌آفرین در مدل‌های تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.588935.1777

زهره استکی اورکانی، تحفه قبادی لموکی، کامبیز حمیدی، بهروز بیات

چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و پیشران‌های ارزش‌آفرین در مدل‌های تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی در صنعت نفت ایران می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی و با راهبرد اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران، کارشناسان و متخصصان آشنا با حوزه‌های اقتصاد دورانی، مدل‌های تجاری پایدار و صنعت نفت ایران می باشد و نمونه‎گیری به صورت هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 105 مضمون پایه، 21 مضمون سازمان‌دهنده و 7 مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شامل ارزش‌آفرینی اقتصادی، ارزش‌آفرینی زیست‌محیطی، ارزش‌آفرینی اجتماعی و سازمانی، مدل تجاری پایدار، پیشران‌های اقتصاد دورانی، چالش‌های پیاده‌سازی و الزامات گذار به ارزش‌آفرینی پایدار هستند. یافته‌ها نشان می‌دهد که افزایش بهره‌وری منابع، کاهش هزینه‌های چرخه عمر، بازیافت و استفاده مجدد از مواد، توسعه خدمات چرخه‌ای، نوآوری در مدل‌های کسب‌وکار، توسعه همکاری‌های بین‌سازمانی و بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال از مهم‌ترین عوامل ایجاد ارزش پایدار در صنعت نفت محسوب می‌شوند. در مقابل، محدودیت‌های زیرساختی، چالش‌های فرهنگی، هزینه‌های اولیه بالا و نبود سیاست‌های حمایتی از جمله موانع اصلی اجرای اقتصاد دورانی در این صنعت هستند. بر اساس نتایج پژوهش، حرکت به سوی مدل‌های تجاری پایدار مبتنی بر اقتصاد دورانی می‌تواند از طریق افزایش بهره‌وری منابع، کاهش اثرات زیست‌محیطی و تقویت مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها، زمینه ارتقای پایداری و رقابت‌پذیری صنعت نفت ایران را فراهم سازد.

کار آفرینی

طراحی مدل توسعه همگرایی بین صنعت ورزش و بازاریابی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.564253.1680

فرزاد موسی زاده، مینا مستحفظیان، علیرضا زمانی نوکاآبادی

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل توسعه همگرایی بین صنعت ورزش و بازاریابی می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر اجرا، کیفی و با استفاده از رویکرد نظام‌مند نظریه داده‌بنیاد (اشتراوس و کوربین) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از خبرگان حوزه‌های مدیریت و اقتصاد ورزش، بازاریابی، رسانه و تجارت ورزشی می‎باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند و فرایند انتخاب افراد تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته می‎باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. تحلیل داده‌ها به شناسایی ۱۹۲ مفهوم و ۴۴ مقوله فرعی انجامید. این مقوله‌ها در قالب مدل پارادایمی شامل پدیده محوری (تغییر ماهیت صنعت ورزش به‌سوی منطق بازار، ارزش‌آفرینی مشترک و بازتعریف نقش ذی‌نفعان، تجربه‌محوری و چندبعدی‌شدن اکوسیستم ورزش)، شرایط علّی (تحولات فناورانه و هوشمندسازی ورزش، تحول در محیط رسانه‌ای و ارتباطی ورزش)، شرایط زمینه‌ای (بستر اجتماعی و فرهنگی مصرف ورزش، زیرساخت‌های حقوقی و مقرراتی)، شرایط مداخله‌گر (مداخلات سیاسی و محدودیت‌های حاکمیتی، محدودیت‌های بین‌المللی و برون‌مرزی)، راهبردها (هوشمندسازی خدمات و زیرساخت‌های دیجیتال، مدیریت ارتباط با مشتری و شخصی‌سازی تعاملات) و پیامدها (پایداری و بلوغ اقتصاد ورزش، ارتقای ارزش ویژه و توسعه برند ورزشی) دسته‌بندی و تبیین شدند. نتایج حاکی از آن است که همگرایی صنعت ورزش و بازاریابی، فرایندی پویا، چندبعدی و نظام‌مند است که می‌تواند زمینه‌ساز تحولات اقتصادی، مدیریتی، برندسازی و اجتماعی در این صنعت شود.

کار آفرینی

طراحی مدل راهبردی کسب و کار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزش آفرینی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503472.1496

مارشا زربازو، لیلا آندرواژ، بیتا تبریزیان

چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل راهبردی کسب‌وکار الکترونیک براساس پیامدهای اثربخشی در راستای ارزش‌آفرینی می‌باشد. این پژوهش ازنظر هدف بنیادی، ازنظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و به لحاظ روش، مبتنی بر رویکرد کیفی نظریه‏پردازی داده‌بنیاد است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه و نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران کسب‌وکارهای الکترونیک بود. روش نمونه‌گیری انتخاب شده در این پژوهش نظری بود که از مصاحبه‌های عمیق با خبرگان تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. در فرایند تحلیل، کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و محتوای گزارش‌های مرتبط و مصاحبه‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شد و 81 کد باز (مفهوم) و 16 مقوله فرعی به‌دست آمد. نتایج حاصل از تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها نشان داد که شرایط علی، 3 مقوله فرعی؛ برنامه‌ریزی و ارزیابی، نیازسنجی بازار و تجربه خرید آنلاین مشتریان، شرایط زمینه‌ای، 3 مقوله فرعی؛ الزامات فنی، بلوغ الکترونیکی و زیرساخت‌های تجارت الکترونیک، شرایط مداخله‌گر، 3 مقوله فرعی ویژگی‌های خاص هر کسب‌وکار، سیاست‌گذاری‌های دولت و تسهیل‌کننده‌ها، شرایط محوری، 3 مقوله فرعی؛ ویژگی‌های توزیع کالاها و خدمات، ویژگی‌های مبادله کالاها و خدمات و ویژگی‌های ارتباط بین خریدار و فروشنده، راهبردها، 2 مقوله فرعی؛ راهبردهای اقتصادی کسب‌وکار و راهبرد بازاریابی و فروش و مقوله اصلی پیامدها،2 مقوله فرعی؛ پیامدهای اثربخشی برای کسب‌وکار و پیامدهای اثربخشی برای مشتریان را در بر‌گرفت.

کار آفرینی

طراحی الگوی بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 181-203

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.497542.1477

عبدالرضا محرر، ابوالفضل مقدم، هما درودی، نبی اله محمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بازاریابی کارآفرینانه جهت توسعه صنعت گردشگری انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بوده و بر مبنای روش گراندد تئوری است. جامعه آماری، مدیران ارشد و کارشناسان در حوزه بازاریابی، کارآفرینی و گردشگری (با بیش از 10 سال سابقه) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، تعداد 12 نفر تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و در مصاحبه فردی عمیق نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفتند. برای کدگذاری داده‌ها از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد 18 مقوله اصلی در شش طبقه گراندد تئوری شناسایی شد. این تحقیق به بررسی عوامل مؤثر بر توسعه صنعت گردشگری سلامت از طریق طراحی الگوی بازاریابی کارآفرینانه پرداخته است. در این راستا، عوامل علی همچون تخصص پزشکان، مهارت‌های ارتباطی کارکنان، و خدمات درمانی نوآورانه به‌عنوان مولفه‌های کلیدی شناسایی شده‌اند. در زمینه عوامل زمینه‌ای، مواردی چون شرایط اقتصادی، زیرساخت‌های فیزیکی و خدماتی، و حمایت‌های دولتی تأثیر زیادی بر بهبود بازار گردشگری سلامت دارند. عوامل مداخله‌گر نیز شامل تفاوت‌های فرهنگی، رقابت با مقاصد مشابه، و پیشرفت‌های فناوری در حوزه پزشکی هستند که بر موفقیت استراتژی‌های بازاریابی تأثیر می‌گذارند. در نهایت، پیامدهای این پژوهش شامل افزایش درآمد گردشگری سلامت، بهبود کیفیت خدمات بهداشتی، و ارتقاء تعاملات بین‌المللی هستند که همگی به رشد و پایداری این صنعت کمک می‌کنند. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان نقشه راهی برای مدیران و سیاست‌گذاران در صنعت گردشگری جهت توسعه بازاریابی کارآفرینانه و بهبود رقابت‌پذیری این صنعت مورد استفاده قرار گیرد.

کار آفرینی

طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانش‌بنیان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 337-358

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.389052.1057

مهدی جزینی زاده، مهدی محمد باقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه

چکیده هدف این تحقیق بررسی طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانش‌بنیان می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کمی و از نوع توصیفی-همبستگی می‌باشد. جامعه‌آماری شامل کارکنان و مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان شهر کرمان در سال 1403 به تعداد 1740 نفر می‌باشد که از میان آن‌ها 560 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق‌ساخته می‌باشد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌های کمّی از مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در شرکت‌های دانش‌بنیان از برازش قابل قبولی برخوردار می‌باشد. مزیت رقابتی و نوآوری بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان تأثیر مستقیم دارند. مؤلفه‌های مزیت رقابتی (تخصص و دانش فنّی، برندینگ، کیفیت خدمات، استانداردهای بالا، پاسخگویی، چابکی سازمانی، پشتیبانی و خدمات پس از فروش، مدیریت زنجیره تأمین، و کارایی برتر) بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان تأثیر معنادار دارند؛ به‌طوری که مؤلفه‌های مزیت رقابتی به‌صورت همزمان 358/0 از واریانس ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان را تبیین می‌کنند.

کار آفرینی

تحلیل الگوهای رفتاری مصرف کنندگان نسل Z در گردشگری کشور عراق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 404-428

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580074.1738

مصطفى محمدکاظم المساعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوهای رفتاری مصرف‌کنندگان نسل Z در گردشگری کشور عراق می‌باشد. این پژوهش از لحاظ اجرا بصورت کیفی با رویکرد تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل 20 نفر از نخبگان و متخصصان حوزه گردشگری که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 2020 MAXQDA استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که هشت مضمون شناسایی شد که عبارت‌اند از: ۱. انگیزشی روانشناختی، ۲. دیجیتال و رسانه‌ای، ۳. اقتصادی و ارزش ادراک شده، ۴. تصمیم گیری و انتخاب مقصد، 5. تجربه سفر و مصرف در مقصد، 6. اجتماعی فرهنگی، 7. امنیت، ریسک و اعتماد، 8. پیامدهای رفتاری. همچنین نتایج نشان داد که نسل Z به‌عنوان گردشگرانی فعال، دیجیتالی‌محور و خواستار شخصی‌سازی، الگوهای سنتی تقاضا را دگرگون کرده‌اند. آن‌ها به دنبال تجربیات اصیل و تعامل با فرهنگ محلی هستند، اما این تجربیات باید قابلیت ثبت و اشتراک‌گذاری در فضای مجازی را داشته باشند. همچنین، این نسل ضمن حساسیت به هزینه‌ها، برای تجربیات منحصربه‌فرد و باکیفیت حاضر به پرداخت هزینه بیشتر است. این پژوهش بر ضرورت تحول در سیاست‌گذاری‌ها و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و خدمات گردشگری متناسب با نیازهای این نسل تأکید دارد.

کار آفرینی

ارزش آفرینی از طریق انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در ایران؛ رویکرد آمیخته

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 17-40

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.523228.1558

شیرین صابری کهن، احمدرضا کسرایی، طهمورث سهرابی

چکیده این پژوهش با هدف رفع چالش دانشگاه‌ها در تجاری‌سازی تکنولوژی و تقویت همکاری بین دانشگاه و صنعت، مدلی جامع برای انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت ارائه می‌دهد. روش پژوهش، روش آمیخته بوده که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی است. جامعه ی آماری در بخش کیفی، مقالات حوزه ی انتقال تکنولوژی و تجاری سازی دانشگاهی منتشر شده در دو پایگاه داده اسکوپوس و وب‌آوساینس از سال 2013 تا 2023 و ابزار جمع آوری اطلاعات، مرور نظام مند مطالعات پیشین، انتخاب مقالات، بر اساس معیارهای روش پریزما و روش تحلیل داده‌ها روش فراترکیب بوده است. در بخش کمی، برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق‌ساخته و منابع کتابخانه‌ای معتبر استفاده شده و جامعه‌ی آماری آن، دانشگاه‌های دولتی ایران در سال 1403 و روش نمونه گیری، هدفمند بوده است. برای تحلیل و ارزیابی نتایج از دو نرم‌افزار SPSS و Smart PLS استفاده شده است. در بخش کیفی، ابتدا عوامل محیطی مؤثر در انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در 5 مقوله اصلی «ویژگی‌ ‌عرضه‌کننده تکنولوژی»، «ویژگی گیرنده تکنولوژی»، «ویژگی تکنولوژی»، «ویژگی‌ منطقه» و «قوانین و مقررات» دسته‌بندی شدند. سپس، رابطه‌ی آنها بر یکدیگر و بر روش‌های انتقال تکنولوژی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل محیطی شناسایی شده، «قوانین و مقررات» بر تمام روش‌های انتقال تکنولوژی به‌غیر از «روش‌های انتقال مبتنی بر نوآوری باز» تأثیر دارد. همچنین، «ویژگی تکنولوژی» با «روش‌های انتقال تکنولوژی مبتنی بر فروش» تأثیر مستقیم، و ویژگی «عرضه کننده تکنولوژی» با «روش‌های انتقال تکنولوژی مبتنی مشاوره» رابطه دارد. اما، «ویژگی گیرنده تکنولوژی» و «ویژگی منطقه»، به طور مستقیم رابطه‌ای با روش‌های انتقال تکنولوژی ندارند.

کار آفرینی

نگاشتی از هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 175-206

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.511945.1534

بیتا حاتمی، مازیار حسینی، رضا رادفر، احمد اصلی زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه‌ی ساختار هم‌آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی با رویکردهای تحلیل علم‌سنجی، و مرور ادبیات سیستماتیک است. اقتصاد اشتراکی، فعال‌ساز ارزش غیرفعال دارایی‌ها، با سیستمی از هم‌آفرینی ارزش برای همه است. در بر سازه‌ی هم‌آفرینی ارزش، مبتنی بر بنیان کثرت‌گرایانه، ماهیت بنیادی ارزش‌آفرینی، خلق مشترک است. هم‌آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، رخداد تعاملی ارزش‌آفرینی زنجیره‌ی متعاملین در ارائه‌ی محصول/خدمات است. موفقیت اقتصاد اشتراکی، بایسته‌ی درک ژرف و بسیط ساختار این ارزش‌آفرینی پیشرو، و مستلزم تلفیقی از پیوند بینش‌ها در ارکان و مؤلفه‌ها است. مع‌الوصف، علی‌رغم تنوع قابل توجه ادبیات؛ نامجموعی، و عدم انسجام تحقیقات موجود، چالش پیش روی پیشروی ترویج، توسعه، و ارتقای این حوزه است. لذا با هدف ارائه‌ی روزآمد دیدگاهی یکپارچه و فراگیر، منجر به ادراک جامع از مجموعه‌ی دانش هم‌آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، ضمن تحلیل علم‌سنجی (نرم‌افزار (VOSviewer، یک مرور سیستماتیک، با 125 مقاله‌ی پژوهشی سنوات 2017 تا 2024، نمایه شده در پایگاه‌های داده Scopus، و Web of Science، هم‌گذار ادبیات در تقاطع هم‌آفرینی ارزش و اقتصاد اشتراکی سامان یافت. نتیجه‌ی اجمال آمیزه‌ی طیف وسیعی از دیدگاه‌ها و مضامین مورد بررسی، ارائه‌ی نگاشتی موضوعی از چارچوب مفهومی ساختار هم‌آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی است.

کار آفرینی

طراحی مدل ارزش‌آفرینی هواداری ورزش در فضای متاورس با استفاده از رویکرد تفسیری ساختاری فازی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 438-463

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.564516.1681

هدایت کیا لاشکی، داود کیا کجوری، عظیم صلاحی کجور

چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل ارزش‌آفرینی هواداری در فضای متاورس برای باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران با استفاده از رویکرد تفسیری ساختاری فازی انجام شد. روش پژوهش آمیخته اکتشافی در دو مرحله متوالی بود. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه عمیق با هجده نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران باشگاه‌ها و متخصصان فناوری، مؤلفه‌های ارزش‌آفرینی شناسایی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری فازی و نظرات پانزده نفر از خبرگان، روابط علّی و سطح‌بندی مؤلفه‌ها تحلیل شد. محاسبات فازی و فازی‌زدایی با نرم‌افزار Excel 2019، تحلیل MICMAC و رسم نمودارها با MATLAB 2021، انجام شد. یافته‌ها منجر به شناسایی شش بعد اصلی شامل ارزش تجربه‌ای، اجتماعی، اقتصادی، سرگرمی، اطلاعاتی و مشارکتی در قالب بیست و چهار مؤلفه فرعی شد. مدل ساختاری تفسیری فازی نشان داد که دارایی‌های دیجیتال و توکن‌های غیرقابل تعویض، بازی‌های تعاملی و دسترسی به داده‌های لحظه‌ای به‌عنوان متغیرهای مستقل با بالاترین قدرت نفوذ، نقش محرک اصلی را ایفا می‌کنند. تحلیل میک مک سه دسته متغیرهای مستقل، پیوندی و وابسته را شناسایی کرد که نشان‌دهنده ساختار سلسله‌مراتبی پیچیده ارزش‌آفرینی است. این مطالعه با ارائه نقشه راهی عملیاتی، به گسترش دانش نظری در حوزه بازاریابی ورزشی دیجیتال کمک می‌کند و راهنمای استراتژیک برای مدیران باشگاه‌های ورزشی ایرانی جهت بهره‌برداری از فرصت‌های متاورس فراهم می‌آورد.

کار آفرینی

تحلیل علم سنجی مطالعات انجام شده در حوزه ارزش آفرینی کسب و کار خودروهای برقی بر اساس مطالعات نمایه شده در WOS

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453581.1365

سید عباس کاراوند، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی

چکیده هدف تحقیق تجزیه و تحلیل ساختار فکری و ترسیم نقشه علمی مطالعات موجود در زمینه خودروهای برقی، تولیدات علمی در دسترس این حوزه از علم می باشد. رویکرد تحقیق علم‌سنجی بوده که مهم ترین نویسندگان و خوشه های موضوعی با استفاده از فنون هم‌نویسندگی و هم-رخدادی واژگان شناسایی شده است و نهایتاً منجر به ترسیم نقشه علمی در این حوزه گردیده است. 14235 سند علمی نمایه شده در پایگاه WOS طی سال‌های 1955 تا 2023 به عنوان جامعه آماری این پژوهش با اتکا به آمار توصیفی و نرم‌افزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند. روند صعودی انتشار مقالات طی 68 سال اخیر یکی از یافته های حاصل از این پژوهش بوده است (بیشترین تعداد مقالات در سال 2021 (2258) متنشر گردیده است). با بررسی‌های انجام شده تحول واژه‌‌های کلیدی از توجه مهندسی و مدیریت عملیات و تولید به حوزه حمل و نقل پاک به سوی حرکت کشورها یه سمت بهینه سازی بااستفاده از علوم رایانه‌ای در جهت توسعه پایدار با تدوین و پیاده‌سازی استراتژی‌های موثر توسط دولت‌ها مشاهده گردید. از این چارچوب می توان برای فهم بهتر و به کارگیری مؤثرتر مدل توسعه خودروهای برقی با ارزش آفرینی هر چه بیشتر در توسعه پایدار حمل ونقل برقی بهره برد.

کار آفرینی

مدل مفهومی نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی در شرکت های خانوادگی: مورد مطالعه شرکت های خانوادگی صنعت نشر

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 64-94

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.460682.1389

مریم وجدی، جهانگیر یدالهی فارسی، کمال سخدری، مهران رضوانی

چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، هم‌آفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.

کار آفرینی

شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 138-161

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.480082.1434

هاجر فرهمند، محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، ایمان رئیسی وانانی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌و نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و داده‌های تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحب‌نظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حمل‌ونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به صورت هدفمند می‌باشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری داده‌ها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرم‌افزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل داده‌ها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده‌، سیستم‌های اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بی‌وقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسب‌وکار، امنیت داده‌ها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوری‌های نوین، به‌عنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل‌ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.

کار آفرینی

ارائه مدل حمایتی حقوق از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 299-322

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.538021.1603

فاطمه بازوکار، پرویز باقری

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حمایتی فقه اسلامی ازکارآفرینی اجتماعی و اقتصادی انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با اساتید رشته‌های فقه، حقوق اسلامی و کارآفرینی و مشاوران حقوقی به تعداد 14 نفر و همچنین مرور پژوهش‌های مرتبط، یافته‌ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه‌ها و پژوهش‌ها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda  ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 6 جنبه، 26 مؤلفه و 76 کد استخراج گردید. مدیران و کارآفرینان باید اقدام به اتخاذ و پیاده سازی اصول و راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای مثبت دست یابند. این پژوهش، مدل حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی در قالب 26 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای راهکارهای حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه نشده است، این پژوهش می‌تواند در راستای چالش‌های نوظهور، توسعه اقتصادی پایدار، تقویت مسئولیت اجتماعی، انطباق با تغییرات جهانی و توسعه بازارهای جدید و فرصت‌های تجاری سودمند باشد.

کار آفرینی

بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 361-379

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528285.1565

ابوالقاسم عربیون، دانیال امیری جامی، افشین مقدسی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارآفرینان شرکت‌ های دانش‌بنیان اصفهان به تعداد 150 نفر، که 93 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان نمونه با روش تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. براین اساس، تلفیق تفکر طراحی و طراحی فناورانه به‌ طور معناداری بر حمایت از اکوسیستم‌های کارآفرینی تاثیر دارند. این یافته‌ها بر اهمیت این دو رویکرد در ایجاد و توسعه اکوسیستم‌های کارآفرینی تاکید می‌کنند.

کار آفرینی

ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 404-433

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.526505.1562

محمدجواد مشیری، علیرضا مقدسی

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر اجرا کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد می‎باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 12 نفر از خبرگان و کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که سابقه فعالیت کارآفرینانه در این حوزه‌ها را دارند و از نمونه‌گیری به روش نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفه‌های سه سطح کسب‌وکار، ملی و بین‌المللی است. مؤلفه‌های سطح کسب‌وکار و ملی به عنوان زمینه‌ساز و تسهیل‌کننده مؤلفه‌های بین‌المللی عمل می‌کنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بین‌المللی را تقویت می‌کند. همچنین رشد اقتصاد داخلی برای نفوذ در بازارهای بین‌المللی و شکل‌گیری بنگاه‌های بین‌المللی ضروری است.

کار آفرینی

طراحی مدل تجاری‌سازی کالاهای دانش‌بنیان در صنعت داروسازی کشور

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444932.1320

حجت کریمی، داریوش جمشیدی، احمد عسکری

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجاری‌سازی کالاهای دانش‌بنیان در صنعت داروسازی کشور می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع تحقیق‌های اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان و نمونه‌گیری به روش غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلوله‌برفی) و در بخش کمی شامل 151 نفر کارکنان شرکت های دانش بنیان انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که شکل‌گیری مفهوم شاخص‌های تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور شامل 67 مفهوم در قالب 9مفهوم عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تأثیرگذاری بین مولفه‌ها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجه گیری اصلاحات تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور ، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود تجاری سازی و اصلاحات مربوطه، می‌توان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار و بهبود شایستگی‌های اجتماعی دست یافت.

کار آفرینی

شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 65-97

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451730.1353

فاطمه کریمی جعفری، مریم دانشور، زهرا عباس زاده سورمی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفه‌ها، جزء پژوهش‌های کیفی و براساس جمع‌آوری داده‌ها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفه‌های پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحله‌ای ساندلوسکی و باروسو جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. به‌منظور شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهش‌های انجام شده مربوط به این عوامل در 4 پایگاه‌ علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سال‌های 2010 تا 2023 با هدف تعیین اسناد معتبر و مرتبط با سوال پژوهش و با کلیدواژگان منتخب، پرداختند. در بررسی‌های اولیه، تعداد 162 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربال‌گری و اعتبارسنجی و بهره‌گیری از ابزار CASP در نهایت 20 مقاله مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص‌ها از ضریب کاپا در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0/80 است که نشان‌دهنده پایایی مناسب شاخص‌های این پژوهش می‌باشد. در مجموع 4 عامل اصلی پیدایش اقتصاد گیگ شامل؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری و 21 عامل فرعی شناسایی شده است.

کار آفرینی

ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه با نگاه ویژه به افراد دارای معلولیت های جسمی و حرکتی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 282-305

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493175.1465

ایوب پژوهان، مصیب محمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش 14 نفر از خبرگان دانشگاهی، صاحب نظران بهزیستی و معلولان با توانمندی های کارآفرینی در استان کرمانشاه می باشد. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از روش داده بنیاد و کدگذاری و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی شده با 21 شاخص که شامل شرایط علّی (شبکه‌سازی و نوآوری، حمایت مالی و قانونی، تسهیلات و زیرساخت‌های مناسب، آموزش و مهارت‌آموزی)، شرایط زمینه ای (تغییرات اقتصادی، آگاهی و پذیرش، سیاست‌ها و قوانین دولتی، اقتصادی-اجتماعی)، شرایط مداخله گر (عوامل محیطی و طبیعی، نهادهای مدنی، عوامل فردی و روان‌شناختی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی) مقوله محوری (توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی)، راهبردها (برنامه‌های ارزیابی، طراحی برای بازارهای خاص، توسعه مهارت‌های نرم، ترویج مدل‌ های تعاونی و ایجاد پلتفرم‌های خاص)، پیامدها (افزایش استقلال اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و تحولات اقتصادی) تبیین کنندۀ عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی بودند. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندسازی مهارت‌های کارآفرینانه معلولین می‌تواند از طریق برنامه‌های آموزشی هدفمند و فراگیر انجام شود که این امر منجر به ارتقاء مهارت‌های فنی و مدیریتی، تقویت مهارت‌های نرم و بهبود کارآفرینی در معلولین می گردد.

کار آفرینی

بررسی وضعیت‌های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 354-380

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.527823.1564

محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی

چکیده هدف این تحقیق بررسی وضعیت‌های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرف‌کنندگان مواد غذایی در فودکورت‌های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایران‌مال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم‌افزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگی‌های خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوش‌طعم) و هیجانات منفی با ویژگی‌های خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگی‌های خلقی می‌توانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینه‌ای نظیر تجربه‌های گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیه‌ای در بستر هیجانی، می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیط‌های عمومی فراهم سازد. از مهم‌ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامه‌های تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعمل‌های تغذیه‌ای برای فضاهای تجاری مانند مال‌هاست.