تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی استان مازندران بر شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528525.1567
سید مهدی خاک زادیان
چکیده این پژوهش با هدف تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی مؤثر بر شکلگیری و توسعه کارآفرینی هیبریدی در استان مازندران و با تمرکز بر پیوند دو حوزه گردشگری و کشاورزی انجام شده است. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از روش کلایزی انتخاب گردید تا از طریق فهم عمیق تجارب زیسته کارآفرینان هیبریدی منطقه، ابعاد و مؤلفههای فرهنگی و بومی تأثیرگذار بر مسیر کارآفرینی شناسایی شود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و با نمونهگیری هدفمند و قضاوتی از میان ۲۵ نفر از کارآفرینان بومی گردشگری-کشاورزی گردآوری و تا اشباع دادهها ادامه یافت. تحلیل دادهها در هفت مرحله با تأکید بر استخراج مفاهیم بنیادین و خوشههای معنایی انجام شد. یافتههای پژوهش در سه مقوله اصلی (متغیرهای محیطی و محلی، متغیرهای مربوط به کارآفرینی هیبریدی، عوامل تسهیلگر) تبیین گردید. نتایج نشان میدهد که تلفیق ویژگیهای فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه و نیز نقش شبکههای محلی و ساختار حمایتی، بستر مناسبی برای شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی در مازندران فراهم میآورد. بدینترتیب، تقویت زیرساختهای حمایتی، توجه به آموزش و انتقال تجربه، و بهرهگیری از سرمایه فرهنگی بومی بهعنوان راهکارهای کاربردی پیشنهاد میگردد.
مدلسازی پیشرانهای تجاریسازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپهای هایتک
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 95-118
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.459850.1387
راحله جلال نیا، ارکیده حامدی
چکیده مطالعه حاضر با هدف مدلسازی پیشرانهای تجاریسازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپهای هایتک انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش پژوهش کاربردی-توسعهای است و براساس نحوه گردآوری دادهها نیز یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب میشود. در راستای نیل به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید دانشگاهی) و خبرگان تجربی (مدیران استارتاپهای هایتک) است. برای نمونهگیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از 17 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید. جامعه آماری بخش کمی شامل کارشناسان بخش فنی استارتاپهای هایتک است. حجم نمونه با فرمول کوکران 132 نفر برآورد گردید و نمونهگیری با روش خوشهای-تصادفی انجام شد. برای شناسایی مقولههای مدل از تحلیل کیفی مضمون استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. تجزیهوتحلیل دادهها در فاز کیفی با نرمافزار Maxqda20 و در فاز کمی با نرمافزار Smart PLS انجام شد. براساس روش تحلیل مضمون مبتنی بر روش شش مرحلهای اترید-استرلینگ (2001)، در مرحله کدگذاری باز 201 کد شناسایی و از طریق کدگذاری محوری به 11 مضمون اصلی و 71 مضمون فرعی حاصل شد. نتایج نشان داد عوامل محیطی، شبکهسازی، عوامل فنی، عوامل مدیریتی، عوامل مشتری، عوامل دیجیتال، عوامل راهبردی، فرصتهای فناورانه، دانش کارآفرینانه، هوشیاری کارآفرینانه، ویژگیهای کارآفرینانه میباشند که بر تجاریسازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپهای هایتک تاثیر میگذارند. عوامل فنی، محیطی و شبکهسازی بیشترین نقش را در تجاریسازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی ایفا میکنند.
طراحی مدل همآفرینی استراتژیک با استفاده از رسانههای اجتماعی در کسبوکارهای کوچک و متوسط صنعتی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 339-369
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454077.1366
محمودرضا شاهسوندی، حمیدرضا سعیدنیا، احمد راه چمنی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل همآفرینی استراتژیک با استفاده از رسانههای اجتماعی در کسبوکارهای کوچک و متوسط صنعتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 8 نفر از خبرگان حیطه بازاریابی دیجیتال در بخش B2B می باشد که به روش نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش پدیده محوری اثرپذیر از 60 شاخص یا عامل علی بوده و 11 شاخص یا عامل زمینهای درکنار 18 عامل مداخلهگر قادربه اثرگذاری بر راهبردهای همآفرینی استراتژیک در محیط رسانههای اجتماعی میباشند. به علاوه نتایج منتج به شناسایی 14 راهبرد متنوع در این زمینه گردید که این راهبردها میتوانند سهیم در دستیابی به 36 پیامد متنوع بکارگیری استراتژیک رسانه اجتماعی در اقدامات هم-آفرینی کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی باشند. پدیده همآفرینی استراتژیک در محیط رسانههای اجتماعی و مشتریان صنعتی وابسته به مجموعه عوامل و اتخاذ مجموعه راهبردهایی است که در میان این عوامل مجموعه ادراکات مشتریان به عنوان پرتکرارترین عامل علی و برونسپاری اقدامات مدیریت ارتباط با مشتریان به عنوان مهمترین راهبردها نشان از اهمیت و جایگاه این دو مسئله در حیطه افزایش اثربخشی پدیده محوری پژوهش دارد.
طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 370-390
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448851.1342
مهدی رشاد کوچصفهانی، رحمت علی صابری حقایق، علیرضا فرخ بخت فومنى
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان (مطالعه موردی شهر کلاچای) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران ارشد شهر کلاچای، می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار20 MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان از تاثیرگذاری هفت بُعد: عوامل علی شامل ارتقاء خدمات گردشگری (ویژگی های منحصر به فرد، تنوع فرهنگی و هنری، حفاظت از محیط زیست، خدمات گردشگری با کیفیت، مشارکت جوامع محلی) عوامل محوری شامل توسعه اقتصادی محلی و حفظ منابع طبیعی (ترویج گردشگری پایدار، توسعه فرهنگی هنر محلی، ایجاد تجربه ماندگار برای گردشگران)، عوامل مداخله گر شامل توسعه پایدار صنعت گردشگری و حفظ محیط زیست (دولت محلی و ملی، صنعت گردشگری، جوامع محلی، محیط زیست و سازمان های مرتبط)، عوامل زمینه ای شامل مقصد گردشگری (طبیعت زیبا و جاذبه های گردشگری، فرهنگ محلی آداب رسوم، توسعه پایدار و محیط زیستی)، عوامل پیامدی شامل مقصد گردشگری (افزایش تعداد گردشگران، توسعه اقتصادی محلی، حفظ منابع طبیعی زیست، ارتقاء شهر به عنوان مقصد گردشگر) بدست آمده است.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 182-199
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.475815.1425
نعمت رستمی مازویی، زهرا مشایخ
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه میباشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرمافزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیهها استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنیداری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمیسازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (67/ 8 t=). رسمیسازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (25/ 7 t=). بهطورکلی میتوان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورتبندی مناسب مولفههای ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوریهای حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه مییابد.
اولویتبندی فناوریهای چند کاناله در ایجاد خلق ارزش مشترک
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 200-221
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.456287.1376
مرتضی ملکی مین باش رزگاه، عظیم اله زارعی، الهام السادات کیا
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های چند کاناله ای است که در ایجاد ارزش مشترک نقش دارند در این تحقیق از نرم افزار MICMAC که یک نرم افزار به روش کیفی است بهره گرفته شده است. لذا جامعه آماری این پژوهش 15 نفر از خبرگان و مدیران اجرایی حوزهی فروش و بازاریابی با سابقه بالاتر از 10 سال فعالیت اجرایی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر میباشد، که به فناوریهای شناسایی شده از 0 تا 3 در ماتریس میک مک امتیاز دادند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که فناوریهای وب سایتها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانههای اجتماعی به ترتیب رتبههای 1 تا 4 با تاثیرگذاری مستقیم بر خلق ارزش مشترک به خود اختصاص داده، و سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و بلاکچین رتبههای آخر را کسب کردهاند؛ همچنین در بخش تأثیرپذیری یا وابستگی مشخص گردید که فناوریهای موبایل، مرکز تلفن، وبسایتها رتبه 1 تا 3 را کسب کردند و سیستم اتوماسیون رتبه آخر را کسب کرده است. بنابراین، نقش فناوریهای بازاریابی چند کاناله در خلق ارزش مشترک برای شرکتهایی که هدفشان ارتقای تجارب مشتری، هدایت معاملات و در نهایت دستیابی به موفقیت تجاری بوده، از طریق اولویتدهی فناوریهای وب سایتها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانههای اجتماعی ضروری است.
ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453278.1360
فاطمه دوزنده ضیابری، حامد فلاح تفتی، میرمحمد اسعدی، مهدی باصولی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از مدیران، صاحب نظران و اساتید دانشگاهی حوزه گردشگری میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پرسشنامه کیفی و مصاحبه باز با اعضای نمونه، بعد از یادداشت برداری و انتقال به سیستم، با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شد و خروجی و مدل نهایی گزارش گردید. نتایج نشان داد که کارآفرینی گردشگری سنتی از رویکرد سرمایهداری پیروی میکند، به شدت سود محور است و جنبههای اجتماعی انجام کسبوکار را نادیده میگیرد که ممکن است به نوبه خود آسیبهای بیشتری را برای جوامع در حال حاضر محروم ایجاد کند. کارآفرینی اجتماعی در گردشگری، که در اینجا به عنوان کارآفرینی اجتماعی گردشگری نامیده میشود، به عنوان یک رویکرد بازارمحور برای پرداختن به مشکلات اجتماعی مختلف از طریق کارآفرینی گردشگری قرار دارد.
فراترکیب پیشرانهای مدل کسبوکار چرخشی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 120-143
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408968.1152
عطیه خدایی، مهدی حسین پور، محمد جواد جمشیدی، یوسف محمدی فر
چکیده پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف ارائه ی تصویری جامع از مولفه ها و مفاهیم پیشران های مدل کسب و کار چرخشی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش، کیفی با رویکرد فراترکیب است. بر این اساس، پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی، در محدوده ی زمانی 1395 تا 1402 برای پژوهش های داخلی و 2010 تا 2023 برای پژوهش های خارجی، تعداد 97 مطالعه مرتبط ارزیابی و در نهایت، پس از بررسی 42 مقاله انتخاب گردید. با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، یافته های 42 پژوهش پیشین مرتبط با اهداف پژوهش، بررسی، تجمیع، ترکیب و تفسیر شد. با استفاده از روش کدگذاری تعداد 27 کد، 8 مفهوم و 3 مؤلفه شناسایی و اعتبار هریک، از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید و الگوی پیشران های مدل کسب وکار چرخشی ارائه و ترسیم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که طیف وسیعی از پیشران ها را می توان برای گذار مدلهای کسب وکار خطی و سنتی به سمت مدل های کسبوکار چرخشی به کار برد و با در نظر گرفتن و فهم دقیق این پیشرانها می توان موجب تقویت آنها و نهایتاً تسهیل پیاده سازی مدل های کسب وکار چرخشی موفق شد. در پایان، هم راستا با نتایج پژوهش، پیشنهاداتی کاربردی که می تواند راهنمایی بینشی ارزشمند به افراد و مدیران کسب وکار و سیاستگذارانی که درصدد بهبود کارآفرینی چرخشی و افزایش رفتار کارآفرینانه جامعه هستند و در سطوح عملیاتی توسط بازیگرانی که کارآفرینی چرخشی همراهی می کنند، ارائه گردید.
طراحی و اعتبار سنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکت های هواپیمایی ایران
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 214-237
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.430208.1270
مجید آهنگ، ناصر آزاد، عبدالله نعامی، علیرضا روستا
چکیده هدف این تحقیق طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکتهای هواپیمایی ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته (کیفی – کمی) و فلسفه این پژوهش اثبات گرایی- تفسیری با رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از متخصصین بازاریابی شرکتهای هواپیمایی و اساتید دانشگاهی با گرایشهای مرتبط با موضوع پژوهش هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل 520 نفر از متخصصین بازرگانی و بازاریابی شرکتهای هواپیمایی هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 221 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد کوربین و اشتراوس (۲۰۱۵) و با استفاده از نرم افزار MAXQDA (2020) و بخش کمی نیز از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. مدل پژوهش بر اساس شناسایی ۱۰۱۵ کد باز، ارتباط دهی کدها به ۲۱۵ مفهوم و ۳۱ مقوله اصلی (در ۱۲ طبقه) استخراج گردید. نتایج پژوهش، علاوه بر ارائه مدل جامع و جدیدی جهت بازاریابی استراتژیک برای شرکتهای هواپیمایی ایران با رویکرد ارزش گرایی نشان داد که شرکتهای هواپیمایی ایران بمنظور داشتن یک بازاریابی پویا و موفق و دستیابی به اهداف سودآوری، رضایت مشتری و توسعه اقتصادی جامعه باید استراتژیهای بازاریابی رشد و توسعه را اتخاذ کنند.
طراحی الگوی کارآفرینی در شبکه بانکی با رویکرد فناوری دیجیتال
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 162-182
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.449196.1344
افشین نوبخت، مجید نصیری، پرویز سعیدی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی کارآفرینی در شبکه بانکی با رویکرد فناوری دیجیتال میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 384 نفر از کارشناسان در زمینه فناوری اطلاعات و کارآفرینی در صنعت بانکی و روش نمونه گیری تصادفی ساده میباشد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار AMOS و مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. نتایج نشان داد که زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها با ابعاد زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها با ابعاد، توسعه فناوریهای مالی، ایجاد مدلهای کسبوکار الکترونیک، توسعه تسهیلات کارآفرینی الکترونیک، مدیریت زیرساختهای تجارت الکترونیک، توسعه ارز دیجیتال و بلاکچین، جذب ایدههای کارآفرینی دیجیتال و توسعه بانکداری الکترونیک منجر نقش کلیدی در ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارند. همچنین توسعه کارآفرینی بانکی با ابعاد توسعه کارآفرینی سازمانی، توسعه کارآفرینی تجاری، توسعه کارآفرینی الکترونیکی و توسعه مدلهای کارآفرینی دیجیتال منجر به تسریع ایجاد ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی میگردد. نتایج نشان داد. زمینههای ایجاد و گسترش کارآفرینی دیجیتال توسط بانکها تأثیر مثبت و معناداری بر ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارد. توسعه کارآفرینی بانکی تأثیر مثبت و معناداری بر ایجاد شبکه کارآفرینی دیجیتال بانکی دارد.
ارائه الگوی توسعه ای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 183-208
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.432150.1278
حمزه حسانی خبر، پیام پاسلاری، مهدی باقری، سعید مراد پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی توسعهای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و مدیران و متخصصان رشته بازاریابی میباشد و از روش نمونهگیری حداکثر تنوع استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده از روش داده بنیاد و کدگذاری استفاده گردید. در کدگذاری باز محقق به 146 مفهوم دستیافت که با طبقهبندی آنها 31 مقوله به دست آمد. تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی میتواند تأثیرات قابل توجهی بر رفتار و نگرش مصرفکنندگان داشته باشد. این تأثیرات شامل تغییرات در رفتار مصرفکنندگان، تشدید رقابت، شکلگیری ارزشها و باورها، تأثیر بر تصمیمگیری، تغییر در رفتار اجتماعی، تأثیر در اعتماد به برند، تغییر در نگرش برند و تأثیر در شبکههای اجتماعی میباشد. با این حال، این تأثیرات به موارد مختلفی از قبیل تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، تغییرات اقتصادی، تغییرات قانونی و سیاسی، تغییرات در رقابت و تغییرات در محتوا و فرمت تبلیغات وابسته هستند. در نتیجه، برای افزایش اثربخشی تبلیغات اقناعی در شبکههای اجتماعی، توصیه میشود که توجه ویژهای به این عوامل داده شود.
مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 366-388
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434943.1293
علی امیری، سیدعباس حیدری، وحید رضا میرابی
چکیده هدف این پژوهش مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی-کمی و از نظر ماهیت پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 25 نفر از مدیران و صاحبنظران در صنعت پتروشیمی میباشد و نمونهگیری به صورت قضاوتی در دسترس انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از تکنیک دلفی برای شناسایی مؤلفهها استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار MATLAB استفاده گردید. در تحلیل کتابخانهای 16 مؤلفه اصلی شناسایی و وارد تکنیک دلفی شده و در نهایت همگی تائید شدند. این شانزده معیار عبارتاند عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی، عوامل قانونی، عوامل مالی، عوامل فردی، عوامل مدیریتی، منابع اطلاعاتی، اجرا، بازنگری، تحلیل بازخورد، عوامل ارزیابنده عملکرد، مفاهیم ریسک، شناسایی انواع مسائل زیستمحیطی، شناسایی انواع مسائل بهداشتی، یادگیری مباحث ایمنی و ارزشافزوده زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی با رویکرد توسعه پایدار. بر اساس تکنیک ساختاری تفسیری این مؤلفهها سطحبندی شدند. و در 7 سطح یک مدل را تشکیل دادند. مدل پیشنهادی، با توجه به بهینهسازی فرآیندها، کاهش هدررفتهها، ارتقاء کیفیت محصولات و کاهش هزینهها، منجر به بهبود عملکرد اقتصادی و تجاری شرکتها میشود. با توجه به تنوع مسائلی ازجمله ایمنی، بهداشت، محیطزیست و استانداردهای اجتماعی، این مدل ارزشافزوده زنجیره تأمین به تحقق پایداری و استمرار پذیری کمک میکند.
ارائه مدل دیپلماسی اقتصادی نوین ایران با رویکرد صادراتی برای کشورهای همسایه با تأکید بر ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی و رسانهای
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 431-454
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.452786.1359
سخاوت خیرخواه، سید علی طباطبائی پناه، علیرضا سلطانی، حمید رضا شیرزاد
چکیده هدف این تحقیق آسیب شناسی روند صادرات ایران به هر یک از کشورهای همسایه و ارائه مدل مناسب دیپلماسیاقتصادی نوین ایران جهت بکارگیری در ارتقاء جایگاه تجاری ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، «کاربردی» و از نظر روش «توصیفی- همبستگی» و «علی- ارتباطی» است و در تحلیل نتایج از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه این پژوهش، تجار فعال در کشورهای همسایه، تولیدکنندگان، صادرکنندگان، مدیران درجه عالی، فعالین خبره فرهنگی و رسانهای میباشد که با توجه به تحلیل رگرسیون چند متغیری و تعداد متغیرهای مشاهده پذیر، 195 نفر به عنوان نمونه بخش کمی انتخاب شدند. ابزار گردآوری، پرسشنامه ساخته محقق میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و برای طراحی مدل نهایی از نرمافزار AMOS استفاده گردید. یافتههای پژوهش بر مبنای نظریه نهادگرایی نئولیبرال و نتایج به دست آمده بارعاملی متغیرهای «تبادل فرهنگی با مولفههای دیپلماسی فرهنگی» و «ارتباطات صلح گرا با مولفههای دیپلماسی رسانهای» و «سیاست خارجی اقتصاد محور با مولفههای دیپلماسی اقتصادی» با اطمینان قابل قبولی در ارتقاء جایگاه ایران در منطقه و تقویت مناسبات تجاری و اقتصادی ایران تأثیر دارد و شاخصهای برازش مدل مقادیر قابل قبولی را نشان داد.
طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی (مورد مطالعه: وزارت آموزش و پرورش)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406920.1136
فاطمه بیناباجی، حمید رضایی فر، محمد محمدی، منیره صالح نیا
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی در وزارت آموزش و پرورش می باشد. روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و مشارکت کنندگان مدیران تصمیم گیرنده و سیاستگذار در حوزه ی اشتغال مجدد بازنشستگان و برخی از معلمانی هستند که در دوران بازنشستگی جهت اشتغال مجدد اقدام نموده اند. روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی به تعداد 12 نفر است که شامل بازنشستگان شاغل و صاحبنظران حوزه ی آموزش و پرورش می باشند که تحقیق با افراد مدنظر به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل دادهها، از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ی 22 می باشد. یافته های تحقیق دربرگیرنده 8 بعد شامل عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، محیطی، اقتصادی، سیاسی، عملکرد فردی، عملکرد نظام آموزش و 23 مولفه در قالب شرایط علی، محوری، استراتژی ها، پیامدها، مداخله گرها و زمینه ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که شرایطی همانند عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی باعث می شود که اشتغال مجدد کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شکل گیرد. عوامل مذکور باعث می شود که راهبردهایی چون استراتژی معیشت محور و استراتژی کارآفرینی به عنوان راهبردهای اشتغال مجدد تعریف گردد. این استراتژی ها قطعا پیامدهایی دارد که از جمله می توان بهبود عملکرد فردی و بهبود عملکرد نظام آموزش و پرورش را نام برد. زمینه این استراتژی ها یعنی عوامل سیاسی و اقتصادی بایستی فراهم گردد. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون عوامل محیطی چشم پوشی کرد.
طراحی مدل علی عوامل موثر بر زنجیره تأمین لارس
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 42-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407735.1143
مجتبی خالصی، مژده ربانی، حسن دهقان دهنوی، ابوالفضل صادقیان، محمد تقی هنری
چکیده هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل علی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین لارس (ناب، چابک، تابآور و پایدار) میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی - توسعهای است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون ادبیات تحقیق هر یک از پارادایمهای زنجیره تأمین مورد بررسی قرار گرفت و سپس، با استفاده از آن ابعاد زنجیره تأمین پایدار، زنجیره تأمین تابآور، زنجیره تأمین چابک، زنجیره تأمین ناب و 16 شاخص مختلف آنها نیز مشخص شد. برای تعیین میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری هر یک از شاخصها از روش دیمتل استفاده شد که به این منظور پرسشنامه دیمتل توسط اساتید و خبرگان این حوزه تکمیل شد و در نهایت در دستگاه مختصات دکارتی روابط بین شاخصها مشخص گردید. نتایج این مرحله نشان داد که به ترتیب عوامل اقتصادی، چابکی، بهبود مستمر و انعطافپذیری بیشترین تأثیرگذاری و از طرفی، مدیریت تأمینکنندگان بیشترین تأثیرپذیری را در بین شاخصهای زنجیره تأمین لارس دارند. در نهایت برای ارائه مدل مفهومی مناسب زنجیره تأمین لارس، با استفاده از روش معادلات ساختاری صحت روابط مدل ارائه شده توسط 20 نفر از خبرگان این حوزه مورد ارزیابی کمی قرار گرفت. در این قسمت روایی، پایایی و ارزیابی عملکرد کلی مدل مفهومی از طریق شاخصهای مختلف ارزیابی و تأیید شد. باتوجهبه بارهای عاملی مدل مفهومی ارائه شده میتوان نتیجه گرفت که شاخصهای این معیارهای نیز در طراحی زنجیره تأمین لارس نقش بسزایی ایفا میتواند و پیشنهاد میشود که در هر یک از معیارها در راستای دستیابی به اهداف بهدرستی و مناسب مدیریت و برنامهریزی شوند.
طراحی الگوی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتلهای پارسیان
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 323-346
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408907.1151
بهنام رحیمی، مجید جهانگیرفرد، فرشاد حاج علیان
چکیده هدف اصلی تحقیق حاضر نهادینهسازی فرهنگسازمانی مبتنی بر همافزایی است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی -کمی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (هلدینگ سیاحتی- گروه هتلهای پارسیان) بود که حجم نمونه 165 تعیین و روش نمونهگیری نیز تصادفی بود. ابزار پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن با روایی صوری و پایایی نیز با آزمون آلفای کرونباخ برسی و 88/0 شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از روش معادلات ساختاری با نرمافزار PLS Smart استفاده شد. یافتهها نشان داد که تمام عوامل تشکیلدهنده الگوی نهادینهسازی فرهنگسازمانی مبتنی بر همافزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتلهای پارسیان (تیم سازی، انسجام، ساختار، نوآوری، پشتیبانی، انگیزش، مشارکت و عملکرد) در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار هستند و در نتیجه برازش کلی مدل GOF برابر 65/0 شد که نشان از مطلوبیت الگو دارد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که الگوی پیشنهادی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی و هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل پارسیان میتواند مورد توجه مدیریت آن قرار گیرد.
عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 390-411
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442646.1313
علیرضا وزیری، کیهان آزادی، مجتبی ملکی چوبری
چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 303 نفر اعم از کارشناس مالی، مدیر اجرایی، حسابرس یا بازرس قانونی، مدیرعامل یا عضو هیات مدیره و اعضای هیات علمی دانشگاه و سایر میباشد و از طریق روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار SPSS وPLS استفاده گردید. نتایج نشان داد استراتژیهای مورد استفاده در مذاکرات حسابرس و صاحبکار میتواند بر چرخش یا ابقا حسابرس اثر داشته باشد. همچنین، اثر ادغام موسسههای حسابرسی بر روابط بین حسابرس و صاحبکار مثبت بوده است و البته انحصار بازار حسابرسی میتواند بر کیفیت رابطه بین مؤسسه حسابرسی و صاحبکار اثر داشته باشد. بهعبارتی، انحصار بازار حسابرسی بهوسیلهی مؤسسههای بزرگ، میتواند تهدید جدی برای سایر مؤسسهها باشد. همچنین مقدار GOF برابر با 200/0 بدست آمد که، نشان از برازش مناسب و متوسط را در مدل دارد.
تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 412-437
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441437.1311
بهرام رمضانی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، اکتشافی - تبیینی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از مدیران و معاونین سیستم نظام مالیاتی، کارشناسان و مشاور و به روش نمونهگیری، غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلولهبرفی) میباشد و در بخش کمی شامل 265 نفر از تعداد افراد شاغل در اداره امور مالیاتی استان تهران و با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تحلیل دادههای کیفی از روش داده بنیاد و با نرمافزار MAXQDA و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که شکلگیری مفهوم شاخصهای ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی شامل 69 مولفه در قالب 43 مقوله و 17 مقوله عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که تأثیرگذاری بین مولفهها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجهگیری اصلاحات نظام مالیاتی با تمرکز بر ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود نظام مالیاتی و اصلاحات مربوطه، میتوان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار، کاهش فقر و بهبود شایستگیهای اجتماعی دست یافت.
ارائه مدل توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 231-249
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417943.1203
جلال عبدی، رضا یوسفی سعیدآبادی، مریم تقوایی یزدی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه مدل توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و کارشناسان در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی به تعداد 951 نفر میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 274 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. متغیر توسعه ی کارآفرینی شامل 4 بعد نوآوری، ریسک پذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی و متغیر توسعه ی کارآفرینی شامل 3 بعد انسان مداری، محیط مداری، بی اعتنایی عمومی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که بین مولفهها و ابعاد توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی اثر مثبت و معنی داری وجود دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار میباشد.
طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 392-414
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.443937.1321
علی فراهانی، یونس وکیل الرعایا، فریده حق شناس کاشانی، علی فائض
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه کارآفرینیمی باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار 18 MAXQDA برای کدگذاریها استفاده گردید. در مرحلۀ کدگذاری باز، 305 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری بر اساس یافتههای پژوهش، مفهوم فرصتهای کارآفرینانه بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب هفت دسته رویدادهای خلاف انتظار، تغییرات مبتنی بر صنعت و ساختار بازار، کمبود مبتنی بر روشها، وضعیت متناقض، تغییر مبتنی بر ارزشها و شناخت، دانش جدید و ویژگیهای جمعیتی جای گرفتند و چهار مقوله اصلی شامل راهبردهای سازمانی، راهبردهای مربوط به بازار، راهبردهای تجاری و مدیریت مؤثر عملکرد انتخاب شدند. عوامل مداخلهگر در دو دسته تقویتکننده و تضعیفکننده شناسایی شدند. سرمایه، عوامل شرکتی، یادگیری اجتماعی، جمعآوری و مطالعه اطلاعات، ویژگیهای فردی و عوامل اجتماعی بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز فرصتهای کارآفرینانه تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در دو دسته مالی و مشهود و غیرمالی و نامشهود تعیین شدند.
مدلی برای سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنایع غذایی حلال
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 177-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.421955.1228
عسکر عسگرپور، محمد حسن چراغعلی، ندا فرحبخش
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدلی برای سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنایع غذایی حلال میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته (کیفی – کمی) اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان علمی و خبرگان اجرایی صنایع غذایی حلال بودند که با روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل 250 نفر از کارشناسان صنایع غذایی استان تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 152 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبهها از طریق بازآزمون تأیید شد. و روایی محتوایی پرسشنامه بخش کمی نیز توسط خبرگان تأیید شد. جهت تحلیل دادههای بخش کیفی از روش تحلیلتم (مضمون) و بخش کمی نیز از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل سنجش و ارزشگذاری دانش فنی در صنعت غذایی شامل چهار بعد اصلی شامل: عوامل مربوط به شرکت/ سازمان، عوامل مربوط به محیط برونسازمانی، عوامل مربوط به ماهیت فناوری و عوامل مربوط به بازار فناوری و 15 مؤلفه با 72 شاخص میباشد. نتایج پژوهش در بخش کمی نیز موید معنیداری ارتباط بین ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدل نهایی تحقیق میباشد.
شناسایی منافع و مخارج مالی زنجیره تامین پایدار در شرایط عدم قطعیت در شرکتهای تولیدی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 41-64
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402968.1120
حسینعلی سمیعی، احمد مهرابیان، مجید اشرفی، علی خامکی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی منافع و مخارج مالی زنجیره تامین پایدار در شرایط عدم قطعیت در شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل پنج پایگاه داده به زبان انگلیسی شامل اسکوپوس، امرالد، ساینس دایرکت، اسپرینگر و پروکوئست و دو پایگاه داده به زبان فارسی شامل پایگاه نشریات کشور و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی میباشد. روش تحلیل بصورت تحلیل محتوا می باشد. تعداد 30 مقاله و 210 کد و 24 مفهوم از مقالات انتخاب شده استخراج شد که شامل قابلیت فرآیند مدیریت فرآیند سفارش، قابلیت فرآیند مدیریت ارتباط با مشتری، قابلیت فرآیند مدیریت تقاضا، ظرفیت و قابلیت فرآیند مدیریت منابع، زمان عرضه به بازار، اعتبار خریدار، پلتفرمهای الکترونیکی، هماهنگی و همکاری در زنجیره تامین برای بهبود عملکرد خدمات، همگام سازی تصمیمات مربوط به مالی، اشتراک اطلاعات نوآورانه مرتبط با مالی، قابلیت فرآیند مدیریت ارتباط با تامین کننده، قابلیت فرآیند مدیریت عملکرد خدمات، تعامل بین بخشی شرکتهای زنجیره تامین, تامین مالی موجودی، نوآوری محصول، فاکتورینگ معکوس، همسویی انگیزشی جریان نقدی، سرمایه در گردش زنجیره تامین، اعتبار بانکی برای تامین مالی زنجیره تامین، یکپارچهسازی تامینکننده، مدیریت بازیافت، ریسک اختلال زنجیره تامین، مدیریت حمل و نقل زنجیره تامین، تغییرات در برآوردها و مبنای آنها بهعنوان منابع و مخارج زنجیره تأمین پایدار در شرایط عدم قطعیت می باشد.
