نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.461925.1394
رامین حسینی، مصطفی هاشمی تیله نوئی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمعآوری دادهها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکتهای توزیعکننده نهادههای دامی در کشور (۳۰۰ نفر) میباشد، روش نمونهگیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصلشده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژیهای مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیلشده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد که استراتژیهای مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر میگذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژیهای مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
بررسی تأثیر کنشگری بازار بر عملکرد کسب و کار با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 26-48
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426361.1250
سید مرتضی غیور باغبانی، ملیحه صادقی
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کنشگری فعال بازار بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک دانش در میان تولیدکنندگان صنایعدستی در کشور عراق میباشد. این پژوهش با هدف کاربردی و بهروش توصیفی- پیمایشی انجام شدهاست. جامعه آماری این تحقیق شامل 300 نفر از مدیران مشاغل محلی یا صنایعدستی در کشور عراق بودند که برای نمونه گیری از روش غیر احتمال در دسترس استفاده گردید و 169 نفر بر اساس جدول مورگان مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه استفاده گردید که روایی صوری، محتوایی آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، تحلیل تاییدی روایی همگرا و واگرا انجام شد. برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید که پایایی خوب ابزار را نشان داد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار آماری PLS3 Smart استفاده شد و نتایج نشان از تأیید تمامی فرضیهها داشت و بیان گردید که کنشگری فعال بازار بر عملکرد کسبوکار تأثیر گذار است و همچنین کنشگری فعال با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراکگذاری دانش بر عملکرد نیز تأیید گردید. و تأثیرگذاری نقش میانجی کنشگری بازار و نوآوری محصول بر عملکرد کسبوکار نیز مورد تأیید قرار گرفت.
مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 471-494
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448050.1341
عطاءاله هرندی، یاسر باقری
چکیده هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارشگری ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیتهای پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 27-51
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.431446.1277
ناصر رجبی، وحیدرضا میرابی، خسرو مرادی شهدادی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی اکوتوریسم و توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر ارزآوری و توسعه اقتصادی جزیره قشم میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 19 نفر از خبرگان شامل مدیران، کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری، هتلداران، آژانسهای مسافرتی، تورگردی و بومگردیها به روش نمونهگیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 244 نفر از کارکنان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری منطقه آزاد قشم میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از فرآیند کدگذاری در نرمافزار MAXQDA 2018 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و AMOS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 207 کد مصاحبه، 68 خرده مقوله و 14 مقوله استخراج شد. عوامل علی شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی، پتانسیل جزیره قشم برای گردشگری و عوامل اقتصادی و سیاسی، ویژگیهای زمینهای شامل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت و امکانات بالقوه قشم و ژئوسایتها، شرایط مداخلهگر شامل عدم وجود استراتژی و برنامهریزی درست و مشکلات زیرساختی و همچنین راهبردها و تعاملات شامل هدفگذاری و تعیین استراتژی جهت رسیدن به هدف، آموزش و فرهنگسازی و فراهم نمودن زیرساختهای مناسب برای گردشگری است. نتایج تحلیل کمی، مبین معناداری مدلهای اندازهگیری و معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد میباشد.
ارائه استراتژیهای نوآور اثربخش در توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی با تاکید برکارآفرینی بینالمللی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 209-228
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454771.1371
علی خباز، جمشید عدالتیان شهریاری، حیدر امیران
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه استراتژیهای نوآور اثربخش در توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی با تاکید برکارآفرینی بینالمللی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 7 نفر از مدیران و مسئولان شرکت صنعتی و بازرگانی صحت و 3 نفر از خبرگان دانشگاهی میباشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق از تحلیلتم که روشی برای تعیین، تحلیل و بیان الگوهای (تمها) موجود درون دادهها است و همچنین نرم افزار MAXQDA، استفاده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده استراتژیهای نوآوری عبارتند از: استراتژیهای نوآور تهاجمی، استراتژیهای نوآور جذب فناوری، استراتژیهای نوآور پیشتاز (پیشگامی)، استراتژیهای نوآور ریسکپذیر که طبق اولویتبندی استراتژیهای نوآور جذب فناوری اولویت اول و استراتژیهای ریسک پذیر اولویت آخر را به خود اختصاص دادند. فرضیههای آزمون که بیانگر تأثیر استراتژیهای نوآور تهاجمی، استراتژیهای نوآور استراتژیهای نوآور پیشتاز (پیشگامی) و استراتژیهای نوآور ریسکپذیر بر توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی میباشد همگی تأیید شدند. به مدیران و مسئولان فعال در حوزه صنعت آرایشی و بهداشتی پیشنهاد میشود با جذب فناوریهای به روز به توسعه صنعت آرایشی و بهداشتی کمک کنند.
ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالشها و استراتژیهای موجود
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 192-214
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.419093.1211
سیدمانی صدرایی، فریده حق شناس کاشانی، مهدی کریمی زند
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالشها و استراتژی های موجود میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، (کیفی-کمی)، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، اکتشافی - همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از مدیران و کارشناسان شرکتهای فینتک فعال در حوزه پرداخت با مجوز شاپرک شامل زرینپال، آساندریافت، پیامرسان مالی بله، ایزیپی، کارت اعتباری و امتیازی ایرانیان میباشد و روش نمونه گیری به صورت قضاوتی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. روش گردآوری داده ها و تحلیل در بخش کیفی، مصاحبه و تحلیل مضمون و در بخش کمی، پرسشنامه و تکنیک روایی محتوا (CVR) و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. نتایج تحقیق نشان داد، چالشهای توسعه بازار فینتک شاملِ زیرساخت ناکافی، موانع رگولاتوری و قانونگذاری، دشواری کار با مردم/مشتری عمومی، بیاعتمادی به فناوری و فینتک، سطوح پایین درآمد و چالشهای قیمتگذاری محصول، موانع فرهنگی هستند. همچنین، استراتژیهای توسعه بازار فینتک شاملِ مشارکت جامعه در فرآیند بازاریابی، استفاده از شبکه های اجتماعی، تبلیغات هوشمند و بهینه، تولید محتوای مفید و ارزشمند، برندسازی، انطباق استراتژیهای ارتباطی با ماهیت بازار فینتک، بخشبندی جغرافیایی و فرهنگی بازار و نیز آموزش به مشتری، میباشد.
طراحی مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 347-364
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.424277.1235
عبدالرسول شجاعیان، قنبر عباس پور اسفدن، چنگیز والمحمدی، ابوتراب علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، کیفی و از نوع داده بنیاد میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان و مدیران ارشد وزارت نفت و پتروپالایشگاههای شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی مدل، از طریق کدگذاری انجام گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد که همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت توانمندسازهای همراستایی شامل بلوغ ارتباطات و عوامل مدیریتی و اعمال اختیار، برنامهریزی استراتژیک تکنولوژی و معماری سازمانی همسو با تکنولوژی، عوامل مشارکت، منابع انسانی (نوآوری، کارآفرینی، تخصص، دانش) و عوامل شایستگیهای متمایز که منجر به تحقق نتایج بهینهسازی و کاهش هزینههای سرمایهای و جاری و همافزایی در هر دو سمت پترو پالایش و صنعت میشوند. مدیران و کارشناسان با استفاده از مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی میتوانند به بهینهسازی این صنعت و کاهش هزینهها یاری رسانند. براساس نتایج به برنامهریزان حوزه صنعت نفت پیشنهاد میشود در راستای توسعه پتروپالایشگاهها تلاش نمایند همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور را افزایش دهند.
الگوی استراتژیهای حسابداری زیست محیطی و پاسخگویی مدیران: رویکرد داده بنیاد
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 108-128
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407532.1146
مصطفی آقابیگی نصراله آبادی، منصور گرکز، علیرضا معطوفی، علی خوزین
چکیده در عصر کنونی سیر فزاینده تخریب محیط زیست به بحرانی بدل گشته که روز به روز بر وخامت و دامنه تاثیر آن افزوده میگردد. اگرچه، توسعه پایدار اقتصادی مسئولیت مشترکی بین سازمان، دولت و مصرفکنندگان است، لیکن سازمانها میتوانند نقش پویایی در کاهش تخریب محیط زیست ایفا نمایند. از سمتی مدیران سازمانها نقش مهمی در کاهش آلایندگیها دارند و دولتها تمایل دارند تا مدیران پاسخگویی نسبت به مسائل زیست محیطی داشته باشند. در این راستا، هدف مطالعه حاضر الگوی استراتژیهای حسابداری زیست محیطی و پاسخ گویی مدیران با رویکرد داده بنیاد میباشد. در این راستا 11 مصاحبه با خبرگان آگاه هیات علمی در حوزه حسابداری زیست محیطی و مدیران سازمانها مسلط این زمینه صورت گرفت. مصاحبهها تا مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد و سپس بعد از کدگذاریهای اولیه در پنچ دسته علی، پیامدها، مداخله گر، بستر و زمینه و راهبرد کنشها دسته بندی شد. امید است نتایج مطالعه حاضر گامی در جهت حسابداری زیست محیطی و پاسخگو بودن مدیران برداشته باشد.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای مؤثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 293-311
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417612.1198
سوده علی زاده، سید کامران نوربخش، بهروز قاسمی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفههای موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش مدیران و کارشناسان شرکتهای خودروسازی داخلی بودند که طبق اصل اشباع نظری تعداد 20 نفر از آنها با روشهای نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمهساختاریافته بود که روایی آن با روش مثلثسازی تایید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 83/0 محاسبه شد. دادهها با روش تحلیل مضمون در نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که ابعاد و مولفههای موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی دارای 33 مضمون فرعی در 7 مضمون اصلی شامل استراتژی کسبوکار، سیاستهای حمایتی، جذب سرمایهگذاری، سرمایه دانشی، توسعه فرهنگی، شبکه اجرای تحقیق و توسعه و مدیریت تحقیق و توسعه بود. در نهایت، الگوی مضامین اصلی موثر بر استراتژیهای تحقیق و توسعه در شرکتهای خودروسازی داخلی ترسیم شد. نتایج این مطالعه برای مدیران و مسئولان شرکتهای خودروسازی داخلی تلویحات کاربردی بسیاری دارد و آنان بر اساس نتایج مضامین اصلی و فرعی شناساییشده در پژوهش حاضر میتوانند گام موثری در جهت تحقیق و توسعه بردارند.
واکاوی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی با تکنیک دلفی فازی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 61-82
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.383338.1049
روزبه حاجی زاده مجدی، شهرام فتاحی، ایرج رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان عرصه رسانه، اساتید علوم سیاسی، اساتید مدیریت رسانه و مدیریت میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی نظرات آنها استخراج گردید. مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی شامل سه بعد مدیریتی و سازمانی، مهارتهای کوانتومی و رهبری کوانتومی که بعد مدیریتی و سازمانی دارای دو مؤلفه (مدیریت کوانتومی، سازمان کوانتومی)، بعد مهارتهای کوانتومی شامل هفت مؤلفه (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی، اعتماد کوانتومی، وجود کوانتومی) و رهبری کوانتومی دارای چهار مؤلفه (رهبری رسانهای، رهبری رسانه اجتماعی، رهبری تحول در رسانه، رهبری مشارکتی در رسانه) شناسایی گردیده است. برای رهبری کوانتومی سازمان صدا و سیما در حوزه شبکههای اجتماعی، سه بعد و سیزده مؤلفه شناسایی و تائید شد. مؤلفه سازمان کوانتومی در مرحله دوم با میانگین (750/0) و سوم با میانگین (778/0)؛ مؤلفه وجود کوانتومی در مرحله اول نظرسنجی با میانگین (879/0) و در مرحله دوم با میانگین (825/0) و سوم با میانگین (852/0)؛ مؤلفه رهبری رسانه اجتماعی را در مرحله دوم با میانگین (821/0) و سوم با میانگین (842/0) بالاترین نظرات خبرگان داشتند؛ که نشان از اشباع کامل نظرات خبرگان و همپوشانی میباشد.
ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد (مورد مطالعه: شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 83-105
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389608.1075
مجید نژاد بیگلری، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا شکوه، نوید فاتحی راد
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد در شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بود. این پژوهش، کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارکنان شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در دورههای مختلف تحصیلی انجام گردید. نمونه گیری با مشارکت 30 نفر از صاحبنظران و خبرگان صورت گرفت. ابزار جمع آوری دادهها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق و اسناد بالادستی در بخش کتابخانهای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام شده است. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد مدل عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد مشتمل بر چهار بعد عامل قانونی، شناختی، هنجاری و هدایتگر و 15 مؤلفه است.
