طراحی مدل ارزش آفرینی درگیری برند از طریق تلفیق فن آوری بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 340-365
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434941.1292
زهرا عطف، فریز طاهری کیا، کامبیز حیدرزاده هنزایی
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از استراتژیهای بازیانگاری و توضیحپذیری هوش مصنوعی بر درگیری برند در شبکههای اجتماعی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی ـ پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی میباشد. با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته، این مطالعه شامل یک مرور سیستماتیک از ادبیات مرتبط و یک بررسی کمّی بر اساس دادهها است. در بخش کیفی، با استفاده از نرمافزار سیام ای دو، فراتحلیل پیشآیندها و پیامدهای درگیری برند در شبکههای اجتماعی انجام گرفت. در بخش کمّی، تأثیر کمپین بازیانگاری و توضیح پذیری در یک شرکت مواد غذایی، قبل و بعد از اجرای کمپین، بررسی شد. دادهها شامل تعداد لایکها، کامنتها و ریپلایهای هر کامنت بودند که با استفاده از پردازش زبان طبیعی و تکنیک برت تحلیل شدند. برای پیشبینی تأثیر استراتژیها بر درگیری برند، از مدلهای جنگل تصادفی بهینهشده استفاده شد که نشان دهنده قابلیت تشخیص الگوهای پیچیده و بهبود دقت پیشبینیها است. نتایج نشان داد که کمپینهای با استفاده از بازیانگاری و هوش مصنوعی توضیحپذیر توانستند درگیری کاربران را به طور معناداری افزایش دهند، به ویژه در زمینههای تعامل و ایجاد جوامع مجازی فعال. بررسیهای انجام شده نشان دهنده تأثیر مثبت استفاده از بازیانگاری در تقویت حس اعتماد و وفاداری به برند بودهاند، و همچنین تأثیر توضیحپذیری در فهم بهتر محتوا و فرایندهای تصمیمگیری توسط مشتریان است. این پژوهش میتواند بینشهای ارزشمندی برای توسعه استراتژیهای بازاریابی نوین و تقویت ارتباطات برند فراهم آورد.
بررسی ارتباط مولفه های تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری در صنعت خرده فروشی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 169-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423426.1231
علیرضا نعلچی کاشی
چکیده هدف از این تحقیق در مرحله اول بررسی نقش میانجی تعهد مشتری بر ارتباط بین تجربه و رفتارهای درگیری مشتری و در مرحله دوم بررسی ارتباط مولفههای تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری و تعهد بر رفتارهای درگیری مشتری بود. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه مشتریان فروشگاههای افق کوروش در شهر اصفهان بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر تعیین شد و برای اطمینان بیشتر تعداد 429 پرسشنامه جمعآوری و تحلیل گردید. برای نمونهگیری از روش تصادفی ساده و جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین، پایایی پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت و تایید شد. به منظور آزمون فرضیهها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS نسخه 3 و SPSS نسخه 19 استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بین تجربه مشتری و رفتارهای درگیری مشتری با نقش میانجی تعهد مشتری ارتباط معناداری وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری(شناختی، هیجانی، فیزیکی/حسی و اجتماعی) با تعهد مشتری ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بعلاوه، بین تعهد مشتری با رفتارهای درگیری مشتری ارتباط مثبت وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری (شناختی، هیجانی، فیزیک/حسی و اجتماعی) با رفتارهای درگیری مشتری (پذیرش، همکاری، بازخورد، کمک به دیگران و تبلیغات دهانبهدهان مثبت) ارتباط معناداری وجود دارد. بنابراین، با تمرکز بر ارایه تجارب مثبت مشتری که تعهد را تقویت میکند، سازمانها میتوانند رفتارهای درگیری را پیش ببرند و یک پایگاه مشتری وفادار را پرورش دهند.
ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 302-322
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402286.1117
لیلا طاهری فرد، فرزاد آسایش، علیرضا روستا
چکیده این مطالعه با هدف ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش جمعآوری کدها روش تحقیق کیفی اکتشافی محسوب میگردد. جامعه هدف شامل 12 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی در رشتههای بازاریابی، شامل مدیران بازاریابی در شرکتهای لبنی که آشنا با مباحث سهم بازار بوده است. نمونهگیری با روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبهها انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمهساختاریافته است. از رویکرد تئوریدادهبنیاد با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 20 برای تحلیل دادههای کیفی و ارائه مدل پارادایمی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی 22 مقوله و 78 شاخص شاخص در قالب شش دسته اصلی شامل شرایط علی (بازاریابی داخلی، مدیریت چرخه عمر محصول، جذابیت بازار، آمیخته بازاریابی، استراتژی رقابتی و برنامهریزی و هدفگذاری)، عوامل زمینهای (ویژگی مشتریان، محیط رقابتی و تلاطم بازار)، پدیده محوری (استراتژی توسعه سهم بازار)، راهبردها و اقدامات (مدیریت سهم بازار، پیشبرد فروش، تبلیغات، رقابت، ارزش ویژه برند و تقسیم بازار)، عوامل مداخلهگر (مدیریت ریسک و مزیت رقابتی پایدار) و پیامدها (تثبیت موقعیت برند، سودآوری، قدرت چانهزنی و افزایش سهم بازار) شناسایی شد. در نتیجه مدل پارادایمی الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی با توجه به شش شرایط (زمینهای، علی، مداخلهگر، پدیده محوری، راهبردها و اقدامات و پیامدها) به طور کامل ترسیم شده است.
نقش وضعیتهای مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذا
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 441-415
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.445341.1325
محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی
چکیده هدف این پژوهش نقش وضعیتهای مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذامی باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 26 نفر از مصرف کنندگان مواد غذایی رستورانها و فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا، ایران مال و...) و نمونهگیری به صورت هدفمند و در بخش کمی شامل 448 نفر همانند بخش کیفی از مصرف کنندگان مواد غذایی که به صورت غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تئوری داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از تحلیلهای چند متغیری و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که در هیجان تجربه شده دو مؤلفه؛ هیجان مثبت و هیجان منفی و برای عوامل زمینهای سه مؤلفه فرهنگ، دانش بهداشتی و تجربه قبلی و پنج مؤلفه برای شرایط انتخاب غذا در شرایط هیجانی مثبت و پنج مؤلفه نیز برای شرایط هیجانی منفی شناسایی شده است. نتایج نشان داده است افراد در هیجانات تجربه شده مختلف (مثبت و منفی) به سمت غذاهای مختلف میروند و ویژگیهای مختلف غذا (بافت، رنگ، دما، رایحه، مزه) در انتخابشان هم در هیجان مثبت و هم در هیجان منفی نقش مهمی داشته است. از طرف دیگر عوامل زمینهای نیز بر شرایط انتخاب غذا تأثیر دارند و افراد غذا را بر اساس بافت، رنگ، دما، رایحه و مزه در شرایط هیجانی منفی یا مثبت انتخاب کردهاند.
شناسایی عوامل موثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 442-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.436970.1300
سید مهدی ساعتچی، فرزاد آسایش، صدیقه طوطیان اصفهانی، سید محمود هاشمی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر خَلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی و مبتنی بر رویکرد مطالعه موردی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان صنعت بانکداری ایران است که از مدیران ارشد بانک ملت در شهر تهران بودهاند. تعداد 23 نفر از این خبرگان که در حوزه برند از دانش و تخصص کافی برخوردار بودند به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی انتخاب و گردآوری داده ها، با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و متن مصـاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2018 تحلیل و کدگذاری شدند. تحلیل داده ها منتج به شناسایی و استخراج یافته های پژوهش شامل 130 کد اولیه، 33 مفهوم و 10 مقوله گردید. بر اساس نتایج این پژوهش، مقوله های اهداف و استراتژی ها، ساختار و فرایندها، مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، برندسازی داخلی، ارتباطات، خدمات بانکی، قدرت مالی، هویت بصری و هویت کلامی به عنوان عوامل مهم مؤثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران شناسایی شدند.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی خرید اجباری مصرف کنندگان در صنعت خرید تلویزیونی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 42-71
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399070.1096
احسان محمدی باجگیران، علی حسین زاده، وحید ثانوی گروسیان
چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی خرید اجباری مصرف کنندگان در صنعت خرید تلویزیونی با استفاده از تئوری دادهبنیاد است. برای پاسخ به این سؤال از روش پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) استفاده شد در بخش کیفی از نظریه دادهبنیاد و در بخش کمی از روش تحقیق توصیفی - همبستگی استفاده شد. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از نرمافزار MaxQDA2020 و در بخش کمی از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. روش نمونهگیری در بخش کیفی از نوع هدفمند که در مجموع با انجام 10 مصاحبه با اساتید و خبرگان حوزههای بازاریابی و فروش، مدیریت، جامعهشناسی و روانشناسی به اشباع رسید و در بخش کمی دادهها با استفاده از پرسشنامه از جامعه آماری خریداران تلویزیونی شهر مشهد گردآوری شد. تعداد 384 پرسشنامه بر اساس جدول مورگان و براساس نمونه گیری تصادفی گردآوری شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری و محتوا و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. نتایج و یافتههای پژوهش نشان داد که پدیده محوری خرید اجباری از تلویزیون است دارای دو مقوله اصلی شامل خرید بدون فکر و سریع و خرید غیرمنطقی و احساسی است و در ضمن عواملی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب بروز این رفتار میشود را مشخص نمودهایم. برخی از مهمترین آن عوامل شامل طراحی آمیخته بازاریابی متناسب برای فروش تلویزیونی، قابلیتهای بازاریابی شرکتهای فروش تلویزیونی، ویژگیهای دموگرافیک فرد، علل شخصیتی، علل روانشناختی، سبک زندگی، خانواده و نقش ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بودند.
طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بین المللی کسب و کارهای صنعت دارویی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389047.1056
مجید سیاری، محمدرضا چراغعلی، پرویز سعیدی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه الگوی نوسازی استراتژیک بینالمللی کسبوکارهای صنعت دارویی میباشد. تحقیق حاضر، روش بر حسب هدف داده بنیاد و بر حسب گردآوری دادهها داده بنیاد است که در سال 1400 از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. به منظور گردآوری اطلاعات، جامعه آماری شامل 18 نفر از خبرگان شامل مدیران و کارشناسان حوزه صادرات کسب و کارهای برتر صادر کننده صنعت دارویی فعال در سطح استان تهران صورت پذیرفت. روش نمونهگیری هدفمند به صورت گلوله برفی میباشد که کفایت نظری طبق قاعده اشباع نظری مشخص شد. دادهها بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی توسط نرمافزار MAXQDA مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد در طراحی الگوی نوسازی استراتژیک بینالمللی کسبوکارهای صنعت دارویی در مجموع 10 مؤلفه که در قالب عوامل راهبردی (مولفههای سازمانی، زنجیره تأمین ناب و چابک، استراتژی بینالملل)، شرایط علی (مؤلفه بازاریابی)، شرایط ساختاری (کارآفرینی)، پیامدها (عملکرد مالی، عملکرد سازمانی) و شرایط زمینهای (مولفههای محیطی، مولفههای مدیریتی، مولفههای اجتماعی) شناسایی و استخراج شد.
تأثیر حافظۀ خودزندگینامهای بر قصد سفر: تحلیل نقش همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران، رضایت و دلبستگی به مقصد گردشگری
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.395605.1085
امید بهبودی، معصومه عربشاهی، امیر غفوریان شاگردی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر حافظۀ خود زندگینامهای بر قصد سفر، تحلیل نقش همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران، رضایت و دلبستگی به مقصد گردشگری بوده است. این پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی و از شاخه علّی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل گردشگرانی است که به شهر مشهد بیش از یک بار سفر کردهاند، که با توجه جامعه آماری، طبق جدول مورگان تعداد 384 نفر بهصورت تصادفی بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه استاندارد گردآوری شده و جهت سنجش روایی ابزار از روایی صوری و روایی سازه و جهت سنجش پایایی ابزار، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 905/0 برآورد شده است. جهت تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS وSmart PLS استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که حافظۀ خودزندگینامهای بر قصد سفر (359/0) و دلبستگی به مقصد گردشگری (677/0) تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران بر قصد سفر (326/0) تأثیر معناداری داشته است. به علاوه تأثیر رضایت گردشگران بر حافظۀ خود زندگینامهای (684/0) و قصد سفر (649/0) نیز معنادار گزارش شده است. براساس نتایج به برنامهریزان حوزهی گردشگری پیشنهاد میشود در راستای افزایش قصد سفر گردشگران، حافظۀ خودزندگینامهای را مدنظر قرار دهند و با توجه به ابعاد آن، تلاش نمایند دلبستگی بیشتری در گردشگران ایجاد نمایند تا از این طریق احتمال قصد سفر از مقصد گردشگری را افزایش دهند.
طراحی مدل محیط بازاریابی دیجیتال در بازارهای جهانی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 246-263
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.413777.1168
سعید باقری انیلو، یونس وکیل الرعایا، سید عبداللّه حیدریه
چکیده هدف از این مطالعه واکاوی مبحث محیط بازاریابی دیجیتال است. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری دادهها، پژوهشی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. دادهها از طریق مطالعه منابع مستند و مصاحبههای نیمه ساختاریافته با 19 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال، از طریق نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 جمعآوری شد. در مرحلۀ کدگذاری باز،242 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری با استفاده از سازههای مدل کدگذاری محوری حول پدیده موردبررسی انجام شد. بر اساس یافتههای پژوهش، مفهوم محیط بازاریابی دیجیتال بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب چهار دسته نوآوری، مدیریت بهینه، عوامل ساختاری، سهولت جای گرفتند و شش مقوله اصلی شامل راهبردهای تجاری، راهبردهای آموزشی، راهبردهای نوآورانه، برنامهریزی و نظارت بهعنوان راهبرد انتخاب شدند. عوامل مداخلهگر در دودسته تقویتکننده و تضعیفکننده شناسایی شدند. عوامل فرهنگی، عوامل زیرساختی، آموزش، سبک رهبری، استراتژیها بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز محیط بازاریابی دیجیتال تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل مؤثر بر محیط بازاریابی دیجیتال در سه سطح خرد، میانی و کلان تعیین شدند.
ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 103-131
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399469.1098
حسین یحیی زاده، علی فلاح، مهرداد متانی، محمدرضا باقرزاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه صنعت گردشگری با تاکید بر نقش مدیریت رسانه با رویکرد آمیخته انجام شده است. در این پژوهش از رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از استادان و متخصصان و صاحبنظران ارتباطات، رسانه و گردشگری و در بخش کمی پژوهش، شامل 200 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد گردشگری در مازندران بوده است. در نخستین گام پژوهش، به کدگذاری مصاحبههای تخصصی پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون با نرمافزار MAXQDA v10.R150410 پرداخته شده است. در گام بعدی نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرمافزار Smart PLS ارائه گردیده است. سپس مقولههای موجود با روش ساختاری-تفسیری با نرمافزار MicMac سطحبندی شده و الگوی اولیه پژوهش طراحی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق تبلیغات، کیفیت خدمات، سیاستگذاری، مشارکت افراد بومی، فرهنگ گردشگری، بهرهبرداری مناسب از محیطزیست، درآمدزایی در مقصد گردشگری و تسهیلات زیربنائی بهعنوان مولفههای اصلی شناسایی شدند که بر صنعت گردشگری تأثیر دارند. نتایج حاصل از بخش کمی تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش و اعتبار مناسبی جهت تأثیر رسانههای جمعی بر توسعه صنعت گردشگری برخوردار است.
تأثیر رضایت و اعتماد الکترونیکی بر قصد خرید مجدد آنلاین با میانجیگری سهولت استفاده و تعدیلگری تجربه آنلاین مشتریان
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 57-81
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.392081.1081
علیرضا روستا، الناز علاف جعفری، مجید احمدی
چکیده هدف از انجام پژوهش، تأثیر رضایت و اعتماد الکترونیکی بر قصد خرید مجدد آنلاین با میانجیگری سهولت استفاده و تعدیلگری تجربه آنلاین مشتریان در فروشگاه اینترنتی دیجی کالا می باشد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش مشتریان فروشگاه دیجی کالا میباشد، که با توجه به فرمول کوکران برای حجم جامعه نامعلوم تعداد نمونه 384 نفر به دست آمد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری شد و سپس با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار smart pls 3 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای اعتماد و رضایت الکترونیکی بر سهولت استفاده تأثیر معنادار داشته و اعتماد و رضایت الکترونیکی و سهولت استفاده بر قصد خرید مجدد آنلاین تأثیر معنادار داشته اند. همچنین اعتماد و رضایت الکترونیکی بر قصد خرید مجدد آنلاین با نقش میانجی گری سهولت استفاده تأثیر معناداری داشته است که توسط آزمون سوبل با مقدار z-value برای رضایت الکترونیکی 374/2 و برای اعتماد الکترونیکی 805/2 تائید گردید. تجربه آنلاین مشتری رابطه بین رضایت مشتری و قصد خرید مجدد آنلاین را تعدیل میکند و تجربه آنلاین رابطه بین اعتماد آنلاین و قصد خرید مجدد آنلاین را نیز تعدیل می نماید.
ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد (مورد مطالعه: شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 83-105
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389608.1075
مجید نژاد بیگلری، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا شکوه، نوید فاتحی راد
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد در شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بود. این پژوهش، کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان این پژوهش، در بخش کتابخانهای، اسناد بالادستی و در بخش میدانی، مدیران و کارکنان شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در دورههای مختلف تحصیلی انجام گردید. نمونه گیری با مشارکت 30 نفر از صاحبنظران و خبرگان صورت گرفت. ابزار جمع آوری دادهها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق و اسناد بالادستی در بخش کتابخانهای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام شده است. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد مدل عوامل نهادی مرتبط با میزان اجرای خط مشیهای توزیعی مجدد مشتمل بر چهار بعد عامل قانونی، شناختی، هنجاری و هدایتگر و 15 مؤلفه است.
