موضوعات = مدیریت بازرگانی
مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی فرایند بازاریابی مدیریت ارتباط با مشتری در پلتفرم های دیجیتال صنعت بانکداری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.518413.1561

مجید کثیرلو، سید مهدی جلالی، طاهره حسومی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی فرایند بازاریابی مدیریت ارتباط با مشتری در پلتفرم‌های دیجیتال صنعت بانکداری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی بصورت اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان بازاریابی، دانشگاهی و مدیران صنعت بانکداری و با روش نمونه‌گیری هدفمند یا گلوله برفی انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه‌و‌تحلیل و کدگذاری داده‌ها در نظریه داده بنیاد صورت پذیرفت. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی پنج دسته از مقوله‌های فراگیر شامل: عواملی علی مدل مدیریت ارتباط با مشتری در پلتفرم‌های دیجیتال در صنعت بانکداری (تکنولوژی، سازمانی، عوامل فردی، فناورانه) عوامل پدیده محور (کانال‌های الکترونیکی، تشکیلات شرکت، توانمندسازی کارکنان) عوامل راهبردی (بازاریابی الکترونیکی، تعامل با مشتری، مبادلات داخلی، یادگیری و نوآوری) عوامل زمینه‌ای (رفتار اعتمادساز) عوامل مداخله‌گر (عوامل سیاسی، عوامل سازمانی) پیامدها (رضایت و وفاداری مشتریان، اعتماد مشتریان) شناسایی شدند. نتایج بخش کمی ضمن تأیید فرضیه‌های تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال در عراق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 69-92

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.580937.1743

احمد سلام علی نخیلاوی، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال در عراق می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی؛ استراتژی مورد نظر اکتشافی و روش مورد نظر تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از اعضای هیات‌علمی و خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال و تعاملی در عراق می‎باشد که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازمان‌دهنده) و 14 مضمون پایه و 58 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های بازاریابی محتوای تعاملی با تأکید بر نقش آن در شکل‌دهی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب ‌6 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: عوامل استراتژیک، عوامل مصرف کننده، عوامل برند، نگرش ارزش آفرینی مصرف کننده، استراتژی شخصی‌ سازی محتوا، پاسخگویی و بازخورد به‌دست آمد. نتایج نشان داد که بازاریابی محتوای تعاملی به عنوان یک راهبرد نوظهور و مؤثر کاربردی مهم و تأثیر‌گذاری در شکل‌دهی و قوت بخشی به تصمیمات خرید مصرف‌کنندگان دیجیتال دارد.

مدیریت بازرگانی

ذهنیت مشتریان و نقش آن در تمایل به سفارش آنلاین غذا بر اساس مدل CMOFO

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 204-223

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.500186.1483

شایان رجب پور، شهرام صلواتی، مجید فتاحی، باقر باقریان کاسگری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تشریح چگونگی تأثیر ذهنیت مشتریان بر تمایل به سفارش آنلاین غذا انجام شده است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و رویکرد کمی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، ۳۸۴ نفر از مشتریان اپلیکیشن‌های سفارش غذا و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود. در راستای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه توسعه یافته و از نرم‌افزار PLS Smart برای تحلیل یافته‌ها استفاده شد. یافته‌ها نشان داد تبلیغات (ضریب تأثیر: ۰٫۴۱۰ تا ۰٫۴۸۰) و تجربه سفارش با اپ (۰٫۴۲۸ تا ۰٫۴۵۴) بیشترین اثر را بر تناسب محتوا، رقبا و ویژگی‌های اپ دارند. ذهنیت مشتریان با ضریب ۰٫۸۶۱ از مهم‌ترین متغیرهاست که از طریق صرفه‌جویی در زمان (۰٫۳۲۸)، پاداش (۰٫۵۲۶) و پشتیبانی (۰٫۵۹۰) تقویت می‌شود. همچنین شرایط زندگی (تا ۰٫۵۱۹)، کیفیت غذا (تا ۰٫۲۷۱) و قیمت غذا (تا ۰٫۱۸۷) نقش معناداری در تعامل با اپلیکیشن دارند. نتایح نشان داد کیفیت غذا، قیمت غذا و شرایط زندگی به عنوان متغیرهای مستقل هستند. این عوامل بر تبلیغات و تجربه سفارش اثرگذارند. مولفه‌های مذکور بر مولفه‌های ویژگی‌های اپ، تناسب محتوای اپ و رقبا اثرگذارند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌های سفارش غذا با تمرکز بر این عوامل کلیدی، به بهبود تجربه مشتری و افزایش تمایل به خرید در پلتفرم‌های دیجیتال بپردازند.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل مفهومی مدیریت ناهنجاری های پس از خرید در صنعت دارو

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 263-293

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578976.1730

زهرا اصیلی، حسن دانایی، وحید ثانوی گروسیان، حمید سعیدی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مفهومی مدیریت ناهنجاری‌های پس از خرید در صنعت دارو (مورد مطالعه: شرکت دارو مفید ایران) می‌باشد. این پژوهش از حیث نتیجه کاربردی، از لحاظ نوع داده ها کیفی و از نظر هدف توسعه ای-اکتشافی است. جامعه موردمطالعه، خبرگان صنعت دارو می باشند که 15 نفر از آنان به عنوان نمونه برای انجام مصاحبه به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور اطمینان از روایی ابزار پژوهش، از نظرات اساتید آشنا با این حوزه و برای محاسبه پایایی مصاحبه ها، از پایایی بین دو کدگذار و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. مدل استخراجی مطابق مدل اشتراوس و کوربین می‌باشد که به تمام ابعاد مدل شامل شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدل پرداخت. در بُعد راهبردها، مولفه های بهبود سیستم‌های نظارتی و کنترلی، افزایش شفافیت و اعتمادسازی، شناسایی و طبقه بندی مشتریان، ارائه خدمات متناسب با جامعه هدف، تقویت تعامل و ارتباط مستمر و دیجیتالی‌سازی فرآیندها و ارتباطات و در بُعد پیامدها مولفه های افزایش اعتماد، بهبود رضایت، تقویت تصویر ذهنی، کاهش شکایات، افزایش وفاداری، کاهش هزینه های پنهان ناهنجاری، کاهش مطالبات معوق، بهبود زنجیره تأمین، افزایش مزیت رقابتی و کاهش سبدفروشی به دست آمده است.

مدیریت بازرگانی

مدل‌سازی ارزش‌گذاری و روندهای پویای برند مایکت با استفاده از توزیع ویبول

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 316-336

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.521329.1554

محمدرضا رادفر، مریم ذوالفنون

چکیده این پژوهش با هدف مدل‌سازی کاهش ارزش برند مایکت، به‌عنوان یکی از پلتفرم‌های پیشرو در توزیع اپلیکیشن‌های موبایلی در ایران، با استفاده از توزیع ویبول انجام شده است. داده‌ها از صورت‌های مالی مایکت (شامل درآمد عملیاتی 357 میلیارد تومان و هزینه‌های ارزیابی 8 میلیارد تومان در ‌سال (2024) و شاخص‌های غیرمالی مانند 26 میلیون کاربر فعال ماهانه و گزارش‌های پلتفرم‌های جهانی مانند گوگل پلی و اپ استور جمع‌آوری شدند. جامعه آماری شامل 10 برند دیجیتال فعال در ایران بود که مایکت به‌صورت هدفمند انتخاب گردید. روش تحقیق کمی و توصیفی-تحلیلی بوده و تحلیل‌ها با نرم‌افزارهای پایتون (بسته lifelines) و R (بسته survival) و روش حداکثر درست‌نمایی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که مدل ویبول با دقت بالا (R2=0.92) روند کاهش ارزش برند را پیش‌بینی کرد و کاهش 2.6 میلیون کاربر فعال ماهانه و رقابت فزاینده با پلتفرم‌هایی مانند کافه‌بازار را به‌عنوان عوامل اصلی افت ارزش شناسایی کرد. شبیه‌سازی مونت‌کارلو نشان داد که کاهش 10 درصدی کاربران، شتاب کاهش ارزش برند را 15 درصد افزایش می‌دهد. این پژوهش با ارائه مدلی بومی‌شده، به مدیران مایکت پیشنهاد می‌دهد که با تقویت پلتفرم دیجیتال و توسعه نوآوری‌هایی مانند گسترش محتوای دیجیتال، ارزش برند را حفظ و تقویت کنند. این مدل برای سایر پلتفرم‌های دیجیتال بومی ایران نیز قابل تعمیم است.

مدیریت بازرگانی

شناسایی عوامل موثر بر اکوسیستم بازار انرژی (مطالعه موردی بازار برق ایران)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 359-380

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.563734.1678

احمد سپهریان، اصغر مشبکی، فرشته منصوری موید، امیرمحمد کلابی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر اکوسیستم بازار انرژی (مطالعه موردی بازار برق ایران) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 22 نفر از صـاحبنظـران حـوزه مدیریت بازار، و نیز فعالان صنعت انرژی می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، هدفمند و روش گلوله برفی انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش داده بنیاد و از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. طبق نتایج یافته‌ها مفاهیم در خرده مقوها ها شامل: شرایط علی (ناپایداری شبکه برق، حکمرانی غیریکپارچه)؛ شرایط زمینه‌ای (مبادله انرژی، پول ظرفیت نیروگاهی (تولید) و فناوری، مدولاریته، تولید اشتراکی و اعتماد، ثبات مشارکتی)؛ شرایط مداخله گر (سازمان‌های حاکمیتی/سیاستگزاران، هسته تولید و مصرف، تکمیل کنندگان چرخه تولید)؛ راهبردها (تمرکز زدایی، ارکستراسیون، قیمت گذاری انرژی، سرمایه گذاری‌های جدید توسعه‌ای، تأمین مالی تنوع گرا، تجارت خارجی انرژی و خود تنظیمی برد-برد) و پیامدها (جذابیت شبکه‌ای، اکوسیستمی وچند جانبگی تعاملات هزینه کاه و شبکه‌ای و رضایت مندی چندگانه (حاکمیت، کسب و کار، اجتماعی) و جریانهای هم افزای توسعه‌ای و افزایش قدرت منطقه‌ای) دسته بندی شدند.

مدیریت بازرگانی

ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 381-403

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.578813.1720

گل زمان اوجاغی، محمد علی عبدالوند، کامبیز حیدرزاده هنزائی، فریز طاهری کیا

چکیده هدف این پژوهش، ارائه الگوی بومی گردشگری سلامت در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد اکتشافی است که بر مبنای استراتژی نظریه داده‌بنیاد و با تمرکز بر رویکرد نظام‌مند «استراوس و کوربین» اجرا گردید. داده‌های مورد نیاز از طریق انجام مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان حوزه سلامت، استراتژیست‌های گردشگری و مدیران ارشد ذی‌ربط جمع‌آوری شد. انتخاب مشارکت‌کنندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با بهره‌گیری از نرم‌افزار تحلیل کیفی MAXQDA18 انجام شد تا دقت و شفافیت در استخراج مقوله‌ها تضمین گردد. یافته‌های پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که نشان داد الگوی بومی گردشگری سلامت بر مجموعه‌ای از عوامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها استوار است. در بخش عوامل علّی، مؤلفه‌هایی مانند کیفیت خدمات پزشکی، زیرساخت‌های گردشگری، عوامل طبیعی، حمل‌ونقل، عوامل سازمانی، جهانی‌سازی خدمات سلامت و امنیت مقاصد شناسایی شد. عوامل زمینه‌ای نیز شامل تغییرات هزینه‌های سلامت، گذار به ابرنظام‌های سلامت، جذب گردشگران سلامت و تجربه بیمار بود. راهبردهای اصلی شامل هماهنگی نهادی، بازاریابی بین‌المللی، برندسازی ملی و ترفیع گردشگری ایران بود. در نهایت، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و بین‌المللی برای این الگو استخراج شد.

مدیریت بازرگانی

تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تاثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-459

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534551.1585

فهیمه خواجوی دهشیب، امیر غفوریان شاگردی، گلنار شجاعی باغینی، محمدرضا رستمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تأثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افراد فعال در صنعت چرم هستند که تعداد آنان نامشخص است. حجم نمونه براساس فرمول 5 تا 10 برابری گویه های پرسشنامه و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس 247 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد محقق ساخته است که جهت تأیید پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید که مقادیر به‌دست‌آمده بیانگر تأیید پایایی و روایی پرسشنامه است. علاوه براین، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایط علی بر پدیده محوری بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. پدیده محوری بر شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و عوامل راهبردی در بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. عوامل راهبردی بر پیامدهای بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. نتایج مشخص می‌کند سازمان‌ها برای رسیدن به رضایت مشتری باید همگام با علم روز حرکت کنند و نوآری و خلاقیت را در دنیای بازاریابی دیجیتال به تصویر کشند.

مدیریت بازرگانی

نقش واسطه‌ای چشم و هم‌چشمی و مصرف منزلت‌گرا در تأثیر مادی‌گرایی مصرف‌کننده بر قصد خرید محصولات اپل

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 291-308

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.571267.1704

حمیده شکاری، نجمه جلالیان، محمود کمالی زارچ، مریم میرحسینی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه‌ای چشم و هم‌چشمی و مصرف منزلت‌گرا در تأثیر مادی‌گرایی مصرف‌کننده بر قصد خرید محصولات اپل انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مصرف کنندگان بالای 18 سال برند اپل در شهر یزد می‌بود. نمونه آماری از بین افراد مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مادی گرایی مصرف کننده بر قصدخرید مصرف کنندگان برند اپل به صورت مستقیم تأثیر مثبت و معنی‌دار ندارد. اما نقش میانجی مصرف منزلت گرا و چشم و هم چشمی در رابطه بین مادی گرایی و قصد خرید مورد تأیید قرار گرفت.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 534-560

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.445990.1327

مهناز کریمی، حسن اسماعیل پور، حمیدرضا سعیدنیا

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه های اجتماعی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان مدیریت بیمه می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که پدیده محوری تحت تأثیر 13 شاخص یا عامل علی قرار دارد و 6 شاخص یا عامل زمینه‌ای و 10 عامل مداخله‌گر قادر به اثرگذاری بر مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه‌های اجتماعی هستند. علاوه بر این، نتایج پژوهش به شناسایی 6 راهبرد مختلف منتهی شد که این راهبردها می‌توانند در دستیابی به 6 پیامد متفاوت مشارکت مشتری در خدمات بیمه در بستر رسانه‌های اجتماعی مؤثر واقع شوند.

مدیریت بازرگانی

بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-200

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503428.1493

محمدرضا درانی، سیدرضا حسنی، فرشید نمامیان

چکیده هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیق‌های اکتشافی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.

مدیریت بازرگانی

ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 380-403

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.547114.1634

محمد زرندی، امین عطاری، سعید روحانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می‌باشد. ابتدا، با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفه‌های کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینه‌سازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبه‌های ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخص‌ها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشه‌بندی K-Means++ و مدل RFM برای بخش‌بندی مشتریان و شناسایی گروه‌های نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهره‌گیری از درخت تصمیم و شبکه‌های عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیش‌بینی رفتار آن‌ها ارتقا یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این چارچوب ترکیبی نه‌تنها دقت خوشه‌بندی را بهبود می‌بخشد، بلکه امکان طراحی استراتژی‌های شخصی‌سازی‌شده برای هر گروه از مشتریان را فراهم می‌کند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام داده‌های تراکنشی با ویژگی‌های دموگرافیک و رفتاری، بینش‌های جامع‌تری را برای تصمیم‌گیری‌های بازاریابی ارائه می‌دهد. این پژوهش با پر کردن شکاف‌های موجود در تحقیقات پیشین، به‌ویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیم‌پذیری مدل‌ها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.

مدیریت بازرگانی

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 49-64

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453499.1362

معصومه غفاری چراتی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش، نادر غریب نواز

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده‌ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت‌یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص‌ها تدوین گردید. داده‌های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.

مدیریت بازرگانی

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-236

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.455216.1373

لیلا بیگلو، حکیمه نیکی اسفهلان، نسرین جزنی، محمود البرزی

چکیده هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط ایران می‌باشد. روش پژوهش به‌صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام‌شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به‌منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده‌شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به‌صورت نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.
یافته‌های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین‌کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می‌باشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه‌بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک‌ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.

مدیریت بازرگانی

توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 381-405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530790.1575

محمد علی عبدالعظیمی، وحید مکی زاده، وحید رضا میرابی

چکیده هدف پژوهش حاضر توسعه مدل عوامل‌مؤثر بر موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذی‌نفعان می‌باشد. پژوهش از نوع اکتشافی و روش آن با توجه به هدف پژوهش، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، شامل گراندد تئوری برای بخش کیفی و استراتژی پیمایشی برای بخش کمّی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌های رمز ارز، متخصصین و خبرگان فعال در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 197 نفر از فعالان و کاربران استارت آپ های رمز ارز که در یک سال گذشته از استارت‌آپ‌های ایرانی می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. در بخش کیفی، 267 کد اولیه در قالب 40 مفهوم غیرتکراری و 10 مقوله فرعی شناسایی شد که شامل شرایط علّی، پدیده محوری، مکانیزم‌ها و راهبردها، بسترها و زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر و پیامدها هستند. در بخش کمی، یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌های آماری از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که روابط بین این مقوله‌ها معنادار بوده و فرضیه‌های پژوهش تأیید شدند. نتایج تحلیل نشان داد که مشارکت مؤثر ذی‌نفعان و شفافیت قوانین از عوامل کلیدی موفقیت استارت‌آپ‌های رمز ارز در ایران هستند.

مدیریت بازرگانی

شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 270-293

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.447256.1335

محسن سبزواری، محمود احمدی شریف، نادر غریب نواز شربیانی، مهران کشتکار هرانکی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران می‌باشد. روش پژوهش از نوع بنیادی با هدف اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی را مدیران عضو شورای عالی برندهای پوشاک ایران تشکیل می‌دهند که 16 نفر بر اساس روش گلوله‌برفی انتخاب شدند و در بخش کمی نیز جامعه آماری، کلیه مشتریان مراجعه‌کننده به مراکز خرید پوشاک ایرانی هستند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، با استفاده از فرمول کوکران، 387 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها در بخش کیفی بوسیله مصاحبه و در بخش کمی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام و روایی پرسشنامه با روش تأیید اساتید و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید شده است. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و از روش گراند تئوری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و AMOS استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده در این پژوهش، چهار مؤلفه قدرت داخلی برند، آگاهی از برند، تصویر مثبت از برند و ارزش ادراک شده، کلیدی‌‌ترین مؤلفه‌های خلق ارزش‌ویژه برند در صنعت پوشاک ایران هستند و مدل بدست آمده از برازش مناسبی برخودار است.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 294-317

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501861.1489

اسمعیل رستم ‏زاده گنجی، صادق جایروندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت­های استان تهران که به روش نمونه‌گیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل داده‌ها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبه‌ها تا اشباع داده‌ها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهی‌بخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقش‌ها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک می‌کنند. عوامل زمینه‌ای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخله‌گر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان به‌عنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته می‌شوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی می‌باشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.

مدیریت بازرگانی

شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412779.1164

زهرا خراسانی، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی

چکیده چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی ظرفیت‌های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت‌های مواد غذایی می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی می‌باشد. این پژوهش از مبنای فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی و فروش فعال در صنعت غذایی می‌باشند و نمونه­گیری به صورت هدفمند انجام شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از نظریه داده بنیاد و در تجزیه و تحلیل از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه‌ها و از تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع 164 کد اولیه در قالب 20 مقوله دسته بندی شده‌اند. مقدار شاخص کاپا برابر با 743/0 محاسبه شد که در سطح توافق مناسب قرار گرفته است. نتایج دلفی در دو راند انجام شد که در دور دوم هیچ سوالی حدف نشد که این خود نشانه‌ای برای پایان راندهای دلفی است. همچنین اختلاف بین دو مرحله از حد آستانه کم (8/0) کوچک‌تر گزارش شد. در ادامه برای رتبه بندی نهایی از تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که پیامدها با وزن 0.293 در رتبه اول، راهبردها با وزن 0.268 در رتبه دوم، عوامل زمینه‌ای با وزن 0.249 در رتبه سوم، مداخله‌گر با وزن 0.165 در رتبه چهارم، عوامل علّی با وزن 0.154 در رتبه پنجم، مقوله محوری با وزن 0.007 در رتبه ششم قرار گرفت.

مدیریت بازرگانی

تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 29-50

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425049.1239

محمدوسیم ذکا

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل داده‌اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونه‌‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آن‌ها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آن‌ها نیر از طریق ضریب‌ آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Smrat PLS و نیز نرم‌افزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آماره‌ای به نام VAF استفاده گردید. یافته‌های تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفۀ‌ها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.

مدیریت بازرگانی

تأثیر بازی‌وارسازی بر رفتار هم آفرینی برند در کسب و کارهای مبتنی بر اپلیکیشن: بررسی نقش میانجی‌گری درگیری مصرف‌کننده و تعدیلگری نوجویی و لذت‌جویی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 290-314

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426137.1249

ریحانه رضاقلیزاده، زهرا صادقی آرانی، اسماعیل مزروعی نصرآبادی

چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بازی‌وارسازی بر رفتار هم آفرینی برند مشتری با توجه به نقش میانجی‌گری درگیری مصرف‌کننده و نقش تعدیلگری نوجویی و لذت‌جویی مصرف‌کننده است. جامعه آماری تحقیق، مشتریان برندهای اسنب و تپسی در شهرستان اصفهان هستند. با توجه به نامعین بودن حجم نمونه و اطلاعات آماری مشتریان، شیوه نمونه‌گیری در دسترس و حجم نمونه 384 نفری (بر اساس جدول مورگان) انتخاب شد. به علت حجم بالای جامعه هدف و عدم دسترسی به تمام اعضای جامعه، امکان بررسی کامل اعضای جامعه وجود نداشته به همین دلیل از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد و محقق ساخته بهره گرفته شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس‌ بیانگر تأثیر مثبت و معنادار بازی‌وارسازی بر رفتار هم‌آفرینی برند مشتری، نقش میانجی‌گری متغیرِ درگیری مصرف‌کننده تأیید شد. همچنین نتایج حاکی از نقش تعدیلگری نوجویی و لذت‌جویی مصرف‌کننده بر این رابطه است. بررسی‌ها نشان می‌دهد اپلیکیشن‌های اسنب و تپسی دارای بعضی از اصول بازی‌وارسازی (شامل مکانیک‌ها و دینامیک‌های بازی) هستند. با توجه به اهمیت بازی‌وارسازی و تأثیر آن بر هم‌آفرینی ارزش برند پیشنهاد می‌شود در وهله اول تحلیلی بر میزان کاربرد هر یک از اجزاء دینامیک‌ها و مکانیک‌ها در این اپلیکیشن‌ها انجام شود تا نقاط ضعف مشخص شود. همچنین تأیید نقش تعدیل‌گری ویژگی‌های شخصیتی مصرف‌کننده مانند لذت‌جویی و نوجویی می‌تواند به طراحان اپلیکیشن‌های درخواست خودرو کمک نمایید تا ضمن طبقه‌بندی مشتریان بر مبنای این ویژگی‌های شخصیتی، اقدام به شخصی‌سازی و توسعه نرم‌افزارها با استفاده از عناصر متفاوت بازی‌وارسازی نماید.

مدیریت بازرگانی

طراحی مدل قابلیت های بازار یابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 411-433

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428317.1260

یونس بنی سعید، قنبر امیرنژاد، مرتضی موسی خانی، لیلی آندرواژ

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید و مدیران استراتژیک شرکت ملی حفاری ایران  می‌باشند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که پس از کدگذاری محوری وگزینشی و ایجاد مقوله های اصلی و فرعی ابعاد شش گانه قابلیت های بازاریابی اثر بخش مبتنی بر ارتباطات یعنی قابلیهای استراتژیک، قابلیت‌های عملیاتی، قابلیتهای کاربردی، قابلیتهای داخلی شرکت و قابلیتهای خارجی و ارتباطات به عنوان ابعاد قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات شناسایی شدند.

مدیریت بازرگانی

ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 434-452

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425491.1243

سید حمید میر مطهری، سینا نعمتی زاده، سیدعباس حیدری

چکیده هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها، آمیخته (کیفی-کمّی) می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل گروهی از خبرگان رستوران‏های زنجیره ای ‏(اساتید دانشگاهی، مدیران اجرایی، و مشاوران) است، که با روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری نمونه‏گیری ادامه یافت (15 مصاحبه). در فاز کمّی، مدیران رستوران‏های زنجیره ای به عنوان جامعه در نظر گرفته شده و از میان آنها، 384 نفر بر اساس روش نمونه‌برداری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبه‌های غیرساختار یافته با خبرگان و در فاز کمی‏، پرسشنامه‌ای محقق ساز مشتمل بر 74 گویه بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‏ها در مرحلة کیفی از نرم افزار  Maxqda و در بخش کمی‏از نرم‌افزارهای ‏SPSS و SmartPLS استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده، روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. در این پژوهش، در شرایط علی(محتوای تبلیغات؛ کیفیت تبلیغات محیطی و ویژگی‏های تبلیغاتی)؛ عوامل اصلی زمینه ای(شعار تبلیغاتی، عناصر بیلبورد ‏و تحلیل حرکات چشم مشتریان)؛ ‏شرایط مداخله‏گر(تبلیغات انلاین، هزینه تبلیغات، تبلیغات از طریق وسایل و ارتباط جمعی)؛ مقوله‏های محوری (وضعیت تبلیغات محیطی، توسعه تأثیرگذاری تبلیغات و تبلیغات مؤثر بر نیات مشتریان)؛ راهبردها(جاذبه‏های پیام تبلیغات، ارزیابی فرایند انتخاب تبلیغات محیطی) و سه مقوله مزیت رقابتی، ‏ارزش آفرینی ‏و ارتقای تصمیم گیری‏های استراتژیک بازاریابی ‏به عنوان پیامدهای ‏تبلیغات محیطی بر مبنای بکارگیری ردیاب چشم طبقه بندی شده است.

مدیریت بازرگانی

بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانه‌‌ها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرف‌کنندگان به مصرف کالاهای داخلی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 453-473

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.463894.1405

ابوالفضل دانایی

چکیده هدف کلی از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانه‌ها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرف‌کنندگان به مصرف کالاهای داخلی است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات توصیفی ـ پیمایشی است که به‌صورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، مردم شهر مشهد بودند و با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸4 نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسش­نامه محقق ‌ساخته ۶۱ ماده‌ای بود. روایی محتوایی پرسش­نامه با استفاده از نظرات 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در حوزه تبلیغات و رسانه، مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی نیز بر اساس آلفای کرونباخ برای کل پرسش­نامه، 824/0 به دست آمد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و SPLS استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثربخشی تبلیغات رسانه‌ها (صداوسیما) تأثیر مثبت و معناداری بر گرایش مصرف‌کنندگان به مصرف کالاهای داخلی دارد.

مدیریت بازرگانی

ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری در سازمان تامین اجتماعی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 253-273

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.429477.1268

حسین برزگر، وحید ثانوی گروسیان، علی حسین زاده

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیر حضوری در سازمان تأمین اجتماعی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و براساس روش، از نوع توصیفی-تحلیلی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مشتریان سازمان تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی می‌باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد. متغیر رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری شامل 4 بعد زیرساختها، فرهنگ سازی، اصلاح ساختارها و خلاقیت و نوآوری می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، تناسب مناسبی با داده‌های جمع‎آوری شده دارد.‌ همچنین جهت بهبود شاخص‌های برازش مدل، از اصطلاحات پیشنهادی منطبق با ادبیات پژوهش استفاده شده است و در نهایت مدل پژوهش تائید شد.

مدیریت بازرگانی

ارائه الگوی جذابیت‌های هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 298-319

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446186.1328

موهان محمدی، پیام پاسلاری، سعید مرادپور، صادق مسجودی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی جذابیت‌های هیجانی و عقلانی در بازاریابی ویدیویی مبتنی بر شبکه­های اجتماعی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ­ها توصیفی-کمی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 200 نفر از دانشجویان پسر و دختر بین 25 تا 35 سال می‌باشند که به عنوان نمونه انتخاب شدند و در معرض دو نوع محرکِ تبلیغ ویدیویی کوتاه مدت قرار گرفتند. روش نمونه گیری تصادفی می‌باشد. گرد‌آوری داده‌ها از طریق پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. در این مطالعه با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری مشخص شد بین جذابیت­ های هیجانی و عقلانی در "جلب توجه" مخاطب به تبلیغات ویدیویی تفاوت معنا داری وجود دارد که بسته به نوع و شدت بار هیجانی یا عقلانی استفاده شده در تولید محتوا، تأثیر متفاوتی در ایجاد "درگیری رفتاری" در مخاطب هدف خود دارند. همچنین تأثیر متغیر جلب توجه بعنوان یک متغیر واسط در ایجاد درگیری رفتاری، شناسایی شد.