ارائه الگوی فناوری های هوشمند در بهبود ارتباط با مشتری مورد مطالعه شرکت های عراقی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.585266.1760
محمد باسم محمود، محمد باشکوه، حسین رحیمی، قاسم زارعی
چکیده هدف اصلی این مطالعه، ارائه الگویی منسجم برای نقشآفرینی فناوریهای هوشمند در بهبود ارتباط با مشتری بود تا سازمانها بتوانند از این قابلیتها برای خلق مزیت رقابتی بهره ببرند. این تحقیق از نظر ماهیت، یک پژوهش بنیادی-کاربردی با رویکرد ترکیبی اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، با اتخاذ روش نظریه زمینهای (نسخه کوربین و اشتراوس)، به دنبال کشف روابط و ساخت الگوی نظری از دل دادههای تجربی بودند. جامعه آماری پژوهش را مدیران، فعالان و اساتید خبره حوزه بازاریابی و صنعت بانکداری با حداقل ۵ سال سابقه کار مرتبط تشکیل دادند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته جمعآوری شد و فرآیند نمونهگیری هدفمند و نظری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت منجر به مصاحبه با ۲۱ نفر شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، و انتخابی) انجام گرفت. نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که بهبود ارتباط با مشتری توسط فناوریهای هوشمند حول یک چرخه پویا و سهسطحی سازماندهی میشود که شامل پیشایندهای سازمانی و استراتژیک (نظیر آمادگی زیرساختی و تطابق فرهنگی)، مولفههای اجرایی (شامل تحلیل بلادرنگ دادههای تعاملی و درگیر نمودن پویا مشتری)، و پیامدهای دوگانه (همچون بهبود تجربه احساسی مشتری و افزایش بهرهوری عملیاتی) بود. این الگو تأیید کرد که سازمانها برای موفقیت در تعامل هوشمند، باید ابتدا بر آمادگی بنیادین تمرکز کنند تا بتوانند از طریق فناوریهای تحلیلی، به پیامدهایی نظیر انطباق هوشمند با نیازهای مشتری و ارتقای سرعت تصمیمگیری دست یابند. در مجموع، الگوی توسعهیافته نه تنها یک چارچوب نظری جامع برای محققان فراهم کرد، بلکه یک راهنمای عملی برای مدیران جهت تبدیل فناوریهای هوشمند به مزیت رقابتی پایدار در مدیریت ارتباط با مشتری محسوب شد.
طراحی مدل علی عوامل موثر بر زنجیره تأمین لارس
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 42-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407735.1143
مجتبی خالصی، مژده ربانی، حسن دهقان دهنوی، ابوالفضل صادقیان، محمد تقی هنری
چکیده هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل علی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین لارس (ناب، چابک، تابآور و پایدار) میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی - توسعهای است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون ادبیات تحقیق هر یک از پارادایمهای زنجیره تأمین مورد بررسی قرار گرفت و سپس، با استفاده از آن ابعاد زنجیره تأمین پایدار، زنجیره تأمین تابآور، زنجیره تأمین چابک، زنجیره تأمین ناب و 16 شاخص مختلف آنها نیز مشخص شد. برای تعیین میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری هر یک از شاخصها از روش دیمتل استفاده شد که به این منظور پرسشنامه دیمتل توسط اساتید و خبرگان این حوزه تکمیل شد و در نهایت در دستگاه مختصات دکارتی روابط بین شاخصها مشخص گردید. نتایج این مرحله نشان داد که به ترتیب عوامل اقتصادی، چابکی، بهبود مستمر و انعطافپذیری بیشترین تأثیرگذاری و از طرفی، مدیریت تأمینکنندگان بیشترین تأثیرپذیری را در بین شاخصهای زنجیره تأمین لارس دارند. در نهایت برای ارائه مدل مفهومی مناسب زنجیره تأمین لارس، با استفاده از روش معادلات ساختاری صحت روابط مدل ارائه شده توسط 20 نفر از خبرگان این حوزه مورد ارزیابی کمی قرار گرفت. در این قسمت روایی، پایایی و ارزیابی عملکرد کلی مدل مفهومی از طریق شاخصهای مختلف ارزیابی و تأیید شد. باتوجهبه بارهای عاملی مدل مفهومی ارائه شده میتوان نتیجه گرفت که شاخصهای این معیارهای نیز در طراحی زنجیره تأمین لارس نقش بسزایی ایفا میتواند و پیشنهاد میشود که در هر یک از معیارها در راستای دستیابی به اهداف بهدرستی و مناسب مدیریت و برنامهریزی شوند.
