ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 89-108
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.507726.1505
حافظ محرابی حصار، حمید فروغی پور، محمد نیکروان
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی؛ و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از طرح تحقیق پیمایشی مقطعی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه خبرگان و کارشناسان ورزشی دانشگاههای آزاد، پیام نور و دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه اراک و دانشجویانی که از این فناوری در ورزش استفاده کرده اند تشکیل داد. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، نمونه 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از نظر خبرگان وتحلیل محتوا بوده است. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از این فناوری در ارتقای عملکرد ورزشی، جلوگیری از آسیب دیدگی، محافظت از ورزشکاران و همچنین بالا بردن دقت و تمرکز در داوری و رعایت عدالت در مسابقات ورزشی تاثیر معناداری دارد و پیامدهای عملکرد مدیریت هوشمند، عوامل آموزشی مدیریت هوشمند، عوامل سازمانی مدیریت هوشمند، عوامل فردی مدیریت هوشمند، عوامل فناوری مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی استان مرکزی تاثیر دارد.
مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 128-145
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577859.1716
علی سعدی صالح، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار
چکیده هدف این پژوهش مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری را مشتریان و فعالان زنجیره تأمین محصولات ارگانیک در عراق تشکیل میدهند. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و با توجه به جدول مورگان و رعایت معیار کفایت نمونه، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت ۳۹۰ پرسشنامه قابل تحلیل دریافت شد. جهت گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجهای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تأیید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد که درگیری مشتری بر مدیریت بحران، بهینه سازی زنجیره تأمین، بازاریابی پایدار تأثیر دارد، مدیریت بحران بر بهینه سازی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاه های خرده فروشی آنلاین
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 207-228
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534481.1583
ساناز مرادی، هما درودی، ابوالفضل مقدم، فرشته لطفی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاههای خرده فروشی آنلاین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش رتبه بندی شامل 10 نفر از مدیران ارشد خبره و دانشگاهیان با سابقه و آشنا با مفهوم بازاریابی و نمونه گیری هدفمند قضاوتی و در بخش معادلات ساختاری شامل 373 نفر از مشتریان خرده فروشیهای آنلاین و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل داده از رتبه بندی و نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که 21 شاخص شناسایی شد که شامل عوامل مدیریتی فروشگاه، (5 شاخص)، تقویت فضای تعاملی (5 شاخص) و عوامل محتوایی رسانه (6 شاخص)، هوشمندی رقابتی (5 شاخص) بودند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری، ضمن تأیید برازش مدل نشان میدهد که عوامل مدیریتی فروشگاه با ضریب تأثیر استاندارد 0.79، تقویت فضای تعاملی در رسانه اجتماعی 94/0، با ضریب تأثیر استاندارد 94/0، عوامل محتوایی رسانه با ضریب تأثیر استاندارد 98/0 و هوشمندی رقابتی با ضریب تأثیر استاندارد 77/0، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده تأثیر میگذارد این یافتهها نهتنها به تقویت ارتباطات استراتژیک و بهینهسازی فرآیندهای بازاریابی دیجیتال کمک میکند، بلکه نشان میدهند که چگونه فروشگاههای آنلاین میتوانند از رسانههای اجتماعی و محتوای دیجیتال برای بهبود تجربه خرید و افزایش تعامل با مشتریان استفاده کنند.
طراحی الگوی رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 229-252
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.454427.1367
فاطمه فلاح کهنه قوچان، امیر رحیمپور، علی حسینزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از مادران باردار طبقه متوسط به بالای شهر مشهدکه تجربه اولین بارداری را دارند، تشکیل میدهند که نمونه گیری بصورت گلوله برفی میباشند. جامعه آماری کمی شامل 384 نفر از مادران باردار است که با شیوه نمونهگیری هدفمند و قضاوتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل در بخش کیفی از تحلیل پدیدارشناسی با رویکرد کلایزی برای تحلیل دادههای متنی و در بخش کمی از نرم افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش بخش کیفی نشان داد که 45 کد در قالب 18 مضمون فرعی و 9 مضمون شناسایی شد که شامل ویژگیهای پزشک متخصص زنان، معرفی دوستان و آشنایان، پویایی در کار، داشتن سخت افزارها و تجهیزات، قوانین بیمهای و دستمزد، روزآمدی پزشک، ضابطه محوری، گرفتن ارتباط مثبت با بیمارها و توسعه محوری میباشد. نتایج بخش کمی نشان داد که، ویژگیهای فردی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تأثیر دارد. نحوه ارائه خدمات پزشکی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تأثیر دارد. ویژگیهای ارتباطی بین پزشک و بیمار بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تأثیر دارد.
شناسایی عوامل ریسک اعتباری مشتریان در بانکهای دولتی و خصوصی
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 253-275
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544989.1624
سجاد صدیق، رضا طهرانی، عباس راد
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل ریسک اعتباری مشتریان در بانکهای دولتی و خصوصی میباشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری شامل 5 نفر از خبرگان در حوزه بانکداری و به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه ماتریسی برای رتبهبندی و ارزیابی شاخصها میباشد. با استفاده از روشهای تحلیل ساختاری و مدلسازی سیستماتیک، دادههای مربوط به ریسک اعتباری مشتریان بانکها جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابتدا ابعاد و شاخصهای مؤثر بر ریسک اعتباری شناسایی و سپس با استفاده از روش دلفی و نظرات خبرگان، مقایسات زوجی انجام شد. در مرحله بعد، با استفاده از روشMICMAC، اثرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها مشخص گردید و متغیرها بر اساس نفوذ و وابستگی در یکی از چهار گروه خودمختار، وابسته، پیوندی و کلیدی دستهبندی شدند. نتایج نشان داد که متغیرهایی مانند اشتغال و درآمد پایدار، مسکن مناسب و توزیع عادلانه امکانات و خدمات زیرساختی به عنوان متغیرهای کلیدی و مؤثر در کاهش ریسک اعتباری شناخته شدند. همچنین، متغیرهایی مانند شرایط بیرونی و نوع فعالیت در گروه متغیرهای وابسته و خودمختار قرار گرفتند. این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران بانکی در بهبود روشهای ارزیابی ریسک اعتباری و اتخاذ تصمیمات مناسب کمک کند.
بررسی ارتباط تمایلات سرمایه گذاران در صنعت بیمه با تأکید مدل روانشناختی
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 276-290
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501057.1486
یعقوب همتی، مهدی خادمی گراشی، علیرضا دقیقی اصلی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارتباط تمایلات سرمایه گذاران در صنعت بیمه با تأکید مدل روانشناختی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل 140 نفر از سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه هستند که با روش نمونه-گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. براساس یافتههای بخش کیفی چهار بعد عوامل ادراکی، عوامل اقتصادی، عوامل عاطفی و عوامل کنترلی به دست آمد بنابراین نتایج نشان داد که متغیرها و عوامل تاثیرگذار در این تحقیق پس از بررسی مطالعات گذشته و مصاحبه با خبرگان شامل عوامل ادراکی عوامل اقتصادی عوامل عاطفی و عوامل کنترلی میباشد و بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری و آمارههای بدست آمده میتوان دریافت که ضرایب تمامی عوامل تأثیر معنادار بر مدل نهایی داشته و اثرگذاری تمامی عوامل بر الگوی ساختاری- فرآیندی تمایلات سرمایهگذاران در صنعت بیمه با تأکید بر عوامل روانشناختی تأیید میگردد.
تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 478-503
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.502977.1495
محمدمهدی جعفریان، حبیب رودساز، میرعلی سیدنقوی، علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده هدف این پژوهش تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش براساس روش هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) در فراترکیب میباشد. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به تحلیلی بر اشتیاق تعامل مدیران با فناوریهای هوشمند پرداخته شد که نهایتاً 25 مقاله مشخص شد که با تحلیل و کدگذاری متون مرتبط، برای شناسایی کاربردهای اصلی، ابتدا 67 کد باز شناسایی شد و این کدهای توصیفی در 25 دسته اصلی قرار گرفتند و سپس این 25 کد با توجه به نوع تحلیل آنها در قالب 12 مضمون سازماندهنده و سپس 5 مضمون فراگیر در قالب چارچوب نظری پژوهش ارائه گردید. نتایج نشان داد که اشتیاق تعامل مدیران نهتنها به ارتقای فردی مدیران کمک میکند، بلکه میتواند به تحول فرهنگی و فناوری در سازمانها و ارتقای رقابتپذیری آنها در بازار هم منجر شود.
طراحی و اعتبارسنجی مدل تحول دیجیتال با رویکرد نوآوری مبتنی بر پایداری در صنعت بستهبندی مواد غذایی
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 504-533
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.496617.1473
مژگان غریبی مرزنکلا، سید محمد رضا داودی، محمد رضا دلوی اصفهان
چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی و اعتبارسنجی مدل تحول دیجیتال با رویکرد نوآوری مبتنی بر پایداری در صنعت بستهبندی مواد غذایی انجام شد. این مطالعه از منظر هدف کاربردی-توسعهای و ازنظر روش گردآوری دادهها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل مدیران و کارشناسان و پرسنل متخصص صنعت بستهبندی مواد غذایی بود. نمونهگیری با روش هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز از دیدگاه 150 نفر از مدیران و کارشناسان صنعت بستهبندی مواد غذایی استفاده شد. حجم نمونه با روش اندازه اثر و توان آزمون تعیین شد و برای نمونهگیری از روش خوشهای-تصادفی استفاده گردید. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون با نرمافزار Maxqda و برای سطحبندی از مدلسازی ساختاری-تفسیری با نرمافزار Micmac و برای اعتبار سنجی از حداقل مربعات جزئی با نرمافزار Smart PLS استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مدل طراحیشده با 14 مؤلفه: منابع کسبوکار، رهبری تحول دیجیتال، آیندهنگری دیجیتال/پایدار، استراتژیهای دیجیتال/پایدار، بهکارگیری فناوریهای نوین در فرایندها و عملیات، قابلیتهای کلیدی دیجیتال/پایدار، تجربه دیجیتال کارکنان، نگرشی نوین به فرایندهای نوآورانه صنعت بستهبندی مواد غذایی، بهبود عملکردهای پایدار بستهبندی مواد غذایی، طراحی بستهبندیهای نوآورانه مواد غذایی، همراستایی استراتژی نوآوری دیجیتال/پایدار باقابلیت دیجیتال/پایدار، پایداری کسبوکار در عصر دیجیتال، بهبود در تجربه مشتری (دیجیتال/پایدار)، پیامدها در صنعت بستهبندی مواد غذایی شناسایی گردید.
شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369
محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونهگیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روشهای بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزشهای برتر را برای مشتریان ارائه میدهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری میشود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم میکند. به کمک این رویکرد، بانکها میتوانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
تاثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 48-63
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512978.1527
سیدرضا سیدجوادین، دانیال ظهیری فرد
چکیده هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونهای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.
ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 201-226
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.556083.1660
کیمیا دریسی، بهروز قاسمی، فریده حق شناس کاشانی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از مدیران و کارکنان بخش بازاریابی شرکتهای داروسازی، خبرگان و اساتید آگاه به این حوزه می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از مصرف کنندگان دارو می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (کیفیت اثباتشده، نظام پایش ایمنی دارو، دادههای علمی معتبر)، شرایط زمینهای (همکاری نهادی، تعامل علمی–اقتصادی با سیاستگذاران، استانداردهای بینالمللی)، شرایط مداخلهگر (عوامل ژئوپلیتیک، رقابت چندسطحی، تحولات فناورانه)، راهبردها (برتری علمی، شفافیت، مدیریت بحران، نوآوری بومی) و پیامدها (اعتماد پایدار، جایگاه بازار، اعتبار علمی و توان چانهزنی سیاستی) پیکره مدل شهرت برند را تشکیل میدهند. در بخش کمی، نتایج پژوهش نشان دهنده اعتبار بالای مدل استخراج شده بود.
طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 227-251
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.502094.1492
مریم تهیدست شاهخالی، مهرداد گودرزوند چگینی، سعید باقر سلیمی، محمد دوستار
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان و کارکنان است که تجربه همکاری با پایداری سازمان را دارند, میباشد که نمونه آماری با توجه به نامحدود بودن جامعه, حجم نمونه از فرمول 5q<n<15q محاسبه شد و تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری در این پژوهش بهصورت تصادفی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل مناسب رفتارشهروندی سازمانی پایداردرنظام بانکی منطبق بر الگوی پارادایمی شامل شش متغیر اصلی شرایط عِلّی، شرایط زمینههای، شرایط مداخلهای، راهبردها، پیامدها و پدیده محوری بوده و دارای 18 شاخص میباشد. مدل پارادایمی پژوهش بر اساس راهبرد نظریه داده بنیاد نمایش داده شده است که شامل 5 شاخص در متغیر اصلی «شرایط عِلّی» و زیرمجموعه سه مقوله، عوامل فردی، عوامل سازمانی قرار میگیرند. متغیر اصلی «شرایط زمینهای» و یک مقوله توسعه مهارتها، در متغیر اصلی «شرایط مداخلهگر» یک مقوله ابزارها و منابع پایدار و مقوله عوامل سازمان-محور، رفتارشهروندی سازمانی پایداردر متغیر اصلی «راهبردها» رهبری تحول ساز محیطی در متغیر اصلی «پیامدها» عملکرد پایدار سازمانی میباشد و شاخص کلی برازش (GOF) عددی برابر 6534/0 به دست آمد که نشان از برازش کلی قوی مدل پژوهش دارد.
ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 323-342
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.504015.1498
سعید احمدیان، سیدکامران نوربخش، قاسمعلی بازآیی، سیدعباس حیدری
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول (مورد مطالعه مصرف کنندگان لوازم خانگی در مشهد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده های پژوهش توصیفی از نوع آزمایشی، هم بستگی و پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل مصرف کنندگان لوازم خانگی به تعداد 384 نفر می باشد، که با روش نمونه گیری بصورت غیر احتمالی و در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. با اطمینان 95 درصد برازندگی مدل ادراک از ایمنی استفاده کنندگان لوازم خانگیدر مشهد پذیرفته شد. نتایج نشان داد که جهت دهی مشتری و آموزش، عوامل مرتبط با فروشندگان، دستور العمل و لیبل، عوامل فرهنگی و اجتماعی، تبلیغات و بازاریابی، ویژگی جمعیت شناختی، دانش و آگاهی مشتری، عوامل مرتبط با محصول بر ادراک مصرف کنندگان از ایمنی محصول تاثیر دارد.
طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 343-360
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501556.1487
محمد هادی صفرنژاد نوکاشتی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعهی شرکتهای تعاونی مصرف در ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکتهای تعاونی مصرف میباشد و به روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکتهای تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفههای کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزشدیده، استراتژیهای توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایتهای قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهرهگیری از فناوریهای نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفههای فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیلکننده توسعه را ایفا میکند. شاخصهای کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهرهوری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفهها و شاخصها برای تحقق توسعه پایدار شرکتهای تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران این حوزه باشد.
شناسایی الزامات مهارتی و ویژگی های دانشگاهی متناسب با فضای کسب و کار در انقلاب صنعتی چهارم
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 155-175
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442594.1314
پرستو سلطانی، حامد تارین
چکیده هدف از انجام این پژوهش، شناسایی الزامات مهارتی و شایستگی و همچنین ویژگی دانشگاهها برای پاسخگویی به تحولات کسبوکار آینده در فضای انقلاب صنعتی چهارم است. روش کار پژوهش حاضر شامل بررسی و تحلیل ادبیات و منابع علمی در زمینه موضوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق شامل اسناد علمی (مقالهها) منتشره از سال 2010 تاکنون میباشد. روش نمونهگیری از نوع هدفمند بوده که بر این اساس تعداد 87 مقاله جهت بررسی و تحلیل نهایی انتخاب گردید. اعتبار مقولههای گردآوری شده با استفاده از فرمول مایلز و هوبرمن، 82 درصد به دست آمد. تجزیه و تحلیل مضامین با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار 22Maxqda انجام گرفت. یافتههای پژوهش حاضر در دو بخش: الف) شایستگیهای دیجیتال، اجتماعی، شناختی، فنی و شخصی به عنوان الزامات مهارتی و شایستگی انقلاب صنعتی چهارم و ب) ویژگیهای دانشگاه آینده در قالب حرفهگرا، شبکهگرا، دیجیتالگرا، صلاحیتگرا، پروژهگرا، تحولگرا، مرزگستر، آموزش و یادگیری شخصیگرا، و مهارتگرا ارائه گردید. نتایج پژوهش نشان داد دانشگاه با رعایت الزامات مهارتی و شایستگیهای نوین انقلاب صنعتی چهارم و کسب ویژگیهای یاد شده میتواند دانشجویان را برای فضای کسبوکار آینده و اشتغالآفرینی و اشتغالپذیری آماده نمایند.
شناسایی پیشرانهای موثر بر آینده سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 306-329
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.507663.1504
نسرین عربی، علی لعل بار، محمدحسن ملکی، مجید داودی نصر
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشرانهای موثر بر آینده سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری می باشد. تحقیق حاضر از نظر جهتگیری، یک مطالعه کاربردی بوده و از منظر گردآوری دادهها، یک پژوهش میدانی میباشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان سرمایهگذاری و درآمدزایی در حوزه تأمین اجتماعی هستند و نمونهگیری بر اساس تخصص در این حوزهها انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر با 10 نفر می باشد. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامههای خبرهسنجی و اولویتسنجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از فنون کمی دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. نتایج نشان داد که 29 پیشران از طریق مرور ادبیات و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان تأمین اجتماعی استخراج شد. در گام بعد این پیشرانها با روش دلفی فازی غربال شدند. نه پیشران از عدد دیفازی مطلوبی برخوردار بودند و برای رتبهبندی نهایی انتخاب شدند. پیشرانهای نهایی با روش مارکوس اولویتبندی شدند. پیشران های دارای اولویت عبارت بودند از: پیشرانهای میزان همکاری سازمان تأمین اجتماعی با استارتاپهای فناوری، میزان همکاری نهادها و موسسات مالی کشور با فینتکها و توسعه رگتکها.
سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 330-353
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.510777.1518
محمد هادی وزیری، مهدی محمد باقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری بوده است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمی) است که از نظر هدف، کاربردی- توسعهای و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تأیید رسید. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت مالی و متخصص در زمینه مدیریت ریسک و مدیران ارشد بانک میباشد؛ که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند تعداد آنها 21 نفر برآورد شده است؛ همچنین با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی و کدگذاری مصاحبهها پرداخته شد. بهمنظور سطحبندی و بررسی ارتباط بین مضامین از تکنیک معادلات ساختاری تفسیری (ISM)، تحلیل میک مک استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز دادههای کیفی گردآوری شده منجر به استخراج 87 کد اولیه، 27 مضمون پایه و 13 مضمون سازماندهنده گردید. همچنین نتایج نشان میدهد 13 مضمون سازماندهنده الگوی مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری در چهار سطح قرار گرفته است و «مدیریت قوی نظارتی» تأثیرگذارترین مضمون پژوهش و مضامین «کنترل ریسک قوانین بانکداری»، «شفافیت تسهیلات کلان بانکی»، «ابهامزدایی از قوانین»، «ارزیابی سطح اعتباری مشتریان»، «تحلیل نسبتهای مالی و بانکی» و «ایجاد فرصت استراتژیک برای سیستم بانکی» تأثیر پذیرترین مضامین پژوهش هستند.
تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بینالمللی: نقش واسطهای فرهنگ نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 406-428
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534558.1586
صباح حمزه محیسن، صمد رحیمی اقدم، سید صمد حسینی، وحید احمدیان
چکیده هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بینالمللی: نقش واسطهای فرهنگ نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت بهعنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرمافزار pls3 استفاده گردید. یافتهها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بینالمللی شرکتهای کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نهتنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بینالمللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بینالمللی ایفا میکند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکتهای کوچک و متوسطی که در استراتژیهای فناوری خود همسویی ایجاد میکنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بینالمللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکتها میتواند بهعنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاستگذاری و مدیریت شرکتهای کوچک و متوسط توصیه میشود.
طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 429-452
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544230.1618
سمانه گودرزوند چگینی، ابراهیم چیرانی، مهدی خشنود، مجتبی افشاریان
چکیده با گسترش رمزارزها در دهه گذشته و توسعه صرافی های رمزارز ایرانی برای ارائه خدمات به سرمایه گذاران ایرانی، با توجه به نوپا بودن و نیاز آنها برای توسعه الگوهای بومی کسب وکار بخصوص در بحث مالی تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد انجام شده است.این پژوهش بر اساس نوع داده ها از نوع پژوهش های کیفی، با توجه به هدف از نوع پژوهش های بنیادی و اکتشافی به شمار می رود که در پی طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران است. مشارکت کنندگان شامل اساتید مهندسی مالی و سرمایه گذاران بازار رمز ارز بوده اند در انتخاب نمونه ها تلاش گردید که آگاه ترین و در بسیاری از موارد فعال ترین افراد حوزه رمزارز انتخاب شوند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و روش گردآوری داده ها از نوع میدانی است. در این پژوهش از نمونه گیری نظری استفاده گردید و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری 15 نفر بوده است. از طریق روش نظری پردازی داده بنیاد به تحلیل داده های کیفی اقدام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، متغیرهای شناسایی شده در دو بخش علل و پیامد قرار گرفته اند. علل شناسایی شده در پژوهش شامل ویژگی های معاملاتی رمزارز، ویژگی های فردی-رفتاری، ویژگی های فناوری وپشتیبانی قوانین است و عوامل پیامدی نیز شامل ریسک های ویژه، درآمدزایی(سود) و جایگاه نظارتی و عملیاتی دولت است.
تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 453-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.450122.1348
هادی دانشور، رسول برادران حسن زاده، مرضیه علیوندی وفا
چکیده هدف این پژوهش تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری کلیه مدیران شرکتهای فعال در بورس تهران میباشد، حجم نمونه براساس جدول مورگان 139 نفر تعیین گردید، در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد که ویژگیهای شخصیتی برونگرایی، گشودگی بر تجربه، توافق پذیری و مسئولیتپذیری بر درجه تحمل ریسکپذیری تأثیر مثبت و معناداری دارند، اما در مقابل ویژگی شخصیتی روان رنجوری بر درجه تحمل ریسکپذیری تأثیر معناداری ندارد.
سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 471-487
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544821.1621
رحیم بخش پرندوش، زهرا دشت لعلی، سید محمدرضا داودی
چکیده پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران (مورد مطالعه: بسته بندی زعفران) می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) و از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری در بخش ساختاری تفسیری شامل خبرگان دانشگاه و مدیران شرکت های بسته بندی زعفران می باشد که تعداد نمونه آماری به صورت هدفمند 15 نفر انتخاب شد و تعداد نمونه آماری در بخش تحلیل عاملی تاییدی براساس نمونهگیری طبقه ای تصادفی با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید، توزیع شد. ابزار های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه ISM و پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از بخش کیفی می باشد. روش تحلیل در بخش کیفی رویکرد ساختاری تفسیری با نرم افزار میک مک و در بخش کمی تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار ایموس انجام شد. یافته های بخش ساختاری تفسیری نشان داد که عوامل احصا شده در هفت سطح دسته بندی شد که عامل «فناوریهای نوین و هوشمندسازی در بستهبندی» مهم ترین عامل شناسایی شد و نتایج بخش تحلیل عاملی تاییدی نشان داد، مسیرها و روابط علی بین سازههای بیرونی و داخلی در مدل ساختاری با روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت.
بررسی تاثیر توانمندسازهای باز بر چابکی شرکتهای کوچک و متوسط منتخب در شهرک صنعتی یزد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 47-69
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.445342.1322
زهرا رضائی صدرآبادی، سید حیدر میرفخرالدینی، داود عندلیب اردکانی
چکیده هدف مطالعه حاضر، بررسی نقش نوآوری باز، سرمایه اجتماعی، ایجاد دانش مشارکتی و همکاری با شرکای خارجی برای افزایش چابکی در شرایط آشفتگی دنیای امروز و ارائه الگوی جدیدی برای بهکارگیری توانمندسازهای باز چابکی در شرکتهای کوچک و متوسط منتخب شهرک صنعتی یزد است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی بوده و از نوع تحقیق توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگانی از مدیران عالی و میانی 17 شرکت کوچک و متوسط منتخب از شهرک صنعتی یزد به تعداد 92 نفر میباشد. با توجه به محدود و دردسترس بودن جامعه، از روش سرشماری برای جمعآوری دادهها استفاده شد که در نهایت 89 پرسشنامه بازگشت داده شد. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامههای ایجاد دانش مشارکتی العموش و همکاران (2020)، چابکی سازمانی لی و همکاران (2015)، سرمایه اجتماعی لئو و همکاران (2016)، همکاری با شرکای خارجی رضازاده و نوبری (2018) و نوآوری باز چن و لئو (2018) میباشد. جهت بررسی روایی، پایایی و برازش مدل مفهومی تحقیق از نرمافزار smart PLS استفاده گردید که روایی و پایایی سؤالات پرسشنامه تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد بر اساس مقادیر معناداری فرضیات، هر 4 فرضیه تحقیق تأیید شدند. بنابراین چابکی سازمانی به طور قابل توجهی تحت تأثیر نوآوری باز و به دنبال آن همکاری با شرکای خارجی و ایجاد دانش مشارکتی میباشد و سرمایه اجتماعی بر ایجاد دانش مشارکتی در شرکتهای کوچک و متوسط منتخب شهرک صنعتی یزد تأثیر مثبت و بسزایی دارد.
شناسایی عناصر و مولفه های اولیه موثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 70-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.456992.1379
مهدی اسدی، محمد محمودی میمند، مهدی زکی پور
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عناصر و مؤلفههای اولیه مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی و روش اجرا به صورت تکنیک دلفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 35 نفر از مدرسین، اساتید و اعضاء هیات علمی دانشگده مدیریت و همچنین کارشناسان ارشد و مدیران بانکهای خصوصی میباشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اعضاء پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و به منظور رسیدن به اجماع در مورد مؤلفههای بدست آمده از تحقیقات پیشین و مقالات منتشر شده در سایتهای علمی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای مربوط به عوامل علی؛ شامل عوامل انسانی؛ عوامل تکنولوژی؛ عوامل پشتیبانی؛ و عوامل زمینهای شامل عوامل فرهنگی و عواملِ صنعت؛ عوامل سازمانی شامل عوامل طراحی سازمان و عوامل مشتری؛ به عنوان متغیرهای مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونکی شناسایی و دسته بندی گردید. همچنین رضایت و وفاداری بعنوان پیامدهای بکارگیری مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی شناخته شد.
پیش بینی اثر عوامل موثر در تعیین قیمت سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه های فازی عصبی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 119-143
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.485176.1445
یوسف ناجی، حمیدرضا ملایی، علی رئیس پور رجبعلی، مهدی محمدباقری
چکیده هدف پژوهش حاضر مدلسازی ریاضی پیشبینی قیمت سنگآهن و محصولات جانبی آن بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه دادهها پیمایشی است. اصلیترین روشهای جمعآوری دادهها در تحقیق حاضر، روش کتابخانهای است قیمت روزانه نفت ایران از طریق مراجعه به پایگاه اینترنتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت با نام اختصاری اوپک حاصل گردید. قیمت روزانه سهام سنگآهن از طریق پایگاه اینترنتی بورس کالا و قیمت سکه بهار آزادی و نرخ دلار از طریق بانک مرکزی ایران استخراج گردید. شاخصها ابتدا از مطالعات کتابخانهای استخراج شدند در این تحقیق جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگآهن به مدت 2.058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیشبینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمتهای روزانه سهام سنگآهن در بازه زمانی ورود شرکتها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر میگیرد. برای پیشبینیهای صورت گرفته بهوسیله شبکه عصبی از نرمافزارهای Eviews، Python و Matlab استفاده شد. بر اساس یافتههای مطالعات انجامشده 12 متغیر بهعنوان متغیرهای پیشبین جهت طراحی مدل پیشبینی استخراج گردید. نتایج دیمتل نشان 7 عامل قیمت سایر عرضه کنندگان، اثر فصلی ثبت سفارش، قیمتهای دورههای گذشته، نرخ تعرفه دولتی، نرخ ارز، قیمت نفت و قیمت جهانی سنگآهن اثرگذارترین عوامل بودند. رویکرد فازی عصبی انطباقی که یکی از رویکردهای مهم برای مقایسه میزان اثرگذاری عوامل مختلف میباشد. نتایج نشان داد نرخ ارز دارای بیشترین تکرار در بین متغیرهای هفتگانه موجود میباشد و پس از آن قیمت جهانی سنگآهن قرار دارد. پس از آن متغیر اثر فصلی ثبت سفارش و متغیرهای نرخ تعرفه دولتی و قیمت نفت پس از آن قرار دارد. کم تکرارترین متغیر قیمت دورههای گذشته میباشد که صرفاً یکبار در جایگشتها به برتری رسیده است.
شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجهبندی سرمایهای با رویکرد اختیار سرمایهگذاری
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 189-223
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.485796.1446
علی رضایی، مهدی محمد باقری، حجت بابایی، محسن زاینده رودی
چکیده هدف پژوهش حاضر الگویی برای شناسایی عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجهبندی سرمایهای با رویکرد اختیار سرمایهگذاری میباشد. روش پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت داده کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان نیروگاهی مجمر که حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در نیروگاه بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گردآوری داده ها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبهها استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده 6 مضمون سازنده و 14 مضمون پایه شناسایی شدند. 6 مضمون سازنده عبارتند از عوامل سیاسی و بین المللی، عوامل قانونی و مقرراتی، عوامل مالی و بودجهای، عوامل فناوری و اطلاعاتی، حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی و عوامل اقتصادی. ابعاد عوامل حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی عبارتند از: حوزه ساختار و سازماندهی، حوزه منابع انسانی و حوزه مدیریت. ابعاد عوامل فناوری و اطلاعاتی عبارتند از: حوزه محیط فناوری اطلاعات و حوزه اشتراک گذاری اطلاعات.ابعاد عوامل اقتصادی عبارتند از: ساختار اقتصادی و محیط اقتصادی.ابعاد عوامل سیاسی و بین المللی عبارتند از: ساختارو محیط سیاسی و عوامل فراملی و بین المللی. ابعاد عوامل قانونی و مقرراتی عبارتند از: عوامل قانونی عام وکلی و عوامل قانونی خاص. ابعاد عوامل مالی و بودجهای عبارتند از حوزه عوامل انسانی و توانمندیهای فردی، حوزه الزامات و عوامل درون سازمانی و حوزه عوامل و الزامات برون سازمانی می باشد.
