موضوعات = سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی
سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ارائه‌ی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوت‌های فرهنگی

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 142-171

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420846.1223

حامد ثقفیان، صمد عالی، مرتضی محمودزاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه‌ی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان جامعۀ علمی و متخصصان دانشگاهی و خبرگان 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی که به صورت هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی شامل مدیران 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی می‌باشد و نمونه آماری از بین شرکتهایی انتخاب خواهد شد که دارای اکانت فعال در شبکه‌های اجتماعی هستند به‌ عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد و براساس فرمول کوکران 217 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‎گیری تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی بر اساس روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج بخش کیفی نشان می‌دهد این تحقیق شامل 14 بعد و 30 مؤلفه می‌باشد و نتایج بخش کمی نشان می‌دهد که ابعاد و مؤلفه‌های مشارکت مشتری با برندها بر شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان از برازش قوی و بسیار مناسب مدل دارد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی و تبیین الکوی سیاست‌گذاری توسعه خودروهای برقی در ایران

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 172-191

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.415951.1188

سید عباس کاراوند، یزدان شیرمحمدی، محمدتقی امینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی و تبیین الگوی سیاست‌گذاری توسعه خودروهای برقی در ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، بنیادی - اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و سیاست گذاران حوزه خودرو ایران می‌باشد و نمونه­ گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه ­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای گردآوری و تحلیل داده‌ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری‎ها استفاده گردید. نتایج نشان می‎دهد که 435 کد اولیه/باز، 40 مفهوم و 12 مقوله (اقتصاد و معیشت، برقی‌ساز حمل و نقل، تفکّر فراملی، فناوری به روز، ابتکار و نوآوری، شناسائی بازار، حفظ محیط زیست، اقدامات زیرساختی، رقابتی کردن اقتصاد و صنعت، ریسک و چالش‌پذیری، حکمرانی توسعه‌محور، استراتژی‌ و آینده‌نگری) می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ترکیب الگوریتم ژنتیک در بهینه سازی سبد سهام در تصمیم گیری مالی سرمایه‌گذاران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 73-88

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412174.1166

سید مرتضی هاشمی، محمدعلی افشارکاظمی، عباس طلوعی اشلقی، مهرزاد مینویی

چکیده هدف این پژوهش ترکیب الگوریتم ژنتیک در بهینه سازی سبد سهام در تصمیم گیری مالی سرمایه‌گذاران می‌باشد؛ در یک پروژه شبیه سازی، استفاده نهایی از داده‌های ورودی برای ساختن مدل شبیه سازی می‎باشد. این فرآیند شامل جمع آوری داده‌های ورودی، آنالیز کردن داده‌های ورودی و استفاده از این داده‌های ورودی آنالیز شده در مدل شبیه سازی است. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نماد (شرکت) از بین صنایع (وبصادر، وتجارت، اخابر، فخوز، فارس، بالبر، تپمپی، خساپا، خودرو، سشرق، سصوفی، شبهرن، شپنا، غپینو، فولاد، قثابت، کسرا، وبانک، ونفت، ونیکی) و اطلاعات مربوط به قیمت روزانه سهام و میزان شاخص روزانه از تاریخ 1 دی ماه 1387 الی 26 دی ماه 1400 به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار جمع آوریاطلاعات و داده‎ها با استفاده از سایت فیپیران می‎باشد و میزان بتا (ریسک) سهام بصورت ماهیانه با استفاده از نرم افزار اکسل محاسبه و میزان فراوانی بازده و بتا (ریسک) محاسبه شده را با استفاده از نرم افزار Spss بدست آورده و با استفاده از نرم افزار Easy fit به تابع‌های توزیع پرداخته شد؛ نتایج نشان داد که در صورتیکه عامل‌ها مبتدی هستند برای کسب سود بیشتر از رفتار نرمال و ریسک 40% را قبول کنند میزان سود بدست آمده پس از بهینه نمودن مدل با الگوریتم ژنتیک بیشتر از مدل اولیه می‌باشد. درصورتیکه عامل‌ها حرفه ایی هستند برای کسب سود بیشتر از رفتار ریسک گریز و ریسک 80% را قبول کنند میزان سود بدست آمده پس از بهینه نمودن مدل با الگوریتم ژنتیک بیشتر از مدل اولیه می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

شناسایی عوامل تعیین‌کننده برندسازی محصولات سبز، الگویی برای صنعت مواد غذایی ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 89-108

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408366.1149

صفورا میثمی آزاد، علی حاجیها، محمد علی عبدالوند، بهرام خیری

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل تعیین‌کننده برندسازی محصولات سبز، الگویی برای صنعت مواد غذایی ایران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر روش گردآوری داده‌ها از نوع پیمایشی- اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، شامل 15 نفر از مدیران شرکت‏های غذایی دارای برند سبز با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری در حوزه مدیریت، کشاورزی و کارآفرینی و نیز اساتید رشته مدیریت بازرگانی و محیط زیست دانشگاه هستند که با استفاده از نمونه گیری قضاوتی، برای مصاحبه انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، مصرف کنندگان محصولات سبز در صنعت مواد غذایی هستند که با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس، 384 نفر انتخاب شدند و به سوالهای پرسشنامه پاسخ دادند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه و پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی داده‎های حاصل از مصاحبه­ ها، کدگذاری گردید و در سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شدند و در بخش کمی به‌منظور تجزیه‌‌وتحلیل از نرم‌افزار SPSS و برای معادلات ساختاری از PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که مصاحبه ‏های انجام شده، 214 کد باز، 85 مفهوم و 26 مقوله فرعی شناسایی و استخراج شد. نتایج در بخش کمی نشان داد که مدل دارای برازش مناسب است و می‏توان‏ از آن برای برندسازی محصولات سبز در صنعت مواد غذایی کشور استفاده کرد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

تحلیلی بر ارتقای تمکین مالیاتی با استفاده از روش فراترکیب

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 271-295

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.416072.1187

فتاح شریف زاده، وجه الله قربانی زاده، رمضانعلی مروی، بشیر نداف

چکیده هدف این پژوهش تحلیلی بر ارتقای تمکین مالیاتی با استفاده از روش فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب و با بهره از رویکرد باروسو و ساندلوسکی (2007) که گام‌های این پژوهش براساس روش هفت مرحله‌ای می‌باشد؛ جهت بررسی ادبیات تحقیق می‎باشد. جامعه آماری تحقیق شامل نتایج پژوهش‌های انجام شده در کشورهایی است که تحلیلی بر ارتقای تمکین مالیاتی را داشته‌اند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش فراترکیب استفاده گردید. در این مطالعه برای شناسایی مولفه‌های تمکین مالیاتی، ابتدا معیارهای غربالگری و تجزیه و تحلیل بر روی پژوهش‌های انجام شده، نهایتاً منجر به انتخاب 23 سند شد که تمام الزامات تعیین شده توسط پروتکل بررسی را برآورده می‌کردند. با بررسی این اسناد، 26 کد به عنوان مضامین سازمان‌دهنده شناسایی و در قالب 5 کد مضامین فراگیر با عناوین‌ «هنجار فرهنگی، ارزش‌های اجتماعی، هنجار محوری، قانون مداری، ضمانت‌های اجرایی» معرفی شدند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی و تبیین الگوی ارزیابی قابلیت پیش‌بینی سود در شرکت‌های فعال در صنعت مالی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 65-84

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402077.1134

زهرا حمامی، حسن قدرتی، میثم عرب زاده، حسین پناهیان، محمد علیپور

چکیده قابلیت پیش بینی سود عملکرد آتی شرکت بر مبنای اطلاعات حسابداری و استفاده از اطلاعات حاصل از این پیش بینی‌ها در تعیین ارزش شرکت از نظر استفاده کنندگان از صورت های مالی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی ارزیابی قابلیت پیش بینی سود در شرکت‌های فعال درصنعت مالی طی سال‌های 1390 تا 1400 انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با اساتید و خبرگان حوزه حسابداری به تعداد 18 نفر و همچنین مرور پژوهش های مرتبط، یافته‌ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه‌ها و پژوهش‌ها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 28 مؤلفه استخراج گردیده و محیط اطلاعاتی شرکت، واکاوی انحرافات، تغییرپذیری سود و تحلیل اهرم مالی بیشترین ضریب اهمیت را بر اساس تکنیک آنتروپی شانون را به دست آوردند. در این پژوهش، الگوی ارزیابی قابلیت پیش بینی سود در قالب 28 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای ارزیابی قابلیت پیش بینی سود ارائه نشده است، این پژوهش می‌تواند در راستای چالش‌های نوظهور، سودآوری و ارتقا توان سناریوپردازی شرکت‌های فعال درصنعت مالی سودمند باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

راهبردهای ارزش‌گذاری فناوری استارتاپ‌های ایرانی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-197

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.409246.1155

علی گلشنی، حسین ادب، ابوالقاسم سرآبادانی

چکیده هدف از این پژوهش، شناسایی ابعاد و تبیین راهبردهای ارزش‌گذاری فناوری استارتاپ‌های ایرانی است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد پژوهش کیفی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل صاحب‌نظران، سیاست‌گذاران، مشاوران و مدیران‌عامل فعال در زیست‌بوم استارتاپی ایران بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس 10 نفر انتخاب شدند، همچنین با استفاده از روش تحلیل محتوای مصاحبه، تحلیل شده است. براساس یافته های مطالعه 7 مقوله فرعی در مقوله اصلی راهبردها شناسایی شدند. این مقوله های فرعی شامل توسعه و ترویج گفتمان ارزش‌گذاری فناوری، تبدیل دانش موجود در حوزه فناوری به دانش مطلوب و قابل ارزش‌گذاری، رهبری و مدیریت ایده، سیستم جامع ارزیابی فناوری، فرهنگ‌سازی، رگولاتوری و تنظیم‌گری در بازار فناوری و بومی‌سازی ارزش‌گذاری فناوری بوده است. بنابراین این راهبردها، در عین توجه به مسائل محیطی و فرهنگی ایران، می‌توانند به توسعه و پیشرفت استارتاپ‌های ایرانی در فرآیند ارزش‌گذاری فناوری کمک کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی سیستم انتخاب کانال‌های توزیع در زنجیره تأمین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتم‌های فراابتکاری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 198-228

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408002.1145

عبداله احمدی، ناصر فقهی فرهمند، سلیمان ایرانزاده

چکیده هدف این تحقیق طراحی سیستم انتخاب کانالهای توزیع در زنجیره تامین صنعت نفت با استفاده ترکیب شبکه عصبی- فازی تطبیقی و الگوریتم‌های فراابتکاری(مطالعه موردی: شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی مناطق دو گانه آذربایجان-غربی) بوده است. این تحقیق بر اساس هدف تحقیق، توسعه‌ای- کاربردی بوده و بر اساس روش انجام تحقیق توصیفی- مدلسازی بوده است. جامعه آماری این پژوهش، 190 فروشندگی‌های محور، سکودار و جایگاه‌های عرضه سوخت در مناطق دو‌گانه شمال و جنوب استان آذربایجان‌غربی بوده که اطلاعات 185 در دسترس بوده است. بنابراین نمونه آماری تحقیق شامل 185 فروشندگی‌های محور، سکودار و جایگاه‌های عرضه سوخت بوده است. در این تحقیق از ابزارهای پرسشنامه و اسناد و مدارک در جهت گردآوری داده‌ها استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی تأییدی، شبکه عصبی- فازی تطبیقی در حالت پایه و شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتم‌های فراابتکاری ژنتیک و ازدحام ذرات بهره گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا سیستم ترکیبی انتخاب کانال توزیع طراحی شده و سپس با استفاده از سیستم طراحی شده بر اساس کمترین خطا، کانال توزیع سنتی و طـرح برندسـازی جایگاه هـای سـوخت، بر اساس نمرات ورودی ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می‌دهد که بهترین سیستم برای انتخاب کانال توزیع، شبکه عصبی- فازی تطبیقی ترکیب شده با الگوریتم ازدحام ذرات بوده است. با مقایسه عملکرد طرح برندسازی و روش سنتی، مشخص گردید که طرح برندسازی عملکرد بهتری داشته و کانال توزیع مناسبی برای شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی مناطق دو گانه آذربایجان‌غربی می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت مادر تخصصی نیروی برق حرارتی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 229-245

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408429.1150

سمیه سیرغانی، مسعود طاهری لاری، حسینعلی بهرامزاده

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی مدیریت استعداد در شرکت مادرتخصصی نیروی برق حرارتی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر روش گردآوری داده‌ها بخش کیفی از نوع اکتشافی- استقرایی و در بخش کمی توصیفی – تحلیلی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و صنعتی، ابعاد مدیریت استعداد در قالب ساختار، رفتار و زمینه هستند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و به صورت گلولة برفی، برای مصاحبه انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 237 نفر از کارکنان شرکت‌های تابعه برق حرارتی می‌باشند که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی از رویکرد قیاسی و تحلیل محتوا، با استفاده از مطالعات پیشین، مقولات نهایی شناسایی شد و در بخش کمی به‌منظور تجزیه‌‌وتحلیل از نرم‌افزار SPSS و برای معادلات ساختاری از AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد ساختاری مدیریت استعداد شامل شش بعد ساختار سازمانی، نظام جذب، نظام آموزش، نظام جبران خدمات، نظام مدیریت و ارزیابی عملکرد و استراتژی‌ سازمان می‌شود. ابعاد رفتاری شامل سه بعد فرهنگ سازمانی، سبک رهبری و تامین نیازهای سطح بالا و ابعاد زمینه‌ای شامل جو و محیط سازمان و محیط بیرونی می‌شود. نتایج در بخش کمی نشان داد که مدل دارای برازش مناسب می‌باشد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ارائه یک مدل کسب‌و‌کار مناسب جهت توسعه کسب‌و‌کارهای مبتنی بر استارتاپ‌های حوزه تجارت الکترونیک و بهبود سرمایه‌گذاری در آن‌ها

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 292-264

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407317.1141

حامد آغشلوئی، محمدجواد مصدق، رضا احتشام راثی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل کسب‌و‌کار جدید به منظور کمک به کارآفرینان در توسعه کسب ‌وکارهای نوین و استارتاپ‌های تجارت الکترونیک می باشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر جهت‌گیری توسعه‌ای و به لحاظ ماهیت کمّی است. جامعه آماری خبرگان تحقیق 25 نفر صاحب نظر در حوزه کارآفرینی و تجارت الکترونیک می‌باشد. توسعه مدل براساس مدل پایه کسب‌و‌کار استروالدر و پیگنور (2010) و محدودیت‌های شناسایی شده در آن انجام شده است. در توسعه مدل ابعاد و مؤلفه‌های مربوط به هر بعد از طریق مرور مطالعات مبانی نظری گردآوری گردید. سپس بر اساس نظرات خبرگان به منظور محاسبه نسبت روایی محتوا، از میان ابعاد و مؤلفه‌های معرفی شده ابتدایی در نهایت 12 بعد و 83 مؤلفه تأیید و نهایی شد. ابعاد نهایی مدل کسب‌و‌کار پژوهش حاضر شامل اهداف کسب‌و‌کار، استراتژی، رقبای کلیدی، شرکای کلیدی، کانال‌ها، مشتریان، ارتباط با مشتریان، ارزش پیشنهادی، شایستگی‌های کلیدی، پلتفرم کلیدی، قیمت‌گذاری و جریان درآمدی، ساختار هزینه‌ای و ریسک می باشند. طبق نتایج محاسبات کمّی مهمترین ابعاد از دیدگاه خبرگان اهداف کسب‌و‌کار با امتیاز 87/0، استراتژی بازاریابی محتوایی با امتیاز 7/0 و تأمین کنندگان مشتریان هدف با امتیاز 61/0 هستند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد مدل کسب‌و‌کار ارائه شده در پژوهش حاضر علاوه بر بهبود مدل کسب‌و‌کار استروالدر و پیگنور موجب درک بهترکارآفرینان از عناصر مدل کسب‌و‌کار می‌شود و با ایجاد همگرایی و درک مشترک از مفاهیم کسب‌و‌کار میان کارآفرینان و سرمایه گذاران به بهبود مذاکرات سرمایه‌گذاری می‌کند. با استفاده از این مدل کسب‌و‌کار کارآفرینان علاوه بر جزئیات فنی بر ارزش پیشنهادی نیز تمرکز می‌کنند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 312-337

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.416265.1190

مهسا فخیم، رضا واعظی، شمس السادات زاهدی، وجه الله قربانی زاده

چکیده هدف این پژوهش درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از زنان شاغل در بانک مرکزی می باشد و نمونه‌گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده‎ها از نرم افزار2020 MAXQDA برای کدگذاری ها استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که 60 مضمون به عنوان مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده (محیط غیر حمایتی، جو سازمانی مثبت، نشانگان زنبور عسل، شکاف حقوقی، توانمندسازی، نقص قوانین‌حمایتی، ساختار تبعیض آمیز استخدام و ارتقاء، تعصب جنسیتی، رابطه مداری، اضافه کاری، ناسازگاری ساختار شغلی و تعهدات خانوادگی، سنجش بهره‌وری، هویت شغلی، ویژگی های فردی، نیازمندی های زنان) و در نهایت پس از مقایسه و تحلیل مضامین سازمان دهنده، 3 طبقه اصلی تحت عنوان مضامین فراگیر (جو حاکم از دید زنان، امکان اشتغال در رده میانی به بالا، باور زنان درباره پیشرفت شغل) شناسایی شد و در آخر مدل درک زنان شاغل بخش دولتی از جو سازمانی در مسیر اشتغال و ارتقاء مشخص شد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

نقش نظریه غرقگی در بازی‌های تبلیغاتی ویروسی با تاکید بر اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی و ارسال ‌بازی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 80-109

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.401093.1113

مصطفی حیدری هراتمه

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش نظریه غرقگی در بازی‌های تبلیغاتی ویروسی با تاکید بر اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی و ارسال ‌بازی در نظر گرفته شد. با استفاده از یک کمپین بازاریابی ویروسی از 765 شرکت‌کننده 393 نفر روی لینک بازی ارسالی از طریق ایمیل کلیک کردند اما 288 نفر در بازی شرکت کردند 141 نفر سؤالات را پاسخ داده، دوستان خود را به بازی دعوت، و یا اطلاعات شخصی خود را به اشتراک گذاشتند. جهت بررسی نقش نظریه غرقگی بر ارسال ‌بازی از رگرسیون پواسون و بر اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی از رگرسیون لجستیک از طریق نرم‌افزار ایویوز استفاده شد. بازیکنان با لذت درونی و غوطه‌وری روان‌شناختی (ابعاد غرقگی) تمایل دارند افراد بیشتری را به بازی دعوت و اطلاعات شخصی بیشتری درباره خود به اشتراک بگذارند. درک ارزش جایزه نیز به طور مثبت با رفتارهای ارسال بازی مرتبط است، اگرچه با اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی مرتبط نیست. یعنی به نظر می‌رسد که بازیکنان زمانی که انگیزه بیرونی (جوایز) دارند با افراد بیشتری در مورد بازی ارتباط برقرار می‌کنند، اما به احتمال زیاد اطلاعات شخصی خود را با برند به اشتراک نمی‌گذارند. از طرفی، بازیکنانی که انگیزه بیرونی (جوایز) دارند همچنان نگرانی‌های قابل‌توجهی در مورد حریم خصوصی دارند. در مقابل، غرقگی ارتباط مثبتی با به اشتراک‌گذاری اطلاعات شخصی دارد و نشان می‌دهد که بازیکنان کاملاً غوطه‌ور تمایل دارند "خود را گم کنند" و نگرانی‌های آگانه‌تر خود را فراموش کنند در نتیجه، به نظر می‌رسد احتمال بیشتری دارد که اطلاعات شخصی را با برند به اشتراک بگذارند. شرکت‌هایی‌که می‌خواهند اطلاعات شخصی مشتریان را به‌دست آورند، باید بیشتر بر طراحی عناصر بازی تا جوایز، تمرکز کنند. به‌‌گونه‌ای که غوطه‌ور شدن روانی بازیکنان را برانگیزد.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

بهینه سازی همزمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.382900.1050

حمیدرضا قلی پور دمیه

چکیده تحقیق حاضر یک رویکرد تلفیقی هوشمند برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی با رویکرد بازاریابی دیجیتال ارائه داده است. در این تحقیق ابتدا مؤلفه‌های تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال از ادبیات تحقیق شناسایی و سپس داده‌های تحقیق با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد با طیف 5 گانه لیکرت برای هر سه متغیر و یک پرسشنامه مخصوص روش AHP از یک شرکت IT-محور ایرانی جمع‌آوری‌شده است. پردازش‌های تحقیق شامل: آنالیز آمار توصیفی و آزمون رگرسیون (تخمین ارتباط بین متغیرها)، برای دستیابی به ارتباط بین متغیرهای تسهیم دانش، وفاداری مشتریان و بازاریابی دیجیتال؛ در نرم‌افزار SPSS، آنالیز AHP (تعیین وزن زیرمعیارهای وفاداری) در نرم‌افزار اکسپرت چوییس بوده است. به علاوه؛ یک مدل ریاضی دوهدفه برای بهینه‌سازی هم‌زمان تسهیم دانش و وفاداری مشتریان در شبکه‌های اجتماعی برای نخستین بار ارائه و در نرم‌افزار گمز کدنویسی و حل‌شده است. نتایج رویکرد تلفیقی بر روی یک شرکت فعال در حوزه بازاریابی دیجیتال در شهر تهران نشان داد که بین وفاداری مشتریان و تسهیم دانش رابطه 6/47 درصد تأثیر مثبت معنادار در سطح معناداری یک درصد وجود دارد. نتایج آنالیز رگرسیون نیز نشان داد که بین تسهیم دانش و وفاداری مشتریان تحت رویکرد بازاریابی دیجیتال به میزان 1/53 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. آنالیز AHP نشان داد که نحوه رفتار اعتراض‌آمیز و نیت خرید از مهم‌ترین مؤلفه‌های وفاداری مشتریان است. کد نویسی و اجرای مدل ریاضی دوهدفه پیشنهادی در نرم­افزار گمز سطحی از بهینه‌سازی را ارائه کرد که حداکثر دانش تسهیم شده با حداکثر وفاداری مشتریان در آن محقق شد.