نویسنده = محمود احمدی شریف
سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

اعتبارسنجی مدل عوامل مؤثر بر بهبود تجاری‌سازی فناوری‌های نوظهور در صنعت پی‌وی‌سی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری

دوره 6، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.592083.1800

علیرضا سالک، محمود احمدی شریف، موسی رضوانی چمن زمین، سید محمود هاشمی

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی مدل عوامل مؤثر بر بهبود تجاری‌سازی فناوری‌های نوظهور در صنعت پی‌وی‌سی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر رویکرد، از نوع پژوهش‌های اکتشافی متوالی می باشد. جامعه آماری شامل خبرگان و مدیران مرتبط با صنعت PVC است که در حوزه‌های تولید، فنی، تحقیق و توسعه، کنترل کیفیت و مدیریت ارشد صنعتی فعالیت دارند، با توجه به تعداد نامحدود بودن جامعه آماری از فرمول کوکران استفاده شد و نمونه آماری شامل 384 نفر در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. گرد‌آوری داده‌های پژوهش پرسشنامه ساخته محقق می باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که بهبود تجاری‌سازی در این صنعت، تابعی از پنج مؤلفه کلیدی شامل «قابلیت‌ها و ظرفیت‌های فناورانه»، «عوامل سازمانی و مدیریتی»، «فشارهای محیطی»، «فرآیندهای بازار» و «پیامدها و دستاوردها» است. نتایج حاکی از آن است که فشارهای محیطی، بیشترین نقش بازدارندگی را در صورت عدم مدیریت صحیح ایفا می‌کنند، در حالی که قابلیت‌های فناورانه و حمایت‌های مدیریتی، پیشران‌های اصلی گذار موفق از «دره مرگ» فناوری هستند. این الگو به مدیران و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا با مدیریت دقیق این پیشران‌ها، مسیر بهره‌برداری تجاری از نوآوری‌های حوزه پلیمر را هموار سازند.

مدیریت بازرگانی

شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 270-293

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.447256.1335

محسن سبزواری، محمود احمدی شریف، نادر غریب نواز شربیانی، مهران کشتکار هرانکی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه‌های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران می‌باشد. روش پژوهش از نوع بنیادی با هدف اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی را مدیران عضو شورای عالی برندهای پوشاک ایران تشکیل می‌دهند که 16 نفر بر اساس روش گلوله‌برفی انتخاب شدند و در بخش کمی نیز جامعه آماری، کلیه مشتریان مراجعه‌کننده به مراکز خرید پوشاک ایرانی هستند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، با استفاده از فرمول کوکران، 387 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها در بخش کیفی بوسیله مصاحبه و در بخش کمی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام و روایی پرسشنامه با روش تأیید اساتید و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید شده است. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و از روش گراند تئوری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و AMOS استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده در این پژوهش، چهار مؤلفه قدرت داخلی برند، آگاهی از برند، تصویر مثبت از برند و ارزش ادراک شده، کلیدی‌‌ترین مؤلفه‌های خلق ارزش‌ویژه برند در صنعت پوشاک ایران هستند و مدل بدست آمده از برازش مناسبی برخودار است.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی برندسازی دیجیتال در محصولات کشاورزی سالم

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 139-168

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408992.1153

ابوالقاسم محمدنژاد عالی زمینی، آرزو احمدی دانیالی، محمود احمدی شریف

چکیده هدف پژوهش حاضر ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است. روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار مکس‌کیودا انجام گردید که ابزار گردآوری کدها مصاحبه نیمه ساختار‌یافته و به صورت روش ‌نمونه‌گیری هدفمند بوده و با 13 نفر از خبرگان این حوزه اشباع نظری حاصل گردید. همچنین با 82 کدگذاری باز‌، 22 مقوله محوری و انتخابی ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم در ایران طراحی گردید. برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم حول محور خلق معنی برند و قدرت برند قرار دارد که تحت تاثیر شرایط علّی آغاز می‌گردد و با راهبرد مختلف خلق برند دیجیتال و قدرت برند‌ معنی می‌یاید و با‌ تدوین ‌و اجرای آمیخته بازاریابی همسو با برند و بازاریابی ارتباطات یکپارچه به تقویت فرهنگ برند در جامعه هدف پرداخته و ‌هویت و شخصیت برند دیجیتال محصولات کشاورزی سالم را در ذهن مشتری تصویرسازی می‌نماید. راهبرد تحت تاثیر عوامل مداخله‌گر در‌صدد‌ تحقق خواسته بحق، امنیت و سلامت غذایی‌ می‌باشد و با عمل به وعده ‌برند‌ و تحویل محصول سالم ‌با قیمت مناسب، کسب شهرت می‌نماید و ‌تکرار خرید محصولات کشاورزی توسط مشتریان وفادار، تولید بیشتر را اقتضا نموده و باعث اشتغال و رونق اقتصادی روستایی می‌شود.

مدیریت بازرگانی

تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درک شده

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.409161.1154

روزبه روشنک، علیرضا روستا، محمود احمدی شریف، مجید احمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاک‌چین با نقش میانجی سودمندی درک‌شده در مشتریان بانک ملّی ایران شهر تهران می‌باشد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری داده­ها، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران در سال 1402 می‌باشند، بدین منظور از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب که 420 پرسش‌نامه بین مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران به روش تصادفی ساده بین جامعه آماری توزیع و تعداد 393 پرسش‌نامه جمع‌آوری گردیده است. ابزار گردآوری داده‌های پژوهش حاضر پرسش‌نامه است. روایی ابزار پژوهش نیز با انجام تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی پرسش‌نامه پژوهش حاضر با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته که به میزان 815/0 بوده است. همچنین جهت تجزیه‌و‌تحلیل اطلاعات از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار Smart-PLS3 استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حمایت مدیریت ارشد، یکپارچه‌سازی زنجیرۀ تأمین، و قابلیت نوآوری بر فناوری بلاک‌چین تأثیر معناداری دارد. همچنین ریسک زنجیرۀ تأمین بر فناوری بلاک‌چین اثرگذار نبوده است. در نهایت، نقش آمیخته بازاریابی بر سودمندی درک‌شده نشان داده شده است. همچنین سود‌مندی درک‌شده بر فناوری بلاک‌چین اثر‌گذار است.