کلیدواژه‌ها = مزیت رقابتی
سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

تاثیر توانمندی های زنجیره تامین و توانمندی های مدیریت دانش بر عملکرد کسب و کار: بررسی نقش میانجی مزیت رقابتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.585993.1763

سعید راستی، علیرضا مقدسی

چکیده این پژوهش‎ تاثیر توانمندی های زنجیره تامین و توانمندی های مدیریت دانش بر عملکرد کسب و کار فروشگاه های زنجیره ای را با نقش میانجی مزیت رقابتی بررسی می کند و درک بهتری از قابلیت‌های زنجیره تأمین و قابلیت‌های مدیریت دانش و عملکرد کسب و کار فروشگاه‌های زنجیره‌ای مشهد ارائه می‌دهد.تحقیق از بعد هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی علی، از نظر ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای و از حیث روش تجزیه و تحلیل داده ها همبستگی است. نویسندگان، معیارهای مدل را از ادبیات موجود استخراج می‌کنند. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان مالی، بازاریابی، تحقیق و توسعه، توزیع و فناوری اطلاعات و همچنین تأمین کنندگان بخش تدارکات شعب مختلف فروشگاه های زنجیره ای سطح اول شهرمشهد در ایران شامل شهرما، رفاه، افق کوروش، هایپرمی، باما و اتکا بوده اند. این مطالعه از یک رویکرد کمی برای آزمون فرضیه‌های پیشنهادی استفاده می‌کند، داده‌های‎ ‎آماری با‎ ‎استفاده‎ ‎از ‎روش معادلات ساختاری (‏SEM‏)‏ و ‎نرم افزار های SPSS و AMOS مورد‎ ‎تجزیه‎ ‎و‎ ‎تحلیل‎ ‎قرار‎ ‎گرفته ‎است. نتایج نشان می‌دهد قابلیت‌های زنجیره تأمین بر مزیت رقابتی و عملکرد کسب و کار تأثیر می‌گذارند و قابلیت‌های مدیریت دانش نیز به طور قابل توجهی بر مزیت رقابتی و عملکرد کسب و کار تأثیر می‌گذارند. همچنین، مزیت رقابتی، تأثیر قابلیت‌های زنجیره تأمین و قابلیت‌های مدیریت دانش بر عملکرد کسب و کار را میانجی‌گری می‌کند.تقریباً هیچ مطالعه‌ای به بررسی سازه‌های قابلیت‌های زنجیره تأمین و قابلیت‌های مدیریت دانش مرتبط با مزیت رقابتی و عملکرد تجاری فروشگاه‌های زنجیره‌ای مشهد نپرداخته است. یافته‌های این مطالعه چندین جهت‌گیری عملی برای آنها ارائه می‌دهد.

کار آفرینی

طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانش‌بنیان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 337-358

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.389052.1057

مهدی جزینی زاده، مهدی محمد باقری، زهرا شکوه، سنجر سلاجقه

چکیده هدف این تحقیق بررسی طراحی مدل خط و مشی ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در کسب و کارهای دانش‌بنیان می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کمی و از نوع توصیفی-همبستگی می‌باشد. جامعه‌آماری شامل کارکنان و مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان شهر کرمان در سال 1403 به تعداد 1740 نفر می‌باشد که از میان آن‌ها 560 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق‌ساخته می‌باشد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌های کمّی از مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال بر اساس مزیت رقابتی و نوآوری در شرکت‌های دانش‌بنیان از برازش قابل قبولی برخوردار می‌باشد. مزیت رقابتی و نوآوری بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان تأثیر مستقیم دارند. مؤلفه‌های مزیت رقابتی (تخصص و دانش فنّی، برندینگ، کیفیت خدمات، استانداردهای بالا، پاسخگویی، چابکی سازمانی، پشتیبانی و خدمات پس از فروش، مدیریت زنجیره تأمین، و کارایی برتر) بر ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان تأثیر معنادار دارند؛ به‌طوری که مؤلفه‌های مزیت رقابتی به‌صورت همزمان 358/0 از واریانس ایجاد و توسعه کارآفرینی دیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان را تبیین می‌کنند.

مدیریت بازرگانی

تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تاثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد

دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 429-459

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534551.1585

فهیمه خواجوی دهشیب، امیر غفوریان شاگردی، گلنار شجاعی باغینی، محمدرضا رستمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تحلیل مسیر مدل طراحی شده از تأثیر شرایط علی تا پیامدهای بازاریابی دیجیتال در کسب و کار فعال صنعت چرم مشهد می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افراد فعال در صنعت چرم هستند که تعداد آنان نامشخص است. حجم نمونه براساس فرمول 5 تا 10 برابری گویه های پرسشنامه و با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس 247 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد محقق ساخته است که جهت تأیید پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید که مقادیر به‌دست‌آمده بیانگر تأیید پایایی و روایی پرسشنامه است. علاوه براین، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که شرایط علی بر پدیده محوری بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. پدیده محوری بر شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و عوامل راهبردی در بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. عوامل راهبردی بر پیامدهای بازاریابی دیجیتال صنعت چرم تأثیر معناداری دارد. نتایج مشخص می‌کند سازمان‌ها برای رسیدن به رضایت مشتری باید همگام با علم روز حرکت کنند و نوآری و خلاقیت را در دنیای بازاریابی دیجیتال به تصویر کشند.

سایر موضوعات مرتبط با مدیریت کسب و کار و کارآفرینی

ارائه‌ی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوت‌های فرهنگی

دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 142-171

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420846.1223

حامد ثقفیان، صمد عالی، مرتضی محمودزاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه‌ی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان جامعۀ علمی و متخصصان دانشگاهی و خبرگان 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی که به صورت هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی شامل مدیران 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی می‌باشد و نمونه آماری از بین شرکتهایی انتخاب خواهد شد که دارای اکانت فعال در شبکه‌های اجتماعی هستند به‌ عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد و براساس فرمول کوکران 217 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه‎گیری تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی بر اساس روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج بخش کیفی نشان می‌دهد این تحقیق شامل 14 بعد و 30 مؤلفه می‌باشد و نتایج بخش کمی نشان می‌دهد که ابعاد و مؤلفه‌های مشارکت مشتری با برندها بر شبکه‌های اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان از برازش قوی و بسیار مناسب مدل دارد.