شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369
محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونهگیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روشهای بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزشهای برتر را برای مشتریان ارائه میدهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری میشود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم میکند. به کمک این رویکرد، بانکها میتوانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 256-281
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.506148.1501
محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس با رویکرد تحلیل مضمون است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته است که از نظر هدف، توسعهای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه با درصد بالایی به تائید رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند؛ در این پژوهش در بخش کیفی بهمنظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با خبرگان از نرمافزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرمافزار SPSS ویراست 26 استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز دادههای کیفی گردآوریشده منجر به استخراج 92 کُد اولیه، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده رهبری دانشمحور سازمان، منابع انسانی دانشی سازمان، بسط و ترویج فرهنگ دانش، راهبری زیرساختهای دانشی سازمان، جهتگیری توسعهای به فرایندهای دانشی، سازماندهی دانش جدید، اعتقاد به نوآوری در سازمان، ظرفیتسازی در سازمان، ارتقا کارایی و بهرهوری در سازمان و بهبود کیفیت سازمان گردید؛ که 79 کد از کدهای مربوط به مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس در فرایند دلفی فازی مورد تائید خبرگان قرار گرفت.
مطالعه پدیدارشناسی پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 71-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.405632.1133
غلامرضا مقدسی، حمیدرضا رضائی کلیدبری، محمد دوستار
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار در پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور است. این پژوهش از نظر هدف در دسته تحقیقات بنیادی قرار دارد. پژوهش حاضر با روش روش کیفی و بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام شده شده است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع نمونه گیری هدفمند و با انجام 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل گردید. جهت جمع آوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شده است. روش تحلیل داده های بر اساس کدگذاری و مقوله بندی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که تمامی معیارها مورد تایید قرار گرفته، و مشخص شد که ضریب هماهنگی کندال در هر دور نسبت به دور قبلی بهبود داشته است. با توجه به تحلیل یافتهها تمامی متغیرهای شناسایی شده از اهمیت مناسبی برخوردار بوده و از این رو مدل پدیدارشناسی ارائه گردید. در نتایج نهایی تحقیق مضامین اصلی با عناوین ، مدیریت منابع انسانی، نظام فرآیندی، پنهان سازی دانش، پیامدها، شناسایی گردید که هرمضمون اصلی از چندین زیر مضمون بشرح متن مقاله تشکیل شده است.
طراحی سناریوهای زنجیره تأمین و بررسی نحوه تأثیر آن بر متغیرهای مربوطه در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 250-278
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425235.1241
امین میرشکار، قنبر امیرنژاد، محمد همتی، علی کنگرانی فراهانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی سناریوهای زنجیره تأمین و بررسی نحوه تأثیر آن بر متغیرهای مربوطه در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی و از حیث نحوه گردآوری دادهها، یک تحقیق تحلیلی-پیمایشی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل مجموعه کارشناسان شاغل در بخش تدارکات و امور کالای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشند که از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شد و مطلعترین افراد به تعداد 14 نفر به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. بمنظور دستیابی به دادههای اولیه از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد. پرسشنامه پژوهش شامل 50 مؤلفه در 5 پارادایم تابآوری، ناب، چابکی، مدیریت دانش و مدیریت جهادی میباشد. برای روایی پرسشنامه از روش دلفی و ضریب هماهنگی کندال و برای محاسبه پایایی پرسشنامه تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از سناریو ریزاد میباشد. سه سناریوی زنجیره تأمین با عناوین: افزایش ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات به منظور بررسی نحوه تأثیر آنها بر متغیرهای مربوطه طراحی گردید. نتایج بررسیها نشان داد که افزایش بیش از حد ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات، نتایج مثبت و منفی خاص خود را در بر خواهند داشت که ایجاد حالت مطلوب و بهینه بر اساس خروجیهای مختلف مدل در زمینه اتخاذ سیاست سازمان بسیار مثمر ثمر خواهد بود.
ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 324-346
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423107.1230
مریم فیروزی، احمد ودادی، علیرضا امیرکبیری
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان، استادان و کلیة افرادیاند که در حوزة تسهیم دانش فعالیت عملی یا پژوهشی داشتهاند به روش نمونهگیری هدفمندو در بخش کمی شامل 344 نفر از کارکنان ستاد بانک مسکن تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 6 سازه شامل: شرایط علّی (دارای 3 بعد جهانی و اجتناب ناپذیر بودن، لزوم تغییر نگرش به برند سازی، هویت برند شهری)، شرایط زمینهای (دارای 3 بعد انسجام ساختاری برند، برندینگ شهری، موقعیت راهبردی شهر)، شرایط مداخله گر (دارای 3 بعد الگوی رفتاری گردشگران، سرمایه گذاری/ تأمین مالی، عوامل محیطی)، ابعاد پدیده (دارای 3 بعد بستر سازی برای گردشگری هوشمند، توجه به ذی نفعان، مدیریت یکپارچه برند شهری)، راهبردها (دارای 3 بعد ارتقای سیستم تبلیغاتی شهری، طراحی برند سازی هوشمند شهری، فرهنگ سازی برند شهری) و 6- پیامدها (دارای 3 بعد توسعه سرمایه اجتماعی، توسعه کیفیت زندگی، قدرت رقابتی برند شهری) میباشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، روابط بین متغیرهای پژوهش معنادار و مدل از برازش مناسب برخوردار میباشد.
ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک های نوین در صنعت بانکداری(وام دهی همتا به همتا)
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 356-391
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420201.1217
حسین محمدی، نرگس محمدعلی پور، نوروز نورالله زاده، قنبر عباس پور اسفدن، مهناز ربیعی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تکهای نوین در صنعت بانکداری (وام دهی همتا به همتا) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش مدیران، سرپرستان و کارکنان حوزه مالی و فناوری بانکها، خبرگان و صاحبنظران حوزه فینتک در کشور بوده که طبق اصول و قواعد آماری جامعه نامحدود 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادههای کیفی پژوهش به صورت زیر دسته بندی شد: در همین راستا مقولات استخراجی به صورت زیر دسته بندی شد: شرایط علّی: یادگیری سازمانی، نگرش سیستمی وفناوری اطلاعات. شرایط محوری: سرمایه ارتباطی، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری. بستر حاکم: بانکهای همکار، نظریه پردازان خارجی، دولت و شرایط محیطی. شرایط مداخله گر: موانع و چالشها شامل، عوامل سازمانی، شرایط جامعه، عوامل فردی و عدم آموزش و پژوهش. راهبردها: خط مشی گذاری، برنامه استراتژیک و رضایت و وفاداری کارکنان. پیامد: خط مشی گذاری دانش محور، مدیریت دانش، نوآوری، خلاقیت و ایده وسازمان دانش محور. نتایج بخش کمی نشان داد که شاخصهای برازش مدل بیانگر تأیید مدل در سطح اطمینان ۹۹ درصد میباشد.
تأثیر مدیریت دانش در عملکرد سازمانی با توجه به متغیر میانجی مدیریت فرایندهای کسب و کار
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.414362.1173
محمدطاها شفایی، عبدالله کولوبندی، محمد علی کرامتی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر مدیریت دانش در عملکرد سازمانی با توجه به متغیر میانجی مدیریت فرایندهای کسب و کار میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری دادهها توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و کارشناسان یکی از شرکتهای فعال در حوزه صادرات و واردات به تعداد 160 نفرمی باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 113 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری صورت غیر تصادفی در دسترس استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامههای مدیریت دانش فونگ و همکاران (2009)، مدیریت فرایندهای کسب و کار روحانی و همکاران (1394) و عملکرد سازمانی چوی و راینی (2010) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که بر اساس مقادیر معنی داری مربوط به فرضیات، هر سه فرضیه تأیید شدند. میزان تأثیر مدیریت دانش بر مدیریت فرایندهای کسب و کار برابر با 742/0، میزان تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی برابر با 422/0 و میزان تأثیر مدیریت فرایندهای کسب و کار بر عملکرد سازمانی برابر با 652/0 حاصل شد. بنابراین مهمترین پیشنهاد پژوهش توجه به حفظ، تسهیم و به کارگیری دانش بوده که هم در مدیریت فرایندهای کسب و کار و هم در افزایش سطح عملکرد سازمانی مؤثر میباشد.
اثربخشی مدل مدیریت دانش مبتنی بر مدل اروپایی تعالی در ارتقاء جایگاه رقابتی بانک تجارت
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 73-79
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.359914.1035
علیرضا داداشی
چکیده پژوهش حاضر به اثربخشی مدل مدیریت دانش در دستیابی بانک تجارت به هدف ارتقاء جایگاه خود میپردازد. مدل اروپایی تعالی سازمان (EFQM) نیز از آن جهت انتخاب گردیده که معیارهای نه گانه لحاظ شده در این مدل تعالی، دغدغههای اساسی بانک را دربر میگیرد. تجزیه و تحلیل با در نظر گرفتن 5 فرضیه اصلی مبتنی بر 5 معیار توانمندساز مدل و 5 فرضیه فرعی با توجه به واحدهای محل خدمت پاسخ دهندگان صورت گرفته است. جامعه آماری، کارشناسان و مدیرانی است که در مدیریتهای ستادی بانک تجارت در شهر تهران مستقرند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای، مجموعاً تعداد 270 پرسشنامه حاوی 24 پرسش توزیع گردید که از این تعداد، 250 پاسخنامه کامل دریافت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این تحقیق، از روشهای بررسی اسناد و مدارک و پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده و نرم افزار SPSS برای انجام محاسبات مورد استفاده قرار گرفته است. نتیجه بررسیها نشان میدهد که از دید کارکنان بانک تجارت در این بحث، از بین مولفههای مدل اروپایی تعالی سازمان، مؤلفه منابع انسانی دارای بیشترین اولویت بوده و مؤلفه شرکاء تجاری دارای کمترین اهمیت است.
