موضوعات = مدیریت کسب و کار
مدیریت کسب و کار

تحلیل پادشکنندگی: ابزاری برای مدیریت کسب‌وکار در محیط آشفته

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 68-88

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568364.1693

علی سرورخواه، آریانا نورخواه

چکیده این مطالعه، با تکیه بر روش‌شناسی MARA و مفهوم پادشکنندگی سیستم‌ها، رویکرد تحلیل پادشکنندگی برای مساله انتخاب استراتژی معرفی شد. در محیط‌های آشفته و غیرقابل پیش‌بینی، تصمیم‌گیری (به‌ویژه در مورد تصمیم‌های کلیدی و اثرگذار نظیر انتخاب استراتژی) امری چالش‌برانگیز است. در شرایط دگرگون‌شونده و متغیر، رویکردهای کلاسیک انتخاب استراتژی و نیز رویکردهای تصمیم‌گیری چندشاخصه کارایی خود را از دست می‌دهند. رویکردهای کلاسیک برنامه‌ریزی سناریو نیز به دلیل محدودیت‌های ذاتی و ساده‌انگاری توان مقابله با محیط‌های آشفته را ندارند. در پاسخ به کاستی‌های رویکردهای مورد اشاره، رویکرد ماتریسی به تحلیل استواری (MARA) معرفی شد که قادر است بدون محدودیت محاسباتی، مساله انتخاب استراتژی را حل کند. با این وجود، این رویکرد زمانی مناسب است که یک تصمیم‌گیرنده محافظه‌کار بخواهد استراتژی‌ای را با کمترین ریسک انتخاب کند. بنابراین، این رویکرد در شرایطی که تصمیم‌گیرنده به دنبال بهره‌برداری از فرصت‌ها باشد، نتیجه مطلوبی به‌همراه ندارد. در این رویکرد، پس از فهرست کردن گزینه‌های تصمیم و تعریف سناریوها بر اساس مهمترین شاخص‌های محیطی، عملکرد استراتژی‌ها در هر یک از حالت‌های مختلف شاخص‌ها تعیین و مجموع عملکرد هر استراتژی در هر سناریو با عملکرد آن استراتژی در سناریوی پایه (وضع موجود) مقایسه شد. رویکرد پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی شرح داده شد. در عمل، این تحلیل نشان می‌دهد که در صورت بروز تغییر در هر یک از شاخص‌های اثرگذار محیطی (تغییر سناریو) کدام استراتژی (تصمیم) می‌تواند عایدی بیشتری برای سازمان (تصمیم‌گیرنده) به‌همراه داشته باشد. این مفهوم در تقابل با تحلیل استواری است که گزینه‌ای را برتر می‌داند که در صورت بروز تغییر، ریسک کمتری به‌دنبال داشته باشد. استفاده از این ابزار در محیط‌های آشفته می‌تواند مدیران را در فرآیند مدیریت کسب‌و‌کار یاری دهد.

مدیریت کسب و کار

طراحی مدل هدایت‌پذیری کارکنان فروش در مجتمع‌های تجاری بزرگ: یک مطالعه کیفی در فامیلی‌مال بغداد

دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 417-437

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.581337.1745

نورا کاظم عمران نور، محسن علیزاده ثانی، میثم شیرخدایی، ابوالحسن حسینی، محمد صفری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد و مؤلفه‌های هدایت‌پذیری کارکنان فروش در مجتمع تجاری فامیلی‌مال و ارائه مدلی پارادایمی در این زمینه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است که با رویکرد نظریه داده‌بنیاد اجرا گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان شامل فروشندگان فعال در بخش‌های مختلف مجتمع تجاری فامیلی مال در شهر اربیل جمع‌آوری و با استفاده از فرآیند سه مرحله‌ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم‌افزار MAXQDA10 تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش منجر به استخراج مدل پارادایمی گردید که پدیده محوری این پژوهش هدایت‌پذیری کارکنان با تأکید بر انگیزه و اشتیاق درونی است که تحت تأثیر عوامل علّی شامل ویژگی‌های شخصیتی، شایستگی‌های تخصصی، وجدان کاری و سرمایه تجربی شکل می‌گیرد. همچنین، عوامل زمینه‌ای مانند حمایت سازمانی، امکانات آموزشی و فضای فیزیکی و روانی یادگیرنده، و عوامل مداخله‌گر شامل چالش‌های خاص محیط فروش و فرآیندهای درونی سازمان بر این روند تأثیرگذارند. در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون آموزش‌های ساختاریافته، زمان‌بندی دقیق و یادگیری در حین اجرا اتخاذ می‌گردد که پیامدهایی نظیر توسعه حرفه‌ای و سازمانی، ارتقای کارایی فردی و دستیابی به آرامش شخصی در محیط کار را به دنبال دارد. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای مدیران مراکز تجاری جهت ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی از طریق تقویت روحیه مربی‌پذیری و بهینه‌سازی فرآیندهای هدایتی باشد.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 279-298

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426978.1252

علی مصریان، عطاء الله ابطحی، علی اصغر محکی، محمد سلطانی فر، علی گرانمایه پور

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل ۲۲ هزار رسانه‌نگار کشور می باشد که 400 نفر با روش نمونه‎گیری خوشه ای ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‎ها‌ی پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که محتوای تولیدی در رسانه‌های ارتباط جمعی مانند شبکه‌های صدا و سیما، خبرگزاری‌ها، مطبوعات و پایگاه‌های خبری نمی‌تواند به‌صورت یکسان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود. در انتخاب و تولید محتوا برای شبکه‌های اجتماعی، ویژگی‌هایی مانند تازگی، جذابیت، کاربرپسندی، چندرسانه‌ای بودن، سرعت در انتشار و حرفه‌ای بودن باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، یافته‌ها نشان داد که شبکه‌های صدا و سیما به‌طور کامل از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی خارجی استفاده نمی‌کنند و خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها و پایگاه‌های خبری نیز به شبکه‌های اجتماعی داخلی توجه کافی نمی‌کنند. با این حال، باید توجه شود که مخاطبان در تمام بسترها و سکوهای اجتماعی حضور دارند و رسانه‌ها باید در همه این بسترها فعالیت موثری داشته باشند. در بخش شبکه‌های اجتماعی، برخی پارامترهای مهم شامل تعداد کانال، تعداد عضو، تعداد پست، تعداد بازدید، تعداد بازنشر و تعداد لایک است. این پارامترها باعث تولید محتوای بهتر و افزایش تأثیرگذاری محتوا و خبر بر مخاطب می‌شوند. همچنین، در تعامل با مخاطب، عواملی مانند دروازه‌بانی(گیت‌کیپینگ)، داده‌کاوی، سوژه‌یابی و رصد نیز باید مد نظر قرار گیرند.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده محور در شرکت های B2B

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 434-457

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.555380.1656

سحر سرخوندی، کریم حمدی، حسین وظیفه دوست

چکیده هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده‌محور در شرکت‌های B2B است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمی) می‌باشد. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ نفر از این خبرگان به صورت نمونه گیری هدفمند و در دستری که در حوزه بازاریابی و فناوری داده بوده‌اند، مقوله‌ها و مؤلفه‌های اصلی مدل شناسایی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، رؤسا و کارکنان فعال در واحدهای بازاریابی شرکت‌های B2B مستقر در شهر تهران بود. با توجه به حجم جامعه آماری 530 نفری، براساس جدول مورگان، تعداد ۲۱۹ نفر به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای نسبی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های حاصل با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد شرایط علّی همچون فرهنگ داده‌محور و زیرساخت فناورانه، تأثیر معناداری بر شکل‌گیری فرآیندهای بازاریابی داده‌محور دارند. همچنین این فرآیندها از طریق راهبردهای مبتنی بر تحلیل داده، به پیامدهایی چون افزایش نوآوری بازاریابی، بهبود عملکرد تجاری و ارتقای رضایت مشتری منجر می‌شوند. روابط میان شرایط، فرآیندها، راهبردها و پیامدها از نظر آماری معنادار ارزیابی شد. در نتیجه، مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی برای توسعه رویکردهای نوآورانه داده‌محور در شرکت‌های B2B مورد استفاده قرار گیرد. یافته‌ها تأکید دارند که شرکت‌ها با تقویت فرهنگ داده‌محور و استفاده از تحلیل‌های پیش‌بینی‌کننده، قادر خواهند بود تصمیم‌های بازاریابی اثربخش‌تری اتخاذ کرده و مزیت رقابتی پایدارتری کسب کنند.

مدیریت کسب و کار

الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 98-130

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.449609.1345

صدیقه فرمهینی فراهانی، عباس خمسه، امیر بیات ترک

چکیده هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپ‌ها با تمرکز بر استارتاپ‌های فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدل‌هایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته می‌سازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایه‌گذاری و ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامه‌ای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیان‌گذاران و مدیران استارتاپ‌های فینتک، به روش نمونه‌گیری در دسترس توزیع گردید. داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته‌های نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسب‌وکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسک‌ها، تیم کسب‌وکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدل‌های ارزش‌گذاری جامع که به‌طور خاص برای ویژگی‌های منحصر به فرد استارتاپ‌های فینتک طراحی شده‌اند، ضروری است. این مدل‌ها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.

مدیریت کسب و کار

ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 176-200

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.437209.1303

بهرام دوستی شاهملکی، محسن اعظمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی بوده و بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری، خبرگان بانکی و اساتید دانشگاه حوزه بازاریابی در استان کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، تعداد 17 نفر تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و در مصاحبه فردی عمیق نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که مقوله های به دست آمده تحت عنوان 27 مقوله در 6 طبقه اصلی دسته بندی شدند که عوامل شناسایی شده شامل: شرایط علی ( تغییرات در نظام مالی و اقتصادی، تبلیغات و بازاریابی دیجیتال، ارتباط با مشتری، ابتکار فناوری، تجربه کاربری، امنیت اطلاعات)، عوامل زمینه ای ( رقبا و شرایط بازار، منابع انسانی، تکنولوژی محلی، فرهنگ و قوانین و مقررات)، عوامل مداخله گر( محدودیت دسترسی به اینترنت، به روز رسانی فناوری، تحریم‌ها، خدمات و پشتیبانی، عوامل فنی) بودند. عامل راهبردی( همکاری با استارتاپ‌ها و فناوران، تعامل با مشتریان در فضای مجازی، ارتقاء امنیت، توسعه تجربه کاربری، استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها) و پیامدها( پیشرفت فناوری، افزایش فروش و درآمد، افزایش استفاده از خدمات الکترونیک، افزایش رضایت مشتریان و اعتماد مشتری) بودند. نتایج نشان داد بانک ها می توانند با تشویق مشتریان به اشتراک‌گذاری محتواهای بانک در شبکه‌های اجتماعی برای پیشبرد اهداف مالی و بازاریابی خود استفاده نمایند.

مدیریت کسب و کار

الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 237-255

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.489979.1459

مسعود ماله میر، احمد عسکری، داریوش جمشیدی

چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی سازندگان بخش مسکن و املاک در سطح استان تهران می باشند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند که با توجه به جامعه نامحدود به صورت نمونه‌گیری تصادفی غیر احتمالی با فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که عوامل علی بر مقوله تاثیر دار ، مقوله بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر مقوله تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر مقوله تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر راهبرد تاثیر داردو راهبرد بر پیامد تاثیر دارد.

مدیریت کسب و کار

ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 21-46

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.418125.1206

بهزاد احمدی، حسین وظیفه دوست، صمد عالی

چکیده هدف این پژوهش ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه‌ گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی - پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از اساتید و متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی بوده و نمونه­گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده‎های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع‎آوری گردید و برای تهیه پرسشنامه از تکنیک مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مهم‌ترین عوامل اثر گذار بر وفاداری مشتری، به ترتیب عبارتند از: ارزش ادراک شده، حواس پنج گانه است. همچنین نشان داد که مهم‌ترین ابعاد حواس پنج گانه در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: حس بینایی، حس شنوایی، حس لمسی، حس بویایی و حس چشایی است و نتایج نشان داد که مهم‌ترین ابعاد ارزش ادراک شده در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی است و مهم‌ترین ابعاد وفاداری مشتریان در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی و وفاداری عاطفی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد ارزش ادراک شده (ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی) بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدل مدیریت عملکرد مبتنی بر مدل های BSC و EFQM در شرکت های معدنی و صنعتی کل گهر

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 144-164

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.489964.1457

سید علی علوی نسب، مسعود پورکیانی، شهین شرفی، زهرا شکوه

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مدیریت عملکرد مبتنی بر مدل‌های BSC و EFQM در شرکت‌های معدنی و صنعتی کل گهر می‎باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی –توسعه‌ای و روش تحقیق توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 940 نفر از کارکنان شرکت معدنی و صنعتی گل گهر می‌باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 270 نفر از آنان با روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها­ی پژوهش، از سه پرسشنامه BSC، EFQM و مدیریت عملکرد استفاده شد که روایی و پایایی آنها مناسب و قابل قبول بوده است. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS صورت گرفت. نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان می‌دهد که الگوی مفهومی مدیریت عملکرد با استفاده از مدلهای BSC و EFQM در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر از برازش قابل قبولی برخوردار است و مدل‌های کارت امتیازی متوازن و تعالی سازمانی در صورت یکپارچگی، با پوشش نقاط ضعف یکدیگر، می‌توانند چارچوب مناسبی برای مدیریت عملکرد در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر فراهم آورند.

مدیریت کسب و کار

تبیین جامعه‌شناختی تنگناها و چالش های موثر بر توسعه اقتصادی شرکت‌های کوچک و متوسط با رویکرد داده بنیاد

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 224-244

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.496765.1474

مهدی صالحی، حمید بورقانی فراهانی، نرگس مولایی

چکیده هدف این پژوهش تبیین جامعه‌شناختی تنگناها و چالش های موثر بر توسعه اقتصادی شرکت‌های کوچک و متوسط با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای کاربردی و از جنبه راهبرد اجرای پژوهش توصیفی از نوع اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد گراندد تئوری می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از شامل خبرگان و صاحب‌نظران دانشگاهی حوزه اقتصادی-جامعه شناختی می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد گراندد تئوری استفاده گردید. روایی سؤالات مصاحبه به روش محتوایی و پایایی آن با اجرای روش بازآزمون (897/0) تأئید گردید. مبتنی بر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، شرایط علّی (شامل شرایط تعاملی/هویتی و شرایط شکاف نسلی)، مقوله محوری (فرآیند عدم توسعه و رشد اقتصادی)، بسترسازها (شامل ضعف سرمایه فرهنگی و فقدان روحیه رقابت پذیری)، عؤامل زمینه‌ای (شامل عدم تفکر توسعه و پایین بودن میزان سرمایه گذاری)، راهبردها (شامل عدم مقصود محوری و عدم ارزش محوری) و پیامدها (شامل تداوم توسعه نیافتگی و فروپاشی کسب و کار) در مدل پارادایمی تبیین و در نهایت روابط بین آنان در مدل انتخابی مشخص شد.

مدیریت کسب و کار

شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارزیابی خط مشی های تامین مالی بنگاه های صنعتی شمال استان کرمان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 446-463

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512232.1523

امین غفاری نژاد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی ارزیابی خط مشی های تامین مالی بوده است. این پژوهش دارای رویکردی کیفی است که از نظر هدف، کاربردی- توسعه‌ای و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تایید رسید. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت مالی و متخصص در زمینه ارزیابی خط مشی های تامین مالی بنگاه های صنعتی شمال استان کرمان می‌باشد؛ نمونه‌برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده‌های مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبه‌ها‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و نمونه‌گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد که تعداد آن‌ها 17 نفر برآورد شده است؛ همچنین با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی و کدگذاری مصاحبه‌ها پرداخته شد. اطلاعات به دست امده با نرم افزار 2020 MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد ابعاد مدل شامل قوانین و سیاست ها، امکان سنجی و برآورد، حمایت و تعامل، تثبیت و توسعه، ارتقا و بهینه‌سازی، بازخورد و تحلیل عملکرد، ریسک‌پذیری و ارزیابی، نظارت و کنترل، مدیریت و اجرا، تخصیص و تامین مالی می باشند.

مدیریت کسب و کار

نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 51-73

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.436134.1298

محبوبه قویدست کوهپایه، اسفندیار دشمن زیاری، علیرضا روستا

چکیده هدف این تحقیق نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل جامعه متخصصین بازاریابی دیجیتال و کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات پیشرفت می‌باشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 385 نفر در نظر گرفته شد. این تعداد مبتنی بر روش نمونه­گیری نمونه دردسترس گزینش گردیدند و به این ترتیب 385 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع شد که در نهایت 228 پرسشنامه سالم که قابلیت تحلیل آماری داشتند جمع­آوری گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ساخته محقق برگرفته از نتایج کیفی می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اعتماد ناشی از شفافیت برآمده از فناوری بلاکچین قادر است تا پیامدهای متنوع مالی و غیرمالی را برای کسب و کارهایی که از این فناوری در اکوسیستم بازاریابی خود استفاده می­کنند اثرات معناداری برجای گذارد.

مدیریت کسب و کار

عوامل مؤثر بر تکنولوژی بلاک چین در مسیریابی -مکان‌یابی حمل‌ونقل ترکیبی سیستم توزیع امنی چنل

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 241-269

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.427097.1253

سیدعلی میرحسینی، حسنعلی آقاجانی، محمد ولی پور خطیر

چکیده هدف از پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر تکنولوژی بلاک چین در مسیریابی -مکان‌یابی حمل‌ونقل ترکیبی سیستم توزیع امنی چنل می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع فراترکیب می باشد. با به‌کارگیری رویکرد مرور نظام‌مند و فراترکیب، تحلیل نتایج و یافته‌های محققین قبلی صورت گرفت و با انجام گام‌های 7 گانه روش ساندلوسکی و باروسو، به شناسایی عوامل مؤثر پرداخته شد. از بین 580 مقاله، 79 مقاله بر اساس روش CASP انتخاب شد. در این زمینه به‌منظور سنجش پایایی و کنترل کیفیت، از روش رونوشت استفاده گردید که مقدار آن برای شاخص‌های شناسایی‌شده در سطح توافق عالی شناسایی شد. بر اساس کدگذاری انجام‌شده در نرم افزار ATLAS TI، 8 مقوله و 51 کد اولیه شناسایی شدند. مقوله‌های شناسایی‌شده عبارت‌اند از: مدیریت شبکه الکترونیکی، مدیریت مسیر، عوامل زیست‌محیطی، شفافیت، مدیریت اعتماد، زیرساخت‌های فنی، استانداردسازی اطلاعات و اطلاعات کسب‌وکار؛ بنابراین با ترکیب این 8 معیار که همگی منابع و تکرار شدگی مشخصی دارند، می‌توان با ترکیب بلاک چین و توزیع اومنی چنل، مسیریابی-مکان‌یابی حمل‌ونقل را بهینه‌سازی نمود. نتایج نشان می‌دهد شرکت‌های امروزی در یک بازار پویا با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و با یکدیگر تعامل می‌کنند که در حال تغییر و تحول بنیادین است که با سرعت فزاینده‌ای که دیجیتالی سازی و پیشرفت‌های تکنولوژیکی در حال پیشرفت است، ایجاد می‌شود.

مدیریت کسب و کار

طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فرا ترکیب

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 303-324

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.488144.1452

مجتبی مومنی، علیرضا نوبری، علیرضا افشار نژاد، رضا شفیع زاده گروسی

چکیده گردشگری یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی و فرهنگی برای هر جامعه پیشرو محسوب می شود. از آنجا که گردشگری به یک نیروی اقتصادی تبدیل شده‌است، فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات مرتبط با آن توسعه ‌یافته اند و در حال حاضر در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از این صنعت هستند. گردشگری هوشمند یک مفهوم جدید گردشگری است که در آن از فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات برای برآورده کردن کامل نیازهای گردشگران و در نتیجه ایجاد ارزش اساسی برای آن‌ها استفاده می‌شود. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فراترکیب است. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب، 128 مقاله و منبع را در حوزه گردشگری هوشمند مورد ارزیابی قرار داده است. طی مراحل 34 منبع و مقاله با معیارهای مورد پذیرش، منطبق بود. در نتیجه‌ی ترکیب یافته‌ها، 8 مقوله فرعی که در برگیرنده‌ی بهبود مدیریت هزینه در گردشگری، ارائه سرویس های هوشمند گردشگری، خدمات هوشمند ابری ، سیستم خدمات اینترنتی به گردشگران، کیفیت خدمات و تسهیلات ، اینترنت اشیا، تشخیص نیاز مشتری به روش هوشمندو قیمت گذاری پویا استخراج گردید. در نهایت برای توسعه گردشگری هوشمند در ایران، اتخاذ یک چشم‌انداز جامع با توجه به هر دو سطح خرد و کلان پیشنهاد می‌شود. در سطح کلان، باید به بالا بردن اولویت توسعه گردشگری هوشمند در دراز مدت، سیاست‌های توسعه ملی، توجه بیشتر به برنامه‌ریزی، هماهنگی و نظارت و بهبود زیرساخت‌های مورد نیاز برای توسعه گردشگری هوشمند توجه بیشتری شود

مدیریت کسب و کار

عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 345-372

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493020.1464

مجید فانی

چکیده هدف این پژوهش بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، برحسب زمان گردآوری داده، مقطعی و برحسب روش گردآوری داده‌ها و یا ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش 10 نفر از خبرگان شامل کارشناسان، پژوهشگران، متخصصین دانشگاهی و آشنا با بازاریابی در صنعت گردشگری، همچنین به‌منظور تناسب اعتبار مدل می باشند. حجم نمونه با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و در دسترس (قضاوتی) انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تأثیرگذاری و اولویت بندی از تکنیک دیمتل فازی استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که 3 بعد، 8 مؤلفه و 41 شاخص شناسایی گردیده است. ابعاد استخراج‌شده شامل بعد کیفیت خدمات شامل مؤلفه‌های رضایت از خدمات گردشگری، امکانات زیربنایی، هزینه‌های گردشگری؛ بعد سیاست‌گذاری بازاریابی، شامل مؤلفه‌های سیاست‌گذاری‌های کلان، برنامه‌ریزی و مدیریت؛ بعد تجربیات گردشگری، شامل مؤلفه‌های بازخورد گردشگران، فرهنگ گردشگری و تبلیغات و بازاریابی بودند.

مدیریت کسب و کار

طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 373-399

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.487350.1449

زهرا نورکی، سحر کوثری

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کسب‌و‌کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان که بصورت نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 100 نفر از کارشناسان صنعت بانکداری می باشند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی نرم افزارScenario Wizard و در بخش کمی، MicMac می باشد. نتیجه فراتحلیل و غربال گری ۶۶ کلان روند و پس از آن نتیجه اثرات متقاطع کلان روند های پیشران بر آینده بانکداری مجازی را انتخاب کرده است. مولفه های مدل کسب و کار بانکداری مجازی بر اساس سناریوهای سازگار با در نظر گرفتن میانگین وزن‌های محاسباتی در ۴ سناریو بدین ترتیب ارائه شده است: در بین ارزش‌های پیشنهادی مدل کسب-و‌کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «بانکداری الکترونیک» و «تسهیل تجارت بین المللی»؛ در بین منابع کلیدی به ترتیب «سامانه های بانکی» و «سرمایه انسانی»؛ در بین معیارهای ساختار هزینه به ترتیب «هزینه توسعه سامانه‌ها و وب سرویس‌های بانکی» و «هزینه سرمایه گذاری در منابع انسانی»؛ در بین معیارهای جریان درآمدی به ترتیب «برند/اعتبار» و «درآمد حاصل از ارائه انواع خدمات مالی»؛ در بین معیارهای کانال‌های ارتباطی به ترتیب «وب سرویس های بانکی» و «باشگاه مشتریان» و در بین معیارهای حوزه مشتریان مدل کسب‌ و‌کار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «مشتریان حقیقی خرد» و «مشتریان حقوقی کوچک» در رتبه‌های اول و دوم قرار دارند.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 426-443

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.417494.1205

فاطمه ریگی، وحید پورشهابی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب انجام شده است. روش تحقیق کیفی می‏باشد که جامعه آماری پژوهش را کلیه اسناد علمی، گزارش‏های پژوهشی، پایگاه‏های داده، نشریه‏های داخلی و خارجی در خصوص بلوغ حکمرانی هوشمند که طی سال‏های 2000 تا 2023 (1380 تا 1402) منتشر شده بودند، تشکیل دادند. کلید واژه‏های تحقیق در پایگاه‏های اسکوپوس؛ ساینس دایرکت؛ سید؛ امرالد؛ گوگل اسکالر جستجو شد. با استفاده از روش فراترکیب، ‏99 مقاله کیفی در حوزه شهر الکترونیک، شهر دیجیتال، شهر خلاق، شهر هوشمند و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که ‏101 کد در 3 ‏بعد سیاست هوشمند، دولت هوشمند و شهر هوشمند شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمی‏آنتروپی شانون و شاخص کاپا تعیین شد و براساس یافته‏ها مشخص شد کدهای قدرت دموکراسی؛ کسب و کارهای هوشمند؛ انسجام اجتماعی؛ سیاست‌ها و قوانین و مقررات؛ رقابت اقتصادی هوشمند؛ نظام پیشنهادات کارکنان و شهروندان به صورت الکترونیکی؛ استفاده شهروندان از خدمات مجازی؛ انگیزه مدیران و کارکنان؛ دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ روحیه پاسخگویی؛ اهمیت عمومی‏حفاظت از محیط زیست و تغییرات آب و هوا؛ مشارکت سیاسی دولت باز و حاکمیت تعاونی دارای بیشترین ضریب اهمیت‌اند. در نهایت پس از طی گام‏های پژوهش، الگوی مناسب بلوغ حکمرانی هوشمند در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی بلوغ حکمرانی هوشمند ارائه شد.

مدیریت کسب و کار

طراحی ابعاد بلوغ انقلاب صنعتی چهارم در زنجیره ی تامین خدمات بانکی و توسعه ی بانکداری دیجیتال با رویکرد داده بنیاد

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 444-470

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446602.1332

بابک زینتی، محمد طالقانی، آزیتا شرج شریفی

چکیده چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل بلوغ انقلاب صنعتی چهارم در زنجیره‏ی تأمین خدمات بانکی و توسعه‏ ی بانکداری دیجیتال با رویکرد داده‏بنیاد است. پژوهش جاری بر اساس استراتژی، از نوع کیفی بوده و از لحاظ هدف در دسته‏های پژوهش بنیادین قرار دارد. روش گردآوری داده‏ها از نوع تحقیقات میدانی بوده و ابزار گردآوری داده‏ ها نیز مصاحبه نیمه‏ساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضرمدیران ارشد بانک ‏های کشور، صاحب نظران و فعالان حوزه بانکداری دیجیتال بوده و با استفاده از روش نمونه‏گیری، تعداد 10 نفر به عنوان مشارکت کننده در پژوهش انتخاب شدند. لازم به ذکر است که انجام مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. داده ‏های کیفی بدست آمده از طریق مصاحبه از روش نظریه ‏پردازی داده‏بنیاد، مورد تجزیه‏و تحلیل قرار گرفت. تجزیه ‏و تحلیل داده ‏های کیفی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده مقوله‌های شناسایی شده دراین پژوهش شامل، ده مقوله در بخش شرایط علی، هفت مقوله به عنوان اجزای تشکیل دهنده‌ی پدیدهی محوری، چهار مقوله مربوط به شرایط زمینه‌ای، یازده مقوله در بخش راهبردها، هفت مقوله برای شرایط مداخله‌گر و در نهایت برای بخش پیامدی مدل نیز هشت مقوله می‌باشند.

مدیریت کسب و کار

ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 43-70

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446306.1330

میر محمود نقیبی‬‬، چنگیز والمحمدی‬‬، کیامرث فتحی هفشجانی، محمود مدیری

چکیده هدف این پژوهش ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حرفه‌ای در استارتاپهای صنعتی، شامل مدیران ارشد و مجموعه‌های آن می‌باشد و نمونه­گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای گردآوری داده‌ها از تکنیک دلفی فازی برای شناسایی مؤلفه‌ها استفاده شد و برای ارائه مدل از روش نگاشت شناختی فازی استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که اصلی‌ترین عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی شامل یازده متغیر عبارتند از: شایستگی­های توسعه، شایستگی‌های نیروی انسانی، نیازمندی‌های سازمان به توسعه، جذب و حفظ نخبگان، برند استارتاپ، ایجاد فرصت مناسب، توسعه مهارت‌های نخبگان، شرایط اقتصادی، رضایتمندی مشتریان، پیشرفت استارتاپ، فرهنگ توسعه، سپس با استفاده از متدولوژی نقشه‌های شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل مطابق تبیین گردید.

مدیریت کسب و کار

نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسم‌های روان‌شناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان (مورد مطالعه: شرکت الکترو کویر یزد)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 97-119

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407756.1148

مرضیه دهقانی زاده، فاطمه کشاورزی هدش

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسم‌های روان‌شناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان در شرکت الکترو کویر شهر یزد بود. روش پژوهش حاضر، بر اساس هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی - پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه کارکنان شرکت الکترو کویر شهر یزد (380 نفر) می‌باشد که حجم نمونه 191 نفر از طریق نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه‌های استاندارد بود که روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات تعدادی از خبرگان این حوزه مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار اندازه‌گیری از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد و روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، تکنیک مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. یافته‌های پژوهش نشان داد که مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت با رفتار خلاقانه کارکنان، تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان رابطه معناداری دارد. همچنین متغیرهای تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان با رفتار خلاقانه کارکنان رابطه معناداری دارند و همچنین نقش میانجی تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و رفتار خلاقانه کارکنان تأیید شد. بنابراین طبق نتایج پژوهش مشخص شد که با استفاده از تئوری هویت اجتماعی، درک کارکنان از مسئولیت اجتماعی شرکت الکترو کویر یزد، باعث افزایش تعهد عاطفی و اقدامات توام با شفقت کارکنان شرکت شده و این امر، باعث افزایش اثرات انگیزه درونی کارکنان شده و بدین ترتیب، رفتار خلاقانه کارکنان این شرکت افزایش می‌یابد.

مدیریت کسب و کار

شناسایی عوامل مؤثر بر نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه‌ها در بازرگانی بین‌الملل با تأکید بر اینکوترمز 2020

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 105-140

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444134.1317

مرتضی بابائی، فیروزه حاجی علی‌اکبری، فرشته لطفی‌زاده، ، ارشد فرهمندیان

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسائی عوامل مؤثر بر نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه‌ها در بازرگانی بین‌الملل با تأکید بر اینکوترمز 2020 می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-عملیاتی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع پژوهش‌های اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و خبرگان حوزه بازرگانی بین‌الملل، حمل‌ونقل بین‌الملل و اینکوترمز و به روش نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 10 نفر از خبرگان در حوزه بازرگانی در نظر گرفته شد. ابزارهای جمع‌آوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. این پژوهش در دو مرحله شامل روش داده‌بنیاد و تکنیک دلفی انجام گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی با استفاده از نرم افزارMAXQDA20  و در بخش کمی از روش دلفی و از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که تعداد 7 عامل مؤثر، 13 مؤلفه، 11 راهبرد و 2 پیامد شناسایی و استخراج شد. در بخش کمی طی چهار مرحله تکنیک مصاحبه دلفی، 33 عامل مؤثر شناسایی شد. این یافته‌ها قادر خواهند بود تا یک ابزار برای مدیران ارشد شرکت‌های دارای تعاملات بین‌المللی در برنامه‌ریزی مؤثر برای استفاده از مقررات اینکوترمز در جهت ترکیب بهینه نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه‌ها در مدیریت زنجیره تأمین بین‌المللی و با عنایت به روابط خریدار و فروشنده در معاملات فرامرزی فراهم کنند.

مدیریت کسب و کار

بکارگیری رویکرد فراترکیب به منظور طراحی الگوی بومی توسعه محصول جدید

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 229-252

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428370.1265

سید روح اله فرجی، حسین ادب، جلال حقیقت منفرد

چکیده هدف پژوهش حاضر بکارگیری رویکرد فراترکیب به منظور طراحی الگوی بومی توسعه محصول جدید می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی- توسعه‌ای و از نظر ماهیت یک تحقیق اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه منابع مرتبط با توسعه محصول جدید بومی طی سال‌های 2000 تا 2023 به تعداد 225 منبع می‌باشد. بدین منظور، با مرور سیستماتیک ادبیات موضوع، مقاله‌های نمایه شده در WOS، SCOPUS، Science Direct و Google Scholar گردآوری شد که تعداد 143 مقاله براساس چکیده انتخاب شدند؛ سپس 75 منبع براساس محتوا گزینش شد و در نهایت با بررسی اطلاعات نویسنده 67 منبع به عنوان منابع نهایی تحلیل و ترکیب یافته‌های منتخب آن انجام شد. منابع انتخاب شده با استفاده از نرم افزار maxqda 2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که تعداد 104 کد اولیه حاصل شد. در نهایت یافته‌های حاصل از فراترکیب منجر به شناسایی 15 مقوله در بومی سازی تحقیقات توسعه محصول جدید گردید.

مدیریت کسب و کار

الگویابی کیفیت حسابرسی مالیاتی مبتنی بر پذیرش مودیان حقوقی در کسب و کار

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 320-339

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.450791.1351

محسن حاجی بابایی، سینا خردیار، مجتبی ملکی چوبری

چکیده هدف پژوهش حاضر الگویابی کیفیت حسابرسی مالیاتی مبتنی بر پذیرش مودیان حقوقی در کسب و کار می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و دارای رویکرد استقرائی و قیاسی و راهبرد پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران مالی می‌باشند که برای انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند و فرایند نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گرد‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته می‌باشد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و مدل پاردایمی و از طریق کدگذاری‌ها و نرم‌افزار MAXQDA20 انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان از تاثیرگذاری هفت بُعد: عوامل علی شامل (مسائل قانون، مسائل مودیان، مسائل مربوط به پرونده، مسائل سازمان) عوامل محوری شامل (پذیرش مودیان حقوقی)، عوامل مداخله گر شامل (شرایط مودیان حقوقی، عملکرد سازمان‌های ذی نفع، شرایط فرهنگی و زیر ساخت‌ها)، عوامل زمینه‌ای شامل (مسائل سازمانی، مهارت ماموران، سیستم حسابرسی)، عوامل پیامدی شامل حفظ منافع، بهبود نگرش، افزایش درآمد) بدست آمده است.

مدیریت کسب و کار

ارائه مدلی مبتنی بر رسانه و شبکه‌های اجتماعی در مدیریت مصرف هوشمند برق

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 389-405

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451852.1354

احمد شجاعی ارزنه ئی، محمد همتی، علی اکبر امین بیدختی

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی مبتنی بر رسانه و شبکه­های اجتماعی در مدیریت مصرف هوشمند برق می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر زمانی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 179 از کلیه افرادی که طی هفته گذشته و در شبکه‌های اجتماعی با شرکت برق و فعالیت­های آن ارتباط داشته­اند که با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده نرم افزار SPSS و Lisrel انجام شد. نتایج این پژوهش حاکی از وجود شش متغیر؛ که به دو بخش پیشایندها (شبکه­های اجتماعی) و پسایندها (تبلیغات شفاهی، وفاداری برند، هوشمندسازی و دانش اجتماعی) در حوزه مدیریت مصرف هوشمند دارد. همچنین شاخص GOF برابر 88/0 بدست آمد که نشان از برازش قوی مدل می‌باشد.

مدیریت کسب و کار

طراحی الگوی برندسازی دیجیتال در محصولات کشاورزی سالم

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 139-168

https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408992.1153

ابوالقاسم محمدنژاد عالی زمینی، آرزو احمدی دانیالی، محمود احمدی شریف

چکیده هدف پژوهش حاضر ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است. روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار مکس‌کیودا انجام گردید که ابزار گردآوری کدها مصاحبه نیمه ساختار‌یافته و به صورت روش ‌نمونه‌گیری هدفمند بوده و با 13 نفر از خبرگان این حوزه اشباع نظری حاصل گردید. همچنین با 82 کدگذاری باز‌، 22 مقوله محوری و انتخابی ‌الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم در ایران طراحی گردید. برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم حول محور خلق معنی برند و قدرت برند قرار دارد که تحت تاثیر شرایط علّی آغاز می‌گردد و با راهبرد مختلف خلق برند دیجیتال و قدرت برند‌ معنی می‌یاید و با‌ تدوین ‌و اجرای آمیخته بازاریابی همسو با برند و بازاریابی ارتباطات یکپارچه به تقویت فرهنگ برند در جامعه هدف پرداخته و ‌هویت و شخصیت برند دیجیتال محصولات کشاورزی سالم را در ذهن مشتری تصویرسازی می‌نماید. راهبرد تحت تاثیر عوامل مداخله‌گر در‌صدد‌ تحقق خواسته بحق، امنیت و سلامت غذایی‌ می‌باشد و با عمل به وعده ‌برند‌ و تحویل محصول سالم ‌با قیمت مناسب، کسب شهرت می‌نماید و ‌تکرار خرید محصولات کشاورزی توسط مشتریان وفادار، تولید بیشتر را اقتضا نموده و باعث اشتغال و رونق اقتصادی روستایی می‌شود.