بررسی اثربخشی درکشده پلتفرمهای تجارت الکترونیک بر مزیت اقتصادی درکشده مصرفکننده در پیشبینی مصرف پایدار در یک بیماری همهگیر
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 1-18
https://doi.org/10.22034/JBME.2021.313202.1004
لیلا جلالی
چکیده هدف این تحقیق بررسی اثربخشی درکشده پلتفرمهای تجارت الکترونیک بر مزیت اقتصادی درکشده مصرفکننده در پیشبینی مصرف پایدار در یک بیماری همهگیر میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. دادههای تحقیق کمی بهصورت مقیاس فاصلهای با استفاده از پرسشنامه استاندارد تحقیق لوبل ترونگ تووی (2021) استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه مشتریان خرید اینترنتی پلتفرمهای تجارت الکترونیک در ایران میباشد. با توجه به تعداد زیاد کاربران و تعداد بالای 10 پلتفرم فعال در ایران و با توجه به تعداد زیاد جامعه مورد نظر 100 هزار نفر در نظر گرفته شده است. بر اساس جدول مورگان تعداد 384 نفر به عنوان نمونه در این تحقیق انتخاب شدند. روش نمونهگیری در این تحقیق تصادفی ساده بود. نتایج نشان داد که تأثیر نقش اثربخشی درک شده پلتفرمهای تجارت الکترونیک بر مزیت اقتصادی درکشده مصرفکننده در پیشبینی مصرف پایدار مساوی با 47/0 میباشد، یعنی حدود 47 درصد از اثر کل اثربخشی درک شده پلتفرمهای تجارت الکترونیک بر مزیت اقتصادی درکشده مصرفکننده در پیشبینی مصرف پایدار تبیین میشود. همچنین برای بررسی برازش کلی مدل و اندازهگیری برای مدل ساختاری، از معیار GoF استفاده شد. نتایج میانگین مقادیر اشتراکی و میانگین مقادیر R Squares؛ نشان میدهد مقدار GOF برابر است با 62/0 که؛ نشان از برازش قوی مدل دارد.
تأثیر مسئولیت اجتماعی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با توجه به نقش میانجی شخصیت و خوشنامی برند (مورد مطالعه: فروشگاه اینترنتی دیجی کالا)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.314248.1008
محمد هادی عسگری، پردیس نقدی
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با توجه به نقش میانجی شخصیت و خوشنامی برند بوده است.روش پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی-پیمایشی و از حیث هدف کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش را مشتریان فروشگاه اینترنتی دیجی کالا تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونهها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند.جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای مسئولیت اجتماعی سالامون اولاجید(2004)، قصد خرید مجدد کو و همکاران(2009)،شخصیت برندآکر(1997)و خوشنامی برند بیک و همکاران (2010) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت.به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد.یافتههای تحقیق نشان داد مسئولیت اجتماعی بر خوشنامی برند،شخصیت برند و قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. خوشنامی برند بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. شخصیت برند بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.نتایج پژوهش نشان داد که شخصیت و خوشنامی برند در تأثیر مسئولیت اجتماعی بر قصد خرید مجدد مشتریان فروشگاه اینترنتی دیجی کالا نقش میانجی داشتهاند.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفهای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.403930.1124
سید حامد حمدی،، احمد سرداری، عبدالله نعامی، علی نوروزی مبارکه
چکیده هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، توسط کاربران حرفهای با استفاده از تکنولوژی وب 2،0 میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این تحقیق، 15 نفر از اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت، کسبوکار و IT و مدیران شرکتهای کسبوکارهای دیجیتال و به روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. معیارهای انتخاب افراد داشتن مدرک تحصیلی دکترا یا سابقه بالای 10 سال تجربه در کسبوکارهای دیجیتال، داشتن زمان، علاقه و توانایی انجام مصاحبه و پرسشنامه میباشد و مصاحبه نیمه ساختارمند با آنها انجام شد. همچنین در تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزارهای MAXQDA 2020، انجام گرفت. عوامل شناسایی شده در قالب 40 شاخص و 8 مؤلفه و 3 بعد استخراج شد. مؤلفهها و شاخصهای ابعاد و مؤلفههای پذیرش سیستمهای اجتماعی مدیریت ارتباط با مشتری، شامل سه بعد سازمانی، مشتری، فناورانه که بعد سازمانی دارای سه مؤلفه (نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی)، بعد مشتری شامل سه مؤلفه (ارزشآفرینی، انتظار عملکرد، رضایت مشتری) و فناورانه دارای دو مؤلفه (شبکههای اجتماعی، تولید محتوا) شناسایی گردیده است.
تأثیر حافظۀ خودزندگینامهای بر قصد سفر: تحلیل نقش همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران، رضایت و دلبستگی به مقصد گردشگری
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.395605.1085
امید بهبودی، معصومه عربشاهی، امیر غفوریان شاگردی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر حافظۀ خود زندگینامهای بر قصد سفر، تحلیل نقش همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران، رضایت و دلبستگی به مقصد گردشگری بوده است. این پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی و از شاخه علّی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل گردشگرانی است که به شهر مشهد بیش از یک بار سفر کردهاند، که با توجه جامعه آماری، طبق جدول مورگان تعداد 384 نفر بهصورت تصادفی بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه استاندارد گردآوری شده و جهت سنجش روایی ابزار از روایی صوری و روایی سازه و جهت سنجش پایایی ابزار، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 905/0 برآورد شده است. جهت تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS وSmart PLS استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که حافظۀ خودزندگینامهای بر قصد سفر (359/0) و دلبستگی به مقصد گردشگری (677/0) تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که همخوانی مقصد با تمایلات گردشگران بر قصد سفر (326/0) تأثیر معناداری داشته است. به علاوه تأثیر رضایت گردشگران بر حافظۀ خود زندگینامهای (684/0) و قصد سفر (649/0) نیز معنادار گزارش شده است. براساس نتایج به برنامهریزان حوزهی گردشگری پیشنهاد میشود در راستای افزایش قصد سفر گردشگران، حافظۀ خودزندگینامهای را مدنظر قرار دهند و با توجه به ابعاد آن، تلاش نمایند دلبستگی بیشتری در گردشگران ایجاد نمایند تا از این طریق احتمال قصد سفر از مقصد گردشگری را افزایش دهند.
شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412779.1164
زهرا خراسانی، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی
چکیده چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی ظرفیتهای سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکتهای مواد غذایی میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی میباشد. این پژوهش از مبنای فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی و فروش فعال در صنعت غذایی میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از نظریه داده بنیاد و در تجزیه و تحلیل از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها و از تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع 164 کد اولیه در قالب 20 مقوله دسته بندی شدهاند. مقدار شاخص کاپا برابر با 743/0 محاسبه شد که در سطح توافق مناسب قرار گرفته است. نتایج دلفی در دو راند انجام شد که در دور دوم هیچ سوالی حدف نشد که این خود نشانهای برای پایان راندهای دلفی است. همچنین اختلاف بین دو مرحله از حد آستانه کم (8/0) کوچکتر گزارش شد. در ادامه برای رتبه بندی نهایی از تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که پیامدها با وزن 0.293 در رتبه اول، راهبردها با وزن 0.268 در رتبه دوم، عوامل زمینهای با وزن 0.249 در رتبه سوم، مداخلهگر با وزن 0.165 در رتبه چهارم، عوامل علّی با وزن 0.154 در رتبه پنجم، مقوله محوری با وزن 0.007 در رتبه ششم قرار گرفت.
تأثیر مدیریت دانش در عملکرد سازمانی با توجه به متغیر میانجی مدیریت فرایندهای کسب و کار
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-19
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.414362.1173
محمدطاها شفایی، عبدالله کولوبندی، محمد علی کرامتی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر مدیریت دانش در عملکرد سازمانی با توجه به متغیر میانجی مدیریت فرایندهای کسب و کار میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری دادهها توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران و کارشناسان یکی از شرکتهای فعال در حوزه صادرات و واردات به تعداد 160 نفرمی باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 113 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری صورت غیر تصادفی در دسترس استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامههای مدیریت دانش فونگ و همکاران (2009)، مدیریت فرایندهای کسب و کار روحانی و همکاران (1394) و عملکرد سازمانی چوی و راینی (2010) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که بر اساس مقادیر معنی داری مربوط به فرضیات، هر سه فرضیه تأیید شدند. میزان تأثیر مدیریت دانش بر مدیریت فرایندهای کسب و کار برابر با 742/0، میزان تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی برابر با 422/0 و میزان تأثیر مدیریت فرایندهای کسب و کار بر عملکرد سازمانی برابر با 652/0 حاصل شد. بنابراین مهمترین پیشنهاد پژوهش توجه به حفظ، تسهیم و به کارگیری دانش بوده که هم در مدیریت فرایندهای کسب و کار و هم در افزایش سطح عملکرد سازمانی مؤثر میباشد.
تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درک شده
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-22
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.409161.1154
روزبه روشنک، علیرضا روستا، محمود احمدی شریف، مجید احمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درکشده در مشتریان بانک ملّی ایران شهر تهران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران در سال 1402 میباشند، بدین منظور از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب که 420 پرسشنامه بین مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران به روش تصادفی ساده بین جامعه آماری توزیع و تعداد 393 پرسشنامه جمعآوری گردیده است. ابزار گردآوری دادههای پژوهش حاضر پرسشنامه است. روایی ابزار پژوهش نیز با انجام تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه پژوهش حاضر با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته که به میزان 815/0 بوده است. همچنین جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از روش مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart-PLS3 استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حمایت مدیریت ارشد، یکپارچهسازی زنجیرۀ تأمین، و قابلیت نوآوری بر فناوری بلاکچین تأثیر معناداری دارد. همچنین ریسک زنجیرۀ تأمین بر فناوری بلاکچین اثرگذار نبوده است. در نهایت، نقش آمیخته بازاریابی بر سودمندی درکشده نشان داده شده است. همچنین سودمندی درکشده بر فناوری بلاکچین اثرگذار است.
طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی (مورد مطالعه: وزارت آموزش و پرورش)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406920.1136
فاطمه بیناباجی، حمید رضایی فر، محمد محمدی، منیره صالح نیا
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی در وزارت آموزش و پرورش می باشد. روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و مشارکت کنندگان مدیران تصمیم گیرنده و سیاستگذار در حوزه ی اشتغال مجدد بازنشستگان و برخی از معلمانی هستند که در دوران بازنشستگی جهت اشتغال مجدد اقدام نموده اند. روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی به تعداد 12 نفر است که شامل بازنشستگان شاغل و صاحبنظران حوزه ی آموزش و پرورش می باشند که تحقیق با افراد مدنظر به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل دادهها، از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ی 22 می باشد. یافته های تحقیق دربرگیرنده 8 بعد شامل عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، محیطی، اقتصادی، سیاسی، عملکرد فردی، عملکرد نظام آموزش و 23 مولفه در قالب شرایط علی، محوری، استراتژی ها، پیامدها، مداخله گرها و زمینه ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که شرایطی همانند عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی باعث می شود که اشتغال مجدد کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شکل گیرد. عوامل مذکور باعث می شود که راهبردهایی چون استراتژی معیشت محور و استراتژی کارآفرینی به عنوان راهبردهای اشتغال مجدد تعریف گردد. این استراتژی ها قطعا پیامدهایی دارد که از جمله می توان بهبود عملکرد فردی و بهبود عملکرد نظام آموزش و پرورش را نام برد. زمینه این استراتژی ها یعنی عوامل سیاسی و اقتصادی بایستی فراهم گردد. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون عوامل محیطی چشم پوشی کرد.
تأثیر کاهش تحریمها و توان مالی شرکتها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیرمستقیم
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.415508.1181
فرشاد عالی داعی، مصطفی هاشمی تیله نوئی، حسین وظیفه دوست
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاهش تحریمها و توان مالی شرکتها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیرمستقیم است. روش تحقیق ازنظر هدف، کاربردی بوده و ازلحاظ روش، توصیفی-پیمایشی-همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران شرکتهای تولیدکننده و صادرکننده پوشاک میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، حجم نمونه به تعداد 344 نفر تعیین شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها، روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart PLS به کار گرفتهشده است. ابزار مورداستفاده برای جمعآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد شده میباشد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کاهش تحریمها تأثیر مستقیم و معناداری با توسعه صادرات پوشاک دارد. همچنین توان مالی شرکتها تأثیر مستقیم و معناداری بر توسعه صادرات پوشاک دارند. صادرات مستقیم، نقش میانجی را بر رابطه بین کاهش تحریمها و توسعه صادرات پوشاک ایفا میکنند، نقش میانجی صادرات غیرمستقیم بر رابطه بین کاهش تحریمها و توسعه صادرات پوشاک نیز مورد تائید قرار گرفت.
ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453278.1360
فاطمه دوزنده ضیابری، حامد فلاح تفتی، میرمحمد اسعدی، مهدی باصولی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از مدیران، صاحب نظران و اساتید دانشگاهی حوزه گردشگری میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پرسشنامه کیفی و مصاحبه باز با اعضای نمونه، بعد از یادداشت برداری و انتقال به سیستم، با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شد و خروجی و مدل نهایی گزارش گردید. نتایج نشان داد که کارآفرینی گردشگری سنتی از رویکرد سرمایهداری پیروی میکند، به شدت سود محور است و جنبههای اجتماعی انجام کسبوکار را نادیده میگیرد که ممکن است به نوبه خود آسیبهای بیشتری را برای جوامع در حال حاضر محروم ایجاد کند. کارآفرینی اجتماعی در گردشگری، که در اینجا به عنوان کارآفرینی اجتماعی گردشگری نامیده میشود، به عنوان یک رویکرد بازارمحور برای پرداختن به مشکلات اجتماعی مختلف از طریق کارآفرینی گردشگری قرار دارد.
تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی استان مازندران بر شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528525.1567
سید مهدی خاک زادیان
چکیده این پژوهش با هدف تبیین ویژگیهای بومی و فرهنگی مؤثر بر شکلگیری و توسعه کارآفرینی هیبریدی در استان مازندران و با تمرکز بر پیوند دو حوزه گردشگری و کشاورزی انجام شده است. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسی و با استفاده از روش کلایزی انتخاب گردید تا از طریق فهم عمیق تجارب زیسته کارآفرینان هیبریدی منطقه، ابعاد و مؤلفههای فرهنگی و بومی تأثیرگذار بر مسیر کارآفرینی شناسایی شود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و با نمونهگیری هدفمند و قضاوتی از میان ۲۵ نفر از کارآفرینان بومی گردشگری-کشاورزی گردآوری و تا اشباع دادهها ادامه یافت. تحلیل دادهها در هفت مرحله با تأکید بر استخراج مفاهیم بنیادین و خوشههای معنایی انجام شد. یافتههای پژوهش در سه مقوله اصلی (متغیرهای محیطی و محلی، متغیرهای مربوط به کارآفرینی هیبریدی، عوامل تسهیلگر) تبیین گردید. نتایج نشان میدهد که تلفیق ویژگیهای فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه و نیز نقش شبکههای محلی و ساختار حمایتی، بستر مناسبی برای شکلگیری و تداوم کارآفرینی هیبریدی در مازندران فراهم میآورد. بدینترتیب، تقویت زیرساختهای حمایتی، توجه به آموزش و انتقال تجربه، و بهرهگیری از سرمایه فرهنگی بومی بهعنوان راهکارهای کاربردی پیشنهاد میگردد.
طراحی مدل تجاریسازی کالاهای دانشبنیان در صنعت داروسازی کشور
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444932.1320
حجت کریمی، داریوش جمشیدی، احمد عسکری
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجاریسازی کالاهای دانشبنیان در صنعت داروسازی کشور میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان و نمونهگیری به روش غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلولهبرفی) و در بخش کمی شامل 151 نفر کارکنان شرکت های دانش بنیان انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که شکلگیری مفهوم شاخصهای تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور شامل 67 مفهوم در قالب 9مفهوم عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که تأثیرگذاری بین مولفهها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجه گیری اصلاحات تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور ، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود تجاری سازی و اصلاحات مربوطه، میتوان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار و بهبود شایستگیهای اجتماعی دست یافت.
تحلیل علم سنجی مطالعات انجام شده در حوزه ارزش آفرینی کسب و کار خودروهای برقی بر اساس مطالعات نمایه شده در WOS
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453581.1365
سید عباس کاراوند، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی
چکیده هدف تحقیق تجزیه و تحلیل ساختار فکری و ترسیم نقشه علمی مطالعات موجود در زمینه خودروهای برقی، تولیدات علمی در دسترس این حوزه از علم می باشد. رویکرد تحقیق علمسنجی بوده که مهم ترین نویسندگان و خوشه های موضوعی با استفاده از فنون همنویسندگی و هم-رخدادی واژگان شناسایی شده است و نهایتاً منجر به ترسیم نقشه علمی در این حوزه گردیده است. 14235 سند علمی نمایه شده در پایگاه WOS طی سالهای 1955 تا 2023 به عنوان جامعه آماری این پژوهش با اتکا به آمار توصیفی و نرمافزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. روند صعودی انتشار مقالات طی 68 سال اخیر یکی از یافته های حاصل از این پژوهش بوده است (بیشترین تعداد مقالات در سال 2021 (2258) متنشر گردیده است). با بررسیهای انجام شده تحول واژههای کلیدی از توجه مهندسی و مدیریت عملیات و تولید به حوزه حمل و نقل پاک به سوی حرکت کشورها یه سمت بهینه سازی بااستفاده از علوم رایانهای در جهت توسعه پایدار با تدوین و پیادهسازی استراتژیهای موثر توسط دولتها مشاهده گردید. از این چارچوب می توان برای فهم بهتر و به کارگیری مؤثرتر مدل توسعه خودروهای برقی با ارزش آفرینی هر چه بیشتر در توسعه پایدار حمل ونقل برقی بهره برد.
تحلیل مدل عوامل موثر بر تجربه مشتری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.552615.1644
مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی
چکیده هدف این پژوهش، تحلیل مدل عوامل مؤثر بر تجربه مشتری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی–همبستگی میباشد. جامعه آماری شامل مشتریان فروشگاه زنجیرهای اتکا است که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین شد و روش نمونهگیری تصادفی ساده به کار گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. به منظور آزمون فرضیهها و برازش مدل مفهومی، از مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS استفاده گردید. شاخصهای برازش شامل CFI، GFI، IFI و RMSEA در محدوده قابل قبول قرار داشتند که نشان از برازش مناسب مدل دارد. یافتههای پژوهش نشان داد که پیشرفت فناوری و ارزشآفرینی تأثیر معناداری بر تجربه مشتری دارند. همچنین عوامل انسانی و سازمانی نقش مؤثری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ ایفا میکنند. تجربه مشتری نیز به عنوان متغیری کلیدی، در بهبود عملکرد فروشگاه و تقویت ارتباط با مشتریان نقش برجستهای دارد. نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، توانمندسازی منابع انسانی و ایجاد زیرساختهای سازمانی مناسب، از پیششرطهای اساسی در تحقق تجربه مشتری مثبت و پایداری در محیطهای خردهفروشی نوین به شمار میرود.
ارزش آفرینی از طریق انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در ایران؛ رویکرد آمیخته
دوره 6، شماره 1، بهار 1405، صفحه 17-40
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.523228.1558
شیرین صابری کهن، احمدرضا کسرایی، طهمورث سهرابی
چکیده این پژوهش با هدف رفع چالش دانشگاهها در تجاریسازی تکنولوژی و تقویت همکاری بین دانشگاه و صنعت، مدلی جامع برای انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت ارائه میدهد. روش پژوهش، روش آمیخته بوده که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی است. جامعه ی آماری در بخش کیفی، مقالات حوزه ی انتقال تکنولوژی و تجاری سازی دانشگاهی منتشر شده در دو پایگاه داده اسکوپوس و وبآوساینس از سال 2013 تا 2023 و ابزار جمع آوری اطلاعات، مرور نظام مند مطالعات پیشین، انتخاب مقالات، بر اساس معیارهای روش پریزما و روش تحلیل دادهها روش فراترکیب بوده است. در بخش کمی، برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته و منابع کتابخانهای معتبر استفاده شده و جامعهی آماری آن، دانشگاههای دولتی ایران در سال 1403 و روش نمونه گیری، هدفمند بوده است. برای تحلیل و ارزیابی نتایج از دو نرمافزار SPSS و Smart PLS استفاده شده است. در بخش کیفی، ابتدا عوامل محیطی مؤثر در انتقال تکنولوژی از دانشگاه به صنعت در 5 مقوله اصلی «ویژگی عرضهکننده تکنولوژی»، «ویژگی گیرنده تکنولوژی»، «ویژگی تکنولوژی»، «ویژگی منطقه» و «قوانین و مقررات» دستهبندی شدند. سپس، رابطهی آنها بر یکدیگر و بر روشهای انتقال تکنولوژی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که از بین عوامل محیطی شناسایی شده، «قوانین و مقررات» بر تمام روشهای انتقال تکنولوژی بهغیر از «روشهای انتقال مبتنی بر نوآوری باز» تأثیر دارد. همچنین، «ویژگی تکنولوژی» با «روشهای انتقال تکنولوژی مبتنی بر فروش» تأثیر مستقیم، و ویژگی «عرضه کننده تکنولوژی» با «روشهای انتقال تکنولوژی مبتنی مشاوره» رابطه دارد. اما، «ویژگی گیرنده تکنولوژی» و «ویژگی منطقه»، به طور مستقیم رابطهای با روشهای انتقال تکنولوژی ندارند.
بررسی تأثیر قابلیتهای بازاریابی رابطهمند و بازاریابی الکترونیک بر عملکرد تجاری سایتهای فروش اینترنتی
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 19-40
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.313118.1001
فرشیده زالکانی اندرور
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر قابلیتهای بازاریابی رابطه مند از طریق متغیر میانجی بازاریابی الکترونیکی بر عملکرد تجاری سایتهای فروش اینترنتی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری در تحقیق حاضر، شامل مشتریان سایتهای فروش اینترنتی کالا در ایران نظیر دیجی کالا، تهران کالاو ... میباشد و بر طبق جدول مورگان تعداد 380 نفر بهعنوان نمونه پرسشنامه الکترونیکی بین آنها پخش گردید. روش نمونهگیری این پژوهش در دسترس میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر سه پرسشنامه که شامل پرسشنامه عملکرد تجاری میرلس، راندل و لای (2011) آسیخیا (2009)، پرسشنامه بازاریابی الکترونیک تسیوتسو و ویلاچوپلو (2011) آسیخیا (2009)، پرسشنامه قابلیتهای بازاریابی رابطهمند تحقیق آزادگان فومنی (1392) استفاده گردیده است. یافتههای پژوهش مربوط به فرضیه فرعی اول نشان داد بازاریابی رابطهمند با ضریب 982/0 و به بیان دیگر به اندازه 2/98 درصد با عملکرد تجاری سایتهای فروش الکترونیکی رابطه دارد. همچنین یافتههای پژوهش مربوط به فرضیه فرعی دوم نشان داد بازاریابی رابطهمند با ضریب 91/0 و به بیان دیگر به اندازه 91 درصد با بازاریابی الکترونیک رابطه دارد. یافتههای پژوهش مربوط به فرضیه فرعی سوم نشان داد بازاریابی الکترونیک با ضریب 489/0 و به بیان دیگر به اندازه 9/48 درصد با عملکرد تجاری رابطه دارد. همچنین یافتههای فرضیه اصلی نشان داد که شاخص بازاریابی رابطهمند با ضریب 457/0 و به بیان دیگر به اندازه 7/45 درصد با عملکرد تجاری سایتهای فروش اینترنتی با تأکید بر نقش میانجی بازاریابی الکترونیک رابطه دارد.
طراحی و تبیین مدل شایستگیهای هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن قابلیتهای بازاریابی B2B
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 20-41
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.389185.1069
میثم کرمی پور
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شایستگیهای هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت میباشد. روش پژوهش اکتشافی (کیفی ـ کمی) میباشد. در بخش کیفی با رویکرد آنتروپی شانون و در بخش کمی توصیفی-پیمایشی لحاظ گردیده است. مشارکتکنندگان پژوهش حاضر در بخش کیفی اعضای هیأت علمی ونخبگان هوش مصنوعی و بازاریابی و مدیریت میباشد که براساس قانون اشباع نظری با 14 نفر انجام گرفت و در قسمت کمی مدیران اجرایی شهرکهای صنعتی شمال ایران تعداد آنها 540 نفر بوده که 224 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است. روش تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کمی آزمونهای تحلیل عامل تأییدی و با استفاده از نرمافزار اسمارت پی آل اس انتخاب شدند. نتایج نشان داد که مکانیزم های شایستگیهای هوش مصنوعی بر قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت و عملکرد سازمانی، تأثیر گذار میباشند و همچنین مدل شایستگیهای هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن جنبه قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت مورد تأیید است.
تحلیل تأثیر تجربه وضعیت فروشگاه مجازی بر خلاقیت مشتریان با درنظرگرفتن نقش میانجی حس کنجکاوی ادراکی در فروشگاههای خرید آنلاین دیجیکالا
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 21-41
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.400369.1106
محمد ایدی، عبدالرضا خورشیدی نیا، شراره خطیبی نوری، پری شجاعیان، پرستو قاسمیان
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تجربه وضعیت فروشگاه مجازی بر خلاقیت مشتریان با نقش میانجی حس کنجکاوی ادراکی در فروشگاههای خرید آنلاین دیجیکالا میباشد. روش پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی - پیمایشی و از حیث هدف کاربردی میباشد. همچنین از نظر ماهیت پژوهش از نوع همبستگی است. در پژوهش حاضر برای جمعآوری دادهها از روش کتابخانهای و میدانی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان در دانشگاه اصفهان در نظر گرفته شد. روش نمونهگیری نیز بهصورت نمونهگیری در دسترس، است و بر اساس فرمول کوکران تعداد نمونه موردنظر 384 نفر محاسبه شد که در نهایت 336 نفر از دانشجویان، پرسشنامه را تکمیل کردند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامة استاندارد استفاده شد و روایی محتوایی پرسشنامة حاضر از سوی خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شده است. فرضیههای مطرح شده در پژوهش همگی تأیید شدند و تأثیر معنادار تجربه فروشگاه مجازی بر خلاقیت مصرفکننده، تأثیر معنادار تجربه فروشگاه مجازی بر کنجکاوی ادراکی، تأثیر معنادار کنجکاوی ادراکی بر خلاقیت مصرفکننده و فرضیه میانجی شدن اثر تجربه فروشگاه مجازی بر خلاقیت مشتریان توسط حس کنجکاوی ادراکی به اثبات رسید.
ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 21-46
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.418125.1206
بهزاد احمدی، حسین وظیفه دوست، صمد عالی
چکیده هدف این پژوهش ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از اساتید و متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی بوده و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و دادههای مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید و برای تهیه پرسشنامه از تکنیک مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مهمترین عوامل اثر گذار بر وفاداری مشتری، به ترتیب عبارتند از: ارزش ادراک شده، حواس پنج گانه است. همچنین نشان داد که مهمترین ابعاد حواس پنج گانه در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: حس بینایی، حس شنوایی، حس لمسی، حس بویایی و حس چشایی است و نتایج نشان داد که مهمترین ابعاد ارزش ادراک شده در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی است و مهمترین ابعاد وفاداری مشتریان در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی و وفاداری عاطفی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد ارزش ادراک شده (ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی) بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نقش ارزش ادراک شده و هویت نام تجاری در بهبود وفاداری نگرشی مشتریان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 22-42
https://doi.org/10.22034/jbme.2022.345330.1026
سمانه بهروزی، طهمورث سهرابی
چکیده مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان نقش ارزش ادراک شده و هویت نام تجاری در بهبود وفاداری نگرشی مشتریان میپردازد. نتایج از طریق بررسی نظرات مشتریان بانکهای تجارت و ملی در استان مازندران بدست آمد. روش تحقیق توصیفی بوده که به روش پیمایشی اجرا شد. حجم نمونه تحقیق تعداد 384 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران مبتنی بر جامعه آماری نامعلوم بدست آمد. روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس بود. تجزیه و تحلیل دادهها بر اساس پرسشنامههای ارزش ادراک شده کیو و همکاران (2009) هویت نام تجاری مائل و آشفورت (1992) و وفاداری به برند جاکوبی و چستنات (1978) انجام شد. روایی پرسشنامهها براساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامهها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای ارزش ادراک شده 77/0 و هویت نام تجاری 82/0 و وفاداری نگرشی 84/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار آماری لیزرل انجام گرفت. نتایج نشان دادهویت نام تجاری و ارزش ادراک شده به ترتیب با ضرایب تأثیر 84/0 و 79/0 با وفاداری نگرشی رابطه دارند. هویت نام تجاری با ضریب تأثیر 86/0 با ارزش ادراک شده رابطه داشته است. در نهایت میتوان گفت که هویت نام تجاری بطور مستقیم و غیر مستقیم با وفاداری نگرشی مشتریان رابطه داشته است، به عبارتی ارزش ادراک شده در ارتباط میان هویت نام تجاری با وفاداری نگرشی مشتریا نقش میانجی داشته است.
تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 22-41
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408335.1147
مصطفی قدرتی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال میباشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونهی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دورهی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالتمحور و گفتمان اعتدال در دورههای 8 ساله بود. جهت گردآوری دادهها نیز از روش کتابخانهای استفاده شده است. یافتهها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخشها، ساختارهای سلسهمراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویههای کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترلهای شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقرراتزدایی، خصوصیسازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالتمحور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگیهایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیکتر است و ویژگیهایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.
ارائه مدل تاثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری بر اساس روش نظریه داده بنیاد
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 23-38
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417419.1194
زهرا رمضانپور اسماوندانی، مهدی روح الامینی، شهربانو قلی پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری براساس روش نظریه داده بنیاد میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی مبتنی بر رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان صنعت بانکداری میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 5 مؤلفه امنیت شغلی، آموزش، انگیزش و رضایت کارکنان، ارتباطات مثبت، توسعه و پاداش به عنوان ویژگیهای بازاریابی داخلی در صنعت بانکداری شناسایی شد و 14 مؤلفه که در قالب شرایط علی (برقراری تعامل سازنده بین کارکنان ومدیران، پاداش سخاوتمندانه، توانمندسازی کارکنان، حمایت مدیریت)، شرایط بسترساز (رهبری و مدیریت سازمان، اقدامات مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمان)، مداخلهای (جو سیاسی، هزینههای سازمانی)، راهبردها (ترویج فرهنگ مشتری مداری، تناسب فرد- شغل) و پیامد (توسعه انسانی، خلق ارزش، افزایش تعهد) شناسایی و استخراج شد.
ژئومارکتینگ، تعالی عنصر مکان از عناصر آمیخته بازاریابی، مطالعه موردی: برنامه توسعه فروشگاهی حوزه پوشاک شهر تهران
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 24-40
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412243.1162
محمدمهدی رضوانی، میثم کشاورز، محمد هادی عسگری
چکیده هدف از این مقاله بررسی دقیقتر قابلیتهای توسعه عنصر مکان بر بستر راهبرد ژئومارکتینگ در ارتباط با هریک از عناصر آمیخته بازاریابی (قیمت و محصول و ترویج) است که با ارائه تعریفی نوین از این سرفصل بههمراه تبیین اصولی، مراحل پیادهسازی یک پروژه استاندارد ژئومارکتینگ با استناد به دادههای واقعی شهر تهران در نحوه هدایت و راهبری سیاستگذاریهای یک کسبوکار آمده است. در این مقاله با جمعآوری اطلاعات و فراوری آنها در 6 مولفه کسبوکاری نسبت به استخراج پتانسیلهای مغفول در توسعه شعبات یک برند پوشاک با پیادهسازی تحلیلهای تصمیمگیری چندمعیاره و میانگین وزنی حاصل جمعآوری حاصل نظر 11 خبره حوزه پوشاک بر بستر نرم افزار ArcGIS اقدام شد. در انتها با سه محدوده بلوار ارتش، آبشناسان و میدان شهدا بعنوان محدودههای پرپتانسیل با پیاده مشخص گردید و به تفسیر گذاشته شد.
شناسایی عوامل موثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.462573.1397
یوسف صوفی، وحیدرضا میرابی، رحیم سرور
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانشبنیان در استان آذربایجان غربی میباشد و نمونهها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادههای از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحیشده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینهای (قوانین و مقررات، قابلیتهای فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعۀ اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعۀ کارآفرینی)، شرایط مداخلهگر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیینکنندۀ مؤلفههای تجاریسازی محصولات شرکتهای دانش بنیان میباشد، شناسایی شدند.
شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369
محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونهگیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روشهای بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزشهای برتر را برای مشتریان ارائه میدهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری میشود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم میکند. به کمک این رویکرد، بانکها میتوانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
