طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی (مورد مطالعه: وزارت آموزش و پرورش)
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406920.1136
فاطمه بیناباجی، حمید رضایی فر، محمد محمدی، منیره صالح نیا
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل اشتغال مجدد کارکنان در دوران بازنشستگی در وزارت آموزش و پرورش می باشد. روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه پردازی داده بنیاد و مشارکت کنندگان مدیران تصمیم گیرنده و سیاستگذار در حوزه ی اشتغال مجدد بازنشستگان و برخی از معلمانی هستند که در دوران بازنشستگی جهت اشتغال مجدد اقدام نموده اند. روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی به تعداد 12 نفر است که شامل بازنشستگان شاغل و صاحبنظران حوزه ی آموزش و پرورش می باشند که تحقیق با افراد مدنظر به اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل دادهها، از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ی 22 می باشد. یافته های تحقیق دربرگیرنده 8 بعد شامل عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی، محیطی، اقتصادی، سیاسی، عملکرد فردی، عملکرد نظام آموزش و 23 مولفه در قالب شرایط علی، محوری، استراتژی ها، پیامدها، مداخله گرها و زمینه ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که شرایطی همانند عوامل فردی، اجتماعی و سازمانی باعث می شود که اشتغال مجدد کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شکل گیرد. عوامل مذکور باعث می شود که راهبردهایی چون استراتژی معیشت محور و استراتژی کارآفرینی به عنوان راهبردهای اشتغال مجدد تعریف گردد. این استراتژی ها قطعا پیامدهایی دارد که از جمله می توان بهبود عملکرد فردی و بهبود عملکرد نظام آموزش و پرورش را نام برد. زمینه این استراتژی ها یعنی عوامل سیاسی و اقتصادی بایستی فراهم گردد. در این میان نباید از مداخله گرهایی چون عوامل محیطی چشم پوشی کرد.
تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال
صفحه 22-41
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408335.1147
مصطفی قدرتی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعهی گردشگری با رویکرد عدالتمحور و اعتدال میباشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونهی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دورهی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالتمحور و گفتمان اعتدال در دورههای 8 ساله بود. جهت گردآوری دادهها نیز از روش کتابخانهای استفاده شده است. یافتهها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخشها، ساختارهای سلسهمراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویههای کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترلهای شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقرراتزدایی، خصوصیسازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالتمحور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگیهایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیکتر است و ویژگیهایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.
طراحی مدل علی عوامل موثر بر زنجیره تأمین لارس
صفحه 42-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407735.1143
مجتبی خالصی، مژده ربانی، حسن دهقان دهنوی، ابوالفضل صادقیان، محمد تقی هنری
چکیده هدف اصلی این پژوهش طراحی مدل علی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین لارس (ناب، چابک، تابآور و پایدار) میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی - توسعهای است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون ادبیات تحقیق هر یک از پارادایمهای زنجیره تأمین مورد بررسی قرار گرفت و سپس، با استفاده از آن ابعاد زنجیره تأمین پایدار، زنجیره تأمین تابآور، زنجیره تأمین چابک، زنجیره تأمین ناب و 16 شاخص مختلف آنها نیز مشخص شد. برای تعیین میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری هر یک از شاخصها از روش دیمتل استفاده شد که به این منظور پرسشنامه دیمتل توسط اساتید و خبرگان این حوزه تکمیل شد و در نهایت در دستگاه مختصات دکارتی روابط بین شاخصها مشخص گردید. نتایج این مرحله نشان داد که به ترتیب عوامل اقتصادی، چابکی، بهبود مستمر و انعطافپذیری بیشترین تأثیرگذاری و از طرفی، مدیریت تأمینکنندگان بیشترین تأثیرپذیری را در بین شاخصهای زنجیره تأمین لارس دارند. در نهایت برای ارائه مدل مفهومی مناسب زنجیره تأمین لارس، با استفاده از روش معادلات ساختاری صحت روابط مدل ارائه شده توسط 20 نفر از خبرگان این حوزه مورد ارزیابی کمی قرار گرفت. در این قسمت روایی، پایایی و ارزیابی عملکرد کلی مدل مفهومی از طریق شاخصهای مختلف ارزیابی و تأیید شد. باتوجهبه بارهای عاملی مدل مفهومی ارائه شده میتوان نتیجه گرفت که شاخصهای این معیارهای نیز در طراحی زنجیره تأمین لارس نقش بسزایی ایفا میتواند و پیشنهاد میشود که در هر یک از معیارها در راستای دستیابی به اهداف بهدرستی و مناسب مدیریت و برنامهریزی شوند.
مطالعه پدیدارشناسی پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور
صفحه 71-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.405632.1133
غلامرضا مقدسی، حمیدرضا رضائی کلیدبری، محمد دوستار
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار در پنهان سازی دانش در شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور است. این پژوهش از نظر هدف در دسته تحقیقات بنیادی قرار دارد. پژوهش حاضر با روش روش کیفی و بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام شده شده است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع نمونه گیری هدفمند و با انجام 18 مصاحبه اشباع نظری حاصل گردید. جهت جمع آوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شده است. روش تحلیل داده های بر اساس کدگذاری و مقوله بندی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که تمامی معیارها مورد تایید قرار گرفته، و مشخص شد که ضریب هماهنگی کندال در هر دور نسبت به دور قبلی بهبود داشته است. با توجه به تحلیل یافتهها تمامی متغیرهای شناسایی شده از اهمیت مناسبی برخوردار بوده و از این رو مدل پدیدارشناسی ارائه گردید. در نتایج نهایی تحقیق مضامین اصلی با عناوین ، مدیریت منابع انسانی، نظام فرآیندی، پنهان سازی دانش، پیامدها، شناسایی گردید که هرمضمون اصلی از چندین زیر مضمون بشرح متن مقاله تشکیل شده است.
طراحی مدل بهبود رفتار مشتریان تجارت الکترونیکی صنایع دستی ایران با رویکرد ارتقاء اعتماد مشتریان
صفحه 91-117
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407147.1140
محسن صیدی، فتانه علیزاده مشکانی، احمد سرداری، عبدالله نعامی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل بهبود رفتار مشتریان تجارت الکترونیکی صنایع دستی ایران با رویکرد ارتقاء اعتماد مشتریان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر روش گردآوری دادهها بخش کیفی از نوع توصیفی-اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، شامل 19 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت بازاریابی، صنایع دستی و مدیران ارشد شرکت های صادرکننده محصولات صنایع دستی ایران می باشند که با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی و به صورت گلولة برفی، برای مصاحبه انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 11 نفر از اساتید دانشگاهی رشته مدیریت بازاریابی، صنایع دستی و مدیران ارشد شرکت های صادرکننده محصولات صنایع دستی ایران می باشند که با استفاده از نمونهگیری غیراحتمالی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی ابتدا از تحلیل محتوا برای کدگذاری مصاحبهها و در بخش کمی پژوهش برای مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) از ماتریس خودتعاملی استفاده شد. در بخش کیفی 16 تم فرعی و هفت تم اصلی (شاخص) استخراج شد. در بخش کمی نیز مدلی چهار سطحی بدست آمد که تاثیرگذارترین شاخص این مدل ارتباط و تعامل الکترونیک با مشتریان است. همچنین، تاثیرپذیرترین شاخص آن در سطح هفتم اطمینان در خرید است. بنابراین، 5 معیار دیگر نیز نقش عوامل رابط در این مدل را بازی می کنند.
کاربرد بلاکچین با رویکرد مقایسهای و تأثیر آن بر ریسک، انعطاف پذیری و ارزیابی کنترل داخلی
صفحه 118-138
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.414358.1170
محمدصادق امینی پور، حمیدرضا غلامنیا روشن، آزاده کیاپور، ایمان داداشی
چکیده هدف پژوهش حاضر کاربرد بلاکچین با رویکرد مقایسه ای اثر آن بر ریسک، انعطاف پذیری و ارزیابی کنترل داخلی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، از نوع پژوهشات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها به صورت توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل مدیران، کارشناسان ارشد، کارکنان انجمن حسابرسی ایران و موسسات حسابرسی است که 306 نفر بر مبنای فرمول کوکران به دست آمد؛ روایی پرسشنامه با استفاده از روش روایی محتوا مورد تأیید قرار گرفت. برای ارزیابی پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضریب آلفای کرونباخ بیش از 7/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی پرسشنامه است و از نرم افزار SPSS و Smart-PLS جهت روابط بین متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد فقدان چارچوب محافظتی مشخص در بلاکچین بر مدیریت کنترل حسابرسی داخلی تأثیر منفی و معناداری دارد؛ مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر بهبود مدیریت ریسک و عملکرد مالی شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر افزایش انعطافپذیری مالی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ و مدیریت کنترل حسابرسی داخلی بر بهبود ارزیابی کنترل داخلی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
طراحی الگوی برندسازی دیجیتال در محصولات کشاورزی سالم
صفحه 139-168
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408992.1153
ابوالقاسم محمدنژاد عالی زمینی، آرزو احمدی دانیالی، محمود احمدی شریف
چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است. روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از روش دادهبنیاد و نرمافزار مکسکیودا انجام گردید که ابزار گردآوری کدها مصاحبه نیمه ساختاریافته و به صورت روش نمونهگیری هدفمند بوده و با 13 نفر از خبرگان این حوزه اشباع نظری حاصل گردید. همچنین با 82 کدگذاری باز، 22 مقوله محوری و انتخابی الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم در ایران طراحی گردید. برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم حول محور خلق معنی برند و قدرت برند قرار دارد که تحت تاثیر شرایط علّی آغاز میگردد و با راهبرد مختلف خلق برند دیجیتال و قدرت برند معنی مییاید و با تدوین و اجرای آمیخته بازاریابی همسو با برند و بازاریابی ارتباطات یکپارچه به تقویت فرهنگ برند در جامعه هدف پرداخته و هویت و شخصیت برند دیجیتال محصولات کشاورزی سالم را در ذهن مشتری تصویرسازی مینماید. راهبرد تحت تاثیر عوامل مداخلهگر درصدد تحقق خواسته بحق، امنیت و سلامت غذایی میباشد و با عمل به وعده برند و تحویل محصول سالم با قیمت مناسب، کسب شهرت مینماید و تکرار خرید محصولات کشاورزی توسط مشتریان وفادار، تولید بیشتر را اقتضا نموده و باعث اشتغال و رونق اقتصادی روستایی میشود.
بررسی ارتباط مولفه های تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری در صنعت خرده فروشی
صفحه 169-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423426.1231
علیرضا نعلچی کاشی
چکیده هدف از این تحقیق در مرحله اول بررسی نقش میانجی تعهد مشتری بر ارتباط بین تجربه و رفتارهای درگیری مشتری و در مرحله دوم بررسی ارتباط مولفههای تجربه مشتری بر تعهد و رفتارهای درگیری مشتری و تعهد بر رفتارهای درگیری مشتری بود. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه مشتریان فروشگاههای افق کوروش در شهر اصفهان بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر تعیین شد و برای اطمینان بیشتر تعداد 429 پرسشنامه جمعآوری و تحلیل گردید. برای نمونهگیری از روش تصادفی ساده و جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین، پایایی پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت و تایید شد. به منظور آزمون فرضیهها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزار Smart PLS نسخه 3 و SPSS نسخه 19 استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بین تجربه مشتری و رفتارهای درگیری مشتری با نقش میانجی تعهد مشتری ارتباط معناداری وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری(شناختی، هیجانی، فیزیکی/حسی و اجتماعی) با تعهد مشتری ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. بعلاوه، بین تعهد مشتری با رفتارهای درگیری مشتری ارتباط مثبت وجود دارد. بین مولفههای تجربه مشتری (شناختی، هیجانی، فیزیک/حسی و اجتماعی) با رفتارهای درگیری مشتری (پذیرش، همکاری، بازخورد، کمک به دیگران و تبلیغات دهانبهدهان مثبت) ارتباط معناداری وجود دارد. بنابراین، با تمرکز بر ارایه تجارب مثبت مشتری که تعهد را تقویت میکند، سازمانها میتوانند رفتارهای درگیری را پیش ببرند و یک پایگاه مشتری وفادار را پرورش دهند.
سناریوهای امکان پذیر زنجیرۀ تأمین پایدار در صنایع لبنی با رویکرد آیندهپژوهی
صفحه 201-222
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.412591.1165
میثم عابدینی، نرگس محمدعلی پور، اشرف شاه منصوری، مهناز ربیعی
چکیده پژوهش حاضر با هدف سناریوهای امکان پذیر زنجیرۀ تأمین پایدار در صنایع لبنی با رویکرد آیندهپژوهی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها، یک تحقیق توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 11 نفر از اساتید صاحب نظر (خبرگان آکادمیک)، کارشناسان و متخصصان شاغل در صنایع لبنی کشور (خبرگان صنعت)، و مشتریان و محققان مستقل (ذینفعان مردمی)، می باشد. روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی می باشد. عوامل مؤثر و عدم قطعیت های کلیـدی در صنایع لبنی با روش دلفی فازی شناسایی شدند، سپس به کمک نرمافزار Wizard Scenario، سه سناریوی سازگار مشخص شد. مطابق یافته های پژوهش، عوامل مؤثر در نیرویهای پیشران و عدم قطعیتهای کلیدی بر آینده زنجیرۀ تأمین پایدار در صنعت لبنی شناسایی شد که عبارت اند از: مقررات ارتباطات و تجارت خارجی، وضعیت قوانین رقابتی، توجه به موضوعات و استانداردهای بهداشتی و ایمنی، توجه به نگهداری موجودی برای هر واحد محصول، نوسانهای نرخ ارز خارجی، نوسانهای نرخ تورم، هزینه تولید مواد اولیه، هزینه فاسدشدن محصولات لبنی و میزان انگیزه و تمایل سرمایهگذاران خصوصی برای سرمایه گذاری در صنایع لبنی. نتایج یافتههای تحقیق نشان داد پس از آنکه حالت های ممکن برای هر یک از عـدم قطعیـت هـای کلیـدی، بـه کمـک نـرمافـزار Wizard Scenario شناسایی شد، سه سناریوی سازگار با عنوان های «رونق»، «واقعبینانه» و «ناعلاجی» به دست آمد. از سوی دیگـر، مشـخص شـد کـه نرخ ارز خارجی و تورم، بر سایر عوامل و آینده صنایع لبنی ، بیشترین تأثیر را می گذارند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی رفتار مصرف کننده مبتنی بر محتوای کاربر ساخته در صنعت بانکداری
صفحه 223-251
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.429373.1266
سپهدار رهنما، مرضیه زنده دل، میر هادی موذن جمشیدی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی رفتار مصرف کننده مبتنی بر محتوای کاربر ساخته (UGC) در صنعت بانکداری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر استراتژی اجرای پژوهش توصیفی- اکتشافی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان نظام بانکداری و دانشگاهی فعال در حوزه بازاریابی محتوایی و به روش نمونهگیری هدفمند قضاوتی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از کلیه مشتریان بانک سپه شهر تهران که با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه و به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده شامل محتوای کاربرساخته در شبکههای اجتماعی و پرسشنامه خبرهمبنا برای مدلسازی و پرسشنامه با طیف لیکرت پنجتایی برای اعتبارسنجی بودند. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون و از نرم افزار MICMAC و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. ترکیب نتایج تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری- تفسیری، منتجبه ارائه الگوی رفتار مصرفکننده برمبنای محتوای کاربر ساخته گردید. مضامین اصلی الگو شامل محتوای کاربر ساخته، احساسات و نگرش مشتریان، انتظارات مشتریان، کنشهای مشتریان نسبت به محتواهای کاربرساخته و توسعه برند بر مبنای محتوای کاربرساخته است. نتایج تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری-تفسیری، به تأیید اعتبار الگو و تأیید تمامی فرضیهها (به غیر از اثر تعدیلگری انتظارات مشتریان مبتنی بر محتوای کاربرساخته) منجر شده است.
مدل یابی ساخت باشگاه مشتریان کارآمد برای توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی در نظام بانکی
صفحه 252-270
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425685.1245
علی طاهرخانی کوجری ها، یونس وکیل الرعایا
چکیده هدف پژوهش حاضر مدل یابی ساخت باشگاه مشتریان کارآمد برای توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی در نظام بانکی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر استراتژی اجرای پژوهش اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از افراد متخصص و صاحبنظر مدیران و معاونین بانک و کارشناس در حیطه الگوی مدیریتی و باشگاه مشتریان و به روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 385 نفر از کلیه افراد عضو باشگاه مشتریان بانک صادرات که با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده در بخش کیف مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از رویکرد تم تحلیل و از نرم افزار MAXQDA10 و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و AMOS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که (93) کدباز، 52 زیر مضمون و 6 مضمون اصلی از مصاحبهها احصاء و در قالب ابعاد مدل ساخت باشگاه مشتریان کارآمد شناسایی گردید و نتایج بخش کمی نشان داد که مؤلفههای شناساییشده اثری تبیینی و معنادار برساخت باشگاه مشتریان کارآمد در نظام بانکی در جهت توسعه کمی و کیفی مشتری افزایی دارد.
ارائه مدلی جهت تبیین ریسک نامطلوب و ریسک مطلوب با توجه به متغیرهای روانشناختی در پیش بینی نوسانات بازار در بازار سرمایه ایران
صفحه 271-301
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.443957.1316
حسن رضایی کنگی، مهدی محمد باقری، حجت بابایی، علی رئیس پور رجبعلی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت تبیین ریسک نامطلوب و ریسک مطلوب با توجه به متغیرهای روانشناختی در پیش بینی نوسانات بازار در بازار سرمایه ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی- توسعهای و از نظر روش تحقیق در زمرهی تحقیقات کیفی از نوع تحلیل مضمون قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان بازار سرمایه ایران که حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در بورس را داشته باشند، میباشد. روش نمونهگیری در این پژوهش از نوع هدفمند استفاده شد. روش گردآوری دادهها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبهها استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل تبیین ریسک نامطلوب و ریسک مطلوب با توجه به متغیرهای روانشناختی شامل مدل یک مضمون فراگیر و پنج مضمون سازنده و 23 مضمون پایهای می باشد. ابعاد تحقیق شامل: عوامل سازنده ریسک مطلوب و نامطلوب، شرایط بازار، شرایط روانشناختی، استراتژیهای کنترل ریسک، موفقیت در پیش بینی بازار میباشد مولفههای تحقیق شامل: تأمین مالی، ارتباطات بازاریابی، صحت اطلاعات، شاخصهای مالی ورشکستگی، شاخصهای غیر مالی ورشکستگی، عوامل سیاسی، تفسیر نوسانات، عوامل اقتصادی، عوامل مربوط به بورس، عوامل مربوط به شرکت، کارگزاریها، شخصیت، رفتار خوش بینی، رفتار فرا اعتمادی، رفتار ریسک گریزی، رفتار هیجانی، آموزش مالی، نظارت و ارزیابی، قوانین و مقررات، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش شرکت، رضایت فردی، رشد اقتصادی می باشد.
ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی
صفحه 302-322
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402286.1117
لیلا طاهری فرد، فرزاد آسایش، علیرضا روستا
چکیده این مطالعه با هدف ارائه الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش جمعآوری کدها روش تحقیق کیفی اکتشافی محسوب میگردد. جامعه هدف شامل 12 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی در رشتههای بازاریابی، شامل مدیران بازاریابی در شرکتهای لبنی که آشنا با مباحث سهم بازار بوده است. نمونهگیری با روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبهها انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمهساختاریافته است. از رویکرد تئوریدادهبنیاد با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 20 برای تحلیل دادههای کیفی و ارائه مدل پارادایمی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی 22 مقوله و 78 شاخص شاخص در قالب شش دسته اصلی شامل شرایط علی (بازاریابی داخلی، مدیریت چرخه عمر محصول، جذابیت بازار، آمیخته بازاریابی، استراتژی رقابتی و برنامهریزی و هدفگذاری)، عوامل زمینهای (ویژگی مشتریان، محیط رقابتی و تلاطم بازار)، پدیده محوری (استراتژی توسعه سهم بازار)، راهبردها و اقدامات (مدیریت سهم بازار، پیشبرد فروش، تبلیغات، رقابت، ارزش ویژه برند و تقسیم بازار)، عوامل مداخلهگر (مدیریت ریسک و مزیت رقابتی پایدار) و پیامدها (تثبیت موقعیت برند، سودآوری، قدرت چانهزنی و افزایش سهم بازار) شناسایی شد. در نتیجه مدل پارادایمی الگوی بومی افزایش سهم بازار در صنایع لبنی ایران با رویکرد کیفی با توجه به شش شرایط (زمینهای، علی، مداخلهگر، پدیده محوری، راهبردها و اقدامات و پیامدها) به طور کامل ترسیم شده است.
طراحی الگوی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتلهای پارسیان
صفحه 323-346
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408907.1151
بهنام رحیمی، مجید جهانگیرفرد، فرشاد حاج علیان
چکیده هدف اصلی تحقیق حاضر نهادینهسازی فرهنگسازمانی مبتنی بر همافزایی است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی -کمی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (هلدینگ سیاحتی- گروه هتلهای پارسیان) بود که حجم نمونه 165 تعیین و روش نمونهگیری نیز تصادفی بود. ابزار پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن با روایی صوری و پایایی نیز با آزمون آلفای کرونباخ برسی و 88/0 شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از روش معادلات ساختاری با نرمافزار PLS Smart استفاده شد. یافتهها نشان داد که تمام عوامل تشکیلدهنده الگوی نهادینهسازی فرهنگسازمانی مبتنی بر همافزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتلهای پارسیان (تیم سازی، انسجام، ساختار، نوآوری، پشتیبانی، انگیزش، مشارکت و عملکرد) در سطح اطمینان 95 درصد معنیدار هستند و در نتیجه برازش کلی مدل GOF برابر 65/0 شد که نشان از مطلوبیت الگو دارد. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که الگوی پیشنهادی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی و هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل پارسیان میتواند مورد توجه مدیریت آن قرار گیرد.
بررسی تاثیر تنوع گزینههای خدمات تحویل خرده فروشی الکترونیکی بر حفظ مشتریان
صفحه 347-365
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.407873.1144
سهیلا زرین جوی الوار، شاهین راز، علی توکلی فر
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر تنوع گزینههای خدمات تحویل خرده فروشی الکترونیکی بر حفظ مشتریان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری دادهها از نوع تحقیقات پیمایشی و از نظر زمان مقطعی و از نظر ماهیت و روش، از نوع علی-توصیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل استفاده کنندگان ازخدمات تحویل خرده فروشی الکترونیکی درحوزه پوشاک میباشد که به دلیل جامعهی نامتناهی با استفاده از جدول مورگان 384 نفر در نظر گرفته شد. این تعداد مبتنی بر روش نمونهگیری نمونه تصادفی در دسترس گزینش گردیدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه بوده که جهت تأیید روایی آن، ازروایی صوری و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده از روشهای آماری توصیفی و روش معادلات ساختاری در بخش آمار استنباطی و از طریق نرم افزارهایSPSS و PLS برای انجام عملیات آماری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین تنوع گزینههای خدمات تحویل خرده فروشی الکترونیکی بر حفظ مشتریان تاثی مثبت وجود دارد. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GoFاستفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 638/0 بوده که نشان از برازش مناسب مدل میباشد.
ارائه مدل ارزیابی سیاستهای فناوری مالی در بانک ملی ایران
صفحه 366-389
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448589.1340
وحید مرادی، چنگیز محمدی زاده، علی فرهادی محلی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ارزیابی سیاستهای فناوری مالی در بانک ملی ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعهای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی-مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از مدیران با سابقه بانک ملی ایران و به روش نمونهگیری هدفمند میباشد و در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک ملی ایران که با تحلیل توان کوهن حجم نمونه 156 نفر و با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. مقولههای زیربنایی پژوهش با روش گراندد تئوری شناسایی و الگوی نهایی با روش حداقل مربعات جزئی اعتبارسنجی گردید. تحلیل دادههای کیفی با نرمافزار MAXQDA20 و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافتههای پژوهشی نشان داد براساس مدل پارادایمی پژوهش، ارزیابی برونسازمانی، ارزیابی درونسازمانی و ارزیابی ذینفعان بانکی بر سیاستهای اجرایی فینتک تاثیر دارند. از سوی دیگر عملکرد بازاریابی بانک شرایط زمینهای را فراهم میسازد و ریسک مبتنی بر فناوری نیز یک عامل مداخلهگر است. در نهایت با راهبردهای فناورانه و مالی میتوان به توسعه فینتک و بانکداری دیجیتال دست یافت. همچنین شاخص GOF برابر 659/0 بدست آمد که نشان از برازش مدل مطلوب میباشد.
عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی
صفحه 390-411
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442646.1313
علیرضا وزیری، کیهان آزادی، مجتبی ملکی چوبری
چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل ارزش آفرین در روابط حرفهای بین حسابرس و صاحبکار در حرفه حسابرسی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 303 نفر اعم از کارشناس مالی، مدیر اجرایی، حسابرس یا بازرس قانونی، مدیرعامل یا عضو هیات مدیره و اعضای هیات علمی دانشگاه و سایر میباشد و از طریق روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار SPSS وPLS استفاده گردید. نتایج نشان داد استراتژیهای مورد استفاده در مذاکرات حسابرس و صاحبکار میتواند بر چرخش یا ابقا حسابرس اثر داشته باشد. همچنین، اثر ادغام موسسههای حسابرسی بر روابط بین حسابرس و صاحبکار مثبت بوده است و البته انحصار بازار حسابرسی میتواند بر کیفیت رابطه بین مؤسسه حسابرسی و صاحبکار اثر داشته باشد. بهعبارتی، انحصار بازار حسابرسی بهوسیلهی مؤسسههای بزرگ، میتواند تهدید جدی برای سایر مؤسسهها باشد. همچنین مقدار GOF برابر با 200/0 بدست آمد که، نشان از برازش مناسب و متوسط را در مدل دارد.
تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی
صفحه 412-437
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.441437.1311
بهرام رمضانی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی خلق ارزش از درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، اکتشافی - تبیینی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از مدیران و معاونین سیستم نظام مالیاتی، کارشناسان و مشاور و به روش نمونهگیری، غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلولهبرفی) میباشد و در بخش کمی شامل 265 نفر از تعداد افراد شاغل در اداره امور مالیاتی استان تهران و با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. تحلیل دادههای کیفی از روش داده بنیاد و با نرمافزار MAXQDA و بخش کمی با Smart PLS انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که شکلگیری مفهوم شاخصهای ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی مبتنی بر اصلاحات نظام مالیاتی شامل 69 مولفه در قالب 43 مقوله و 17 مقوله عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که تأثیرگذاری بین مولفهها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجهگیری اصلاحات نظام مالیاتی با تمرکز بر ارزش آفرینی درآمد مالیاتی و تولید ناخالص داخلی، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود نظام مالیاتی و اصلاحات مربوطه، میتوان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار، کاهش فقر و بهبود شایستگیهای اجتماعی دست یافت.
مدلسازی تجربه مشتریان شرکت مخابرات ایران از فروش تجاری در راستای ماندگاری آنان
صفحه 438-457
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425426.1242
محمد کاروند، مهدی محمود زاده واشان، حسین حکیم پور، منیره صالح نیا
چکیده هدف این پژوهش مدلسازی تجربه مشتریان شرکت مخابرات ایران از فروش تجاری در راستای ماندگاری آنان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و ازنظر رویکرد کیفی و از نظر چگونگی تحلیل دادهها توصیفی – اکتشافی با روش پدیدارشناسی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از مشتریان ویژه سرویسهای تجاری مخابرات میباشند که تجربه استفاده بیشتری از این سرویسها داشته باشند، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادهها از رویکرد تحلیلتم به صورت دستی و کدگذاری استفاده گردید. نتایج نشان داد مقولهها و مؤلفههای تشکیل دهنده تجربه مشتریان در راستای ماندگاری آنان شامل 9 مقوله و 26 مؤلقه شامل: پیش نیازهای اجرایی مدیریت تجربه مشتری (پیش نیازهای استراتژیک، پیش نیازهای انسانی و پیش نیازهای فنی)، اندازهگیری و تجزیه و تحلیل تجربه مشتری (جمع آوری و ثبت تجارب مشتری، تحلیل تجارب مشتری، تفسیر تجارب مشتری و نظارت بر عملکرد تجربه مشتری)، تجربه ارائه خدمات (کیفیت شبکه، کیفیت ارائه خدمات و اثر احساسی)، هم آفرینی ارزش (مشارکت مشتری در خلق ارزش، شخصی سازی خدمات و مدیریت ارتباط با مشتری)، سودآوری (سهم از مشتری، وفاداری مشتری و رضایت مشتری)، آمیخته بازاریابی (قیمت، مکان، محصول و ترفیع)، تصویر نام تجاری (شهرت برند و مسئولیت پذیری اجتماعی)، فعالیتهای پشتیبانی (مدیریت شکایات و خدمات پس از فروش) و موانع تعویض برند (ماهیت شرکت و هزینه تعویض) میباشد.
ارائه مدل شایستگیهای مدیریتی زنان در صنعت (مورد مطالعه: شرکت مواد غذایی صباح)
صفحه 458-482
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428221.1258
معصومه صمدی، محمد محمدی، حمید رضایی فر، حسین حکیم پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل شایستگیهای مدیریتی زنان در صنعت (مورد مطالعه: شرکت مواد غذایی صباح) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 10 نفر از مدیران زن در صنایع غذایی در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تکنیک هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تئوری داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA18 استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی شش دسته از عوامل اصلی شامل عوامل زمینهای، شرایط علی، پدیده محوری، مداخلهگر، راهبردها و پیامدها بعنوان مولفههای اصلی توسعه شایستگی زنان شناسایی شد. در این پژوهش، استقرار فرهنگ مدیریتی زنان بعنوان مهمترین شرط زمینهای برای توسعه شایستگی زنان گزارش شده است. بر اساس نتایج بدست آمده مشخص شد که پدیده «سقف شیشهای» مهمترین عامل مداخلهگر در توسعه شایستگیهای مدیران زن، توانمندسازی زنان بعنوان مهمترین راهبرد توسعه شایستگی مدیریتی زنان و برابری جنسیتی و پیشرفت شغلی زنان مهمترین پیامدهای توسعه شایستگی مدیران زن گزارش شده است که این امر از لحاظ مدیریت سازمان اهمیت بسیار بالایی دارد.
