تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درک شده
صفحه 1-22
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.409161.1154
روزبه روشنک، علیرضا روستا، محمود احمدی شریف، مجید احمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درکشده در مشتریان بانک ملّی ایران شهر تهران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران در سال 1402 میباشند، بدین منظور از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب که 420 پرسشنامه بین مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران به روش تصادفی ساده بین جامعه آماری توزیع و تعداد 393 پرسشنامه جمعآوری گردیده است. ابزار گردآوری دادههای پژوهش حاضر پرسشنامه است. روایی ابزار پژوهش نیز با انجام تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه پژوهش حاضر با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته که به میزان 815/0 بوده است. همچنین جهت تجزیهوتحلیل اطلاعات از روش مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart-PLS3 استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حمایت مدیریت ارشد، یکپارچهسازی زنجیرۀ تأمین، و قابلیت نوآوری بر فناوری بلاکچین تأثیر معناداری دارد. همچنین ریسک زنجیرۀ تأمین بر فناوری بلاکچین اثرگذار نبوده است. در نهایت، نقش آمیخته بازاریابی بر سودمندی درکشده نشان داده شده است. همچنین سودمندی درکشده بر فناوری بلاکچین اثرگذار است.
ارائه مدل تاثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری بر اساس روش نظریه داده بنیاد
صفحه 23-38
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417419.1194
زهرا رمضانپور اسماوندانی، مهدی روح الامینی، شهربانو قلی پور
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی داخلی بر عملکرد صنعت بانکداری براساس روش نظریه داده بنیاد میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی مبتنی بر رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از خبرگان صنعت بانکداری میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 5 مؤلفه امنیت شغلی، آموزش، انگیزش و رضایت کارکنان، ارتباطات مثبت، توسعه و پاداش به عنوان ویژگیهای بازاریابی داخلی در صنعت بانکداری شناسایی شد و 14 مؤلفه که در قالب شرایط علی (برقراری تعامل سازنده بین کارکنان ومدیران، پاداش سخاوتمندانه، توانمندسازی کارکنان، حمایت مدیریت)، شرایط بسترساز (رهبری و مدیریت سازمان، اقدامات مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمان)، مداخلهای (جو سیاسی، هزینههای سازمانی)، راهبردها (ترویج فرهنگ مشتری مداری، تناسب فرد- شغل) و پیامد (توسعه انسانی، خلق ارزش، افزایش تعهد) شناسایی و استخراج شد.
طراحی الگوی پیاده سازی بیمه سایبری با استفاده ازنظریه داده بنیاد
صفحه 39-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.406060.1135
بهزاد اسماعیلی فر، منوچهر انصاری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پیاده سازی بیمه سایبری در بین شرکتهای بیمه در کشور ایران است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، داده بنیاد است و از نوع روشهای کیفی است. جامعه آماری پژوهش متخصصان و خبرگان در زمینه بیمه سایبری است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی مشخص شده اند. با استفاده از تکنیک مصاحبه، داده ها جمعآوری شده و سپس با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 2020 داده ها و مقوله ها کدگذاری و طبقه بندی شده اند. پایایی پژوهش با استفاده از ضریب کاپا اندازه گیری شده است. در مرحله آخر مدل پژوهشی بر اساس مدل اشتراوس وکوربین استخراج شده است. بر اساس نتایج پژوهش عوامل علی به شاخص های دانشی، فنی و شبکه تقسیم شدند. چشم انداز بیمه ای با عنوان عامل مداخله گر، تجزیه و تحلیل محیط بیرونی و درونی و همچنین بازاریابی و توجه به بازوه ای اجرایی به عنوان عوامل بسترساز، رویکرد اکوسیستمی و تدوین استراتژی بیمه ای به عنوان راهکار و نهایتاً افزایش سطح دانش شرکت های بیمه، ایمنی و امنیت داده ها، بهبود خدمات و درآمد شرکت و عدم اطمینان از کارکرد بیمه به عنوان پیامدهای مثبت و منفی بیمه سایبری شناخته شده اند.
تحلیل تاثیر کیفیت خدمات به سالمند بر وفاداری آنها از طریق تجربه بهیادماندنی و رضایت در میان سالمندان هتلهای 5 ستاره مشهد
صفحه 71-92
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.397087.1090
تینا اعزازی، وجیهه هوشیار
چکیده هدف از این پژوهش تحلیل تأثیر کیفیت خدمات به سالمند بر وفاداری آنها از طریق تجربه بهیادماندنی و رضایت درمیان مشتریان سالمند هتلهای 5 ستاره مشهد است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و شیوه گردآوری دادهها، توصیفیپیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، کلیه سالمندان بالای 70 سال مراجعه کننده به هتلهای 5 ستاره مشهد که حداقل 3 بار از آن هتل استفاده کردهاند، که تعداد آنها نامشخص است، بوده که با توجه به فرمول ده برابری سؤالات پرسشنامه، 270 نمونه به روش غیرتصادفی دردسترس انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد جمعآوری شد و سپس با روش مدلیابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار Smart pls 2 و SPSS24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که متغیر مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی بر توسعه نوآوری محصول تأثیر مثبت و معنادار داشته و متغیر توسعه نوآوری محصول بر عملکرد بازاریابی نیز تأثیر مثبت و معنادار داشته است. همچنین، دانش مشتری بر عملکرد بازاریابی و توسعه نوآوری محصول تأثیر مثبت و معناداری نشان داد و مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی و دانش مشتری از طریق توسعه نوآوری محصول بر عملکرد بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری داشته است.
ارائه مدل رفتار مصرف کننده در ایجاد دلبستگی به برند با تاکید بر مولفه بستهبندی شرکت های صنایع غذایی
صفحه 93-122
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417316.1195
مازیار قاسم زاده سنگرودی، کریم حمدی، شادان وهاب زاده منشی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل رفتار مصرف کننده در ایجاد دلبستگی به برند با تاکید بر مؤلفه بستهبندی شرکتهای صنایع غذایی انجام شده است. روش تحقیق کیفی- کمی (آمیخته) محسوب میگردد. نمونه نمونه بخش کیفی با تعداد 12 مصاحبه با خبرگان بازاریابی، دانشگاهی و صنایع غذایی و در بخش کمی با فرمول کوکران جوامع محدود شامل 384 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد شرکتهای صنایع غذایی تهران بوده است. در نخستین گام پژوهش، به کدگذاری مصاحبههای تخصصی پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون با نرمافزار MAXQDA 20 و روش دلفی فازی با نرمافزار MatLab تحلیل ساختاری-تفسیری با نرمافزار MicMac در گام بعدی نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی با نرمافزار Smart PLS 3.0 انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی سه دسته از مقولههای فراگیر شامل بستهبندی، دلبستگی به برند و رفتار مصرفکننده بعنوان مولفههای اصلی شناسایی شدند. براساس نمودار قدرت نفوذ-وابستگی سازههای عوامل ارتباطی، عوامل لجستیکی، عوامل اقتصادی، عوامل زیستی-اجتماعی قدرت نفوذ بالایی داشته و تأثیرپذیری کمی دارند و در ناحیه سازههای مستقل قرار گرفته است. سازههای وفاداری به برند، آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده، تداعیهای برند نیز از وابستگی بالا اما نفوذ اندکی برخوردار هستند بنابراین سازههای وابسته محسوب میشوند. نتایج بخش کمی ضمن تأیید فرضیههای تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است.
تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران
صفحه 123-141
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.414360.1171
علیرضا جاهد، احسان عابدی، حمیدرضا سعیدنیا
چکیده هدف این تحقیق تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران باتجربه در بخش بازاریابی و فروش بیمه و کارشناسان ارشد شرکتهای بیمه و اساتید دانشگاهی میباشد که نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 181 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری در این پژوهش بهصورت خوشهای تصادفی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در صنعت بیمه از عوامل مختلف بطور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر میپذیرد و درک مدیران از پیچیدگی ارتباط این دو واحد از اهمیت بسزایی در رشد شرکتهای بیمه و ایجاد مزیت رقابتی برای آنها برخوردار است. مدیران به منظور اطمینان از تحقق اهداف بایستی شرایط علی از قبیل پیاده سازی داشبورد مدیریت ریسک، یکپارچگی و هماهنگی ساخت یافته در کسب و کار، ایجاد سینرژی (هم افزایی) در تصمیم گیریهای سازمانی، شناخت پیش نیازها برای هماهنگی بین دو بخش بازاریابی و فروش در قالب شرایط زمینهای و یا چالشهای هماهنگی از قبیل"تعصبات بخشی، سرمایه انسانی غیرمتخصص، تعارض منافع، نگاه سلیقهای مدیران، نگرش مدیرعامل، ملاحظات اخلاقی، پشتیبانی نامطلوب از مشتریان هنگام دریافت خسارت و ایفای تعهدات سازمان و همچنین به شرایط مداخلهگر از قبیل"اسناد بالادستی، شرایط بازار (ذینفعان بازار)، شرایط قانونی و شرایط رقابتی توجه نمایند.
ارائهی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی
صفحه 142-171
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420846.1223
حامد ثقفیان، صمد عالی، مرتضی محمودزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائهی الگوی مشارکت مشتری با برندها در شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان جامعۀ علمی و متخصصان دانشگاهی و خبرگان 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی که به صورت هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی شامل مدیران 500 شرکت برتر ایران بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی میباشد و نمونه آماری از بین شرکتهایی انتخاب خواهد شد که دارای اکانت فعال در شبکههای اجتماعی هستند به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد و براساس فرمول کوکران 217 نفر به عنوان نمونه به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی بر اساس روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج بخش کیفی نشان میدهد این تحقیق شامل 14 بعد و 30 مؤلفه میباشد و نتایج بخش کمی نشان میدهد که ابعاد و مؤلفههای مشارکت مشتری با برندها بر شبکههای اجتماعی با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان از برازش قوی و بسیار مناسب مدل دارد.
طراحی و تبیین الکوی سیاستگذاری توسعه خودروهای برقی در ایران
صفحه 172-191
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.415951.1188
سید عباس کاراوند، یزدان شیرمحمدی، محمدتقی امینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی و تبیین الگوی سیاستگذاری توسعه خودروهای برقی در ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، بنیادی - اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و سیاست گذاران حوزه خودرو ایران میباشد و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاریها استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که 435 کد اولیه/باز، 40 مفهوم و 12 مقوله (اقتصاد و معیشت، برقیساز حمل و نقل، تفکّر فراملی، فناوری به روز، ابتکار و نوآوری، شناسائی بازار، حفظ محیط زیست، اقدامات زیرساختی، رقابتی کردن اقتصاد و صنعت، ریسک و چالشپذیری، حکمرانی توسعهمحور، استراتژی و آیندهنگری) میباشد.
ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالشها و استراتژیهای موجود
صفحه 192-214
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.419093.1211
سیدمانی صدرایی، فریده حق شناس کاشانی، مهدی کریمی زند
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل توسعه بازار فینتک با تأکید بر چالشها و استراتژی های موجود میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و از حیث شیوه اجرا، (کیفی-کمی)، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری دادهها، اکتشافی - همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از مدیران و کارشناسان شرکتهای فینتک فعال در حوزه پرداخت با مجوز شاپرک شامل زرینپال، آساندریافت، پیامرسان مالی بله، ایزیپی، کارت اعتباری و امتیازی ایرانیان میباشد و روش نمونه گیری به صورت قضاوتی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. روش گردآوری داده ها و تحلیل در بخش کیفی، مصاحبه و تحلیل مضمون و در بخش کمی، پرسشنامه و تکنیک روایی محتوا (CVR) و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. نتایج تحقیق نشان داد، چالشهای توسعه بازار فینتک شاملِ زیرساخت ناکافی، موانع رگولاتوری و قانونگذاری، دشواری کار با مردم/مشتری عمومی، بیاعتمادی به فناوری و فینتک، سطوح پایین درآمد و چالشهای قیمتگذاری محصول، موانع فرهنگی هستند. همچنین، استراتژیهای توسعه بازار فینتک شاملِ مشارکت جامعه در فرآیند بازاریابی، استفاده از شبکه های اجتماعی، تبلیغات هوشمند و بهینه، تولید محتوای مفید و ارزشمند، برندسازی، انطباق استراتژیهای ارتباطی با ماهیت بازار فینتک، بخشبندی جغرافیایی و فرهنگی بازار و نیز آموزش به مشتری، میباشد.
بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر موفقیت تجارت الکترونیک با استفاده از تکنیک بهترین و بدترین (BWM)
صفحه 215-230
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.431236.1276
شایان محمدپور میر، شیبا معصومی، سید مجتبی کاوسی داودی
چکیده هدف این تحقیق بررسی و اولویت عوامل مؤثر بر موفقیت تجارت الکترونیک در شرکتهای کوچک و متوسط استان مازندران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 15 نفر از خبرگان که تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر و دارای حداقل 10 سال سابقه کاری در زمینه مربوطه و مدیران و کارشناسان شرکتهای کوچک و متوسط مازندران میباشد. برای بررسی و اولویت بندی از روش دلفی فازی استفاده شد. جهت اولویت بندی عوامل و مؤلفههای آن از روش بهترین – بدترین (BWM) و برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار لینگو (lingo) استفاده شد. عوامل مؤثر شامل مؤلفههای 1- زیرساخت (دسترسی به شبکه اینترنت، ذخیره سازی اطلاعات به صورت الکترونیکی، سیستمهای امنیتی و پرداختهای الکترونیکی)، 2- سیستم پرداخت (مجوز پرداخت، شیوههای مختلف پرداخت مشتری، عملیات تسویه حساب)، 3- دانش و آگاهی (سیستم اطلاع رسانی به مشتریان، در نظر گرفتن حریم خصوصی مشتریان، پاسخگویی شرکت به سؤالات متداول مشتریان)، 4- رضایت مشتری (تنوع محصولات و تبلیغات. حراجهای فصلی شرکت، ارسال به موقع کالا، اعتماد سازی) میباشد. نتایج نشان میدهد اولویت بندی عوامل مؤثر برموفقیت تجارت الکترونیک به ترتیب، سیستم پرداخت، زیر ساخت، رضایت مشتری و دانش و آگاهی رتبه اول تا چهارم اهمیت را کسب نمودند.
ارائه مدل توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی
صفحه 231-249
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.417943.1203
جلال عبدی، رضا یوسفی سعیدآبادی، مریم تقوایی یزدی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه مدل توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و کارشناسان در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی به تعداد 951 نفر میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 274 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. متغیر توسعه ی کارآفرینی شامل 4 بعد نوآوری، ریسک پذیری، پیشگامی و رقابت تهاجمی و متغیر توسعه ی کارآفرینی شامل 3 بعد انسان مداری، محیط مداری، بی اعتنایی عمومی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که بین مولفهها و ابعاد توسعه ی کارآفرینی در صنعت ملی پالایش فراورده های نفتی با رویکرد پیشگیری از آسیب های زیست محیطی اثر مثبت و معنی داری وجود دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار میباشد.
طراحی سناریوهای زنجیره تأمین و بررسی نحوه تأثیر آن بر متغیرهای مربوطه در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
صفحه 250-278
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425235.1241
امین میرشکار، قنبر امیرنژاد، محمد همتی، علی کنگرانی فراهانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی سناریوهای زنجیره تأمین و بررسی نحوه تأثیر آن بر متغیرهای مربوطه در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی و از حیث نحوه گردآوری دادهها، یک تحقیق تحلیلی-پیمایشی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل مجموعه کارشناسان شاغل در بخش تدارکات و امور کالای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشند که از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شد و مطلعترین افراد به تعداد 14 نفر به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند. بمنظور دستیابی به دادههای اولیه از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه استفاده شد. پرسشنامه پژوهش شامل 50 مؤلفه در 5 پارادایم تابآوری، ناب، چابکی، مدیریت دانش و مدیریت جهادی میباشد. برای روایی پرسشنامه از روش دلفی و ضریب هماهنگی کندال و برای محاسبه پایایی پرسشنامه تحقیق از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از سناریو ریزاد میباشد. سه سناریوی زنجیره تأمین با عناوین: افزایش ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات به منظور بررسی نحوه تأثیر آنها بر متغیرهای مربوطه طراحی گردید. نتایج بررسیها نشان داد که افزایش بیش از حد ظرفیت ارسال، افزایش حجم سفارشات و کاهش زمان ارسال سفارشات، نتایج مثبت و منفی خاص خود را در بر خواهند داشت که ایجاد حالت مطلوب و بهینه بر اساس خروجیهای مختلف مدل در زمینه اتخاذ سیاست سازمان بسیار مثمر ثمر خواهد بود.
ارائه مدل عوامل مؤثر بر حکمرانی هوشمند در کشور
صفحه 279-301
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.402476.1128
قائم قیروانی، محمد منتظری، شمس السادات زاهدی
چکیده هدف این پژوهش، ارائه مدل عوامل مؤثر بر حکمرانی هوشمند در کشور میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و برحسب نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 28 نفر از خبرگان دانشگاهی آشنا با موضوع میباشد که بهصورت غیراحتمالی و قضاوتی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مدیران و کارشناسان شاغل در استانداری خراسان جنوبی و فرمانداری شهرستان بیرجند اداری برنامهریزی برابر 420 نفر میباشد که تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 200 نفر انتخاب شدند. روش نمونهگیری در این بخش بهصورت طبقهای تصادفی انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه ساخته محقق و برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. در بخش کیفی از روش دلفی فازی استفاده شد که دادههای حاصل از مصاحبهها، کدگذاری گردید و در سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل شدند و در بخش کمی تحلیل عاملی از نرمافزار SmartPLS 3 استفاده گردید و بهمنظور تجزیهوتحلیل از نرمافزار SPSS 22 استفاده شد. نتایج پژوهش در بخش کیفی نشان داد که سه دسته عوامل زمینهای (تجهیزات و زیرساختها، منابع مورد نیاز، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آمار و اطلاعات هوشمند و بستر شکلگیری)، محتوایی (امنیت سایبری، تدوین استراتژی، مدیریت هوشمند و برنامهریزی هوشمند) و ساختاری (آمادگی هوشمند، معماری هوشمند و اداره هوشمند) بر شکلگیری حکمرانی هوشمند در کشور مؤثر میباشند. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل از کیفیت مناسبی برخوردار است.
طراحی مدل رفتاری مدیران در عصردیجیتال با رویکرد داده بنیاد
صفحه 302-323
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.422332.1229
فرحانگیز عبدالهزاده نمینی، روح الله سمیعی، علیرضا مزیدی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل رفتاری مدیران در عصردیجیتال با رویکرد نظریه داده بنیاد میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکتهای پتروشیمی وابسته به شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران میباشند. با روش نمونه گیری هدفمند 8 نفر تیم مشارکت کننده انتخاب شدند. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. یافتهها حاکی از آنست که، شرایط علّی شامل (عوامل انسانی، عوامل محیطی و عوامل سازمانی)، پدیده اصلی رفتار مدیران شامل (ارتباطات و تعاملات، اعتمادبخشی، تصمیمگیری در عدم قطعیت، ویژگیهای شخصیتی و مَنِشِ دیجیتال), شرایط زمینهای شامل (شناخت و فهم دیجیتال، آموزش و فرهنگ دیجیتال، مدیریت تجربه و استعداد و مهارت دیجیتال، تفکرِآیندهنگری و استراتژیک دیجیتال، مدیریت تغییر و قابلیت رهبری دیجیتال), شرایط مداخلهگر شامل (ذهنیت و نگرش دیجیتال، هوش مدیر، ارزشهای مدیر، و نوآوری و ماهیت کسب و کار و صنعت), راهبردها و مکانیزمها شامل (راهبرد نوآوری و یادگیری، راهبرد حفظ، ترکیب و تمرکز دیجیتال، راهبرد مشارکت دیجیتال و راهبرد هدایت و حکمرانی دیجیتال) و پیامدها شامل (پیامدهای ابعاد فردی و ابعاد سازمانی) میباشد.
ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران
صفحه 324-346
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.423107.1230
مریم فیروزی، احمد ودادی، علیرضا امیرکبیری
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تسهیم دانش در بانک مسکن ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان، استادان و کلیة افرادیاند که در حوزة تسهیم دانش فعالیت عملی یا پژوهشی داشتهاند به روش نمونهگیری هدفمندو در بخش کمی شامل 344 نفر از کارکنان ستاد بانک مسکن تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 6 سازه شامل: شرایط علّی (دارای 3 بعد جهانی و اجتناب ناپذیر بودن، لزوم تغییر نگرش به برند سازی، هویت برند شهری)، شرایط زمینهای (دارای 3 بعد انسجام ساختاری برند، برندینگ شهری، موقعیت راهبردی شهر)، شرایط مداخله گر (دارای 3 بعد الگوی رفتاری گردشگران، سرمایه گذاری/ تأمین مالی، عوامل محیطی)، ابعاد پدیده (دارای 3 بعد بستر سازی برای گردشگری هوشمند، توجه به ذی نفعان، مدیریت یکپارچه برند شهری)، راهبردها (دارای 3 بعد ارتقای سیستم تبلیغاتی شهری، طراحی برند سازی هوشمند شهری، فرهنگ سازی برند شهری) و 6- پیامدها (دارای 3 بعد توسعه سرمایه اجتماعی، توسعه کیفیت زندگی، قدرت رقابتی برند شهری) میباشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، روابط بین متغیرهای پژوهش معنادار و مدل از برازش مناسب برخوردار میباشد.
طراحی مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت
صفحه 347-364
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.424277.1235
عبدالرسول شجاعیان، قنبر عباس پور اسفدن، چنگیز والمحمدی، ابوتراب علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، کیفی و از نوع داده بنیاد میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان و مدیران ارشد وزارت نفت و پتروپالایشگاههای شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. برای گردآوری و تحلیل دادهها از راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد، استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی مدل، از طریق کدگذاری انجام گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد که همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور در وزارت نفت توانمندسازهای همراستایی شامل بلوغ ارتباطات و عوامل مدیریتی و اعمال اختیار، برنامهریزی استراتژیک تکنولوژی و معماری سازمانی همسو با تکنولوژی، عوامل مشارکت، منابع انسانی (نوآوری، کارآفرینی، تخصص، دانش) و عوامل شایستگیهای متمایز که منجر به تحقق نتایج بهینهسازی و کاهش هزینههای سرمایهای و جاری و همافزایی در هر دو سمت پترو پالایش و صنعت میشوند. مدیران و کارشناسان با استفاده از مدل همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی میتوانند به بهینهسازی این صنعت و کاهش هزینهها یاری رسانند. براساس نتایج به برنامهریزان حوزه صنعت نفت پیشنهاد میشود در راستای توسعه پتروپالایشگاهها تلاش نمایند همسویی پروژههای پتروپالایشگاهی با استراتژیهای صنعتی کشور را افزایش دهند.
ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تک های نوین در صنعت بانکداری(وام دهی همتا به همتا)
صفحه 356-391
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420201.1217
حسین محمدی، نرگس محمدعلی پور، نوروز نورالله زاده، قنبر عباس پور اسفدن، مهناز ربیعی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت پیاده سازی فین تکهای نوین در صنعت بانکداری (وام دهی همتا به همتا) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش مدیران، سرپرستان و کارکنان حوزه مالی و فناوری بانکها، خبرگان و صاحبنظران حوزه فینتک در کشور بوده که طبق اصول و قواعد آماری جامعه نامحدود 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادههای کیفی پژوهش به صورت زیر دسته بندی شد: در همین راستا مقولات استخراجی به صورت زیر دسته بندی شد: شرایط علّی: یادگیری سازمانی، نگرش سیستمی وفناوری اطلاعات. شرایط محوری: سرمایه ارتباطی، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری. بستر حاکم: بانکهای همکار، نظریه پردازان خارجی، دولت و شرایط محیطی. شرایط مداخله گر: موانع و چالشها شامل، عوامل سازمانی، شرایط جامعه، عوامل فردی و عدم آموزش و پژوهش. راهبردها: خط مشی گذاری، برنامه استراتژیک و رضایت و وفاداری کارکنان. پیامد: خط مشی گذاری دانش محور، مدیریت دانش، نوآوری، خلاقیت و ایده وسازمان دانش محور. نتایج بخش کمی نشان داد که شاخصهای برازش مدل بیانگر تأیید مدل در سطح اطمینان ۹۹ درصد میباشد.
طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی
صفحه 392-414
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.443937.1321
علی فراهانی، یونس وکیل الرعایا، فریده حق شناس کاشانی، علی فائض
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در شرکتهای بینالمللی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از مدیران و همچنین کارشناسان فعال در حوزه کارآفرینیمی باشد و نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار 18 MAXQDA برای کدگذاریها استفاده گردید. در مرحلۀ کدگذاری باز، 305 کد مقدماتی از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. در دومین مرحله، کدگذاری محوری بر اساس یافتههای پژوهش، مفهوم فرصتهای کارآفرینانه بهعنوان پدیده محوری انتخاب شد. شرایط علی در قالب هفت دسته رویدادهای خلاف انتظار، تغییرات مبتنی بر صنعت و ساختار بازار، کمبود مبتنی بر روشها، وضعیت متناقض، تغییر مبتنی بر ارزشها و شناخت، دانش جدید و ویژگیهای جمعیتی جای گرفتند و چهار مقوله اصلی شامل راهبردهای سازمانی، راهبردهای مربوط به بازار، راهبردهای تجاری و مدیریت مؤثر عملکرد انتخاب شدند. عوامل مداخلهگر در دو دسته تقویتکننده و تضعیفکننده شناسایی شدند. سرمایه، عوامل شرکتی، یادگیری اجتماعی، جمعآوری و مطالعه اطلاعات، ویژگیهای فردی و عوامل اجتماعی بهعنوان عوامل زمینه و بسترساز فرصتهای کارآفرینانه تعیین شدند درنهایت پیامدهای عوامل پیشبین فرصتهای کارآفرینانه در دو دسته مالی و مشهود و غیرمالی و نامشهود تعیین شدند.
نقش وضعیتهای مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذا
صفحه 441-415
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.445341.1325
محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی
چکیده هدف این پژوهش نقش وضعیتهای مختلف هیجانی مشتریان بر ترجیح انتخاب (نوع) غذامی باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 26 نفر از مصرف کنندگان مواد غذایی رستورانها و فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا، ایران مال و...) و نمونهگیری به صورت هدفمند و در بخش کمی شامل 448 نفر همانند بخش کیفی از مصرف کنندگان مواد غذایی که به صورت غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تئوری داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از تحلیلهای چند متغیری و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که در هیجان تجربه شده دو مؤلفه؛ هیجان مثبت و هیجان منفی و برای عوامل زمینهای سه مؤلفه فرهنگ، دانش بهداشتی و تجربه قبلی و پنج مؤلفه برای شرایط انتخاب غذا در شرایط هیجانی مثبت و پنج مؤلفه نیز برای شرایط هیجانی منفی شناسایی شده است. نتایج نشان داده است افراد در هیجانات تجربه شده مختلف (مثبت و منفی) به سمت غذاهای مختلف میروند و ویژگیهای مختلف غذا (بافت، رنگ، دما، رایحه، مزه) در انتخابشان هم در هیجان مثبت و هم در هیجان منفی نقش مهمی داشته است. از طرف دیگر عوامل زمینهای نیز بر شرایط انتخاب غذا تأثیر دارند و افراد غذا را بر اساس بافت، رنگ، دما، رایحه و مزه در شرایط هیجانی منفی یا مثبت انتخاب کردهاند.
شناسایی عوامل موثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران
صفحه 442-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.436970.1300
سید مهدی ساعتچی، فرزاد آسایش، صدیقه طوطیان اصفهانی، سید محمود هاشمی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر خَلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی و مبتنی بر رویکرد مطالعه موردی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان صنعت بانکداری ایران است که از مدیران ارشد بانک ملت در شهر تهران بودهاند. تعداد 23 نفر از این خبرگان که در حوزه برند از دانش و تخصص کافی برخوردار بودند به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی انتخاب و گردآوری داده ها، با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و متن مصـاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2018 تحلیل و کدگذاری شدند. تحلیل داده ها منتج به شناسایی و استخراج یافته های پژوهش شامل 130 کد اولیه، 33 مفهوم و 10 مقوله گردید. بر اساس نتایج این پژوهش، مقوله های اهداف و استراتژی ها، ساختار و فرایندها، مدیریت منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، برندسازی داخلی، ارتباطات، خدمات بانکی، قدرت مالی، هویت بصری و هویت کلامی به عنوان عوامل مهم مؤثر بر خلق هویت برند در صنعت بانکداری ایران شناسایی شدند.
