ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان
صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453278.1360
فاطمه دوزنده ضیابری، حامد فلاح تفتی، میرمحمد اسعدی، مهدی باصولی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی در توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان گیلان میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 10 نفر از مدیران، صاحب نظران و اساتید دانشگاهی حوزه گردشگری میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پرسشنامه کیفی و مصاحبه باز با اعضای نمونه، بعد از یادداشت برداری و انتقال به سیستم، با استفاده از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شد و خروجی و مدل نهایی گزارش گردید. نتایج نشان داد که کارآفرینی گردشگری سنتی از رویکرد سرمایهداری پیروی میکند، به شدت سود محور است و جنبههای اجتماعی انجام کسبوکار را نادیده میگیرد که ممکن است به نوبه خود آسیبهای بیشتری را برای جوامع در حال حاضر محروم ایجاد کند. کارآفرینی اجتماعی در گردشگری، که در اینجا به عنوان کارآفرینی اجتماعی گردشگری نامیده میشود، به عنوان یک رویکرد بازارمحور برای پرداختن به مشکلات اجتماعی مختلف از طریق کارآفرینی گردشگری قرار دارد.
شناسایی عوامل موثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد
صفحه 24-42
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.462573.1397
یوسف صوفی، وحیدرضا میرابی، رحیم سرور
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاریسازی محصولات شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانشبنیان در استان آذربایجان غربی میباشد و نمونهها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادههای از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحیشده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینهای (قوانین و مقررات، قابلیتهای فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعۀ اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعۀ کارآفرینی)، شرایط مداخلهگر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیینکنندۀ مؤلفههای تجاریسازی محصولات شرکتهای دانش بنیان میباشد، شناسایی شدند.
ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی
صفحه 43-70
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446306.1330
میر محمود نقیبی، چنگیز والمحمدی، کیامرث فتحی هفشجانی، محمود مدیری
چکیده هدف این پژوهش ارتباط میان عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی با استفاده از متدولوژی نگاشت شناختی فازی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حرفهای در استارتاپهای صنعتی، شامل مدیران ارشد و مجموعههای آن میباشد و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای گردآوری دادهها از تکنیک دلفی فازی برای شناسایی مؤلفهها استفاده شد و برای ارائه مدل از روش نگاشت شناختی فازی استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که اصلیترین عوامل مؤثر بر توسعه استارتاپ های صنعتی شامل یازده متغیر عبارتند از: شایستگیهای توسعه، شایستگیهای نیروی انسانی، نیازمندیهای سازمان به توسعه، جذب و حفظ نخبگان، برند استارتاپ، ایجاد فرصت مناسب، توسعه مهارتهای نخبگان، شرایط اقتصادی، رضایتمندی مشتریان، پیشرفت استارتاپ، فرهنگ توسعه، سپس با استفاده از متدولوژی نقشههای شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل مطابق تبیین گردید.
ارزیابی سطح دیجیتالی بودن فرایند نوآوری با رویکرد هوش مصنوعی در تحول دیجیتال شرکت های دانش بنیان
صفحه 71-96
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.472784.1420
علی باقری، رضا رادفر، سپهر قاضی نوری
چکیده هدف این پژوهش، طراحی مدلی برای ارزیابی سطح دیجیتالی شدن فرآیند نوآوری با محوریت هوش مصنوعی در شرکتهای دانش بنیان میباشد، تا بتوان از این طریق بلوغ دیجیتال فرایند نوآوری در یک سازمان را سنجید. نتایج 188 شاخص در قالب پرسشنامه لیکرت 5 نقطهای و به روش دلفی در دو مرتبه بین 18 خبره در این زمینه توزیع شد. نتیجه کار 5 مؤلفه به عنوان ورودی مدل بود که در قالب پرسشنامه برای 230 شرکت دانش بنیان پارک فناوری پردیس ارسال شد. 198 شرکت آن را تکمیل و مجدداً ارسال کردند. از این تعداد نمونه، 150 داده برای دادههای آموزشی و 48 داده به عنوان آزمون مدل بر اساس یک تابع تصادفی جدا شد. در مرحله آخر یعنی مدل سازی، از روش استنتاج عصبی- فازی تطبیقی برای مدل استفاده شد. از روش جداسازی شبکه یا جدول جستجو (PG) در نرم افزار متلب 2023 برای ارزیابی عملکرد مدل با استفاده از ریشه میانگین مربع، خطای (RMSE) و خطای نسبی (E) استفاده گردید. این تحقیق توانست مدلی هوشمند را با خطای بسیار کم ارائه دهد. در نتیجه توانست به شاخصهای مؤثر در میزان دیجیتالی شدن فرآیند نوآوری دست یابد.
نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسمهای روانشناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان (مورد مطالعه: شرکت الکترو کویر یزد)
صفحه 97-119
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.407756.1148
مرضیه دهقانی زاده، فاطمه کشاورزی هدش
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و مکانیسمهای روانشناختی جهت دستیابی به رفتار خلاقانه کارکنان در شرکت الکترو کویر شهر یزد بود. روش پژوهش حاضر، بر اساس هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها، توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه کارکنان شرکت الکترو کویر شهر یزد (380 نفر) میباشد که حجم نمونه 191 نفر از طریق نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامههای استاندارد بود که روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات تعدادی از خبرگان این حوزه مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار اندازهگیری از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد و روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری بود. یافتههای پژوهش نشان داد که مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت با رفتار خلاقانه کارکنان، تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان رابطه معناداری دارد. همچنین متغیرهای تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان با رفتار خلاقانه کارکنان رابطه معناداری دارند و همچنین نقش میانجی تعهد عاطفی، شفقت در محیط کار و انگیزش درونی کارکنان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی درک شده شرکت و رفتار خلاقانه کارکنان تأیید شد. بنابراین طبق نتایج پژوهش مشخص شد که با استفاده از تئوری هویت اجتماعی، درک کارکنان از مسئولیت اجتماعی شرکت الکترو کویر یزد، باعث افزایش تعهد عاطفی و اقدامات توام با شفقت کارکنان شرکت شده و این امر، باعث افزایش اثرات انگیزه درونی کارکنان شده و بدین ترتیب، رفتار خلاقانه کارکنان این شرکت افزایش مییابد.
فراترکیب پیشرانهای مدل کسبوکار چرخشی
صفحه 120-143
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.408968.1152
عطیه خدایی، مهدی حسین پور، محمد جواد جمشیدی، یوسف محمدی فر
چکیده پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف ارائه ی تصویری جامع از مولفه ها و مفاهیم پیشران های مدل کسب و کار چرخشی انجام گرفت. روش شناسی پژوهش، کیفی با رویکرد فراترکیب است. بر این اساس، پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی، در محدوده ی زمانی 1395 تا 1402 برای پژوهش های داخلی و 2010 تا 2023 برای پژوهش های خارجی، تعداد 97 مطالعه مرتبط ارزیابی و در نهایت، پس از بررسی 42 مقاله انتخاب گردید. با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، یافته های 42 پژوهش پیشین مرتبط با اهداف پژوهش، بررسی، تجمیع، ترکیب و تفسیر شد. با استفاده از روش کدگذاری تعداد 27 کد، 8 مفهوم و 3 مؤلفه شناسایی و اعتبار هریک، از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید و الگوی پیشران های مدل کسب وکار چرخشی ارائه و ترسیم شد. نتایج این پژوهش نشان داد که طیف وسیعی از پیشران ها را می توان برای گذار مدلهای کسب وکار خطی و سنتی به سمت مدل های کسبوکار چرخشی به کار برد و با در نظر گرفتن و فهم دقیق این پیشرانها می توان موجب تقویت آنها و نهایتاً تسهیل پیاده سازی مدل های کسب وکار چرخشی موفق شد. در پایان، هم راستا با نتایج پژوهش، پیشنهاداتی کاربردی که می تواند راهنمایی بینشی ارزشمند به افراد و مدیران کسب وکار و سیاستگذارانی که درصدد بهبود کارآفرینی چرخشی و افزایش رفتار کارآفرینانه جامعه هستند و در سطوح عملیاتی توسط بازیگرانی که کارآفرینی چرخشی همراهی می کنند، ارائه گردید.
ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری
صفحه 144-167
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.399428.1097
پریناز معصومی، وحیدرضا میرابی، جلال حقیقت منفرد، احمد ودادی
چکیده هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه الگوی برندسازی مقصد مبتنی بر نوستالژی صنعت گردشگری است، بنابراین پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعهای میباشد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام میشود. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان دانشگاهی و بازار در رابطه با صنعت گردشگری میباشد که به صورت هدفمند غیرتصادفی و در نهایت با تعداد 30 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته اشباع نظری رسیده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه گردشگران استان تهران در سال 1401 میباشد که از این میان، نمونهای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل دادهها در روش کیفی با رویکرد دادهبنیاد و نرم افزار MAXQDA 20 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.آل. اس انجام گرفت. بر اساس تحلیل کیفی، مدل پارادایمی تحقیق در شش بعد عوامل علی (گاهی از برند مقصد، تصویر برند مقصد، مدیریت ارتباط با گردشگران، مشارکت گردشگران)، شرایط زمینهای (زیرساختهای گردشگری)، عوامل مداخلهگر (فرهنگ گردشگری میزبان)، راهبردها (برندسازی مبتنی بر نوستالژی)، پدیده محوری (توسعه برند گردشگری) و پیامدها (تصمیم سفر گردشگر) طراحی شد. بر اساس نتایج بدست آمده از اعتبارسنجی مدل در بخش کمی مشخص شد که مدل پیشنهادی این تحقیق از اعتبار مناسبی برخوردار است.
نقش مهارت و تخصص و منابع سازمانی به همراه مولفههای مربوطه در محیط رقابتی سازمان (مطالعه موردی: شهرداری استان تهران)
صفحه 168-185
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.406939.1137
مهدی عقیقی، رشید ذوالفقاری زعفرانی، بهزاد مشعلی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه مدل عملکرد تیمی سازمانی با رویکرد انگیزههای غیر اقتصادی رفتار شهروندی سازمانی در شهرداریهای استان تهران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان شهرداری استان تهران به تعداد 100 هزارنفر میباشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که مهارت و تخصص و منابع سازمان به همراه مؤلفههای مربوطه بر محیط رقابتی سازمان، تاثیرگذار میباشند. یافتهها همچنین نشان داد نقش مهارت و تخصص با ضریب 462/0 در محیط رقابتی سازمان پررنگتر از نقش منابع سازمانی با ضریب 390/0 میباشد و مدل از برازش خوبی برخوردار میباشد.
مولفههای مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری
صفحه 186-213
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.420300.1219
علیرضا تقوی کارترپ، علیرضا بافنده زنده، صمد عالی
چکیده هدف این پژوهش بررسی مؤلفههای مشارکت ذینفعان جهت خلق ارزش در صنعت بانکداری (مورد مطالعه بانک کشاورزی آذربایجان شرقی) میباشد. این پژوهش از نظر هدف توسعهای و از نظر نوع روش، توصیفی– اکتشافی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان حوزه بانکداری و تحلیل رفتار ذی نفعان میباشند. نتایج نشان داد که با استفاده از روش علمی متاسنتز (فراترکیب) و با مرور مقالههای منتشر شده، مقالههایی که به مبحث یکپارچگی فرآیندهای کسب و کار پرداخته بودند مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند و براساس ۲۷ مقاله منتخب، تعداد 37 شاخص استخراج گردیدند. در این مطالعه 1009 مقاله و پژوهش مرتبط در ژورنالهای معتبر در بازة زمانی قبل از 2020 از نمایههای استنادی انتخاب شد. در نهایت، 11 مورد ارزیابی و شناسایی شد و در نهایت چارچوب نهایی با اعمال مجموع نظرات خبرگان مولفهها و شاخصهای مشارکت ذی نفعان بصورت 1- فعالیت 2- منابع 3- ورودی / خروجی 4- هدف 5- زمان 6- فناوری 7- قوانین 8- ذینفعان (مالک، مجری، مشتری، تأمین کننده) تأیید و شناسایی شد.
طراحی و اعتبار سنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکت های هواپیمایی ایران
صفحه 214-237
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.430208.1270
مجید آهنگ، ناصر آزاد، عبدالله نعامی، علیرضا روستا
چکیده هدف این تحقیق طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی استراتژیک ارزش محور در شرکتهای هواپیمایی ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته (کیفی – کمی) و فلسفه این پژوهش اثبات گرایی- تفسیری با رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از متخصصین بازاریابی شرکتهای هواپیمایی و اساتید دانشگاهی با گرایشهای مرتبط با موضوع پژوهش هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل 520 نفر از متخصصین بازرگانی و بازاریابی شرکتهای هواپیمایی هستند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 221 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه محقق ساخته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی با استفاده از روش داده بنیاد کوربین و اشتراوس (۲۰۱۵) و با استفاده از نرم افزار MAXQDA (2020) و بخش کمی نیز از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. مدل پژوهش بر اساس شناسایی ۱۰۱۵ کد باز، ارتباط دهی کدها به ۲۱۵ مفهوم و ۳۱ مقوله اصلی (در ۱۲ طبقه) استخراج گردید. نتایج پژوهش، علاوه بر ارائه مدل جامع و جدیدی جهت بازاریابی استراتژیک برای شرکتهای هواپیمایی ایران با رویکرد ارزش گرایی نشان داد که شرکتهای هواپیمایی ایران بمنظور داشتن یک بازاریابی پویا و موفق و دستیابی به اهداف سودآوری، رضایت مشتری و توسعه اقتصادی جامعه باید استراتژیهای بازاریابی رشد و توسعه را اتخاذ کنند.
طراحی و تبیین الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه
صفحه 238-261
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.416632.1191
مهسا وحیدپور، اکبر اعتباریان خوراسگانی، مهربان هادی پیکانی، سعید دائی کریمزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه خط مشی گذاری، کارآفرینی و مدیریت به تعداد 23 نفر یافتهها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبهها با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda ابعاد و کدهای مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 34 مفهوم و 109 کد استخراج گردید. خط مشیهای حمایتی، آمایش سرزمینی، ظرفیتهای مهارتی، بستر کارآفرینی، تبیین سند اشتغال بانوان و سیستم آموزشی بیشترین ضریب اهمیت را به دست آوردند. در این پژوهش، الگوی توسعه ظرفیت اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای اشتغال پذیری بانوان با تاکید بر برنامه هفتم توسعه ارائه نشده است، این پژوهش میتواند در راستای ارتقا اشتغال زنان، توسعه اجتماعی و برابری شغلی سودمند باشد.
طراحی مدل راهبردی بازاریابی رابطهمند آنلاین بانکی در انقلاب چهارم صنعتی با رویکرد داده بنیاد
صفحه 262-289
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428304.1259
علی اصغر عطاردی، آرزو احمدی دانیالی، نادر غریب نواز
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل راهبردی بازاریابی رابطهمند آنلاین بانکی در انقلاب چهارم صنعتی با رویکرد داده بنیاد میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی – توسعهای و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از کارشناسان و خبرگان صنعت بانکداری انتخاب شدند و نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی انجام گرفت. برای گردآوری و تحلیل دادهها از نظریه داده بنیاد، استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. یافتهها نشان داد که رفتارهای نوظهور و تحولات جدید در بازاریابی رابطهای شرایط علی کلیدی هستند، در حالی که توسعه مولفههای بازاریابی رابطهای، تغییر رفتار مشتری و انقلاب صنعتی چهارم به عنوان شرایط زمینهای شناسایی شدند. این مطالعه همچنین نیاز به تحولات بانکی، اختلالات خارجی، مدیریت روابط و تحول سرمایه انسانی، و موانع بانکداری آنلاین را به عنوان مداخلهگر نشان داد. برنامههای تحولآفرین تاکتیکی در سیستم بانکداری باز، با استفاده از دادههای مشتریان برای استراتژی بانکی، فرصتطلبی و وفاداری با دیدگاه سازندهگرایی به عنوان استراتژیهای مؤثر شناسایی شدند. پیامدهای این مدل شامل تحول نظام بانکی و بانکداری نو، سرمایهگذاری در اشکال جدید، افزایش درآمد با همسویی خدمات آنلاین و مدیریت ارتباط با مشتریان مجازی میباشد.
تأثیر بازیوارسازی بر رفتار هم آفرینی برند در کسب و کارهای مبتنی بر اپلیکیشن: بررسی نقش میانجیگری درگیری مصرفکننده و تعدیلگری نوجویی و لذتجویی
صفحه 290-314
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426137.1249
ریحانه رضاقلیزاده، زهرا صادقی آرانی، اسماعیل مزروعی نصرآبادی
چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بازیوارسازی بر رفتار هم آفرینی برند مشتری با توجه به نقش میانجیگری درگیری مصرفکننده و نقش تعدیلگری نوجویی و لذتجویی مصرفکننده است. جامعه آماری تحقیق، مشتریان برندهای اسنب و تپسی در شهرستان اصفهان هستند. با توجه به نامعین بودن حجم نمونه و اطلاعات آماری مشتریان، شیوه نمونهگیری در دسترس و حجم نمونه 384 نفری (بر اساس جدول مورگان) انتخاب شد. به علت حجم بالای جامعه هدف و عدم دسترسی به تمام اعضای جامعه، امکان بررسی کامل اعضای جامعه وجود نداشته به همین دلیل از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد و محقق ساخته بهره گرفته شد. تحلیل دادهها با نرمافزار اسمارت پیالاس بیانگر تأثیر مثبت و معنادار بازیوارسازی بر رفتار همآفرینی برند مشتری، نقش میانجیگری متغیرِ درگیری مصرفکننده تأیید شد. همچنین نتایج حاکی از نقش تعدیلگری نوجویی و لذتجویی مصرفکننده بر این رابطه است. بررسیها نشان میدهد اپلیکیشنهای اسنب و تپسی دارای بعضی از اصول بازیوارسازی (شامل مکانیکها و دینامیکهای بازی) هستند. با توجه به اهمیت بازیوارسازی و تأثیر آن بر همآفرینی ارزش برند پیشنهاد میشود در وهله اول تحلیلی بر میزان کاربرد هر یک از اجزاء دینامیکها و مکانیکها در این اپلیکیشنها انجام شود تا نقاط ضعف مشخص شود. همچنین تأیید نقش تعدیلگری ویژگیهای شخصیتی مصرفکننده مانند لذتجویی و نوجویی میتواند به طراحان اپلیکیشنهای درخواست خودرو کمک نمایید تا ضمن طبقهبندی مشتریان بر مبنای این ویژگیهای شخصیتی، اقدام به شخصیسازی و توسعه نرمافزارها با استفاده از عناصر متفاوت بازیوارسازی نماید.
ارائه الگوی مدیریت پورتفوی در صندوق های سرمایهگذاری بر مبنای متغیرهای مالی رفتاری
صفحه 315-336
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.449974.1347
سید محمد هادی شهامت، مهدی محمد باقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت پورتفوی در صندوقهای سرمایه گذاری برمبنای متغیرهای مالی رفتاری میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و توصیفی- پیمایشی بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگانی که دارای مدرک دکتری مدیریت مالی یا حسابداری و اساتید دانشگاهی بودند. روش جمع اوری دادهها بوسیله پرسشنامه محقق ساخته و با استفاده از مدلسازی ساختاری و تفسیری تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد در سطح اول تأثیر پذیرترین مولفهها شامل: کنترل ترس جاماندگی از سود، نرمالسازی رفتارهای محافظهکارانه و کنترل رفتارهای پشیمانگریزی بودند. در سطح دوم مولفههای تاثیرگذار بر سطح اول یعنی توجه به رفتارهای خودکنترلی، داشتن استراتژی مدون سرمایهگذاری، توجه به اصول حسابداری ذهنی بودند و در سطح سوم نیز مؤلفههای تاثیرگذار بر سطح دوم که شامل خوش بینی و بدبینی رفتاری، توجه به رفتارهای ریسکگریز و ریسکپذیر وکنترل رفتارهای تودهوار است و در سطح چهارم تاثیرگذارترین مؤلفه وجود دارد که شامل اثرتمایلی میباشد. در مدل میک مک نیز اکثر متغیرها در قسمت متغیرهای پیوندی قرار گرفت که از نیروی نفوذ قوی و همچنین نیروی وابستگی قدرتمندی برخوردارند.
شناسایی عوامل موثر بر استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین
صفحه 337-362
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.463254.1400
سولماز سید غفوری، وحید ناصحی فر، فرید عسکری
چکیده هدف این پژوهش بررسی شناسایی عوامل مؤثر بر استراتژی توزیع در صنایع غذایی با نگرش بازاریابی و فروش آنلاین میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی که در زمینه مدیریت بازاریابی و کانالهای توزیع صاحب نظر بوده و در این حوزه کتاب یا مقاله داشته باشند و همچنین نظریه پردازان و محققانی که در این زمینه مطالعات تخصصی داشتهاند میباشد. این پژوهش با استفاده از روش علمی متاسنتز (فراترکیب) و با مرور مقالههای منتشر شده، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و براساس 23 مقاله منتخب، تعداد 85 شاخص استخراج گردیدند. در نهایت، 16 مؤلفه ارزیابی و شناسایی شد و در نهایت چارچوب نهایی با اعمال مجموع نظرات خبرگان مولفههای عوامل انسانی، خلق ارزش برای مشتری، توجه به شایستگی مدیران، عوامل داخلی، عوامل خارجی، عوامل مدیریتی، نظر کاوی، بازاریابی دیجیتال، عوامل محیطی، بازاریابی محتوایی، استراتژیهای کسب و کار، شناخت کامل محیط درونی و بیرونی، بازاریابی مستقیم، ویژگیهای بصری، بهینه سازی، عملکرد رقابتی تأیید و شناسایی شد.
طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی
صفحه 363-383
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.420488.1220
عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی دولت کارآفرین در جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی (مورد مطالعه؛ استان سیستان و بلوچستان) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران و کارشناسان منابع انسانی در سازمانهای دولتی واقع در استان سیستان و بلوچستان میباشند که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 700 نفر میباشد و حجم نمونه با استفاده از قاعدۀ پیشنهادی توسط بنتلر و چو (1987) تعداد 390 نفر و به روش نمونهگیری، به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق، برگرفته از بخش کیفی میباشد. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. نتایج نشان داد که هفت فرضیۀ از مجموع نه فرضیۀ تدوینی طبق مدل پژوهش، در سطح خطای 5% شواهدی مبنی بر رد آنها بدست نیامده است و تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین نتایج میانگین مقادیر اشتراکی و میانگین مقادیر R Squares؛ نشان میدهد که مقدار GOF برابر است با 790/0 که نشان دهنده برازش قوی مدل میباشد.
تحلیل پارادایم فکری و ترسیم نگاشت علمی تحقیقات بینالمللی در حوزه تصویر برند
صفحه 384-410
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434262.1287
مریم نجفی یزدی، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از وضعیت فعالیتهای انجام شده در زمینه تصویر برند و ارائه یک نگاشت علمی بر پایه مقالات بینالمللی موجود در پایگاه اطلاعاتی Web of Science) WOS) انجام شده است. این تحقیق بهعنوان یک مطالعه علمسنجی، با استفاده از شاخصهای علمسنجی و روش تحلیل شبکه صورت گرفته است. محقق با استفاده از نرمافزار VOS Viewer نسخه 1.6.20 به مطالعه نظاممند مقالات پژوهشی منتشر شده بین سالهای 1977 تا 2023 پرداخته است. پس از جستوجو، غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی بر روی 521 مقاله انجام شده است. نتایج نشان داد که بیشترین تحقیقات در سال 2021 با 55 مقاله (۱۳.۸٪) بوده و آمریکا با ۸۰ مقاله (۲۰٪) فعالترین کشور در این زمینه است. تمرکز کلمات کلیدی ابتدا بر تصویر تجاری برند و رفتار مصرفکننده بوده و سپس به نگرش و رفتار خرید مصرفکننده تغییر یافته است. این پژوهش با هدف تحلیل پارادایم فکری و ارائه نگاشت علمی در زمینه تصویر برند، بر پایه مرور نظاممند مقالات و با استفاده از نرمافزار VOS Viewer انجام شده است. تحلیل دادهها نشان داد که بیشترین تحقیقات در این حوزه در سال2021 انجام شده است. همچنین، نویسندگان با بیشترین پژوهشها شناسایی و معرفی شدند و مشخص شد که تصویر برند، قصد خرید و مسئولیت اجتماعی شرکت مهمترین واژگان کلیدی هستند. این عوامل بهعنوان مهمترین عوامل مربوط به بازاریابی و رفتار مصرفکننده شناخته شدند. محققین میتوانند از این ابزارها برای افزایش بازدید مقالات خود استفاده کنند.
طراحی مدل قابلیت های بازار یابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات
صفحه 411-433
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.428317.1260
یونس بنی سعید، قنبر امیرنژاد، مرتضی موسی خانی، لیلی آندرواژ
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید و مدیران استراتژیک شرکت ملی حفاری ایران میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که پس از کدگذاری محوری وگزینشی و ایجاد مقوله های اصلی و فرعی ابعاد شش گانه قابلیت های بازاریابی اثر بخش مبتنی بر ارتباطات یعنی قابلیهای استراتژیک، قابلیتهای عملیاتی، قابلیتهای کاربردی، قابلیتهای داخلی شرکت و قابلیتهای خارجی و ارتباطات به عنوان ابعاد قابلیت های بازاریابی اثربخش مبتنی بر ارتباطات شناسایی شدند.
ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند
صفحه 434-452
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425491.1243
سید حمید میر مطهری، سینا نعمتی زاده، سیدعباس حیدری
چکیده هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی نقش تبلیغات محیطی بر بکارگیری حرکات چشم نسبت به برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه تجزیه و تحلیل دادهها، آمیخته (کیفی-کمّی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل گروهی از خبرگان رستورانهای زنجیره ای (اساتید دانشگاهی، مدیران اجرایی، و مشاوران) است، که با روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری نمونهگیری ادامه یافت (15 مصاحبه). در فاز کمّی، مدیران رستورانهای زنجیره ای به عنوان جامعه در نظر گرفته شده و از میان آنها، 384 نفر بر اساس روش نمونهبرداری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبههای غیرساختار یافته با خبرگان و در فاز کمی، پرسشنامهای محقق ساز مشتمل بر 74 گویه بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها در مرحلة کیفی از نرم افزار Maxqda و در بخش کمیاز نرمافزارهای SPSS و SmartPLS استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده، روابط فرضی مدل مورد آزمون و تأیید قرار گرفت. در این پژوهش، در شرایط علی(محتوای تبلیغات؛ کیفیت تبلیغات محیطی و ویژگیهای تبلیغاتی)؛ عوامل اصلی زمینه ای(شعار تبلیغاتی، عناصر بیلبورد و تحلیل حرکات چشم مشتریان)؛ شرایط مداخلهگر(تبلیغات انلاین، هزینه تبلیغات، تبلیغات از طریق وسایل و ارتباط جمعی)؛ مقولههای محوری (وضعیت تبلیغات محیطی، توسعه تأثیرگذاری تبلیغات و تبلیغات مؤثر بر نیات مشتریان)؛ راهبردها(جاذبههای پیام تبلیغات، ارزیابی فرایند انتخاب تبلیغات محیطی) و سه مقوله مزیت رقابتی، ارزش آفرینی و ارتقای تصمیم گیریهای استراتژیک بازاریابی به عنوان پیامدهای تبلیغات محیطی بر مبنای بکارگیری ردیاب چشم طبقه بندی شده است.
بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی
صفحه 453-473
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.463894.1405
ابوالفضل دانایی
چکیده هدف کلی از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) در میزان گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات توصیفی ـ پیمایشی است که بهصورت میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق، مردم شهر مشهد بودند و با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸4 نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ۶۱ مادهای بود. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظرات 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در حوزه تبلیغات و رسانه، مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی نیز بر اساس آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، 824/0 به دست آمد. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و SPLS استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثربخشی تبلیغات رسانهها (صداوسیما) تأثیر مثبت و معناداری بر گرایش مصرفکنندگان به مصرف کالاهای داخلی دارد.
