شناسایی و اولویت بندی ظرفیت های سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکت های مواد غذایی
صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2023.412779.1164
زهرا خراسانی، مهدی روح الامینی، شیبا معصومی
چکیده چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی ظرفیتهای سازمانی مؤثر بر جایگاه سازی برند شرکتهای مواد غذایی میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی میباشد. این پژوهش از مبنای فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی و فروش فعال در صنعت غذایی میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از نظریه داده بنیاد و در تجزیه و تحلیل از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبهها و از تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد در مجموع 164 کد اولیه در قالب 20 مقوله دسته بندی شدهاند. مقدار شاخص کاپا برابر با 743/0 محاسبه شد که در سطح توافق مناسب قرار گرفته است. نتایج دلفی در دو راند انجام شد که در دور دوم هیچ سوالی حدف نشد که این خود نشانهای برای پایان راندهای دلفی است. همچنین اختلاف بین دو مرحله از حد آستانه کم (8/0) کوچکتر گزارش شد. در ادامه برای رتبه بندی نهایی از تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که پیامدها با وزن 0.293 در رتبه اول، راهبردها با وزن 0.268 در رتبه دوم، عوامل زمینهای با وزن 0.249 در رتبه سوم، مداخلهگر با وزن 0.165 در رتبه چهارم، عوامل علّی با وزن 0.154 در رتبه پنجم، مقوله محوری با وزن 0.007 در رتبه ششم قرار گرفت.
تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان
صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.425049.1239
محمدوسیم ذکا
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونهها به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیر از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Smrat PLS و نیز نرمافزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آمارهای به نام VAF استفاده گردید. یافتههای تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفۀها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.
نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی
صفحه 51-73
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.436134.1298
محبوبه قویدست کوهپایه، اسفندیار دشمن زیاری، علیرضا روستا
چکیده هدف این تحقیق نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل جامعه متخصصین بازاریابی دیجیتال و کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات پیشرفت میباشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 385 نفر در نظر گرفته شد. این تعداد مبتنی بر روش نمونهگیری نمونه دردسترس گزینش گردیدند و به این ترتیب 385 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع شد که در نهایت 228 پرسشنامه سالم که قابلیت تحلیل آماری داشتند جمعآوری گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ساخته محقق برگرفته از نتایج کیفی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اعتماد ناشی از شفافیت برآمده از فناوری بلاکچین قادر است تا پیامدهای متنوع مالی و غیرمالی را برای کسب و کارهایی که از این فناوری در اکوسیستم بازاریابی خود استفاده میکنند اثرات معناداری برجای گذارد.
ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکت های کوچک و متوسط ایرانی
صفحه 74-100
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.434997.1294
رضا احدی نژاد، وحیدرضا میرابی، اسماعیل حسن پور قروقچی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جامع برای بهبود عملکرد صادراتی شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و نظر ماهیت توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه صادرات و به روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 217 نفر از کلیه پرسنل شرکتهای کوچک ومتوسط صادراتی در محدوده استان تهران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش دلفی فازی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج آماری نشان داد که 78 متغیر (کدباز) اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. 33 مؤلفه اثرگذار نفوذ به بازارهای بین الملل هستند، و از نظر آماری همه آنها مؤثر هستند. مؤلفهها و ابعاد نهایی مدل مؤلفههای اثرگذار نفوذ به بازار بین الملل پس از اعمال آزمونهای آماری (تحلیل عاملی تاییدی) شناسایی شدند. بر اساس مدل پژوهش نفوذ به بازار بین الملل شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 75 شاخص میباشد و در مقایسه با مدل اولیه پژوهش شامل 5 بعد، 33 مؤلفه و 78 شاخص، 3 شاخص در مدل نهایی حذف گردید و بقیه مؤلفهها و ابعاد ضمن برخورداری از بارعاملی مناسب، درمدل نهایی تأیید گردیدند.
تحلیل جامعهشناختی سناریوهای فضای کسب و کار استان اصفهان با رویکرد آیندهپژوهانه افق 1408
صفحه 101-136
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.433345.1289
نرگس رفیعی، محمد علی چیت ساز، محمد رضا قاسمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعهشناختی سناریوهای فضای کسب و کار استان اصفهان با رویکرد آیندهپژوهانه افق 1408 میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از خبرگان متشکل از متخصصان سطح استان اصفهان میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه و پرسشنامه میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از روش دلفی و همچنین نرم افزارهای Scenario Wizard-MICMAC انجام شد. با استفاده از روش میکمک 8 عامل کلیدی مؤثر بر فضای کسب و کار استان اصفهان تا افق سال 1408 شامل حکمرانی خوب، ثبات قوانین، تعاملات بینالمللی سیاسی و غیرسیاسی، تورم انتظاری، تقدم سیاست بر اقتصاد، نظام مالیاتی، نظام بانکی، بسط و توسعه فضای مجازی؛ استخراج و بر اساس این 8 عامل کلیدی 5 سناریو (از خوشبینانه ترین حالت تا بدبینانهترین حالت) تدوین شده است. نتایج نشان میدهد مؤلفههای جامعهشناختی در کنار عناصر اقتصادی نقشی تعیینکننده در آینده فضای کسب و کار در استان اصفهان و تصمیمسازی مسئولان کشوری و استانی ایفا میکنند. بر این اساس توصیه میشود با تکیه بر حکمرانی خوب، ثبات قوانین، تعاملات بینالمللی سیاسی و غیرسیاسی و... بستر لازم برای بهبود فضای کسب و کار استان را فراهم نمایند. همچنین با اعتمادپذیری متقابل در روابط فی مابین، حکمفرمایی داشته باشد در زمینه بهبود فضای کسب و کار میتوان از برنامههای آموزشی بهره گرفت یا از تبلیغات محرک محیطی استفاده کرد و مدیریت در بخشهای مختلف، مبتنی بر مطالبات مردمی باشد.
نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان
صفحه 137-156
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.494571.1468
عباس بابایی نژاد، سهیلا شمس الدینی
چکیده پژوهش حاضر با هدف نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش کمی میباشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان اداره مالیات استان هرمزگان به تعداد 358 نفر میباشد که از این تعداد 186 نفر به شیوهی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه میباشد که از 79 سوالی تشکیل شده است. روایی پرسشنامه (هوشمندی رفتار کارکنان) برابر با (923/0) و پایایی آن برابر با (746/0) محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافتهها از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتار شهروندی سازمانی»، «رفتارهای کاری مخرب»، «رفتارهای برنامهریزیشده»، «رفتارهای کنش گرای استراتژیک»، «رفتارهای سیاسی»، «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای اخلاقی» و «رفتارهای اجتماعی مطلوب» مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تشکیل میدهند. نتایج ارائهشده نشان میدهد مضمونهای سازمان دهنده «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای سیاسی» و «رفتارهای برنامهریزیشده» به ترتیب با مقادیر 88، 86 و 85 درصد بیشترین بخش مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تبیین میکنند.
ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور
صفحه 157-181
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444903.1319
اکبر پورحسن هرزندی، نادر بهلولی، مجتبی رمصانی، جعفر بیک زاد
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام گرفته است. فقدان الگوی مفهومی نظاممند از توانمندسازی عملکرد کارکنان، یکی از چالشهای مدیران سازمانهای بخش دولتی میباشد که سازمان امور مالیاتی نیز مستثنی از این امر نمیگردد. طرح پژوهش، آمیختهاکتشافی و بهصورت کیفی – کمّی میباشد که مصاحبهشوندگان، شامل 20 نفر از خبرگان سازمان امور مالیاتی بودند که با روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت اصل اشباعنظری، انتخاب شدند که در گام اول پژوهش (مرحله کیفی) و از طریق مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و بر مبنای رویکرد تحلیل مضمون، نسبت به شناسایی مضامین (شامل 738 گزاره، 159 مفهوم پایه، 28 مضمون سازماندهنده و 6 مضمون فراگیر) مربوطه اقدام گردید و در گام دوم تحقیق (مرحله کمّی) نیز، به ترتیب بر اساس روش ترکیبی دیمتلفازی - مدلسازی ساختاریتفسیری (ISM- FUZZY DEMATEL)، نمودار علّی - معلولی و الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان در قالب گراف مدلسازی ساختاریتفسیری پژوهش و ماتریس قدرت نفوذ و وابستگی مضامین اصلی تحقیق بر مبنای تحلیل میکمک (MICMAC)، ترسیم گردید و تحلیل نتایج دیمتلفازی نشان داد که عوامل (مداخلهگران توانمندسازی عملکرد کارکنان)، (بسترهای توانمندسازی عملکرد کارکنان) و (طرح جامع مالیاتی)، بهترتیب تأثیرگذارترین عوامل و (عملکرد کارکنان)، (راهبردها) و (توانمندسازی کارکنان)، بهترتیب بهعنوان تأثیرپذیرترین عوامل این پژوهش محسوب میشوند که این نتایج با سطوح اشارهشده در شبکه تعاملات ISM و همچنین خروجی تحلیل نرمافزار میکمک نیز همراستا بود.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش
صفحه 182-199
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.475815.1425
نعمت رستمی مازویی، زهرا مشایخ
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه میباشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرمافزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیهها استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنیداری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمیسازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (67/ 8 t=). رسمیسازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنیداری دارد (25/ 7 t=). بهطورکلی میتوان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورتبندی مناسب مولفههای ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوریهای حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه مییابد.
اولویتبندی فناوریهای چند کاناله در ایجاد خلق ارزش مشترک
صفحه 200-221
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.456287.1376
مرتضی ملکی مین باش رزگاه، عظیم اله زارعی، الهام السادات کیا
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های چند کاناله ای است که در ایجاد ارزش مشترک نقش دارند در این تحقیق از نرم افزار MICMAC که یک نرم افزار به روش کیفی است بهره گرفته شده است. لذا جامعه آماری این پژوهش 15 نفر از خبرگان و مدیران اجرایی حوزهی فروش و بازاریابی با سابقه بالاتر از 10 سال فعالیت اجرایی و با تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر میباشد، که به فناوریهای شناسایی شده از 0 تا 3 در ماتریس میک مک امتیاز دادند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که فناوریهای وب سایتها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانههای اجتماعی به ترتیب رتبههای 1 تا 4 با تاثیرگذاری مستقیم بر خلق ارزش مشترک به خود اختصاص داده، و سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و بلاکچین رتبههای آخر را کسب کردهاند؛ همچنین در بخش تأثیرپذیری یا وابستگی مشخص گردید که فناوریهای موبایل، مرکز تلفن، وبسایتها رتبه 1 تا 3 را کسب کردند و سیستم اتوماسیون رتبه آخر را کسب کرده است. بنابراین، نقش فناوریهای بازاریابی چند کاناله در خلق ارزش مشترک برای شرکتهایی که هدفشان ارتقای تجارب مشتری، هدایت معاملات و در نهایت دستیابی به موفقیت تجاری بوده، از طریق اولویتدهی فناوریهای وب سایتها، تبلیغات گوگل، بازاریابی موبایل و رسانههای اجتماعی ضروری است.
طراحی مدل جذب سرمایه گذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی
صفحه 222-240
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.483082.1441
حسن همایون، جواد محمدخانی، کاظم چراغ بیرجندی، اعظم بابکی راد
چکیده هدف پژوهش طراحی جذب سرمایهگذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعۀ آماری پژوهش اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی و اقتصاد صاحب نظر در زمینه امنیت اقتصادی اجتماعی و خبرگان و متخصصان حوزه اقتصاد ورزش می باشد و نمونهگیری بهصورت هدفمند و به تعداد 16 برابر سؤالات متغیر دارای بیشترین تعداد سؤال (9 سؤال در متغیر عوامل زمینه ای) 144 نفر برآورد شد. جهت اطمینان از دریافت تعداد پاسخهای مناسب 160 پرسشنامه توزیع شد که از بین 154 پرسشنامه دریافتی، 150 پرسشنامه که به طور کامل پاسخ داده شده، وارد فرایند تحلیل گردید. روش گردآوری دادهها پرسشنامه می باشد. تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی هریک از شش متغیر اصلی (عوامل علی، زمینهای، مداخلهگر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) نشان داد که تمامی مؤلفهها بهصورت معناداری نقش تبیین کنندهای دارند. تحلیل مسیر هم نشان داد که روابط بین شش متغیر اصلی به توالی پنج سطح (شرایط علی، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) از متغیرهای مستقل به سمت متغیرهای وابسته معنادار است و مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد. براساس یافتههای پژوهش میتوان گفت که اگر سرمایه گذاران نسبت به امنیت در سرمایه گذاری خود اطمینان حاصل کنند مشتاق تر به سمت سرمایه گذاری در حوزه ورزش خواهند آمد و جهت انجام سرمایهگذاری باید به راهبردهایی مانند ارائه پشتوانه های حقوقی لازم را برای سرمایه گذاری، مجاز شدن امنیت سرمایه گذاری تجارت الکترونیک برای سرمایه گذاران توجه کنند.
عوامل مؤثر بر تکنولوژی بلاک چین در مسیریابی -مکانیابی حملونقل ترکیبی سیستم توزیع امنی چنل
صفحه 241-269
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.427097.1253
سیدعلی میرحسینی، حسنعلی آقاجانی، محمد ولی پور خطیر
چکیده هدف از پژوهش حاضر، عوامل مؤثر بر تکنولوژی بلاک چین در مسیریابی -مکانیابی حملونقل ترکیبی سیستم توزیع امنی چنل می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع فراترکیب می باشد. با بهکارگیری رویکرد مرور نظاممند و فراترکیب، تحلیل نتایج و یافتههای محققین قبلی صورت گرفت و با انجام گامهای 7 گانه روش ساندلوسکی و باروسو، به شناسایی عوامل مؤثر پرداخته شد. از بین 580 مقاله، 79 مقاله بر اساس روش CASP انتخاب شد. در این زمینه بهمنظور سنجش پایایی و کنترل کیفیت، از روش رونوشت استفاده گردید که مقدار آن برای شاخصهای شناساییشده در سطح توافق عالی شناسایی شد. بر اساس کدگذاری انجامشده در نرم افزار ATLAS TI، 8 مقوله و 51 کد اولیه شناسایی شدند. مقولههای شناساییشده عبارتاند از: مدیریت شبکه الکترونیکی، مدیریت مسیر، عوامل زیستمحیطی، شفافیت، مدیریت اعتماد، زیرساختهای فنی، استانداردسازی اطلاعات و اطلاعات کسبوکار؛ بنابراین با ترکیب این 8 معیار که همگی منابع و تکرار شدگی مشخصی دارند، میتوان با ترکیب بلاک چین و توزیع اومنی چنل، مسیریابی-مکانیابی حملونقل را بهینهسازی نمود. نتایج نشان میدهد شرکتهای امروزی در یک بازار پویا با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و با یکدیگر تعامل میکنند که در حال تغییر و تحول بنیادین است که با سرعت فزایندهای که دیجیتالی سازی و پیشرفتهای تکنولوژیکی در حال پیشرفت است، ایجاد میشود.
مدلسازی عوامل موثر بر ضریب واکنش سود شرکت ها با ترکیب مولفههای مالی رفتاری
صفحه 270-302
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453911.1364
منصور مقدسی، علیرضا غیاثوند، فرید صفتی
چکیده هدف این پژوهش مدلسازی عوامل موثر بر ضریب واکنش سود شرکت ها با ترکیب مولفههای مالی رفتاری با استفاده از روش معادلات ساختاری می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی-همبستگی و با شیوه پیمایشی میباشد. با استفاده از داده های 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1392 الی 1401 و از طریق روش مدل یابی معادلات ساختاری عوامل موثر بر ضریب واکنش سود شناسایی و رتبه بندی شد. نتایج پژوهش نشان داد عامل وضعیت و عملکرد مالی با ضریب مسیر 19/0-، عامل وضعیت و عملکرد بازار سرمایه با ضریب مسیر 167/0 و عامل محیط سرمایه گذاری با ضریب مسیر 12/0 بر ضریب واکنش سود در سطح خطای 05/0 تأثیر معنی داری دارند. بر این اساس سازه های سود هر سهم، اهرم مالی، عدم تقارن اطلاعاتی، بازده شاخص بازار، نرخ تورم، سهام شناور آزاد، نرخ گردش سهام و دفعات معامله سهام به عنوان سازه های موثر بر ضریب واکنش سود تشخیص داده شدند. در بین سازه های مذکور قدرمطلق ضرایب سازه ها نشان داد، نرخ تورم بیشترین و سود هر سهم کمترین تأثیرگذاری بر ضریب واکنش سود را دارد.
طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فرا ترکیب
صفحه 303-324
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.488144.1452
مجتبی مومنی، علیرضا نوبری، علیرضا افشار نژاد، رضا شفیع زاده گروسی
چکیده گردشگری یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی و فرهنگی برای هر جامعه پیشرو محسوب می شود. از آنجا که گردشگری به یک نیروی اقتصادی تبدیل شدهاست، فنآوریهای اطلاعات و ارتباطات مرتبط با آن توسعه یافته اند و در حال حاضر در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از این صنعت هستند. گردشگری هوشمند یک مفهوم جدید گردشگری است که در آن از فنآوری اطلاعات و ارتباطات برای برآورده کردن کامل نیازهای گردشگران و در نتیجه ایجاد ارزش اساسی برای آنها استفاده میشود. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فراترکیب است. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب، 128 مقاله و منبع را در حوزه گردشگری هوشمند مورد ارزیابی قرار داده است. طی مراحل 34 منبع و مقاله با معیارهای مورد پذیرش، منطبق بود. در نتیجهی ترکیب یافتهها، 8 مقوله فرعی که در برگیرندهی بهبود مدیریت هزینه در گردشگری، ارائه سرویس های هوشمند گردشگری، خدمات هوشمند ابری ، سیستم خدمات اینترنتی به گردشگران، کیفیت خدمات و تسهیلات ، اینترنت اشیا، تشخیص نیاز مشتری به روش هوشمندو قیمت گذاری پویا استخراج گردید. در نهایت برای توسعه گردشگری هوشمند در ایران، اتخاذ یک چشمانداز جامع با توجه به هر دو سطح خرد و کلان پیشنهاد میشود. در سطح کلان، باید به بالا بردن اولویت توسعه گردشگری هوشمند در دراز مدت، سیاستهای توسعه ملی، توجه بیشتر به برنامهریزی، هماهنگی و نظارت و بهبود زیرساختهای مورد نیاز برای توسعه گردشگری هوشمند توجه بیشتری شود
ارائه مدل تأثیرگذاری مالکیت روانشناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی
صفحه 325-344
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501557.1488
محمد قربانیان، مجید اشرفی، آرش نادریان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل تأثیرگذاری مالکیت روانشناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی-تحلیلی و با شیوه پیمایشی و از نوع پژوهشهای همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 400 نفر از حسابداران، مدیران و حسابرسان می باشد که با روش نمونهگیری به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS؛ و مدلسازی معادلات ساختاری پژوهش از نرمافزار LISREL استفاده شد و در بخش آزمون نقش میانجی از نرمافزار Stata و روشهای بوت استراپ و سوبل استفاده شد. نتایج نشان داد که نتایج نشان داد که بین مالکیت روانشناختی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین تعهد سازمانی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین عدالت سازمانی و ریسک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین رضایت شغلی و ریسک رابطه معناداری وجود ندارد. بین مالکیت روانشناختی و ریسک با نقش میانجی عدالت سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ بین مالکیت روانشناختی و ریسک با نقش میانجی تعهدسازمانی رابطه معناداری وجود ندارد. بین مالکیت روانشناختی و ریسک با نقش میانجی رضایت شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی
صفحه 345-372
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493020.1464
مجید فانی
چکیده هدف این پژوهش بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر بازاریابی مشتریان صنعت گردشگری در ایران با رویکرد تکنیک دیمتل فازی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، برحسب زمان گردآوری داده، مقطعی و برحسب روش گردآوری دادهها و یا ماهیت و روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش 10 نفر از خبرگان شامل کارشناسان، پژوهشگران، متخصصین دانشگاهی و آشنا با بازاریابی در صنعت گردشگری، همچنین بهمنظور تناسب اعتبار مدل می باشند. حجم نمونه با روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و در دسترس (قضاوتی) انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تأثیرگذاری و اولویت بندی از تکنیک دیمتل فازی استفاده گردید. یافتهها نشان داد که 3 بعد، 8 مؤلفه و 41 شاخص شناسایی گردیده است. ابعاد استخراجشده شامل بعد کیفیت خدمات شامل مؤلفههای رضایت از خدمات گردشگری، امکانات زیربنایی، هزینههای گردشگری؛ بعد سیاستگذاری بازاریابی، شامل مؤلفههای سیاستگذاریهای کلان، برنامهریزی و مدیریت؛ بعد تجربیات گردشگری، شامل مؤلفههای بازخورد گردشگران، فرهنگ گردشگری و تبلیغات و بازاریابی بودند.
طراحی مدل کسب و کار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415
صفحه 373-399
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.487350.1449
زهرا نورکی، سحر کوثری
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل کسبوکار بانکداری مجازی در ایران با رویکرد سناریونگاری در افق 1415 می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 30 نفر از خبرگان که بصورت نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 100 نفر از کارشناسان صنعت بانکداری می باشند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی نرم افزارScenario Wizard و در بخش کمی، MicMac می باشد. نتیجه فراتحلیل و غربال گری ۶۶ کلان روند و پس از آن نتیجه اثرات متقاطع کلان روند های پیشران بر آینده بانکداری مجازی را انتخاب کرده است. مولفه های مدل کسب و کار بانکداری مجازی بر اساس سناریوهای سازگار با در نظر گرفتن میانگین وزنهای محاسباتی در ۴ سناریو بدین ترتیب ارائه شده است: در بین ارزشهای پیشنهادی مدل کسب-وکار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «بانکداری الکترونیک» و «تسهیل تجارت بین المللی»؛ در بین منابع کلیدی به ترتیب «سامانه های بانکی» و «سرمایه انسانی»؛ در بین معیارهای ساختار هزینه به ترتیب «هزینه توسعه سامانهها و وب سرویسهای بانکی» و «هزینه سرمایه گذاری در منابع انسانی»؛ در بین معیارهای جریان درآمدی به ترتیب «برند/اعتبار» و «درآمد حاصل از ارائه انواع خدمات مالی»؛ در بین معیارهای کانالهای ارتباطی به ترتیب «وب سرویس های بانکی» و «باشگاه مشتریان» و در بین معیارهای حوزه مشتریان مدل کسب وکار پیشنهادی برای بانکداری مجازی به ترتیب «مشتریان حقیقی خرد» و «مشتریان حقوقی کوچک» در رتبههای اول و دوم قرار دارند.
بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب
صفحه 400-425
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.499477.1481
دیارکریم مجید، سامان شیخ اسماعیلی، هیرش سلطان پناه
چکیده هدف این پژوهش بررسی الگوی پیشایندها و پیامدهای احیای برند با رویکرد فراترکیب میباشد. برای این منظور، از روش هفت مرحلهای ساندیوسکی و باروسو برای استخراج دادهها از مقالات علمی و پژوهشی در بازه زمانی 23 ساله (1990 -2023) استفاده شد. با بررسیهای اولیه، تعداد 32 مقاله برای مطالعه دقیقتر انتخاب شد. با استفاده از مدل مفهومی و استنتاج از نتایج، از نرمافزار 2020 MAXQDA برای تحلیل دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد که 44 شاخص و 4 بعد استخراج و در دو عامل مفهوم کلی ارائه شد. در نهایت، با توجه به فراوانی و شدت شاخصهای هر یک از ابعاد، مدل مفهومی جامع احیای برندهای ایرانی طراحی شد. در بررسی عوامل مؤثر بر احیای برندهای از بین رفته، از جنبه بازآفرینش برند، شاخصهایی نظیر حس نوستالژیک، اصالت، میراث، داستان و گذشته جذاب برند بیشترین تأثیر را داشتهاند. از جنبه مدرنسازی برند نیز، شاخصهایی چون نوآوری، برتری، جذابیت تبلیغات و انطباقپذیری با انتظارات مصرفکنندگان بیشترین فراوانی را بهخود اختصاص دادهاند. در زمینه پیامدهای احیای برندهای از بین رفته، از جنبه ذهن و عواطف مصرفکنندگان، شاخصهای آگاهی و تصویر برند و از جنبه رفتار مصرفکنندگان، شاخصهای وفاداری، سهم بازار و ارزش برند بیشترین اهمیت را داشتهاند.
طراحی الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب
صفحه 426-443
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.417494.1205
فاطمه ریگی، وحید پورشهابی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب انجام شده است. روش تحقیق کیفی میباشد که جامعه آماری پژوهش را کلیه اسناد علمی، گزارشهای پژوهشی، پایگاههای داده، نشریههای داخلی و خارجی در خصوص بلوغ حکمرانی هوشمند که طی سالهای 2000 تا 2023 (1380 تا 1402) منتشر شده بودند، تشکیل دادند. کلید واژههای تحقیق در پایگاههای اسکوپوس؛ ساینس دایرکت؛ سید؛ امرالد؛ گوگل اسکالر جستجو شد. با استفاده از روش فراترکیب، 99 مقاله کیفی در حوزه شهر الکترونیک، شهر دیجیتال، شهر خلاق، شهر هوشمند و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که 101 کد در 3 بعد سیاست هوشمند، دولت هوشمند و شهر هوشمند شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمیآنتروپی شانون و شاخص کاپا تعیین شد و براساس یافتهها مشخص شد کدهای قدرت دموکراسی؛ کسب و کارهای هوشمند؛ انسجام اجتماعی؛ سیاستها و قوانین و مقررات؛ رقابت اقتصادی هوشمند؛ نظام پیشنهادات کارکنان و شهروندان به صورت الکترونیکی؛ استفاده شهروندان از خدمات مجازی؛ انگیزه مدیران و کارکنان؛ دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ روحیه پاسخگویی؛ اهمیت عمومیحفاظت از محیط زیست و تغییرات آب و هوا؛ مشارکت سیاسی دولت باز و حاکمیت تعاونی دارای بیشترین ضریب اهمیتاند. در نهایت پس از طی گامهای پژوهش، الگوی مناسب بلوغ حکمرانی هوشمند در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی بلوغ حکمرانی هوشمند ارائه شد.
طراحی ابعاد بلوغ انقلاب صنعتی چهارم در زنجیره ی تامین خدمات بانکی و توسعه ی بانکداری دیجیتال با رویکرد داده بنیاد
صفحه 444-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.446602.1332
بابک زینتی، محمد طالقانی، آزیتا شرج شریفی
چکیده چکیده
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل بلوغ انقلاب صنعتی چهارم در زنجیرهی تأمین خدمات بانکی و توسعه ی بانکداری دیجیتال با رویکرد دادهبنیاد است. پژوهش جاری بر اساس استراتژی، از نوع کیفی بوده و از لحاظ هدف در دستههای پژوهش بنیادین قرار دارد. روش گردآوری دادهها از نوع تحقیقات میدانی بوده و ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمهساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضرمدیران ارشد بانک های کشور، صاحب نظران و فعالان حوزه بانکداری دیجیتال بوده و با استفاده از روش نمونهگیری، تعداد 10 نفر به عنوان مشارکت کننده در پژوهش انتخاب شدند. لازم به ذکر است که انجام مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. داده های کیفی بدست آمده از طریق مصاحبه از روش نظریه پردازی دادهبنیاد، مورد تجزیهو تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده مقولههای شناسایی شده دراین پژوهش شامل، ده مقوله در بخش شرایط علی، هفت مقوله به عنوان اجزای تشکیل دهندهی پدیدهی محوری، چهار مقوله مربوط به شرایط زمینهای، یازده مقوله در بخش راهبردها، هفت مقوله برای شرایط مداخلهگر و در نهایت برای بخش پیامدی مدل نیز هشت مقوله میباشند.
مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال
صفحه 471-494
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.448050.1341
عطاءاله هرندی، یاسر باقری
چکیده هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارشگری ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیتهای پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
