طراحی مدل تجاریسازی کالاهای دانشبنیان در صنعت داروسازی کشور
صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.444932.1320
حجت کریمی، داریوش جمشیدی، احمد عسکری
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل تجاریسازی کالاهای دانشبنیان در صنعت داروسازی کشور میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان و نمونهگیری به روش غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلولهبرفی) و در بخش کمی شامل 151 نفر کارکنان شرکت های دانش بنیان انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که شکلگیری مفهوم شاخصهای تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور شامل 67 مفهوم در قالب 9مفهوم عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که تأثیرگذاری بین مولفهها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجه گیری اصلاحات تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور ، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود تجاری سازی و اصلاحات مربوطه، میتوان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار و بهبود شایستگیهای اجتماعی دست یافت.
بررسی تأثیر کنشگری بازار بر عملکرد کسب و کار با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش
صفحه 26-48
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426361.1250
سید مرتضی غیور باغبانی، ملیحه صادقی
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کنشگری فعال بازار بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک دانش در میان تولیدکنندگان صنایعدستی در کشور عراق میباشد. این پژوهش با هدف کاربردی و بهروش توصیفی- پیمایشی انجام شدهاست. جامعه آماری این تحقیق شامل 300 نفر از مدیران مشاغل محلی یا صنایعدستی در کشور عراق بودند که برای نمونه گیری از روش غیر احتمال در دسترس استفاده گردید و 169 نفر بر اساس جدول مورگان مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه استفاده گردید که روایی صوری، محتوایی آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، تحلیل تاییدی روایی همگرا و واگرا انجام شد. برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید که پایایی خوب ابزار را نشان داد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار آماری PLS3 Smart استفاده شد و نتایج نشان از تأیید تمامی فرضیهها داشت و بیان گردید که کنشگری فعال بازار بر عملکرد کسبوکار تأثیر گذار است و همچنین کنشگری فعال با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراکگذاری دانش بر عملکرد نیز تأیید گردید. و تأثیرگذاری نقش میانجی کنشگری بازار و نوآوری محصول بر عملکرد کسبوکار نیز مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری
صفحه 49-64
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453499.1362
معصومه غفاری چراتی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش، نادر غریب نواز
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری دادهها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساختیافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخصها تدوین گردید. دادههای حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.
شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب
صفحه 65-97
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.451730.1353
فاطمه کریمی جعفری، مریم دانشور، زهرا عباس زاده سورمی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعهای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفهها، جزء پژوهشهای کیفی و براساس جمعآوری دادهها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفههای پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحلهای ساندلوسکی و باروسو جمعآوری و تحلیل شدهاند. بهمنظور شناسایی عوامل موثر بر پیدایش اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهشهای انجام شده مربوط به این عوامل در 4 پایگاه علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سالهای 2010 تا 2023 با هدف تعیین اسناد معتبر و مرتبط با سوال پژوهش و با کلیدواژگان منتخب، پرداختند. در بررسیهای اولیه، تعداد 162 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربالگری و اعتبارسنجی و بهرهگیری از ابزار CASP در نهایت 20 مقاله مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، عوامل مؤثر بر پیدایش اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخصها از ضریب کاپا در نرمافزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 0/80 است که نشاندهنده پایایی مناسب شاخصهای این پژوهش میباشد. در مجموع 4 عامل اصلی پیدایش اقتصاد گیگ شامل؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فناوری و 21 عامل فرعی شناسایی شده است.
الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک
صفحه 98-130
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.449609.1345
صدیقه فرمهینی فراهانی، عباس خمسه، امیر بیات ترک
چکیده هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپها با تمرکز بر استارتاپهای فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدلهایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته میسازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایهگذاری و ارزشگذاری استارتاپها که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرمافزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامهای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیانگذاران و مدیران استارتاپهای فینتک، به روش نمونهگیری در دسترس توزیع گردید. دادهها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرمافزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافتههای نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسبوکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسکها، تیم کسبوکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزشگذاری استارتاپها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدلهای ارزشگذاری جامع که بهطور خاص برای ویژگیهای منحصر به فرد استارتاپهای فینتک طراحی شدهاند، ضروری است. این مدلها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.
طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرفکنندگان
صفحه 131-154
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.458680.1383
مونا یعقوبی زنجانی، معصومه لطیفی بنماران، فرزانه بیک زاده عباسی
چکیده مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرفکنندگان در صنعت خودروسازی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش پژوهش کاربردی-توسعهای است و براساس نحوه گردآوری دادهها نیز یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب میشود. در راستای نیل به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید بازاریابی) و خبرگان تجربی (مدیران صنعت خودروسازی) است. برای نمونهگیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از 17 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بخش بازاریابی و فروش صنعت خودروسازی است. حجم نمونه با فرمول کوکران 131 نفر برآورد گردید و نمونهگیری با روش خوشهای-تصادفی انجام شد. برای شناسایی مقولههای الگوی بازاریابی پایدار مبتنی بر مدیریت رفتار مصرفکنندگان از تحلیل مضمون استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. تجزیهوتحلیل دادهها در فاز کیفی با نرمافزار Maxqda20 و در فاز کمی با نرمافزار Smart PLS انجام شد. بر اساس یافتههای پژوهش در مرحله کدگذاری باز 298 کد شناسایی گردید. که در نهایت از طریق کدگذاری محوری به 5 مضمون فراگیر، 11 مضمون سازماندهنده و 55 مضمون پایه دست پیدا شدو نتایح نشان داد عوامل محیطی، عوامل سازمانی و عوامل مشتری بر زیرساختهای پایداری تاثیر میگذارند. زیرساختهای پایداری با اثرگذاری بر راهبرد مصرف پایدار و مسئولیت اجتماعی منجر به رفتار مصرف پایدار میشود. رفتار مصرف پایدار نیز با اثرگذاری بر پایداری زیستمحیطی، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی به بازاریابی پایدار منتهی میگردد.
شناسایی الزامات مهارتی و ویژگی های دانشگاهی متناسب با فضای کسب و کار در انقلاب صنعتی چهارم
صفحه 155-175
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.442594.1314
پرستو سلطانی، حامد تارین
چکیده هدف از انجام این پژوهش، شناسایی الزامات مهارتی و شایستگی و همچنین ویژگی دانشگاهها برای پاسخگویی به تحولات کسبوکار آینده در فضای انقلاب صنعتی چهارم است. روش کار پژوهش حاضر شامل بررسی و تحلیل ادبیات و منابع علمی در زمینه موضوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق شامل اسناد علمی (مقالهها) منتشره از سال 2010 تاکنون میباشد. روش نمونهگیری از نوع هدفمند بوده که بر این اساس تعداد 87 مقاله جهت بررسی و تحلیل نهایی انتخاب گردید. اعتبار مقولههای گردآوری شده با استفاده از فرمول مایلز و هوبرمن، 82 درصد به دست آمد. تجزیه و تحلیل مضامین با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار 22Maxqda انجام گرفت. یافتههای پژوهش حاضر در دو بخش: الف) شایستگیهای دیجیتال، اجتماعی، شناختی، فنی و شخصی به عنوان الزامات مهارتی و شایستگی انقلاب صنعتی چهارم و ب) ویژگیهای دانشگاه آینده در قالب حرفهگرا، شبکهگرا، دیجیتالگرا، صلاحیتگرا، پروژهگرا، تحولگرا، مرزگستر، آموزش و یادگیری شخصیگرا، و مهارتگرا ارائه گردید. نتایج پژوهش نشان داد دانشگاه با رعایت الزامات مهارتی و شایستگیهای نوین انقلاب صنعتی چهارم و کسب ویژگیهای یاد شده میتواند دانشجویان را برای فضای کسبوکار آینده و اشتغالآفرینی و اشتغالپذیری آماده نمایند.
ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک
صفحه 176-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.437209.1303
بهرام دوستی شاهملکی، محسن اعظمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی عوامل اثرگذار بر بازاریابی مجاورتی در کسب و کار های الکترونیک انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه اجرا کیفی بوده و بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری، خبرگان بانکی و اساتید دانشگاه حوزه بازاریابی در استان کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی به روش گلوله برفی، تعداد 17 نفر تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و در مصاحبه فردی عمیق نیمه ساختار یافته مورد بررسی قرار گرفتند. برای کدگذاری داده ها از نرم افزار MAXQDA 2018 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که مقوله های به دست آمده تحت عنوان 27 مقوله در 6 طبقه اصلی دسته بندی شدند که عوامل شناسایی شده شامل: شرایط علی ( تغییرات در نظام مالی و اقتصادی، تبلیغات و بازاریابی دیجیتال، ارتباط با مشتری، ابتکار فناوری، تجربه کاربری، امنیت اطلاعات)، عوامل زمینه ای ( رقبا و شرایط بازار، منابع انسانی، تکنولوژی محلی، فرهنگ و قوانین و مقررات)، عوامل مداخله گر( محدودیت دسترسی به اینترنت، به روز رسانی فناوری، تحریمها، خدمات و پشتیبانی، عوامل فنی) بودند. عامل راهبردی( همکاری با استارتاپها و فناوران، تعامل با مشتریان در فضای مجازی، ارتقاء امنیت، توسعه تجربه کاربری، استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل دادهها) و پیامدها( پیشرفت فناوری، افزایش فروش و درآمد، افزایش استفاده از خدمات الکترونیک، افزایش رضایت مشتریان و اعتماد مشتری) بودند. نتایج نشان داد بانک ها می توانند با تشویق مشتریان به اشتراکگذاری محتواهای بانک در شبکههای اجتماعی برای پیشبرد اهداف مالی و بازاریابی خود استفاده نمایند.
ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران
صفحه 201-236
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.455216.1373
لیلا بیگلو، حکیمه نیکی اسفهلان، نسرین جزنی، محمود البرزی
چکیده هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچکومتوسط ایران میباشد. روش پژوهش بهصورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجامشده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش بهمنظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفادهشده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که بهصورت نمونهگیری طبقهای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتههای پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیینکننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران میباشد. نتایج پژوهش نشان میدهد که ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبهبندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچکومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.
الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها
صفحه 237-255
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.489979.1459
مسعود ماله میر، احمد عسکری، داریوش جمشیدی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی بازاریابی دیجیتال به منظور توسعه املاک از دیدگاه سازندگان و شناسایی اجزاء و روابط بین آنها می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی سازندگان بخش مسکن و املاک در سطح استان تهران می باشند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند که با توجه به جامعه نامحدود به صورت نمونهگیری تصادفی غیر احتمالی با فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و PLS استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل علی بر مقوله تاثیر دار ، مقوله بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر مقوله تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر مقوله تاثیر دارد، عوامل زمینه ای بر راهبرد تاثیر دارد، عوامل مداخله گر بر راهبرد تاثیر داردو راهبرد بر پیامد تاثیر دارد.
شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس
صفحه 256-281
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.506148.1501
محمدحسن زمانی فرد، سنجر سلاجقه، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس با رویکرد تحلیل مضمون است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته است که از نظر هدف، توسعهای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه با درصد بالایی به تائید رسید. جامعه آماری این پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران در زمینه مدیریت دانش و مدیران ارشد شرکت آب و فاضلاب میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند؛ در این پژوهش در بخش کیفی بهمنظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با خبرگان از نرمافزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی از نرمافزار SPSS ویراست 26 استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز دادههای کیفی گردآوریشده منجر به استخراج 92 کُد اولیه، 30 مضمون پایه و 10 مضمون سازماندهنده رهبری دانشمحور سازمان، منابع انسانی دانشی سازمان، بسط و ترویج فرهنگ دانش، راهبری زیرساختهای دانشی سازمان، جهتگیری توسعهای به فرایندهای دانشی، سازماندهی دانش جدید، اعتقاد به نوآوری در سازمان، ظرفیتسازی در سازمان، ارتقا کارایی و بهرهوری در سازمان و بهبود کیفیت سازمان گردید؛ که 79 کد از کدهای مربوط به مدل مدیریت دانش بر اساس مدل سازمان بهرهوری آسیایی در شرکت آب و فاضلاب استان فارس در فرایند دلفی فازی مورد تائید خبرگان قرار گرفت.
ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه با نگاه ویژه به افراد دارای معلولیت های جسمی و حرکتی
صفحه 282-305
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.493175.1465
ایوب پژوهان، مصیب محمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پارادایمی توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش 14 نفر از خبرگان دانشگاهی، صاحب نظران بهزیستی و معلولان با توانمندی های کارآفرینی در استان کرمانشاه می باشد. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از روش داده بنیاد و کدگذاری و نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی شده با 21 شاخص که شامل شرایط علّی (شبکهسازی و نوآوری، حمایت مالی و قانونی، تسهیلات و زیرساختهای مناسب، آموزش و مهارتآموزی)، شرایط زمینه ای (تغییرات اقتصادی، آگاهی و پذیرش، سیاستها و قوانین دولتی، اقتصادی-اجتماعی)، شرایط مداخله گر (عوامل محیطی و طبیعی، نهادهای مدنی، عوامل فردی و روانشناختی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی) مقوله محوری (توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی)، راهبردها (برنامههای ارزیابی، طراحی برای بازارهای خاص، توسعه مهارتهای نرم، ترویج مدل های تعاونی و ایجاد پلتفرمهای خاص)، پیامدها (افزایش استقلال اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و تحولات اقتصادی) تبیین کنندۀ عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی مهارت های کارآفرینانه معلولین جسمی و حرکتی بودند. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندسازی مهارتهای کارآفرینانه معلولین میتواند از طریق برنامههای آموزشی هدفمند و فراگیر انجام شود که این امر منجر به ارتقاء مهارتهای فنی و مدیریتی، تقویت مهارتهای نرم و بهبود کارآفرینی در معلولین می گردد.
شناسایی پیشرانهای موثر بر آینده سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری
صفحه 306-329
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.507663.1504
نسرین عربی، علی لعل بار، محمدحسن ملکی، مجید داودی نصر
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشرانهای موثر بر آینده سرمایهگذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری می باشد. تحقیق حاضر از نظر جهتگیری، یک مطالعه کاربردی بوده و از منظر گردآوری دادهها، یک پژوهش میدانی میباشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان سرمایهگذاری و درآمدزایی در حوزه تأمین اجتماعی هستند و نمونهگیری بر اساس تخصص در این حوزهها انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر با 10 نفر می باشد. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامههای خبرهسنجی و اولویتسنجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از فنون کمی دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. نتایج نشان داد که 29 پیشران از طریق مرور ادبیات و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان تأمین اجتماعی استخراج شد. در گام بعد این پیشرانها با روش دلفی فازی غربال شدند. نه پیشران از عدد دیفازی مطلوبی برخوردار بودند و برای رتبهبندی نهایی انتخاب شدند. پیشرانهای نهایی با روش مارکوس اولویتبندی شدند. پیشران های دارای اولویت عبارت بودند از: پیشرانهای میزان همکاری سازمان تأمین اجتماعی با استارتاپهای فناوری، میزان همکاری نهادها و موسسات مالی کشور با فینتکها و توسعه رگتکها.
سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری
صفحه 330-353
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.510777.1518
محمد هادی وزیری، مهدی محمد باقری، علی رئیس پور رجبعلی، محسن زاینده رودی، حمید رضا ملائی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی ابعاد الگوی جامع مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری بوده است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمی) است که از نظر هدف، کاربردی- توسعهای و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است و ابزار گردآوری اطلاعات مراجعه به اسناد، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود که روایی و پایایی مصاحبه و پرسشنامه با درصد بالایی به تأیید رسید. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی رشته مدیریت مالی و متخصص در زمینه مدیریت ریسک و مدیران ارشد بانک میباشد؛ که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند تعداد آنها 21 نفر برآورد شده است؛ همچنین با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی و کدگذاری مصاحبهها پرداخته شد. بهمنظور سطحبندی و بررسی ارتباط بین مضامین از تکنیک معادلات ساختاری تفسیری (ISM)، تحلیل میک مک استفاده شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز دادههای کیفی گردآوری شده منجر به استخراج 87 کد اولیه، 27 مضمون پایه و 13 مضمون سازماندهنده گردید. همچنین نتایج نشان میدهد 13 مضمون سازماندهنده الگوی مدیریت ریسک با توجه به نقش عدم اطمینان محیطی و شفافیت قانونی در صنعت بانکداری در چهار سطح قرار گرفته است و «مدیریت قوی نظارتی» تأثیرگذارترین مضمون پژوهش و مضامین «کنترل ریسک قوانین بانکداری»، «شفافیت تسهیلات کلان بانکی»، «ابهامزدایی از قوانین»، «ارزیابی سطح اعتباری مشتریان»، «تحلیل نسبتهای مالی و بانکی» و «ایجاد فرصت استراتژیک برای سیستم بانکی» تأثیر پذیرترین مضامین پژوهش هستند.
بررسی وضعیتهای مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید
صفحه 354-380
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.527823.1564
محمود قنبری، کامبیز حیدرزاده هنزایی، بهناز خدایاری، مریم خلیلی عراقی
چکیده هدف این تحقیق بررسی وضعیتهای مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرفکنندگان مواد غذایی در فودکورتهای مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایرانمال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگیهای خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوشطعم) و هیجانات منفی با ویژگیهای خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگیهای خلقی میتوانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینهای نظیر تجربههای گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیهای در بستر هیجانی، میتواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیطهای عمومی فراهم سازد. از مهمترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامههای تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعملهای تغذیهای برای فضاهای تجاری مانند مالهاست.
توسعه مدل عواملمؤثر بر موفقیت استارتآپهای رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذینفعان
صفحه 381-405
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.530790.1575
محمد علی عبدالعظیمی، وحید مکی زاده، وحید رضا میرابی
چکیده هدف پژوهش حاضر توسعه مدل عواملمؤثر بر موفقیت استارتآپهای رمز ارز در ایران با تأکید بر مشارکت ذینفعان میباشد. پژوهش از نوع اکتشافی و روش آن با توجه به هدف پژوهش، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی)، شامل گراندد تئوری برای بخش کیفی و استراتژی پیمایشی برای بخش کمّی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از بنیانگذاران استارتآپهای رمز ارز، متخصصین و خبرگان فعال در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 197 نفر از فعالان و کاربران استارت آپ های رمز ارز که در یک سال گذشته از استارتآپهای ایرانی می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. در بخش کیفی، 267 کد اولیه در قالب 40 مفهوم غیرتکراری و 10 مقوله فرعی شناسایی شد که شامل شرایط علّی، پدیده محوری، مکانیزمها و راهبردها، بسترها و زمینهها، شرایط مداخلهگر و پیامدها هستند. در بخش کمی، یافتههای حاصل از تحلیل دادههای آماری از طریق مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که روابط بین این مقولهها معنادار بوده و فرضیههای پژوهش تأیید شدند. نتایج تحلیل نشان داد که مشارکت مؤثر ذینفعان و شفافیت قوانین از عوامل کلیدی موفقیت استارتآپهای رمز ارز در ایران هستند.
تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بینالمللی: نقش واسطهای فرهنگ نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط
صفحه 406-428
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534558.1586
صباح حمزه محیسن، صمد رحیمی اقدم، سید صمد حسینی، وحید احمدیان
چکیده هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بینالمللی: نقش واسطهای فرهنگ نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت بهعنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرمافزار pls3 استفاده گردید. یافتهها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بینالمللی شرکتهای کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نهتنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بینالمللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بینالمللی ایفا میکند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکتهای کوچک و متوسطی که در استراتژیهای فناوری خود همسویی ایجاد میکنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بینالمللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکتها میتواند بهعنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاستگذاری و مدیریت شرکتهای کوچک و متوسط توصیه میشود.
طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد
صفحه 429-452
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544230.1618
سمانه گودرزوند چگینی، ابراهیم چیرانی، مهدی خشنود، مجتبی افشاریان
چکیده با گسترش رمزارزها در دهه گذشته و توسعه صرافی های رمزارز ایرانی برای ارائه خدمات به سرمایه گذاران ایرانی، با توجه به نوپا بودن و نیاز آنها برای توسعه الگوهای بومی کسب وکار بخصوص در بحث مالی تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران با رویکرد داده بنیاد انجام شده است.این پژوهش بر اساس نوع داده ها از نوع پژوهش های کیفی، با توجه به هدف از نوع پژوهش های بنیادی و اکتشافی به شمار می رود که در پی طراحی مدل شناسایی عوامل پذیرش رمزارزها توسط سرمایه گذاران است. مشارکت کنندگان شامل اساتید مهندسی مالی و سرمایه گذاران بازار رمز ارز بوده اند در انتخاب نمونه ها تلاش گردید که آگاه ترین و در بسیاری از موارد فعال ترین افراد حوزه رمزارز انتخاب شوند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و روش گردآوری داده ها از نوع میدانی است. در این پژوهش از نمونه گیری نظری استفاده گردید و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری 15 نفر بوده است. از طریق روش نظری پردازی داده بنیاد به تحلیل داده های کیفی اقدام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، متغیرهای شناسایی شده در دو بخش علل و پیامد قرار گرفته اند. علل شناسایی شده در پژوهش شامل ویژگی های معاملاتی رمزارز، ویژگی های فردی-رفتاری، ویژگی های فناوری وپشتیبانی قوانین است و عوامل پیامدی نیز شامل ریسک های ویژه، درآمدزایی(سود) و جایگاه نظارتی و عملیاتی دولت است.
تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران
صفحه 453-470
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.450122.1348
هادی دانشور، رسول برادران حسن زاده، مرضیه علیوندی وفا
چکیده هدف این پژوهش تأثیر ویژگیهای شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری کلیه مدیران شرکتهای فعال در بورس تهران میباشد، حجم نمونه براساس جدول مورگان 139 نفر تعیین گردید، در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد که ویژگیهای شخصیتی برونگرایی، گشودگی بر تجربه، توافق پذیری و مسئولیتپذیری بر درجه تحمل ریسکپذیری تأثیر مثبت و معناداری دارند، اما در مقابل ویژگی شخصیتی روان رنجوری بر درجه تحمل ریسکپذیری تأثیر معناداری ندارد.
سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران
صفحه 471-487
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544821.1621
رحیم بخش پرندوش، زهرا دشت لعلی، سید محمدرضا داودی
چکیده پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقیاس سنجی مدل فرارسی فناورانه در صنعت بسته بندی ایران (مورد مطالعه: بسته بندی زعفران) می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) و از نوع توصیفی-تحلیلی میباشد. جامعه آماری در بخش ساختاری تفسیری شامل خبرگان دانشگاه و مدیران شرکت های بسته بندی زعفران می باشد که تعداد نمونه آماری به صورت هدفمند 15 نفر انتخاب شد و تعداد نمونه آماری در بخش تحلیل عاملی تاییدی براساس نمونهگیری طبقه ای تصادفی با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید، توزیع شد. ابزار های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه ISM و پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از بخش کیفی می باشد. روش تحلیل در بخش کیفی رویکرد ساختاری تفسیری با نرم افزار میک مک و در بخش کمی تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار ایموس انجام شد. یافته های بخش ساختاری تفسیری نشان داد که عوامل احصا شده در هفت سطح دسته بندی شد که عامل «فناوریهای نوین و هوشمندسازی در بستهبندی» مهم ترین عامل شناسایی شد و نتایج بخش تحلیل عاملی تاییدی نشان داد، مسیرها و روابط علی بین سازههای بیرونی و داخلی در مدل ساختاری با روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت.
