نشریهارزش آفرینی در مدیریت کسب و کار (عنوان سابق- مدیریت کسب و کار و کار آفرینی)، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات) است که از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس در بررسی مقالات استفاده نموده و به مباحث مهم و اساسی حوزه "مدیریت بازرگانی، کسب و کار، کار آفرینی" می پردازد. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب همیاب و سمیم نور بررسی می شوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند. در این نشریه مقالات پژوهشی در محورهای موضوعی نشریه، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
این نشریه طی نامه رسمی شماره 17138 -1403در سال 1403 توانست مجوز رتبه علمی (الف) ( لینک نمایه وزارت علوم : علمی پژوهشی ) را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت نماید.
به اطلاع کلیه نویسندگان محترم و دانشجویان گرامی میرساند، پیرو تغییر صاحب امتیازی و مصوبات هیأت تحریریه فصلنامه «ارزشآفرینی در مدیریت کسبوکار»، از این پس، مجله صرفاً مقالاتی را در فرآیند داوری و پذیرش قرار خواهد داد که واجد شرایط زیر باشند:
رویکرد پژوهشی: مقالات باید با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) ،کیفی، و یا کمی، و استفاده از روشهای نوین تحقیق (مانند دلفی فازی، فراترکیب، دادهبنیاد، تحلیل مضمون، استنتاج فازی، شناخت فازی، تحلیل هوش مصنوعی، و استفاده از نرمافزارهای نوین تحلیل کیفی و کمی) تدوین شده و متمرکز بر رویکردهای نوین علمی باشند.
همکاری بینالمللی: حضور محققان بینالمللی در فهرست نویسندگان مقاله، یکی از معیارهای پذیرش خواهد بود.
دستورالعمل دانشگاه آزاد اسلامی:دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی موظف به رعایت دستورالعملهای سال ۱۴۰۴میباشند.
شایان ذکر است، مقالات پژوهشی کیفی صرف (فاقد خروجیهای نرمافزارهای کیفی)، مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت و از فرآیند داوری حذف خواهند شد. لذا، اولویت پذیرش با مقالاتی است که شاخصهای مذکور را دارا باشند.
📌اولویت چاپ و پذیرش سریع (ویژه آمادهسازی برای نمایه Scopus)
با توجه به اقدامات صورتگرفته برای نمایه شدن نشریه در پایگاه Scopus، مقالاتی که دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی (Affiliation) خارج از ایران باشند، در اولویت چاپ و پذیرش سریعتر قرار خواهند گرفت.
نکات مهم برای نویسندگان محترم:
عدم پذیرش مقالات با نویسندگان تکراری: به استحضار میرساند، در راستای سیاست ایجاد فرصت برابر برای تمامی دانشپژوهان، تا اطلاع ثانوی، از بررسی مقالات ارسالی با نویسندگان تکراری (Multiple Submission) معذوریم. از بهمنماه1403، مجله از پذیرش مقالاتی که نویسنده/نویسندگان آن، مقالهای در حال داوری، در نوبت چاپ، یا چاپشده در یکی از شمارههای سال جاری نشریه داشته باشند، معذور است. در صورت بروز این شرایط، علت رد مقاله به نویسنده/نویسندگان اعلام خواهد شد.
سیاست نشریه در مورد سرقت ادبی: در صورت احراز سرقت ادبی در یک مقاله، نشریه نویسنده/نویسندگان متخلف را در فهرست سیاه قرار داده و چنانچه مقاله ایشان پیشتر منتشر شده باشد، ضمن بایگانی مقاله، عبارت «مقاله حاوی سرقت ادبی است» در ذیل نام نویسنده/نویسندگان در وبسایت نشریه درج خواهد شد.
فصلنامه ارزش آفرینی در مدیریت کسب و کار در فهرست مجلات دسترسی آزاد DOAJ نمایه شده است.
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی؛ و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از طرح تحقیق پیمایشی مقطعی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه خبرگان و کارشناسان ورزشی دانشگاههای آزاد، پیام نور و دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه اراک و دانشجویانی که از این فناوری در ورزش استفاده کرده اند تشکیل داد. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، نمونه 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از نظر خبرگان وتحلیل محتوا بوده است. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از این فناوری در ارتقای عملکرد ورزشی، جلوگیری از آسیب دیدگی، محافظت از ورزشکاران و همچنین بالا بردن دقت و تمرکز در داوری و رعایت عدالت در مسابقات ورزشی تاثیر معناداری دارد و پیامدهای عملکرد مدیریت هوشمند، عوامل آموزشی مدیریت هوشمند، عوامل سازمانی مدیریت هوشمند، عوامل فردی مدیریت هوشمند، عوامل فناوری مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی استان مرکزی تاثیر دارد.
چکیده این مطالعه، با تکیه بر روششناسی MARA و مفهوم پادشکنندگی سیستمها، رویکرد تحلیل پادشکنندگی برای مساله انتخاب استراتژی معرفی شد.. در محیطهای آشفته و غیرقابل پیشبینی، تصمیمگیری (بهویژه در مورد تصمیمهای کلیدی و اثرگذار نظیر انتخاب استراتژی) امری چالشبرانگیز است. در شرایط دگرگونشونده و متغیر، رویکردهای کلاسیک انتخاب استراتژی و نیز رویکردهای تصمیمگیری چندشاخصه کارایی خود را از دست میدهند. رویکردهای کلاسیک برنامهریزی سناریو نیز به دلیل محدودیتهای ذاتی و سادهانگاری توان مقابله با محیطهای آشفته را ندارند. در پاسخ به کاستیهای رویکردهای مورد اشاره، رویکرد ماتریسی به تحلیل استواری (MARA) معرفی شد که قادر است بدون محدودیت محاسباتی، مساله انتخاب استراتژی را حل کند. با این وجود، این رویکرد زمانی مناسب است که یک تصمیمگیرنده محافظهکار بخواهد استراتژیای را با کمترین ریسک انتخاب کند. بنابراین، این رویکرد در شرایطی که تصمیمگیرنده به دنبال بهرهبرداری از فرصتها باشد، نتیجه مطلوبی بههمراه ندارد. در این رویکرد، پس از فهرست کردن گزینههای تصمیم و تعریف سناریوها بر اساس مهمترین شاخصهای محیطی، عملکرد استراتژیها در هر یک از حالتهای مختلف شاخصها تعیین و مجموع عملکرد هر استراتژی در هر سناریو با عملکرد آن استراتژی در سناریوی پایه (وضع موجود) مقایسه شد. رویکرد پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی شرح داده شد. در عمل، این تحلیل نشان میدهد که در صورت بروز تغییر در هر یک از شاخصهای اثرگذار محیطی (تغییر سناریو) کدام استراتژی (تصمیم) میتواند عایدی بیشتری برای سازمان (تصمیمگیرنده) بههمراه داشته باشد. این مفهوم در تقابل با تحلیل استواری است که گزینهای را برتر میداند که در صورت بروز تغییر، ریسک کمتری بهدنبال داشته باشد. استفاده از این ابزار در محیطهای آشفته میتواند مدیران را در فرآیند مدیریت کسبوکار یاری دهد.
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برندخودرو سازان داخلی،مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برندانجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران فروش و بازاریابی خودرو سازان داخلی مانند ایران خودرو و سایپا. زامیاد در شهر تهران تشکیل میداد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت برند، تجربه برند، رضایت مشتریان و تب بر این سردرگمی و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن میتواند به بهبود تجربه خرید مشتریان خودروسازان داخلی و افزایش رضایت آنها کمک کند.
چکیده هدف این پژوهش، تحلیل مدل عوامل موثر بر تجربه مشتری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی–همبستگی میباشد. جامعه آماری شامل مشتریان فروشگاه زنجیرهای اتکا است که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین شد و روش نمونهگیری تصادفی ساده به کار گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. به منظور آزمون فرضیهها و برازش مدل مفهومی، از مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS استفاده گردید. شاخصهای برازش شامل CFI، GFI، IFI و RMSEA در محدوده قابل قبول قرار داشتند که نشان از برازش مناسب مدل دارد. یافتههای پژوهش نشان داد که پیشرفت فناوری و ارزشآفرینی تأثیر معناداری بر تجربه مشتری دارند. همچنین عوامل انسانی و سازمانی نقش مؤثری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ ایفا میکنند. تجربه مشتری نیز به عنوان متغیری کلیدی، در بهبود عملکرد فروشگاه و تقویت ارتباط با مشتریان نقش برجستهای دارد. نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، توانمندسازی منابع انسانی و ایجاد زیرساختهای سازمانی مناسب، از پیششرطهای اساسی در تحقق تجربه مشتری مثبت و پایداری در محیطهای خردهفروشی نوین به شمار میرود.
سارا میرزاابوالحسن خان ایلچی، معصومه حسین زاده شهری، منیژه حقیقی نسب
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویتبندی قابلیتهای کلیدی مؤثر بر عملکرد بازاریابی در کسبوکارهای کوچک و متوسط است. این پژوهش در بخش کیفی با روش فراترکیب و مرور نظاممند ادبیات پژوهشهای منتشرشده بین سالهای 2019 تا 2025، 5222 مقاله اولیه را بررسی و پس از غربالگری کیفی و محتوایی مرحلهای، 42 مقاله واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. با تحلیل محتوای مقالات منتخب در نرمافزار MAXQDA، تعداد 267 کد اولیه استخراج شد که در ادامه به 29 مقوله اصلی و در نهایت 8 مقوله نهایی دستهبندی گردیدند. در بخش کمّی، بهمنظور اولویتبندی این قابلیتها، از تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی با نظر 10 خبره صنعتی استفاده شد و پایایی نتایج با نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 تأیید گردید. نتایج نشان میدهد که مهمترین مقولههای نهایی شامل یکپارچهسازی ارتباط با مشتریان و اثربخشی استراتژیهای بازاریابی، نوآوری و شبکهسازی برای مزیت رقابتی پایدار، سازگاری چابک با نوآوری بازارمحور، تحول دیجیتال دادهمحور، توسعه اکوسیستمهای حمایتی دیجیتال، بازاریابی کارآفرینانه کمهزینه و استراتژیهای بازاریابی سبز هستند. از دیدگاه خبرگان، سه قابلیت «پیادهسازی مؤثر برنامه بازاریابی»، «نوآوری محصول» و «بازاریابی چندکاناله» در بهبود عملکرد بازاریابی کسبوکارهای کوچک و متوسط بیشترین اهمیت را دارند. پیشنهاد میشود مدیران این کسبوکارها با تدوین برنامههای بازاریابی مستند، توسعه نوآوری محصول بر اساس تعامل با مشتری و یکپارچهسازی حضور در کانالهای آنلاین و آفلاین، عملکرد بازاریابی خود را ارتقا دهند.
بیتا حاتمی، مازیار حسینی، رضا رادفر، احمد اصلی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه ساختار هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی با رویکردهای تحلیل علم سنجی و مرور ادبیات سیستماتیک است. اقتصاد اشتراکی، فعال ساز ارزش غیرفعال داراییها، با سیستمی از هم آفرینی ارزش برای همه است. در برسازه ی هم آفرینی ارزش، مبتنی بر بنیان کثرت گرایانه، ماهیت بنیادی ارزش آفرینی، خلق مشترک است. هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، رخداد تعاملی ارزش آفرینی زنجیره متعاملین در ارائه محصول/خدمات است. موفقیت اقتصاد اشتراکی، بایسته ی درک ژرف و بسیط ساختار این ارزش آفرینی پیشرو، و مستلزم تلفیقی از پیوند بینش ها در ارکان و مؤلفه ها است. مع الوصف، علیرغم تنوع قابل توجه ادبیات؛ نامجموعی و عدم انسجام تحقیقات موجود، چالش پیش روی پیشروی ترویج، توسعه، و ارتقای این حوزه است. لذا با هدف ارائه روزآمد دیدگاهی یکپارچه و فراگیر، منجر به ادراک جامع از مجموعه دانش هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، ضمن تحلیل علم سنجی (نرم افزار VOSviewer)، یک مرور سیستماتیک، با 125 مقاله پژوهشی سنوات 2017 تا 2024، نمایه شده در پایگاه های داده Scopus، و Web of Science، هم گذار ادبیات در تقاطع هم آفرینی ارزش و اقتصاد اشتراکی سامان یافت. نتیجه ی اجمال آمیزه ی طیف وسیعی از دیدگاه ها و مضامین مورد بررسی، ارائه ی نگاشتی موضوعی از چارچوب مفهومی ساختار هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی است.
چکیده در سالهای اخیر، گردشگری پزشکی به عنوان یک صنعت نوظهور و رو به رشد در سطح جهانی مطرح شده است. در این راستا، بازاریابی گردشگری پزشکی به عنوان یک ابزار کلیدی برای جذب بیماران و ارتقای تجربه آنها در این سفرها به شمار میآید. هدف مطالعه حاضر شناسایی و تببین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تاکید بر کیفیت خدمات درمانی بوده است.جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران بیمارستانهایی که دارای دپارتمان پذیرش بیماران بین المللی بوده که دارای تجربه حداقل 10سال مدیریت بیمارستانی و یا تجربه درمان بیماران خارجی در داخل کشور را داشته و هم چنین دارای تجربه کافی در برنامه ریزی برای ورود گردشگران خارجی(ترجیحا کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل قرابت و آشنایی بیشتربا بیمارستانهای بین المللی ایرانی و هم چنین تعاملات بیشتر ایران با این کشورها) و مجریان حوزه گردشگری پزشکی وزارت بهداشت و درمان و بیمارانی که تجربه درمان در بیمارستانهای ایران را دارند، در نظر گرفته شده و ابزار جمع آوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و محقق با انجام پانزده مصاحبه به اشباع نظری رسیده است.محققین در بخش کیفی از استراتژی پدیدارشناسی و مشتمل بر کدگذاری باز، محوری، انتخابی به منظور دستیابی به مدل پژوهش بهره برده است یافتهها نشان داد که کیفیت ارتباط با بیماران ،وجود کارکنان چند زبانه و ایجاد محیط دوستانه و آرام بر تجربه کسب و کار های گردشگری پزشکی در شهر تهران تاثیر دارد و هم چنین یافته ها نشان داد که کسب و کار های گردشگری پزشکی نیازمند توجه به تجربه بیماران است. و این تجربه میتواند منجر به افزایش رضایت و وفاداری بیماران و افزایش تعداد گردشگران پزشکی شود.
ساناز مرادی، هما درودی، ابوالفضل مقدم، فرشته لطفی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاه های خرده فروشی آنلاین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش رتبه بندی شامل 10 نفر از مدیران ارشد خبره و دانشگاهیان با سابقه و آشنا با مفهوم بازاریابی و نمونه گیری هدفمند قضاوتی و در بخش معادلات ساختاری شامل 373 نفر از مشتریان خرده فروشی های آنلاین و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل داده از رتبه بندی و نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که 21 شاخص شناسایی شد که شامل عوامل مدیریتی فروشگاه، (5 شاخص)، تقویت فضای تعاملی (5 شاخص) و عوامل محتوایی رسانه (6 شاخص)، هوشمندی رقابتی(5 شاخص) بودند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری، ضمن تایید برازش مدل نشان می دهد که عوامل مدیریتی فروشگاه با ضریب تاثیر استاندارد 0.79 ، تقویت فضای تعاملی در رسانه اجتماعی 94/0، با ضریب تاثیر استاندارد 94/0،عوامل محتوایی رسانه با ضریب تاثیر استاندارد 98/0 و هوشمندی رقابتی با ضریب تاثیر استاندارد 77/0، تاثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده تاثیر می گذارد این یافتهها نهتنها به تقویت ارتباطات استراتژیک و بهینهسازی فرآیندهای بازاریابی دیجیتال کمک میکند، بلکه نشان میدهند که چگونه فروشگاههای آنلاین میتوانند از رسانههای اجتماعی و محتوای دیجیتال برای بهبود تجربه خرید و افزایش تعامل با مشتریان استفاده کنند.
فاطمه فلاح کهنه قوچان، امیر رحیمپور، علی حسینزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از مادران باردار طبقه متوسط به بالای شهر مشهدکه تجربه اولین بارداری را دارند، تشکیل می دهند که نمونه گیری بصورت گلوله برفی می باشند. جامعه آماری کمی شامل 384 نفر از مادران باردار است که با شیوه نمونهگیری هدفمند و قضاوتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل در بخش کیفی از تحلیل پدیدارشناسی با رویکرد کلایزی برای تحلیل دادههای متنی و در بخش کمی از نرم افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش بخش کیفی نشان داد که 45 کد در قالب 18 مضمون فرعی و 9 مضمون شناسایی شد که شامل ویژگیهای پزشک متخصص زنان، معرفی دوستان و آشنایان، پویایی در کار، داشتن سخت افزارها و تجهیزات، قوانین بیمهای و دستمزد، روزآمدی پزشک، ضابطه محوری، گرفتن ارتباط مثبت با بیمار ها و توسعه محوری می باشد. نتایج بخش کمی نشان داد که، ویژگیهای فردی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد. نحوه ارائه خدمات پزشکی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد. ویژگیهای ارتباطی بین پزشک و بیمار بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد.
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل ریسک اعتباری مشتریان در بانکهای دولتی و خصوصی میباشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری شامل 5 نفر از خبرگان در حوزه بانکداری و به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه ماتریسی برای رتبهبندی و ارزیابی شاخصها می باشد. با استفاده از روشهای تحلیل ساختاری و مدلسازی سیستماتیک، دادههای مربوط به ریسک اعتباری مشتریان بانکها جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابتدا ابعاد و شاخصهای مؤثر بر ریسک اعتباری شناسایی و سپس با استفاده از روش دلفی و نظرات خبرگان، مقایسات زوجی انجام شد. در مرحله بعد، با استفاده از روش MICMAC، اثرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها مشخص گردید و متغیرها بر اساس نفوذ و وابستگی در یکی از چهار گروه خودمختار، وابسته، پیوندی و کلیدی دستهبندی شدند. نتایج نشان داد که متغیرهایی مانند اشتغال و درآمد پایدار، مسکن مناسب و توزیع عادلانه امکانات و خدمات زیرساختی به عنوان متغیرهای کلیدی و مؤثر در کاهش ریسک اعتباری شناخته شدند. همچنین، متغیرهایی مانند شرایط بیرونی و نوع فعالیت در گروه متغیرهای وابسته و خودمختار قرار گرفتند. این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران بانکی در بهبود روشهای ارزیابی ریسک اعتباری و اتخاذ تصمیمات مناسب کمک کند.
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارتباط تمایلات سرمایه گذاران در صنعت بیمه با تأکید مدل روانشناختی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل 140 نفر از سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه هستند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. براساس یافته های بخش کیفی چهار بعد عوامل ادراکی، عوامل اقتصادی، عوامل عاطفی و عوامل کنترلی به دست آمد بنابراین نتایج نشان داد که متغیرها و عوامل تاثیرگذار در این تحقیق پس از بررسی مطالعات گذشته و مصاحبه با خبرگان شامل عوامل ادراکی عوامل اقتصادی عوامل عاطفی و عوامل کنترلی می باشد و بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری و آمارههای بدست آمده میتوان دریافت که ضرایب تمامی عوامل تاثیر معنادار بر مدل نهایی داشته و اثرگذاری تمامی عوامل بر الگوی ساختاری- فرآیندی تمایلات سرمایهگذاران در صنعت بیمه با تأکید بر عوامل روانشناختی تایید می گردد.
حمیده شکاری، نجمه جلالیان، محمود کمالی زارچ، مریم میرحسینی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطهای چشم و همچشمی و مصرف منزلتگرا در تأثیر مادیگرایی مصرفکننده بر قصد خرید محصولات اپل انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مصرف کنندگان بالای 18 سال برند اپل در شهر یزد می بود. نمونه آماری از بین افراد مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مادی گرایی مصرف کننده بر قصدخرید مصرف کنندگان برند اپل به صورت مستقیم تاثیر مثبت و معنیدار ندارد. اما نقش میانجی مصرف منزلت گرا و چشم و هم چشمی در رابطه بین مادی گرایی و قصد خرید مورد تایید قرار گرفت.
چکیده هدف این پژوهش طراحی و اعتبار سنجی مدل اندازه گیری حاکمیت شرکتی با تاکید بر مدیریت دارایی های فیزیکی با رویکرد دلفی فازی و تحلیل عاملی (مورد مطالعه: نیروگاه های حرارتی برق کشور) میباشد. این پژوهش از نظر استراتژی در زمره ی پژوهش های آمیخته (کمی-کیفی) قرار دارد. در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و مرتبه دوم استفاده شده است. اعضای پنل در روش دلفی فازی پانزده خبره و تعداد نمونه در بخش تحلیل عاملی تاییدی نیز 156 نمونه برآورد گردید. روش دلفی فازی در سه دور اجرا گردید و خبرگان در مورد شاخص های انتخاب شده به اجماع رسیدند. تعداد اعضای پنل در این بخش پانزده نفر بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از SPSS و PLSاستفاده گردید. نتایج نشان داد که مدل طراحی شده شامل ده بعد است و ابعاد آن شامل1) استراتژی؛ 2) بهینه سازی فرآیند؛ 3) تجهیزات؛ 4) سیستم های مدیریت و پشتیبانی؛ 5) مدیریت زنجیره تامین؛ 6) مدیریت و ارزیابی عملکرد؛ 7) مدیریت کار و سازماندهی؛ 8) مراقبت های اصلی؛ 9) کار گروهی با تمرکز بر دیدگاه سیستمی و 10) کارکنان است. با توجه به نتایج بدست آمده در راستای ابعاد شناسایی شده، بعد بهینه سازی فرایند با ضریب مسیر 0.856 به عنوان مهمترین بعد، مدیریت و ارزیابی عملکرد با ضریب مسیر 0.832 به عنوان دومین بعد و تجهیزات با ضریب مسیر 0.83 به عنوان سومین بعد مهم در مدل شناسایی گردید.
وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکهای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی مجموعهای از مضامین پایه، سازماندهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان میدهد که موفقیت در این زیستبوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه «اصالتهای فرهنگی-قبیلهای» با «قابلیتهای نوین کارآفرینی و دیجیتال» است. مضامینی همچون استراتژیهای بازاریابی تطبیقی-مذهبی، پویاییهای شبکه قبیلهای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافتهها برجسته میسازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرکهای اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه همافزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوریهای مدرن، میتواند منجر به تابآوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل میتواند به عنوان نقشهی راهی برای کارآفرینان و سیاستگذاران جهت توسعه بازاریابی شبکهای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
علی سعدی صالح، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار
چکیده هدف این پژوهش مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری را مشتریان و فعالان زنجیره تأمین محصولات ارگانیک در عراق تشکیل میدهند. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و با توجه به جدول مورگان و رعایت معیار کفایت نمونه، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت ۳۹۰ پرسشنامه قابل تحلیل دریافت شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد که درگیری مشتری بر مدیریت بحران، بهینه سازی زنجیره تأمین، بازاریابی پایدار تأثیر دارد، مدیریت بحران بر بهینه سازی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
چکیده این پژوهش با هدف مدلسازی کاهش ارزش برند مایکت، بهعنوان یکی از پلتفرمهای پیشرو در توزیع اپلیکیشنهای موبایلی در ایران، با استفاده از توزیع ویبول انجام شده است. دادهها از صورتهای مالی مایکت (شامل درآمد عملیاتی 357 میلیارد تومان و هزینههای ارزیابی 8 میلیارد تومان در سال (2024) و شاخصهای غیرمالی مانند 26 میلیون کاربر فعال ماهانه و گزارشهای پلتفرمهای جهانی مانند گوگل پلی و اپ استور جمعآوری شدند. جامعه آماری شامل 10 برند دیجیتال فعال در ایران بود که مایکت بهصورت هدفمند انتخاب گردید. روش تحقیق کمی و توصیفی-تحلیلی بوده و تحلیلها با نرمافزارهای پایتون (بستهlifelines) و R (بستهsurvival) و روش حداکثر درستنمایی انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل ویبول با دقت بالا (R2=0.92) روند کاهش ارزش برند را پیشبینی کرد و کاهش 2.6 میلیون کاربر فعال ماهانه و رقابت فزاینده با پلتفرمهایی مانند کافهبازار را بهعنوان عوامل اصلی افت ارزش شناسایی کرد. شبیهسازی مونتکارلو نشان داد که کاهش 10 درصدی کاربران، شتاب کاهش ارزش برند را 15 درصد افزایش میدهد. این پژوهش با ارائه مدلی بومیشده، به مدیران مایکت پیشنهاد میدهد که با تقویت پلتفرم دیجیتال و توسعه نوآوریهایی مانند گسترش محتوای دیجیتال، ارزش برند را حفظ و تقویت کنند. این مدل برای سایر پلتفرمهای دیجیتال بومی ایران نیز قابل تعمیم است.
چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرآیند فراشناخت کارآفرینانه در بنیانگذاران کسبوکارهای دانشبنیان انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی و از نوع مطالعات اکـتشافی است که با روش تحلیل مضمون مصاحبه انجام شد. جامعه آماری پژوهش، بنیانگذاران کسبوکارهای دانشبنیان پارک علم و فناوری استان سیستان و بلوچستان بودند و نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری (15 مصاحبه نیمه ساختاریافته) دنبال شد. دادههای کیفی پس از مرور چندگانه توسط نرمافزار maxqda نسخه 2024 تحلیل و ساختاردهی شدند. یافتهها نشاندهنده الگوی پنج مرحلهای شامل فعالسازی هشدار شناختی، واکاوی مفروضات بنیادین، بازسازی راهبردی، نظارت هیجانی- شناختی و درونیسازی الگوها است. مطابق با یافتههای پژوهش، بنیانگذاران کسبوکارها در مواجهه با نشانههای محیط پرتنش، از طریق خودآگاهی بازتابی و تفکر ترمیمی به بازتعریف طرحوارههای شناختی و تنظیم راهبردهای تصمیمگیری میپردازند. این فرآیند، با نظارت هیجانی- شناختی و تثبیت راهبردهای بازسازیشده، یک چرخه خودتقویتشونده شکل میدهد که به ارتقاء تابآوری شناختی و انعطافپذیری ذهنی منجر میشود. اعتبار مدل پژوهش از منظر معیارهای کیفی لینکلن و گوبا (اعتمادپذیری، قابلیت اطمینان، قابلیت انتقال و تأییدپذیری) و همچنین آزمون نسبت در ارزیابی خبرگان، مورد تأیید قرار گرفت. علاوه بر این، ضرایب پایایی محاسبهشده بازآزمونی (83/0) و توافق درونموضوعی (72/0) بر انسجام فرآیند کدگذاری صحه میگذارد. مدل ارائهشده، علاوهبر غنا بخشیدن به ادبیات نظری موجود، چارچوبی عملی برای طراحی مداخلات آموزشی و سیاستی اثربخش در قلمرو فراشناخت کارآفرینانه در زیستبومهای نوآوری مناطق کمترتوسعهیافته است.
چکیده هدف اصلی این پژوهش، تحلیل جامع و نظاممند الگوهای پیچیده روابط ذینفعان در اکوسیستم هوش مصنوعی صنعت خودروسازی ایران و شناسایی دقیق نقاط تمرکز قدرت، انحراف منافع و ظرفیتهای همگرایی راهبردی میان آنهاست. در این راستا، از یک رویکرد روششناختی ترکیبی (کیفی-کمی) بر پایه آیندهپژوهی بهره گرفته شد. در فاز نخست، با مرور نظاممند ادبیات موضوعی و برگزاری جلسات مشورتی با پانل خبرگان حوزههای صنعت و دانشگاه، ۴۸ ذینفع کلیدی به همراه لیست اهداف محوری هر یک شناسایی گردید. سپس در فاز دوم، دادههای کمی لازم از طریق پرسشنامههای استاندارد ماتریس اثرگذاری-تأثیرپذیری و ماتریس مواضع بازیگران نسبت به اهداف، جمعآوری و با استفاده از مدل ریاضی نرمافزار مکتور مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش در بخش تحلیل درونی نشان داد که ساختار شبکه به شدت نامتوازن است؛ بهطوریکه ۶۶.۷ درصد ذینفعان در چارک "انزوای استراتژیک" قرار داشته و تنها بازیگرِ حاضر در وضعیت "وابستگی متقابل"، نهاد خودروسازان است. از سوی دیگر، تحلیل بیرونی نشاندهنده شکلگیری یک ائتلاف قدرتمند میان بلوک صنعتی-حاکمیتی (شامل خودروسازان، وزارت ارتباطات، وزارت صمت و بخش نظامی) حول محور اهداف سختافزاری همچون توسعه زیرساخت و امنیت دادههاست. در مقابل، بازیگرانی نظیر رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی همگرایی حداقلی با این اهداف راهبردی دارند.
عبدالله عبدالکریم عباس السعدی، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیفاللهی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشایندها، مولفهها و پیامدهای پذیرش فناوری خانههای هوشمند در عراق می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و اجرا، توصیفی- اکتشافی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان کلیدی و متخصصان حوزه فناوری و توزیعکنندگان در شهرهای اصلی عراق میباشند، که به روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد و در نهایت، یک شبکه مضامین سهگانه استخراج شد. نتایج نشان داد که مدل پذیرش خانههای هوشمند در عراق قویاً تحت تأثیر عوامل بومی قرار دارد. در حوزه پیشایندها (بازدارندهها)، ناپایداری برق و چالشهای زیرساختی (۹۳.۳٪) و هزینه اولیه بالا (۸۶.۷٪) به عنوان قویترین موانع شناسایی شدند. در حوزه مولفهها (محرکها)، سودمندی ادراک شده بومی در مدیریت و پایداری برق (۸۰٪) و اعتماد به واردکننده و خدمات پس از فروش محلی (۷۳.۳٪) به عنوان حیاتیترین عوامل پذیرش شناخته شدند که جایگزین سهولت استفاده درک شده سنتی شدند. در نهایت، مهمترین پیامد پذیرش، کاهش هزینههای عملیاتی و صرفهجویی در انرژی (۸۶.۷٪) و سپس کسب اعتبار و پرستیژ اجتماعی (۶۰٪) تعیین گردید. این پژوهش یک مدل بومیشده از پذیرش فناوری را ارائه میدهد که بر "سودمندی نجاتبخش" (غلبه بر مشکلات زیرساختی) و "کاهش ریسک ادراک شده" (توسط گارانتی محلی) به جای "آسایش" و "سهولت استفاده" تأکید میکند.
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش نظریه غرقگی در بازیهای تبلیغاتی ویروسی با تاکید بر اشتراکگذاری اطلاعات شخصی و ارسال بازی در نظر گرفته شد. با استفاده از یک کمپین بازاریابی ویروسی از 765 شرکتکننده 393 نفر روی لینک بازی ارسالی از طریق ایمیل کلیک کردند اما 288 نفر در بازی شرکت کردند 141 نفر سؤالات را پاسخ داده، دوستان خود را به بازی دعوت، و یا اطلاعات شخصی خود را به اشتراک گذاشتند. جهت بررسی نقش نظریه غرقگی بر ارسال بازی از رگرسیون پواسون و بر اشتراکگذاری اطلاعات شخصی از رگرسیون لجستیک از طریق نرمافزار ایویوز استفاده شد. بازیکنان با لذت درونی و غوطهوری روانشناختی (ابعاد غرقگی) تمایل دارند افراد بیشتری را به بازی دعوت و اطلاعات شخصی بیشتری درباره خود به اشتراک بگذارند. درک ارزش جایزه نیز به طور مثبت با رفتارهای ارسال بازی مرتبط است، اگرچه با اشتراکگذاری اطلاعات شخصی مرتبط نیست. یعنی به نظر میرسد که بازیکنان زمانی که انگیزه بیرونی (جوایز) دارند با افراد بیشتری در مورد بازی ارتباط برقرار میکنند، اما به احتمال زیاد اطلاعات شخصی خود را با برند به اشتراک نمیگذارند. از طرفی، بازیکنانی که انگیزه بیرونی (جوایز) دارند همچنان نگرانیهای قابلتوجهی در مورد حریم خصوصی دارند. در مقابل، غرقگی ارتباط مثبتی با به اشتراکگذاری اطلاعات شخصی دارد و نشان میدهد که بازیکنان کاملاً غوطهور تمایل دارند "خود را گم کنند" و نگرانیهای آگانهتر خود را فراموش کنند در نتیجه، به نظر میرسد احتمال بیشتری دارد که اطلاعات شخصی را با برند به اشتراک بگذارند. شرکتهاییکه میخواهند اطلاعات شخصی مشتریان را بهدست آورند، باید بیشتر بر طراحی عناصر بازی تا جوایز، تمرکز کنند. بهگونهای که غوطهور شدن روانی بازیکنان را برانگیزد.
فاطمه صحرائی، جعفر جمالی، حمید رضا وکیلی فرد، علی زارع، سیدیعقوب زراعت کیش
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر احیای مالی کسب و کارهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام گرفته است. این پژوهش مطالعهای میان رشتهای، ترکیبی از مباحث حقوقی و مالی با دادههای کیفی و کمی را استفاده نماید. در این راستا، تعداد 144 شرکت در دوره 12 ساله 1400-1389 با استناد به فرایند غربالگری، به عنوان نمونه آماری تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتند. یافتههای تحقیق نشان داد، در بررسی شاخصهای نیکویی برازش مدل مشاهده میشود که بر اساس شاخص ضریب تعیین مک فادن، بکارگیری متغیرهای پیش بین در مدل نهایی احیای مالی شرکتها، توانسته تا 25/71 درصد تابع درستنمایی را بهبود بخشد. یعنی میتوان نتیجه گرفت که مؤلفههای اصلی پیش بین در مدل نهایی توانستهاند تا 25/71 درصد در دقت تشخیص احیای مالی شرکتها مؤثر واقع گردند. در نهایت، تحلیل شبکه های عصبی مصنوعی چندلایه به منظور ارزیابی پایایی نتایج در تشخیص و الویت بندی احیای مالی شرکتها نشان میدهد که، بنابراین، با توجه به اینکه مؤلفه اصلی دهم مهمترین عامل در احیای مالی شرکتها بوده و با استناد به بزرگی (قدرمطلق) ضرایب هریک از متغیرها در تشکیل این مؤلفه، میتوان ترتیب اهمیت متغیرهای مالی در احیای مالی شرکتها و خروج آنها از وضعیت ورشکستگی داشته باشد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شایستگیهای هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت میباشد. روش پژوهش اکتشافی (کیفی ـ کمی) میباشد. در بخش کیفی با رویکرد آنتروپی شانون و در بخش کمی توصیفی-پیمایشی لحاظ گردیده است. مشارکتکنندگان پژوهش حاضر در بخش کیفی اعضای هیأت علمی ونخبگان هوش مصنوعی و بازاریابی و مدیریت میباشد که براساس قانون اشباع نظری با 14 نفر انجام گرفت و در قسمت کمی مدیران اجرایی شهرکهای صنعتی شمال ایران تعداد آنها 540 نفر بوده که 224 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است. روش تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کمی آزمونهای تحلیل عامل تأییدی و با استفاده از نرمافزار اسمارت پی آل اس انتخاب شدند. نتایج نشان داد که مکانیزم های شایستگیهای هوش مصنوعی بر قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت و عملکرد سازمانی، تأثیر گذار میباشند و همچنین مدل شایستگیهای هوش مصنوعی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن جنبه قابلیتهای بازاریابی تجارت به تجارت مورد تأیید است.
چکیده هدف از انجام پژوهش،تأثیررضایت و اعتماد الکترونیکی بر قصد خرید مجدد آنلاین با میانجیگری سهولت استفاده و تعدیلگری تجربه آنلاین مشتریاندر فروشگاه اینترنتی دیجی کالا می باشد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش مشتریان فروشگاه دیجی کالا میباشد، که با توجه به فرمول کوکران برای حجم جامعه نامعلوم تعداد نمونه 384 نفر به دست آمد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری شد و سپس با روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار smart pls 3 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای اعتماد و رضایت الکترونیکی بر سهولت استفاده تأثیر معنادار داشته و اعتماد و رضایت الکترونیکی و سهولت استفاده بر قصد خرید مجدد آنلاین تأثیر معنادار داشته اند. همچنین اعتماد و رضایت الکترونیکی بر قصد خرید مجدد آنلاین با نقش میانجی گری سهولت استفاده تأثیر معناداری داشته است که توسط آزمون سوبل با مقدار z-value برای رضایت الکترونیکی 374/2 و برای اعتماد الکترونیکی 805/2 تائید گردید. تجربه آنلاین مشتری رابطه بین رضایت مشتری و قصد خرید مجدد آنلاین را تعدیل میکند و تجربه آنلاین رابطه بین اعتماد آنلاین و قصد خرید مجدد آنلاین را نیز تعدیل می نماید.
چکیده هدف تحقیق حاضر، تحلیل تأثیر بازاریابی اخلاقی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با تاکید بر نقش میانجی هویت برند و ارزش ویژه مارک تجاری است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-پیمایشی و از حیث هدف کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق را مشتریان فروشگاه اینترنتی دیجی کالا تشکیل دادهاند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 375 نفر تعیین و نمونهها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای بازاریابی اخلاقی صفری و همکاران (1396)، ارزش ویژه برند آکر (1996)، هویت برند مائل و آشفورت (1992) و قصد خرید مجدد هونگ وهمکاران (2011) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد بازاریابی اخلاقی بر هویت برند، قصد خرید مجدد مشتریان و ارزش ویژه مارک تجاری تأثیر مثبت و معناداری دارد. هویت برند بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. ارزش ویژه مارک تجاری بر قصد خرید مجدد مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد. نهایتاً بازاریابی اخلاقی بر قصد خرید مجدد مصرف کننده با تاکید بر نقش میانجی هویت برند و ارزش ویژه مارک تجاری تأثیر معناداری دارد.
چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی فرهنگ سازمانی سبز و نگرانیهای زیست محیطی (کارکنان واحدهای صنعتی شهر شهرکرد) میباشد. پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی است و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها، توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش برای سنجش متغیر رهبری تحول آفرین سبز از پرسشنامه سینگ (2020) برای سنجش متغیر نگرانی زیست محیطی از پرسشنامه فرنگ و مارتیز (2006)، برای سنجش رفتار سبز از پرسشنامه حسن پور (2020) و برای سنجش فرهنگ سازمانی سبز از پرسشنامه استاستی و همکاران (2021) استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش 510 نفر از کارکنان واحدهای صنعتی شهر شهرکرد میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 219 نفر به عنوان نمونه انتخاب و با روش نمونه گیری تصادفی ساده پرسشنامه بین آنها توزیع گردید. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار اس پی اس اس و پی آل اس استفاده گردیده است. نتایج نشان میدهد که رهبری تحول آفرین سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی فرهنگ سازمانی سبز، تأثیر مثبت دارد. همچنین نتایج نشان داد که رهبری تحول آفرین سبز بر رفتار سبز با نقش میانجی نگرانیهای زیست محیطی، تأثیر مثبت دارد.
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری به برند با نقش میانجی اعتماد و ارزش ویژه برند در شعب بانک ملت اصفهان است.روش تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی بوده و بر حسب روش تحقیقی همبستگی است که با بکارگیری ابزار پرسشنامه و روش پیمایشی دادههای مورد نیاز جمعآوری شده است. جامعه آماری این پژوهش، مراجعین شعب بانک ملت اصفهان می باشد و از روش نمونه گیری به روش تصادفی ساده استفاده گردیده و تعداد 384 نمونه قابل قبول جمعآوری گردید. ابزار جمعآوری دادهها چهار پرسشنامة بازار یابی رسانه های اجتماعی 11سوالی،اعتماد به برند10سوالی،ارزش ویژهی برند16 سوالی و وفاداری به برند 15 استفاده شد.تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ونرم افزارPLS انجام شده و نتایج پژوهش نشان می دهد که بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری به برند با نقش میانجی اعتماد و ارزش ویژه برند تاثیر دارد. یعنی اگر بانک برای ایجاد محتوا در فضای مجازی تلاش کند و به واسطه آن بتوانند توجه مخاطبین را در آن پلتفرمها جلب و خوانندگان را تشویق به اشتراکگذاری آن در بین رسانههای اجتماعی کنند،در نتیجه وفاداری مشتریان بانک بهبود می یابد. بانک ازطریق فضای مجازی تبلیغات خودرا گسترش دهد توجه مخاطبین را جلب کند،در نتیجه اعتماد به برند بهبود می یابد.
چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، همآفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.
چکیده هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیقهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.
چکیده چکیده هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل بلوغ انقلاب صنعتی چهارم در زنجیرهی تأمین خدمات بانکی و توسعه ی بانکداری دیجیتال با رویکرد دادهبنیاد است. پژوهش جاری بر اساس استراتژی، از نوع کیفی بوده و از لحاظ هدف در دستههای پژوهش بنیادین قرار دارد. روش گردآوری دادهها از نوع تحقیقات میدانی بوده و ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمهساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضرمدیران ارشد بانک های کشور، صاحب نظران و فعالان حوزه بانکداری دیجیتال بوده و با استفاده از روش نمونهگیری، تعداد 10 نفر به عنوان مشارکت کننده در پژوهش انتخاب شدند. لازم به ذکر است که انجام مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری پیش رفته است. داده های کیفی بدست آمده از طریق مصاحبه از روش نظریه پردازی دادهبنیاد، مورد تجزیهو تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام شده است. با توجه به نتایج بدست آمده مقولههای شناسایی شده دراین پژوهش شامل، ده مقوله در بخش شرایط علی، هفت مقوله به عنوان اجزای تشکیل دهندهی پدیدهی محوری، چهار مقوله مربوط به شرایط زمینهای، یازده مقوله در بخش راهبردها، هفت مقوله برای شرایط مداخلهگر و در نهایت برای بخش پیامدی مدل نیز هشت مقوله میباشند.
چکیده هدف از این پژوهش مرور نظام مند ادبیات راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشد. در این مقاله بدنبال شناسایی پیکره و بدنه دانشی این حوزه و پیشنهاد زمینه های پژوهشی در بهره گیری از راهبرد دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال می باشم. پرسش اصلی که مقاله به آن می پردازد این است که وضعیت فعلی بدنه دانشی در این حوزه و مطالعات مرتبط با آن چگونه است و برای توسعه بدنه دانشی در حوزه دوسوتوانی در توسعه اقتصاد دیجیتال چه پیشنهادهای پژوهشی می تواند مطرح شود؟ فلسفه این پژوهش از گونه تفسیری و در راستای توسعه راهبرد دوسوتوانی در بستر و زمینه صنایع و شرکت ها با مضمون توسعه اقتصاد دیجیتال است. رویکرد پژوهش، استقرایی، از نوع کیفی و روی مقالات پژوهشی پایگاه داده وب آف ساینس است و از استراتژی مرور نظام مند ادبیات و با بهره گیری از رویکرد بیبلیومتریک و بر اساس موارد گزارشگری ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و فراتحلیل(PRISMA 2020) روی114 مقاله، انجام شده و با استفاده از نرم افزار وُس ویوئر تحلیل شده است. با توجه به روند صعودی تعداد این مطالعات در سال های اخیر، این حوزه در حال بسط علمی می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر پنج خوشه در نمودار تحلیل کلمات است که عبارتنداز: (1) دوسوتوانی سازمانی، قابلیتهای پویا ، بازارگرایی، اقتصاد دیجیتال، کلان داده، ظرفیت جذب. (2)دوسوتوانی، انقلاب صنعتی چهارم، فناوری اطلاعات، نوآوری، چابکی سازمانی، همسویی راهبردی (3) مزیت رقابتی، تحول دیجیتال، دیدگاه مبتنی بر منابع، (4) کاوش، بهره برداری (5) پایداری .
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) میباشد. ابتدا، با بهکارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفههای کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینهسازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبههای ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخصها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشهبندی K-Means++ و مدل RFM برای بخشبندی مشتریان و شناسایی گروههای نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهرهگیری از درخت تصمیم و شبکههای عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیشبینی رفتار آنها ارتقا یافته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این چارچوب ترکیبی نهتنها دقت خوشهبندی را بهبود میبخشد، بلکه امکان طراحی استراتژیهای شخصیسازیشده برای هر گروه از مشتریان را فراهم میکند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام دادههای تراکنشی با ویژگیهای دموگرافیک و رفتاری، بینشهای جامعتری را برای تصمیمگیریهای بازاریابی ارائه میدهد. این پژوهش با پر کردن شکافهای موجود در تحقیقات پیشین، بهویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیمپذیری مدلها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.