ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.507726.1505
حافظ محرابی حصار، حمید فروغی پور، محمد نیکروان
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت واکاوی تاثیر مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی با نقش میانجی فناوری اینترنت اشیا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی؛ و برای جمع آوری داده های مورد نیاز از طرح تحقیق پیمایشی مقطعی استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه خبرگان و کارشناسان ورزشی دانشگاههای آزاد، پیام نور و دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه اراک و دانشجویانی که از این فناوری در ورزش استفاده کرده اند تشکیل داد. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری، نمونه 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از نظر خبرگان وتحلیل محتوا بوده است. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از این فناوری در ارتقای عملکرد ورزشی، جلوگیری از آسیب دیدگی، محافظت از ورزشکاران و همچنین بالا بردن دقت و تمرکز در داوری و رعایت عدالت در مسابقات ورزشی تاثیر معناداری دارد و پیامدهای عملکرد مدیریت هوشمند، عوامل آموزشی مدیریت هوشمند، عوامل سازمانی مدیریت هوشمند، عوامل فردی مدیریت هوشمند، عوامل فناوری مدیریت هوشمند بر ورزشهای دانشگاهی استان مرکزی تاثیر دارد.
تحلیل پادشکنندگی: ابزاری برای مدیریت کسبوکار در محیط آشفته
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568364.1693
علی سرورخواه، آریانا نورخواه
چکیده این مطالعه، با تکیه بر روششناسی MARA و مفهوم پادشکنندگی سیستمها، رویکرد تحلیل پادشکنندگی برای مساله انتخاب استراتژی معرفی شد.. در محیطهای آشفته و غیرقابل پیشبینی، تصمیمگیری (بهویژه در مورد تصمیمهای کلیدی و اثرگذار نظیر انتخاب استراتژی) امری چالشبرانگیز است. در شرایط دگرگونشونده و متغیر، رویکردهای کلاسیک انتخاب استراتژی و نیز رویکردهای تصمیمگیری چندشاخصه کارایی خود را از دست میدهند. رویکردهای کلاسیک برنامهریزی سناریو نیز به دلیل محدودیتهای ذاتی و سادهانگاری توان مقابله با محیطهای آشفته را ندارند. در پاسخ به کاستیهای رویکردهای مورد اشاره، رویکرد ماتریسی به تحلیل استواری (MARA) معرفی شد که قادر است بدون محدودیت محاسباتی، مساله انتخاب استراتژی را حل کند. با این وجود، این رویکرد زمانی مناسب است که یک تصمیمگیرنده محافظهکار بخواهد استراتژیای را با کمترین ریسک انتخاب کند. بنابراین، این رویکرد در شرایطی که تصمیمگیرنده به دنبال بهرهبرداری از فرصتها باشد، نتیجه مطلوبی بههمراه ندارد. در این رویکرد، پس از فهرست کردن گزینههای تصمیم و تعریف سناریوها بر اساس مهمترین شاخصهای محیطی، عملکرد استراتژیها در هر یک از حالتهای مختلف شاخصها تعیین و مجموع عملکرد هر استراتژی در هر سناریو با عملکرد آن استراتژی در سناریوی پایه (وضع موجود) مقایسه شد. رویکرد پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی شرح داده شد. در عمل، این تحلیل نشان میدهد که در صورت بروز تغییر در هر یک از شاخصهای اثرگذار محیطی (تغییر سناریو) کدام استراتژی (تصمیم) میتواند عایدی بیشتری برای سازمان (تصمیمگیرنده) بههمراه داشته باشد. این مفهوم در تقابل با تحلیل استواری است که گزینهای را برتر میداند که در صورت بروز تغییر، ریسک کمتری بهدنبال داشته باشد. استفاده از این ابزار در محیطهای آشفته میتواند مدیران را در فرآیند مدیریت کسبوکار یاری دهد.
تاثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برندخودرو سازان داخلی،مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برند
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568692.1696
پیمان فتحی اقدم، فرانک خدایاری، حمید سعیدی، لیلا آندرواژ
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کاهش سردرگمی مشتریان در انتخاب برندخودرو سازان داخلی،مبتنی بر کیفیت برند و تجربه برندانجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را مدیران فروش و بازاریابی خودرو سازان داخلی مانند ایران خودرو و سایپا. زامیاد در شهر تهران تشکیل میداد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کیفیت برند، تجربه برند، رضایت مشتریان و تب بر این سردرگمی و ارائه راهکارهایی برای کاهش آن میتواند به بهبود تجربه خرید مشتریان خودروسازان داخلی و افزایش رضایت آنها کمک کند.
تحلیل مدل عوامل موثر بر تجربه مشتری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.552615.1644
مرتضی اعلمی، عبداله نعامی، فرزانه بیک زاده عباسی، اسکندر عبدالهی
چکیده هدف این پژوهش، تحلیل مدل عوامل موثر بر تجربه مشتری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی–همبستگی میباشد. جامعه آماری شامل مشتریان فروشگاه زنجیرهای اتکا است که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین شد و روش نمونهگیری تصادفی ساده به کار گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. به منظور آزمون فرضیهها و برازش مدل مفهومی، از مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS استفاده گردید. شاخصهای برازش شامل CFI، GFI، IFI و RMSEA در محدوده قابل قبول قرار داشتند که نشان از برازش مناسب مدل دارد. یافتههای پژوهش نشان داد که پیشرفت فناوری و ارزشآفرینی تأثیر معناداری بر تجربه مشتری دارند. همچنین عوامل انسانی و سازمانی نقش مؤثری در پیادهسازی خردهفروشی نسل ۴.۰ ایفا میکنند. تجربه مشتری نیز به عنوان متغیری کلیدی، در بهبود عملکرد فروشگاه و تقویت ارتباط با مشتریان نقش برجستهای دارد. نتایج بیانگر آن است که بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، توانمندسازی منابع انسانی و ایجاد زیرساختهای سازمانی مناسب، از پیششرطهای اساسی در تحقق تجربه مشتری مثبت و پایداری در محیطهای خردهفروشی نوین به شمار میرود.
قابلیتهای کلیدی موفقیت در عملکرد بازاریابی کسبوکارهای کوچک و متوسط
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.521147.1555
سارا میرزاابوالحسن خان ایلچی، معصومه حسین زاده شهری، منیژه حقیقی نسب
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویتبندی قابلیتهای کلیدی مؤثر بر عملکرد بازاریابی در کسبوکارهای کوچک و متوسط است. این پژوهش در بخش کیفی با روش فراترکیب و مرور نظاممند ادبیات پژوهشهای منتشرشده بین سالهای 2019 تا 2025، 5222 مقاله اولیه را بررسی و پس از غربالگری کیفی و محتوایی مرحلهای، 42 مقاله واجد شرایط برای تحلیل انتخاب شد. با تحلیل محتوای مقالات منتخب در نرمافزار MAXQDA، تعداد 267 کد اولیه استخراج شد که در ادامه به 29 مقوله اصلی و در نهایت 8 مقوله نهایی دستهبندی گردیدند. در بخش کمّی، بهمنظور اولویتبندی این قابلیتها، از تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی با نظر 10 خبره صنعتی استفاده شد و پایایی نتایج با نرخ ناسازگاری کمتر از 0.1 تأیید گردید. نتایج نشان میدهد که مهمترین مقولههای نهایی شامل یکپارچهسازی ارتباط با مشتریان و اثربخشی استراتژیهای بازاریابی، نوآوری و شبکهسازی برای مزیت رقابتی پایدار، سازگاری چابک با نوآوری بازارمحور، تحول دیجیتال دادهمحور، توسعه اکوسیستمهای حمایتی دیجیتال، بازاریابی کارآفرینانه کمهزینه و استراتژیهای بازاریابی سبز هستند. از دیدگاه خبرگان، سه قابلیت «پیادهسازی مؤثر برنامه بازاریابی»، «نوآوری محصول» و «بازاریابی چندکاناله» در بهبود عملکرد بازاریابی کسبوکارهای کوچک و متوسط بیشترین اهمیت را دارند. پیشنهاد میشود مدیران این کسبوکارها با تدوین برنامههای بازاریابی مستند، توسعه نوآوری محصول بر اساس تعامل با مشتری و یکپارچهسازی حضور در کانالهای آنلاین و آفلاین، عملکرد بازاریابی خود را ارتقا دهند.
نگاشتی از هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.511945.1534
بیتا حاتمی، مازیار حسینی، رضا رادفر، احمد اصلی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه ساختار هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی با رویکردهای تحلیل علم سنجی و مرور ادبیات سیستماتیک است. اقتصاد اشتراکی، فعال ساز ارزش غیرفعال داراییها، با سیستمی از هم آفرینی ارزش برای همه است. در برسازه ی هم آفرینی ارزش، مبتنی بر بنیان کثرت گرایانه، ماهیت بنیادی ارزش آفرینی، خلق مشترک است. هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، رخداد تعاملی ارزش آفرینی زنجیره متعاملین در ارائه محصول/خدمات است. موفقیت اقتصاد اشتراکی، بایسته ی درک ژرف و بسیط ساختار این ارزش آفرینی پیشرو، و مستلزم تلفیقی از پیوند بینش ها در ارکان و مؤلفه ها است. مع الوصف، علیرغم تنوع قابل توجه ادبیات؛ نامجموعی و عدم انسجام تحقیقات موجود، چالش پیش روی پیشروی ترویج، توسعه، و ارتقای این حوزه است. لذا با هدف ارائه روزآمد دیدگاهی یکپارچه و فراگیر، منجر به ادراک جامع از مجموعه دانش هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی، ضمن تحلیل علم سنجی (نرم افزار VOSviewer)، یک مرور سیستماتیک، با 125 مقاله پژوهشی سنوات 2017 تا 2024، نمایه شده در پایگاه های داده Scopus، و Web of Science، هم گذار ادبیات در تقاطع هم آفرینی ارزش و اقتصاد اشتراکی سامان یافت. نتیجه ی اجمال آمیزه ی طیف وسیعی از دیدگاه ها و مضامین مورد بررسی، ارائه ی نگاشتی موضوعی از چارچوب مفهومی ساختار هم آفرینی ارزش اقتصاد اشتراکی است.
شناسایی و تببین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تاکید بر کیفیت خدمات درمانی رویکرد کیفی : پدیدارشناسی
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.568697.1697
هادی خسروانی فراهانی، بهناز خدایاری، فریز طاهری کیا، لیلا آندواژ
چکیده در سالهای اخیر، گردشگری پزشکی به عنوان یک صنعت نوظهور و رو به رشد در سطح جهانی مطرح شده است. در این راستا، بازاریابی گردشگری پزشکی به عنوان یک ابزار کلیدی برای جذب بیماران و ارتقای تجربه آنها در این سفرها به شمار میآید. هدف مطالعه حاضر شناسایی و تببین الگوی بازاریابی گردشگری پزشکی با تاکید بر کیفیت خدمات درمانی بوده است.جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران بیمارستانهایی که دارای دپارتمان پذیرش بیماران بین المللی بوده که دارای تجربه حداقل 10سال مدیریت بیمارستانی و یا تجربه درمان بیماران خارجی در داخل کشور را داشته و هم چنین دارای تجربه کافی در برنامه ریزی برای ورود گردشگران خارجی(ترجیحا کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل قرابت و آشنایی بیشتربا بیمارستانهای بین المللی ایرانی و هم چنین تعاملات بیشتر ایران با این کشورها) و مجریان حوزه گردشگری پزشکی وزارت بهداشت و درمان و بیمارانی که تجربه درمان در بیمارستانهای ایران را دارند، در نظر گرفته شده و ابزار جمع آوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و محقق با انجام پانزده مصاحبه به اشباع نظری رسیده است.محققین در بخش کیفی از استراتژی پدیدارشناسی و مشتمل بر کدگذاری باز، محوری، انتخابی به منظور دستیابی به مدل پژوهش بهره برده است یافتهها نشان داد که کیفیت ارتباط با بیماران ،وجود کارکنان چند زبانه و ایجاد محیط دوستانه و آرام بر تجربه کسب و کار های گردشگری پزشکی در شهر تهران تاثیر دارد و هم چنین یافته ها نشان داد که کسب و کار های گردشگری پزشکی نیازمند توجه به تجربه بیماران است. و این تجربه میتواند منجر به افزایش رضایت و وفاداری بیماران و افزایش تعداد گردشگران پزشکی شود.
طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاه های خرده فروشی آنلاین
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.534481.1583
ساناز مرادی، هما درودی، ابوالفضل مقدم، فرشته لطفی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارتباطات بازاریابی نوین و تأثیر آن در رفتار خرید مصرف کننده در فروشگاه های خرده فروشی آنلاین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش رتبه بندی شامل 10 نفر از مدیران ارشد خبره و دانشگاهیان با سابقه و آشنا با مفهوم بازاریابی و نمونه گیری هدفمند قضاوتی و در بخش معادلات ساختاری شامل 373 نفر از مشتریان خرده فروشی های آنلاین و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل داده از رتبه بندی و نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که 21 شاخص شناسایی شد که شامل عوامل مدیریتی فروشگاه، (5 شاخص)، تقویت فضای تعاملی (5 شاخص) و عوامل محتوایی رسانه (6 شاخص)، هوشمندی رقابتی(5 شاخص) بودند. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری، ضمن تایید برازش مدل نشان می دهد که عوامل مدیریتی فروشگاه با ضریب تاثیر استاندارد 0.79 ، تقویت فضای تعاملی در رسانه اجتماعی 94/0، با ضریب تاثیر استاندارد 94/0،عوامل محتوایی رسانه با ضریب تاثیر استاندارد 98/0 و هوشمندی رقابتی با ضریب تاثیر استاندارد 77/0، تاثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده تاثیر می گذارد این یافتهها نهتنها به تقویت ارتباطات استراتژیک و بهینهسازی فرآیندهای بازاریابی دیجیتال کمک میکند، بلکه نشان میدهند که چگونه فروشگاههای آنلاین میتوانند از رسانههای اجتماعی و محتوای دیجیتال برای بهبود تجربه خرید و افزایش تعامل با مشتریان استفاده کنند.
طراحی الگوی رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.454427.1367
فاطمه فلاح کهنه قوچان، امیر رحیمپور، علی حسینزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از مادران باردار طبقه متوسط به بالای شهر مشهدکه تجربه اولین بارداری را دارند، تشکیل می دهند که نمونه گیری بصورت گلوله برفی می باشند. جامعه آماری کمی شامل 384 نفر از مادران باردار است که با شیوه نمونهگیری هدفمند و قضاوتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل در بخش کیفی از تحلیل پدیدارشناسی با رویکرد کلایزی برای تحلیل دادههای متنی و در بخش کمی از نرم افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش بخش کیفی نشان داد که 45 کد در قالب 18 مضمون فرعی و 9 مضمون شناسایی شد که شامل ویژگیهای پزشک متخصص زنان، معرفی دوستان و آشنایان، پویایی در کار، داشتن سخت افزارها و تجهیزات، قوانین بیمهای و دستمزد، روزآمدی پزشک، ضابطه محوری، گرفتن ارتباط مثبت با بیمار ها و توسعه محوری می باشد. نتایج بخش کمی نشان داد که، ویژگیهای فردی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد. نحوه ارائه خدمات پزشکی پزشک بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد. ویژگیهای ارتباطی بین پزشک و بیمار بر رفتار مصرف کننده مادران باردار در انتخاب پزشک متخصص زنان تاثیر دارد.
شناسایی عوامل ریسک اعتباری مشتریان در بانکهای دولتی و خصوصی
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.544989.1624
سجاد صدیق، رضا طهرانی، عباس راد
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل ریسک اعتباری مشتریان در بانکهای دولتی و خصوصی میباشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری شامل 5 نفر از خبرگان در حوزه بانکداری و به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه ماتریسی برای رتبهبندی و ارزیابی شاخصها می باشد. با استفاده از روشهای تحلیل ساختاری و مدلسازی سیستماتیک، دادههای مربوط به ریسک اعتباری مشتریان بانکها جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابتدا ابعاد و شاخصهای مؤثر بر ریسک اعتباری شناسایی و سپس با استفاده از روش دلفی و نظرات خبرگان، مقایسات زوجی انجام شد. در مرحله بعد، با استفاده از روش MICMAC، اثرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها مشخص گردید و متغیرها بر اساس نفوذ و وابستگی در یکی از چهار گروه خودمختار، وابسته، پیوندی و کلیدی دستهبندی شدند. نتایج نشان داد که متغیرهایی مانند اشتغال و درآمد پایدار، مسکن مناسب و توزیع عادلانه امکانات و خدمات زیرساختی به عنوان متغیرهای کلیدی و مؤثر در کاهش ریسک اعتباری شناخته شدند. همچنین، متغیرهایی مانند شرایط بیرونی و نوع فعالیت در گروه متغیرهای وابسته و خودمختار قرار گرفتند. این تحقیق میتواند به مدیران و سیاستگذاران بانکی در بهبود روشهای ارزیابی ریسک اعتباری و اتخاذ تصمیمات مناسب کمک کند.
بررسی ارتباط تمایلات سرمایه گذاران در صنعت بیمه با تأکید مدل روانشناختی
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501057.1486
یعقوب همتی، مهدی خادمی گراشی، علیرضا دقیقی اصلی
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارتباط تمایلات سرمایه گذاران در صنعت بیمه با تأکید مدل روانشناختی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل 140 نفر از سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه هستند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. براساس یافته های بخش کیفی چهار بعد عوامل ادراکی، عوامل اقتصادی، عوامل عاطفی و عوامل کنترلی به دست آمد بنابراین نتایج نشان داد که متغیرها و عوامل تاثیرگذار در این تحقیق پس از بررسی مطالعات گذشته و مصاحبه با خبرگان شامل عوامل ادراکی عوامل اقتصادی عوامل عاطفی و عوامل کنترلی می باشد و بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری و آمارههای بدست آمده میتوان دریافت که ضرایب تمامی عوامل تاثیر معنادار بر مدل نهایی داشته و اثرگذاری تمامی عوامل بر الگوی ساختاری- فرآیندی تمایلات سرمایهگذاران در صنعت بیمه با تأکید بر عوامل روانشناختی تایید می گردد.
نقش واسطهای چشم و همچشمی و مصرف منزلتگرا در تأثیر مادیگرایی مصرفکننده بر قصد خرید محصولات اپل
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.571267.1704
حمیده شکاری، نجمه جلالیان، محمود کمالی زارچ، مریم میرحسینی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطهای چشم و همچشمی و مصرف منزلتگرا در تأثیر مادیگرایی مصرفکننده بر قصد خرید محصولات اپل انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق کلیه مصرف کنندگان بالای 18 سال برند اپل در شهر یزد می بود. نمونه آماری از بین افراد مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مادی گرایی مصرف کننده بر قصدخرید مصرف کنندگان برند اپل به صورت مستقیم تاثیر مثبت و معنیدار ندارد. اما نقش میانجی مصرف منزلت گرا و چشم و هم چشمی در رابطه بین مادی گرایی و قصد خرید مورد تایید قرار گرفت.
طراحی و اعتبار سنجی مدل اندازه گیری حاکمیت شرکتی با تاکید بر مدیریت دارایی های فیزیکی با رویکرد دلفی فازی و تحلیل عاملی
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.488884.1460
فاطمه عینی قربائی، مجتبی ملکی چوبری، سینا خردیار
چکیده هدف این پژوهش طراحی و اعتبار سنجی مدل اندازه گیری حاکمیت شرکتی با تاکید بر مدیریت دارایی های فیزیکی با رویکرد دلفی فازی و تحلیل عاملی (مورد مطالعه: نیروگاه های حرارتی برق کشور) میباشد. این پژوهش از نظر استراتژی در زمره ی پژوهش های آمیخته (کمی-کیفی) قرار دارد. در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و مرتبه دوم استفاده شده است. اعضای پنل در روش دلفی فازی پانزده خبره و تعداد نمونه در بخش تحلیل عاملی تاییدی نیز 156 نمونه برآورد گردید. روش دلفی فازی در سه دور اجرا گردید و خبرگان در مورد شاخص های انتخاب شده به اجماع رسیدند. تعداد اعضای پنل در این بخش پانزده نفر بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش دلفی فازی و در بخش کمی از SPSS و PLSاستفاده گردید. نتایج نشان داد که مدل طراحی شده شامل ده بعد است و ابعاد آن شامل1) استراتژی؛ 2) بهینه سازی فرآیند؛ 3) تجهیزات؛ 4) سیستم های مدیریت و پشتیبانی؛ 5) مدیریت زنجیره تامین؛ 6) مدیریت و ارزیابی عملکرد؛ 7) مدیریت کار و سازماندهی؛ 8) مراقبت های اصلی؛ 9) کار گروهی با تمرکز بر دیدگاه سیستمی و 10) کارکنان است. با توجه به نتایج بدست آمده در راستای ابعاد شناسایی شده، بعد بهینه سازی فرایند با ضریب مسیر 0.856 به عنوان مهمترین بعد، مدیریت و ارزیابی عملکرد با ضریب مسیر 0.832 به عنوان دومین بعد و تجهیزات با ضریب مسیر 0.83 به عنوان سومین بعد مهم در مدل شناسایی گردید.
از شبکه تا نوآوری: طراحی الگوی بازاریابی شبکهای کارآفرینانه در صنعت غذا
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577762.1715
وعدالله المنصوری، حسین رحیمی کلور، بهمن خداپناه، محمد باشکوه اجیرلو
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بازاریابی شبکهای مناسب با رویکرد کارآفرینی در صنعت غذا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای بازاریابی، کارآفرینی و صنعت غذا گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی مجموعهای از مضامین پایه، سازماندهنده و ۱0 مضمون فراگیر شد که در قالب یک مدل منسجم ارائه گردید. نتایج نشان میدهد که موفقیت در این زیستبوم، بیش از هر چیز در گروِ تلفیق هوشمندانه «اصالتهای فرهنگی-قبیلهای» با «قابلیتهای نوین کارآفرینی و دیجیتال» است. مضامینی همچون استراتژیهای بازاریابی تطبیقی-مذهبی، پویاییهای شبکه قبیلهای و حکمرانی بر پایه اعتماد و تعهد، به عنوان ارکان اصلیِ پذیرش اجتماعی و نفوذ در بازار شناخته شدند. همچنین، یافتهها برجسته میسازد که گرایش کارآفرینانه، مدیریت دانش و تحول دیجیتال، محرکهای اصلی برای ارتقای عملکرد بازار و خلق ارزش پایدار هستند. در نهایت، این پژوهش چارچوبی عملیاتی ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه همافزایی میان ساختارهای سنتیِ اعتماد و فناوریهای مدرن، میتواند منجر به تابآوری و کسب مزیت رقابتی در صنعت غذای عراق شود. این مدل میتواند به عنوان نقشهی راهی برای کارآفرینان و سیاستگذاران جهت توسعه بازاریابی شبکهای در بازارهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2026.577859.1716
علی سعدی صالح، قاسم زارعی، محمد باشکوه اجیرلو، ناصر سیف الهی انار
چکیده هدف این پژوهش مدلی نوآورانه برای پیادهسازی هوش مصنوعی در بازاریابی سبز محصولات ارگانیک در عراق: فرصتها و چالشها است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری را مشتریان و فعالان زنجیره تأمین محصولات ارگانیک در عراق تشکیل میدهند. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و با توجه به جدول مورگان و رعایت معیار کفایت نمونه، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه توزیع و در نهایت ۳۹۰ پرسشنامه قابل تحلیل دریافت شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد که درگیری مشتری بر مدیریت بحران، بهینه سازی زنجیره تأمین، بازاریابی پایدار تأثیر دارد، مدیریت بحران بر بهینه سازی زنجیره تأمین تأثیر دارد.
