تحلیل علم سنجی مطالعات انجام شده در حوزه ارزش آفرینی کسب و کار خودروهای برقی بر اساس مطالعات نمایه شده در WOS
صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.453581.1365
سید عباس کاراوند، محمدتقی امینی، یزدان شیرمحمدی
چکیده هدف تحقیق تجزیه و تحلیل ساختار فکری و ترسیم نقشه علمی مطالعات موجود در زمینه خودروهای برقی، تولیدات علمی در دسترس این حوزه از علم می باشد. رویکرد تحقیق علمسنجی بوده که مهم ترین نویسندگان و خوشه های موضوعی با استفاده از فنون همنویسندگی و هم-رخدادی واژگان شناسایی شده است و نهایتاً منجر به ترسیم نقشه علمی در این حوزه گردیده است. 14235 سند علمی نمایه شده در پایگاه WOS طی سالهای 1955 تا 2023 به عنوان جامعه آماری این پژوهش با اتکا به آمار توصیفی و نرمافزار VOSviewer مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. روند صعودی انتشار مقالات طی 68 سال اخیر یکی از یافته های حاصل از این پژوهش بوده است (بیشترین تعداد مقالات در سال 2021 (2258) متنشر گردیده است). با بررسیهای انجام شده تحول واژههای کلیدی از توجه مهندسی و مدیریت عملیات و تولید به حوزه حمل و نقل پاک به سوی حرکت کشورها یه سمت بهینه سازی بااستفاده از علوم رایانهای در جهت توسعه پایدار با تدوین و پیادهسازی استراتژیهای موثر توسط دولتها مشاهده گردید. از این چارچوب می توان برای فهم بهتر و به کارگیری مؤثرتر مدل توسعه خودروهای برقی با ارزش آفرینی هر چه بیشتر در توسعه پایدار حمل ونقل برقی بهره برد.
شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون
صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.454757.1369
محمود جعفری دهکردی، محمود احمدی شریف، مهران کشتکار هرانکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونهگیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روشهای بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزشهای برتر را برای مشتریان ارائه میدهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری میشود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم میکند. به کمک این رویکرد، بانکها میتوانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
تاثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر
صفحه 48-63
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.512978.1527
سیدرضا سیدجوادین، دانیال ظهیری فرد
چکیده هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونهای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.
مدل مفهومی نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی در شرکت های خانوادگی: مورد مطالعه شرکت های خانوادگی صنعت نشر
صفحه 64-94
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.460682.1389
مریم وجدی، جهانگیر یدالهی فارسی، کمال سخدری، مهران رضوانی
چکیده هدف از پژوهش تبیین قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب وکار از طریق ارزش آفرینی در شرکتهای خانوادگی و ارائه مدل مفهومی می باشد. تحقیق از نظر هدف توسعه ای-کاربردی با ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است.جامعه آماری نسل1و2 و متخصصان شرکتهای خانوادگی در صنعت نشر بود. با استفاده از مصاحبه داده ها جمع آوری شده و مقوله ها کدگذاری شده و یافته ها با نرم افزارMAXQDA طبقه بندی شد. با روش نمونه گیری هدفمند، مطالعه 5 شرکت با 13 مصاحبه انجام شد. اعتبارسنجی یافته پژوهش با مثلث سازی نظری و نظرسنجی از خبرگان سنجش انجام شد. نتایج نشان داد، 5 عامل پیش زمینه شامل چشم انداز مشترک نوآورانه، تعامل و تبادل دانش دو نسل، ایجاد انعطاف در نسل1 ، هم افزایی، همکاری و تعهد دو نسل و بکارگیری قابلیت های نسل2 و متخصصان شناسایی شد. در مورد عوامل فرایند، 3 عامل مهم قابلیت های مدیریتی نسل1، همآفرینی ارزش دو نسلی و قابلیت های نسل2 در خلق و ایجاد ارزش جدید، به عنوان قابلیت های مهم در فرایند نوآوری مدل کسب و کار دو نسلی از جنبه ارزش آفرینی شناسایی شد. در زمینه ابعاد نوآوری مدل کسب و کار 7 عامل شامل نقش نسل2 در ایده یابی و اجرای طرح های جدید و ارتباط با مشتریان و نقش نسل1 در تخصیص منابع جدید، تامین منابع مالی، ساختار دهی فعالیتها، مدیریت ریسک و منابع، پشتیبانی، حمایت از طرح ها و ارتباط با ذینفعان؛ به عنوان قابلیت های دو نسل در نوآوری مدل کسب و کار شناخته شد.
ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهرهوری منابع انسانی
صفحه 95-112
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.484989.1448
حسن برمکی، فرشاد فائزی رازی، احتشام رشیدی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل چارچوب داشبورد مدیریت مبتنی بر بهرهوری منابع انسانی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر فرایند تجزیه و تحلیل دادهها از نوع اکتشافی میباشد. جامعه آماری شامل مدیران و معاونین، سرپرستان و روسای شرکت مپنا هستند که با روش غیر تصادفی ساده و فرمول کوکران حجم نمونه 267 نفر تعیین شد و ابزار گرداوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی از طریق نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ 0.78 بدست آمد و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از معادلات ساختاری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. نتایج نشان داد که عوامل فردی به عوامل سازمانی با ضریب (0.405) و مقدار t(4.051)، عوامل سازمانی به عوامل مدیریتی با ضریب (0.233) و مقدار t(3.789)، ایجاد تعهد به عوامل مدیریتی با ضریب (0.085) و مقدار t(2.298)، انگیزش و رضایت به عوامل مدیریتی با ضریب (0.234) و مقدار t(4.877) و عوامل مدیریتی به بهره وری منابع انسانی با ضریب (0.449) و مقدار t(4.305) تأثیر دارد و مقدار محاسبه شده GOF برابر با 65/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین
صفحه 113-137
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.461925.1394
رامین حسینی، مصطفی هاشمی تیله نوئی
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش استراتژیهای مدیریت تقاضا در پایداری و عملکرد شرکت با نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین صورت پذیرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث جمعآوری دادهها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران شرکتهای توزیعکننده نهادههای دامی در کشور (۳۰۰ نفر) میباشد، روش نمونهگیری سرشماری در دسترس است که با استفاده از پرسشنامه حاصلشده است، پرسشنامه این پژوهش از چهار بعد پایداری زنجیره تأمین، استراتژیهای مدیریت تقاضا، پایداری شرکت و عملکرد شرکت تشکیلشده است. آزمون فرضیات با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری برمبنای روش حداقل مربعات جزئی و تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش با استفاده از نرمافزار Smart PLS ورژن ۳ صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد که استراتژیهای مدیریت تقاضا بر پایداری و عملکرد شرکت تأثیرگذار است. همچنین مشخص گردید که پایداری زنجیره تأمین بر پایداری شرکت تأثیر میگذارد. نقش میانجی پایداری زنجیره تأمین بر استراتژیهای مدیریت تقاضا و پایداری و عملکرد شرکت اثبات گردید.
شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت
صفحه 138-161
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.480082.1434
هاجر فرهمند، محمدتقی تقوی فرد، مقصود امیری، ایمان رئیسی وانانی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حملو نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و دادههای تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حملونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونهگیری در این پژوهش به صورت هدفمند میباشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری دادهها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرمافزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل دادهها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده، سیستمهای اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بیوقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسبوکار، امنیت دادهها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوریهای نوین، بهعنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حملونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.
بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل سیاستگذاری جهت ایجاد ارزشافزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران
صفحه 162-183
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.418300.1208
حسن عموزاده، عبدالله نعامی، علیرضا روستا
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر ابعاد شناسایی شده مدل سیاستگذاری جهت ایجاد ارزشافزوده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران و کارشناسان نمایندگیهای فروش و خدمات پس از فروش می باشند که نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه نمایندگی فروش و خدمات پس از فروش صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد و مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. برای بررسی عوامل اثرگذار و اثرپذیر مدل از تکنیک دیمتل استفاده شد. نتایج نشان داد بعد سازمانی دارای بیشترین اهمیت است. بعد خدمات فنی در جایگاه دوم اهمیت قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم اهمیت قرار دارد. همچنین بعد خدمات فنی در دارای بیشترین تأثیرگذاری است. بعد سازمانی در جایگاه دوم تأثیرگذاری قرار دارد. بعد فیزیکی در جایگاه سوم تأثیرگذاری قرار دارد.
بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN)
صفحه 184-200
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.503428.1493
محمدرضا درانی، سیدرضا حسنی، فرشید نمامیان
چکیده هدف این پژوهش بررسی محرک های فروش در ارزیابی اصالت برندهای نوظهور از طریق سنجش شبکه عصبی عمیق (DNN) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحقیقهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی مسلط و آشنا به حوزه های بازایابی و برندینگ انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با استفاده از شبکه عصبی و نرم افزار MATLAB انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که 8 معیار پژوهش شامل تداوم برند، اعتبار برند، انسجام برند، نمادگرایی برند، همگنی بازار، رقابت در بازار، زیرساخت بازار، تصمیمات سیاسی شناسایی شند. همچنین تمامی پیش بینی های شبکه عصبی مصنوعی پیشنهادی به درستی انجام شده است و شبکه قادر است بر اساس ورودی های تعریف شده، تمام خروجیها را به درستی شناسایی و دسته بندی کند.
ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی
صفحه 201-226
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.556083.1660
کیمیا دریسی، بهروز قاسمی، فریده حق شناس کاشانی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل شهرت برند به منظور افزایش ارزش ویژه برند صنایع دارویی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 17 نفر از مدیران و کارکنان بخش بازاریابی شرکتهای داروسازی، خبرگان و اساتید آگاه به این حوزه می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 384 نفر از مصرف کنندگان دارو می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (کیفیت اثباتشده، نظام پایش ایمنی دارو، دادههای علمی معتبر)، شرایط زمینهای (همکاری نهادی، تعامل علمی–اقتصادی با سیاستگذاران، استانداردهای بینالمللی)، شرایط مداخلهگر (عوامل ژئوپلیتیک، رقابت چندسطحی، تحولات فناورانه)، راهبردها (برتری علمی، شفافیت، مدیریت بحران، نوآوری بومی) و پیامدها (اعتماد پایدار، جایگاه بازار، اعتبار علمی و توان چانهزنی سیاستی) پیکره مدل شهرت برند را تشکیل میدهند. در بخش کمی، نتایج پژوهش نشان دهنده اعتبار بالای مدل استخراج شده بود.
طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور
صفحه 227-251
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.502094.1492
مریم تهیدست شاهخالی، مهرداد گودرزوند چگینی، سعید باقر سلیمی، محمد دوستار
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل رفتارشهروندی سازمانی پایدار در نظام بانکی کشور میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان و کارکنان است که تجربه همکاری با پایداری سازمان را دارند, میباشد که نمونه آماری با توجه به نامحدود بودن جامعه, حجم نمونه از فرمول 5q<n<15q محاسبه شد و تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد. نمونهگیری در این پژوهش بهصورت تصادفی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل مناسب رفتارشهروندی سازمانی پایداردرنظام بانکی منطبق بر الگوی پارادایمی شامل شش متغیر اصلی شرایط عِلّی، شرایط زمینههای، شرایط مداخلهای، راهبردها، پیامدها و پدیده محوری بوده و دارای 18 شاخص میباشد. مدل پارادایمی پژوهش بر اساس راهبرد نظریه داده بنیاد نمایش داده شده است که شامل 5 شاخص در متغیر اصلی «شرایط عِلّی» و زیرمجموعه سه مقوله، عوامل فردی، عوامل سازمانی قرار میگیرند. متغیر اصلی «شرایط زمینهای» و یک مقوله توسعه مهارتها، در متغیر اصلی «شرایط مداخلهگر» یک مقوله ابزارها و منابع پایدار و مقوله عوامل سازمان-محور، رفتارشهروندی سازمانی پایداردر متغیر اصلی «راهبردها» رهبری تحول ساز محیطی در متغیر اصلی «پیامدها» عملکرد پایدار سازمانی میباشد و شاخص کلی برازش (GOF) عددی برابر 6534/0 به دست آمد که نشان از برازش کلی قوی مدل پژوهش دارد.
مدلسازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیتهای صادراتی شرکتهای صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته
صفحه 252-278
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.532293.1577
ابوالفضل ذوالقدر، سهیل سرمد سعیدی، بهروز قاسمی
چکیده هدف پژوهش حاضر مدلسازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیتهای صادراتی شرکتهای صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلولهبرفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه میباشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری دادهبنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساختهای ICT، کیفیت دادهها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینهای (سیاستهای حمایتی، همکاریهای بینالمللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخلهگر (تحریمها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیشبینی تقاضا، بهینهسازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینهها) ساختار مدل را تشکیل میدهند. در بخش کمی، شاخصهای پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقولهها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیهها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقولههای مدل با سطح معنیداری ۰.۰۰۱>p بود.
ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی
صفحه 279-298
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2024.426978.1252
علی مصریان، عطاء الله ابطحی، علی اصغر محکی، محمد سلطانی فر، علی گرانمایه پور
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل ۲۲ هزار رسانهنگار کشور می باشد که 400 نفر با روش نمونهگیری خوشه ای ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که محتوای تولیدی در رسانههای ارتباط جمعی مانند شبکههای صدا و سیما، خبرگزاریها، مطبوعات و پایگاههای خبری نمیتواند بهصورت یکسان در شبکههای اجتماعی منتشر شود. در انتخاب و تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی، ویژگیهایی مانند تازگی، جذابیت، کاربرپسندی، چندرسانهای بودن، سرعت در انتشار و حرفهای بودن باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، یافتهها نشان داد که شبکههای صدا و سیما بهطور کامل از ظرفیت شبکههای اجتماعی خارجی استفاده نمیکنند و خبرگزاریها، رسانهها و پایگاههای خبری نیز به شبکههای اجتماعی داخلی توجه کافی نمیکنند. با این حال، باید توجه شود که مخاطبان در تمام بسترها و سکوهای اجتماعی حضور دارند و رسانهها باید در همه این بسترها فعالیت موثری داشته باشند. در بخش شبکههای اجتماعی، برخی پارامترهای مهم شامل تعداد کانال، تعداد عضو، تعداد پست، تعداد بازدید، تعداد بازنشر و تعداد لایک است. این پارامترها باعث تولید محتوای بهتر و افزایش تأثیرگذاری محتوا و خبر بر مخاطب میشوند. همچنین، در تعامل با مخاطب، عواملی مانند دروازهبانی(گیتکیپینگ)، دادهکاوی، سوژهیابی و رصد نیز باید مد نظر قرار گیرند.
ارائه مدل حمایتی حقوق از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی
صفحه 299-322
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.538021.1603
فاطمه بازوکار، پرویز باقری
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حمایتی فقه اسلامی ازکارآفرینی اجتماعی و اقتصادی انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با اساتید رشتههای فقه، حقوق اسلامی و کارآفرینی و مشاوران حقوقی به تعداد 14 نفر و همچنین مرور پژوهشهای مرتبط، یافتهها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبهها و پژوهشها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 6 جنبه، 26 مؤلفه و 76 کد استخراج گردید. مدیران و کارآفرینان باید اقدام به اتخاذ و پیاده سازی اصول و راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای مثبت دست یابند. این پژوهش، مدل حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی در قالب 26 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای راهکارهای حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه نشده است، این پژوهش میتواند در راستای چالشهای نوظهور، توسعه اقتصادی پایدار، تقویت مسئولیت اجتماعی، انطباق با تغییرات جهانی و توسعه بازارهای جدید و فرصتهای تجاری سودمند باشد.
ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول
صفحه 323-342
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.504015.1498
سعید احمدیان، سیدکامران نوربخش، قاسمعلی بازآیی، سیدعباس حیدری
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل رفتار مصرف کننده از ادراک ایمنی محصول (مورد مطالعه مصرف کنندگان لوازم خانگی در مشهد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده های پژوهش توصیفی از نوع آزمایشی، هم بستگی و پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل مصرف کنندگان لوازم خانگی به تعداد 384 نفر می باشد، که با روش نمونه گیری بصورت غیر احتمالی و در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. با اطمینان 95 درصد برازندگی مدل ادراک از ایمنی استفاده کنندگان لوازم خانگیدر مشهد پذیرفته شد. نتایج نشان داد که جهت دهی مشتری و آموزش، عوامل مرتبط با فروشندگان، دستور العمل و لیبل، عوامل فرهنگی و اجتماعی، تبلیغات و بازاریابی، ویژگی جمعیت شناختی، دانش و آگاهی مشتری، عوامل مرتبط با محصول بر ادراک مصرف کنندگان از ایمنی محصول تاثیر دارد.
طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران
صفحه 343-360
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.501556.1487
محمد هادی صفرنژاد نوکاشتی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعهی شرکتهای تعاونی مصرف در ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکتهای تعاونی مصرف میباشد و به روش نمونهگیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکتهای تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفههای کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزشدیده، استراتژیهای توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایتهای قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهرهگیری از فناوریهای نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفههای فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیلکننده توسعه را ایفا میکند. شاخصهای کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهرهوری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفهها و شاخصها برای تحقق توسعه پایدار شرکتهای تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب میتواند راهنمایی کاربردی برای سیاستگذاران و مدیران این حوزه باشد.
بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی
صفحه 361-379
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.528285.1565
ابوالقاسم عربیون، دانیال امیری جامی، افشین مقدسی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تفکر طراحی و طراحی های فناورانه در حمایت از اکوسیستم های کارآفرینی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارآفرینان شرکت های دانشبنیان اصفهان به تعداد 150 نفر، که 93 نفر از آنها از طریق فرمول کوکران به عنوان نمونه با روش تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که کلیه فرضیات پژوهش مورد تایید قرار گرفته است. براین اساس، تلفیق تفکر طراحی و طراحی فناورانه به طور معناداری بر حمایت از اکوسیستمهای کارآفرینی تاثیر دارند. این یافتهها بر اهمیت این دو رویکرد در ایجاد و توسعه اکوسیستمهای کارآفرینی تاکید میکنند.
ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی
صفحه 380-403
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.547114.1634
محمد زرندی، امین عطاری، سعید روحانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) میباشد. ابتدا، با بهکارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفههای کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینهسازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبههای ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخصها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشهبندی K-Means++ و مدل RFM برای بخشبندی مشتریان و شناسایی گروههای نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهرهگیری از درخت تصمیم و شبکههای عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیشبینی رفتار آنها ارتقا یافته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این چارچوب ترکیبی نهتنها دقت خوشهبندی را بهبود میبخشد، بلکه امکان طراحی استراتژیهای شخصیسازیشده برای هر گروه از مشتریان را فراهم میکند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام دادههای تراکنشی با ویژگیهای دموگرافیک و رفتاری، بینشهای جامعتری را برای تصمیمگیریهای بازاریابی ارائه میدهد. این پژوهش با پر کردن شکافهای موجود در تحقیقات پیشین، بهویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیمپذیری مدلها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.
ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری
صفحه 404-433
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.526505.1562
محمدجواد مشیری، علیرضا مقدسی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر اجرا کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد میباشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 12 نفر از خبرگان و کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که سابقه فعالیت کارآفرینانه در این حوزهها را دارند و از نمونهگیری به روش نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفههای سه سطح کسبوکار، ملی و بینالمللی است. مؤلفههای سطح کسبوکار و ملی به عنوان زمینهساز و تسهیلکننده مؤلفههای بینالمللی عمل میکنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بینالمللی را تقویت میکند. همچنین رشد اقتصاد داخلی برای نفوذ در بازارهای بینالمللی و شکلگیری بنگاههای بینالمللی ضروری است.
ارائه مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری داده محور در شرکت های B2B
صفحه 434-457
https://doi.org/10.22034/jvcbm.2025.555380.1656
سحر سرخوندی، کریم حمدی، حسین وظیفه دوست
چکیده هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل فرآیندهای بازاریابی با قابلیت نوآوری دادهمحور در شرکتهای B2B است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمی) میباشد. در بخش کیفی، با بهرهگیری از مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از این خبرگان به صورت نمونه گیری هدفمند و در دستری که در حوزه بازاریابی و فناوری داده بودهاند، مقولهها و مؤلفههای اصلی مدل شناسایی شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران، رؤسا و کارکنان فعال در واحدهای بازاریابی شرکتهای B2B مستقر در شهر تهران بود. با توجه به حجم جامعه آماری 530 نفری، براساس جدول مورگان، تعداد ۲۱۹ نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند و به روش نمونهگیری خوشهای نسبی مورد بررسی قرار گرفت. یافتههای حاصل با استفاده از پرسشنامه و تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد شرایط علّی همچون فرهنگ دادهمحور و زیرساخت فناورانه، تأثیر معناداری بر شکلگیری فرآیندهای بازاریابی دادهمحور دارند. همچنین این فرآیندها از طریق راهبردهای مبتنی بر تحلیل داده، به پیامدهایی چون افزایش نوآوری بازاریابی، بهبود عملکرد تجاری و ارتقای رضایت مشتری منجر میشوند. روابط میان شرایط، فرآیندها، راهبردها و پیامدها از نظر آماری معنادار ارزیابی شد. در نتیجه، مدل ارائهشده میتواند بهعنوان چارچوبی برای توسعه رویکردهای نوآورانه دادهمحور در شرکتهای B2B مورد استفاده قرار گیرد. یافتهها تأکید دارند که شرکتها با تقویت فرهنگ دادهمحور و استفاده از تحلیلهای پیشبینیکننده، قادر خواهند بود تصمیمهای بازاریابی اثربخشتری اتخاذ کرده و مزیت رقابتی پایدارتری کسب کنند.
